دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
اخبار سریال خارجی

قسمت چهارم MobLand (سرزمین اوباش)؛ پرده‌ای خالی بر ویرانه‌های هریگن‌ها

بعد از انفجاری که قلب امپراتوری هریگن‌ها را لرزاند، دیگر هیچ‌کس نمی‌داند پشت هر سکوت، چه نقشه‌ای برای ضربه بعدی پنهان شده است. در لندن، حقیقت پیش از آنکه آشکار شود، قربانی تازه‌ای می‌گیرد.

قسمت سوم فصل دوم سریال «سرزمین اوباش» (MobLand) با امتیاز چشمگیر ۸.۴ از ۱۰ پخش شد؛ اپیزودی که با حضور خیره‌کننده فرانکی، پیشنهاد وسوسه‌انگیز او برای تصاحب خاندان هریگن و انفجار ویرانگر در پایان، فضایی پرتنش و تکان‌دهنده بر جای گذاشت. حالا طرفداران در انتظار تماشای قسمت چهارم با نام «پرده خالی» (Blank Curtain) هستند. این قسمت به نویسندگی جز باترورث و استر واتسون در تاریخ ۹ اکتبر ۲۰۲۶ (۱۸ مهر ۱۴۰۵) از شبکه پارامونت پلاس پخش خواهد شد. قسمت جدید طبق زمان‌بندی معمول پخش‌های بین‌المللی، احتمالا در ساعات بامداد به وقت محلی منتشر می‌شود و با احتساب اختلاف زمانی تهران، مخاطبان ایرانی ممکن است با چند ساعت تاخیر به آن دسترسی پیدا کنند؛ بنابراین این اپیزود احتمالا پس از انتشار و آماده شدن نسخه ترجمه‌شده، در سایت‌های ایرانی در دسترس قرار می‌گیرد. این انتظار، با توجه به پایان انفجاری قسمت قبل، قطعا یکی از هیجان‌انگیزترین انتظارهای فصل خواهد بود. تیزر در دسترس را می‌توانید از این لینک تماشا کنید.

پرده‌ای خالی برای یک امپراتوری در حال سقوط

هشدار: در ادامه بخش‌هایی از داستان قسمت سوم و جزئیات تیزر قسمت چهارم فاش می‌شود.

قسمت چهارم مستقیما از دل ویرانی‌های قسمت قبل آغاز خواهد شد؛ جایی که خانواده هریگن باید هم با پیامدهای انفجار در بارانداز روبه‌رو شود و هم پیش از آنکه پلیس به حقیقت نزدیک‌تر شود، روایتی قابل‌قبول برای این فاجعه بسازد. عنوان «پرده خالی» می‌تواند اشاره‌ای معنادار به همین تلاش برای پاک کردن ردپاها، پنهان کردن حقیقت و ساختن تصویری جعلی از واقعیت باشد. در تیزر، فینچ تلاش می‌کند حادثه را یک «نشت گاز کلاسیک» جلوه دهد، اما حضور او در محوطه بارانداز و پرسش درباره اینکه چرا به‌تنهایی آنجا بوده، نشان می‌دهد این پوشش ظاهری به آسانی پذیرفته نخواهد شد.

هری بار دیگر باید نقش همیشگی خود را ایفا کند: مردی که باید خرابی‌های دیگران را جمع کند، پیش از آنکه پلیس، دشمنان و حتی اعضای خانواده به جان یکدیگر بیفتند. با این حال، این بار بحران از همیشه پیچیده‌تر است. اگر شواهد انفجار به حمله‌ای سازمان‌یافته مرتبط شود، تحقیقات کاوانا می‌تواند حلقه محاصره را بر خاندان هریگن تنگ‌تر کند و فینچ نیز ممکن است به یکی از مهم‌ترین مهره‌های این پوشش جنایی تبدیل شود.

در سوی دیگر، دست پنهان میو قرار است ادی را از لندن خارج کند. این جابه‌جایی در ظاهر اقدامی برای نجات او از خطر پلیس و دشمنان است، اما با توجه به رفتارهای کنترل‌گرانه و محاسبه‌گرانه میو، نمی‌توان مطمئن بود ادی واقعا از چنگال خانواده فرار می‌کند یا فقط به مهره‌ای دور از چشم دیگران تبدیل می‌شود. رابطه ادی با جینا نیز همچنان یکی از خطرناک‌ترین نقاط ضعف داستان است؛ به‌خصوص حالا که میو بارها نشان داده برای حذف جینا از زندگی ادی، از هیچ نقشه‌ای عقب نمی‌نشیند.

سرافینا نیز پس از قرار گرفتن در موقعیتی شکننده، به دنبال ساختن یک اتحاد تازه خواهد بود. هری در قسمت قبل متوجه شد که او اطلاعاتی درباره فرانکی دارد که نباید از آن باخبر باشد. حالا سرافینا باید پیش از آنکه شک هری به یقین تبدیل شود، متحدانی برای خود پیدا کند؛ اما هر اتحاد تازه، بهای خودش را دارد و ممکن است او را بیش از گذشته به بازی کت مک‌آلیستر، دونی و فرانکی وابسته کند.

در همین حال، بازگشت دوباره کانرد به میدان می‌تواند تمام محاسبات را بر هم بزند. او که در قسمت‌های گذشته نشانه‌هایی از بی‌ثباتی و زوال قضاوت نشان داده، ظاهرا قصد ندارد جایگاه خود را به نسل جوان واگذار کند. جمله تیزر درباره اینکه «کشتی در حال غرق شدن است» به خوبی وضعیت فعلی خاندان را توصیف می‌کند؛ اما کانرد همچنان خود را ناخدای این کشتی می‌داند و احتمالا برای اثبات دوباره قدرتش، دست به اقدامی خطرناک خواهد زد.

جز باترورث و استر واتسون با توجه به مسیر داستانی فصل، احتمالا در این قسمت بیش از آنکه روی یک درگیری مستقیم تمرکز کنند، پیامدهای روانی و سیاسی انفجار را دنبال خواهند کرد. در جهان داستانی رونان بنت، خشونت هرگز فقط به شلیک گلوله یا انفجار ختم نمی‌شود؛ هر حمله، اتحادهای تازه می‌سازد، رازهای قدیمی را زنده می‌کند و افراد بیشتری را به سمت خیانت سوق می‌دهد. از طرف دیگر، نگاه گای ریچی به این جهان جنایی، اجازه نمی‌دهد حتی لحظات تاریک کاملا از طنز سیاه، ریتم تند و غافلگیری‌های ناگهانی خالی شوند.

آنچه در قسمت سوم گذشت: «بونزو به بیتبورگ می‌رود»؛ فرانکی با یک انفجار، قواعد بازی را عوض کرد

هشدار اسپویل: این بخش سرشار از جزئیات داستانی قسمت سوم است.

قسمت سوم، با نام «بونزو به بیتبورگ می‌رود»، تقریبا بلافاصله پس از حمله هماهنگ فرانکی به هریگن‌ها آغاز شد. فرگوس کشته شده بود، بلا به گروگان گرفته شده بود و زوشا نیز در اختیار فرانکی قرار داشت. خانواده، به جای آنکه فرصتی برای سازماندهی دوباره پیدا کند، ناگهان با دشمنی روبه‌رو شد که برخلاف رقبای قبلی، فقط به دنبال آسیب زدن به نیروهای حاشیه‌ای نبود؛ فرانکی می‌خواست مستقیما به مرکز قدرت هریگن‌ها نفوذ کند.

او زوشا را آزاد کرد، اما این آزادی بخشی از نقشه‌اش بود. فرانکی از خانواده خواست در نیمه‌شب و در محوطه بارانداز هریگن‌ها با حضور هری، کوین و کانرد پای میز مذاکره بنشیند. بلا همچنان برگ برنده او بود و فرانکی به خوبی می‌دانست تا زمانی که جان او در خطر باشد، کوین و هری نمی‌توانند بی‌محابا دست به حمله بزنند.

با این حال، هری و کوین به دلیل وضعیت غیرقابل‌پیش‌بینی کانرد تصمیم گرفتند او را از جلسه کنار بگذارند. حضور کانرد می‌توانست مذاکره را در چند ثانیه به حمام خون تبدیل کند. کانرد با ظاهر شدن در جلسه مخالفت نکرد، اما پیش از آنکه کنار گذاشته شود، بار دیگر کوین را با اشاره‌های تحقیرآمیز به رابطه‌اش با بلا آزار داد. این صحنه به خوبی نشان داد که دشمنی میان پدر و پسر دیگر فقط یک اختلاف خانوادگی نیست؛ زخمی قدیمی است که هر بار با خشونتی تازه باز می‌شود.

هم‌زمان، سرافینا به شکلی آشکار در بازی خطرناک دونی و کت مک‌آلیستر گرفتار شده بود. دونی از او خواست خود را به جلسه فرانکی برساند و سرافینا نیز هنگام صحبت با هری، ناخواسته نام فرانکی کوپر را به زبان آورد؛ در حالی که هری هنوز نمی‌دانست عامل اصلی حمله‌ها چه کسی است. تلاش سرافینا برای پوشاندن اشتباه خود، اوضاع را بدتر کرد. هری با چند پرسش کوتاه فهمید که سرافینا اطلاعاتی دارد که فقط یک فرد نزدیک به نقشه فرانکی می‌توانست از آن باخبر باشد.

ورود فرانکی به بارانداز یکی از بهترین لحظات قسمت بود. او با اسکوتر برقی، کاپشن بزرگ و کلاه ایمنی وارد محوطه‌ای شد که به شدت از سوی نیروهای هریگن محافظت می‌شد. در ظاهر، بیشتر شبیه مردی عجیب و بی‌خیال بود تا یک ارباب خطرناک مواد مخدر؛ اما همین ظاهر مضحک، بخشی از سلاح او بود. فرانکی با شوخی و خونسردی از میان محافظان عبور کرد و نشان داد برای شکست دادن هریگن‌ها به ارتش بزرگی نیاز ندارد؛ کافی است از غرور و پیش‌بینی‌پذیری آن‌ها استفاده کند.

پیشنهاد فرانکی در ظاهر یک معامله و در باطن کودتایی کامل بود. او می‌خواست امپراتوری هریگن‌ها را به شکلی منظم‌تر، سودآورتر و کم‌تنش‌تر اداره کند. هری همچنان نقش کارچاق‌کن و حل‌کننده مشکلات را بر عهده می‌گرفت، کوین چهره اصلی و عمومی مجموعه می‌شد و سرافینا نیز در ساختار تازه جایگاهی به دست می‌آورد. تنها مانع، نسل قدیمی بود: کانرد و میو باید کشته می‌شدند.

سرافینا اعتراف کرد که نقشه فرانکی منطقی به نظر می‌رسد، اما کوین حاضر نبود مرگ پدرش را با چند محاسبه تجاری بپذیرد. هری نیز اگرچه در سکوت متوجه ضعف‌های واقعی کانرد و میو بود، نمی‌توانست به سادگی گذشته و وفاداری خود را کنار بگذارد. در نهایت، آن‌ها پیشنهاد فرانکی را رد کردند و گفتند حمله او بدون پاسخ نمی‌ماند.

فرانکی نیز در پاسخ، با آزادی بلا موافقت کرد؛ اما پیش از آنکه از محوطه خارج شود، کلاه ایمنی خود را زیر میز باقی گذاشت. کلاه، در حقیقت بمبی پنهان بود. وقتی داگ آن را برداشت، انفجار مهیبی بارانداز هریگن‌ها را در هم کوبید. داگ کشته شد و فرانکی بار دیگر ثابت کرد که حتی در امن‌ترین قلمرو هریگن‌ها هم می‌تواند هر زمان که بخواهد وارد شود، مذاکره کند و ضربه نهایی خود را وارد کند.

از نظر داستانی، این قسمت در معرفی فرانکی به عنوان یک تهدید متفاوت بسیار موفق بود. او نه مثل دشمنان سنتی با خشونت مستقیم و چهره‌ای جدی، بلکه با شوخی، ظاهر نامتعارف و رفتاری تقریبا کودکانه وارد میدان می‌شود؛ اما پشت این ظاهر، ذهنی حسابگر و بی‌رحم پنهان شده است. جانی فلین در این نقش، ترکیبی از جذابیت، جنون و تهدید خلق کرده که او را به یکی از بهترین شخصیت‌های تازه‌وارد سریال تبدیل می‌کند.

قسمت سوم در کنار نقاط قوت خود، از یک ضعف مهم نیز رنج می‌برد. مرگ فرگوس با وجود تاثیر احساسی اولیه، هنوز به اندازه کافی پیامد نداشته و انفجار نیز به جای آنکه یکی از چهره‌های اصلی هریگن را از میان بردارد، بیشتر به کشته شدن یک نیروی فرعی منجر شد. از این نظر، سریال هنوز تا حدی از شخصیت‌های اصلی خود محافظت می‌کند؛ در حالی که درام‌های گانگستری قدرتمند معمولا زمانی تاثیرگذارتر می‌شوند که هیچ‌کس از پیامدهای این جهان در امان نباشد.

با این حال، این ضعف نتوانست کشش قسمت را از بین ببرد. مهم‌ترین دستاورد اپیزود، ایجاد شکافی تازه میان اعضای خاندان بود. سرافینا در مظان اتهام قرار گرفت، کوین بیش از همیشه از کانرد فاصله گرفت، هری فهمید کنترل اوضاع را از دست داده و میو همچنان در حال بازی دادن ادی و جینا بود. در پایان، انفجار فقط یک ساختمان را ویران نکرد؛ اعتماد میان اعضای خانواده را نیز ترک داد.

نگاهی کلی به «سرزمین اوباش» تا اینجا

«سرزمین اوباش» از فصل اول تاکنون، روایتی پرتنش از خانواده، قدرت و فروپاشی را دنبال کرده است؛ داستانی که در آن هری باید میان وفاداری به هریگن‌ها و تلاش برای حفظ خانواده خودش تعادل برقرار کند. فصل دوم این جهان را گسترده‌تر کرده و علاوه بر اختلاف‌های درونی، پای کت مک‌آلیستر، تاترسال، فرانکی و ساختارهای بزرگ‌تر جنایت سازمان‌یافته را به میدان آورده است. ترکیب فیلمنامه‌های رونان بنت و جز باترورث، بازی‌های قدرتمند تام هاردی، پیرس برازنان، هلن میرن و جانی فلین، و نگاه پرتحرک گای ریچی باعث شده سریال همچنان هویت جنایی و پرزرق‌وبرق خود را حفظ کند؛ حتی وقتی در بعضی لحظات از کشتن شخصیت‌های اصلی عقب می‌نشیند. با امتیازهای ۸.۲ برای قسمت اول، ۸.۱ برای قسمت دوم و ۸.۴ برای قسمت سوم، فصل دوم در مسیری رو به رشد قرار دارد و قسمت چهارم می‌تواند مشخص کند آیا هریگن‌ها هنوز شانسی برای بازسازی امپراتوری خود دارند یا باید برای پایان حکومتشان آماده شوند.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا