قسمت ۸۵ «سلطان فتوحات»؛ توطئهای برای قربانی کردن صلح

در قسمت هشتادوپنجم «سلطان فتوحات»، محمت خود را میان رویای رسیدن به روم و خطر جنگی ناخواسته با آققویونلوها میبیند. اینبار، دشمنان میخواهند با شهادتهای دروغین و نشانههای جعلی، دو فرمانروا را به جان یکدیگر بیندازند.
این مرور بر اساس نسخه اصلی و حدوداً دوساعته سریال نوشته شده است؛ نسخههای دوبله معمولاً در قسمتهای ۴۰ دقیقهای منتشر میشوند و به همین دلیل، شماره قسمتهای آنها ممکن است با نسخه اصلی متفاوت باشد.
در قسمت بعد، کشمکش بر سر حقیقت بالا میگیرد و خبری خانوادگی به فضای پرالتهاب دربار رنگ دیگری میدهد. طبق زمانبندی اعلامشده، قسمت بعدی سهشنبه ۷ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۲۰ به وقت محلی از شبکه تیآرتی ۱ پخش خواهد شد.
آنچه در قسمت ۸۵ گذشت

تیری که رویای روم را تهدید میکند
کشته شدن بهرام به دست شاهزاده مصطفی، بحرانی ساخته که دیگر نمیتوان آن را صرفاً خطای یک شاهزاده دانست. محمت، مصطفی را بازخواست میکند: آیا هنگام رها کردن تیر، فکر کرده بود که ممکن است لشکرکشی به روم را به خطر بیندازد؟ مصطفی میگوید قصدش نجات برادرش، بایزید، بوده؛ اما پاسخ پدر تلخ است: دشمن هم دقیقاً میخواسته از همین احساس برادرانه استفاده کند.
بایزید و مسئولان همراهش نیز از خشم سلطان در امان نمیمانند. عبور از مرز آققویونلو بدون هماهنگی با تشکیلات حکومت، برای محمت پذیرفتنی نیست. بایزید باور دارد اگر مصطفی دخالت نمیکرد، میتوانست عامل بازی را بشناسد؛ ولی حالا بهجای کشف توطئه، باید پاسخگوی خون ریختهشده باشند.
مصلحتاندیشی
در دربار اوزون حسن، سلجوقشاه خاتون خواهان انتقام برادرش است؛ بهرام برای حسن نیز حکم فرزند را داشته. مقصود و جنگطلبان بر اقدام فوری اصرار میکنند، اما حسن نمیخواهد تنها با تکیه بر خشم، هزاران نفر را به کشتن بدهد.
او ساوجی بی را با مقام و مهر وزیر اعظم به پایتخت عثمانی میفرستد. درخواستش روشن و سنگین است: محمت باید یا قلعه کاراسو را بهعنوان خونبها واگذار کند، یا مصطفی را تحویل دهد.
محمت نیز گدیک احمد پاشا را راهی میکند؛ مأموریتی برای تسلیت، دعوت به صلح و یافتن حقیقت. سلطان تأکید میکند که فرستادهاش نه نشانی از ضعف بروز دهد و نه با سخنی نسنجیده، راه جنگ را باز کند.
دشمنان، فرستادگان صلح را نشانه میگیرند
تبادل سفیر برای توطئهگران خبر خوبی نیست. آنها میدانند اگر دو طرف فرصت گفتوگو پیدا کنند، نقشهشان ممکن است فروبپاشد. پس تصمیم میگیرند نمایندگان دو حکومت را قربانی کنند تا بازگشت از جنگ ناممکن شود.
در همین مسیر، مقصود نیز برای رسیدن به تخت، چشم به بحرانی دارد که باید اوزون حسن را به جنگ بکشاند. بالابان مأمور میشود در پوشش راهزنان به گدیک احمد حمله کند تا هیچ نشانی از دخالت آققویونلوها باقی نماند.
کمین عملی میشود، اما گدیک احمد و بالی بی مقاومت میکنند. رسیدن توره بی ورق را برمیگرداند و سفیر عثمانی زنده به مقصد میرسد. بااینحال، تهدید اصلی هنوز برطرف نشده: پیکی که پیام تحریکآمیز را به شاهزاده رسانده، همچنان کلید کشف ماجراست.
ساروجا؛ هدفی برای متوقف کردن لشکرکشی
در پایتخت، پاتریک سیمون درباره تحرکات واتیکان هشدار میدهد. او بر وفاداری جامعه ارتدوکس به حکومت عثمانی تأکید میکند، اما حضور ماتئو نشان میدهد دشمن برنامهای عملی در سر دارد.
هدف زنو و همراهانش، ساروجا پاشاست؛ همان صنعتگر توانمندی که توپ دوتکهاش میتواند حمل سلاحهای سنگین را آسان کند. محمت هنگام بازدید از کارگاه، با دیدن تلاش ساروجا و همراهی شاهزاده جم، بیش از پیش به اهمیت او برای فتح روم اشاره میکند.
مأموران عثمانی متوجه تعقیب ساروجا میشوند، ولی سلطان برای شناسایی عاملان اصلی، دستور بازداشت فوری نمیدهد. دشمنان هم سرانجام نقطه آسیبپذیر را پیدا میکنند: رفتوآمد ساروجا به درگاه وفا.
نه قلعه، نه شاهزاده

محمت خواسته اوزون حسن را رد میکند؛ کاراسو متعلق به حکومت است و مصطفی فرزند او. سلطان وعده میدهد بهجای تسلیم آنها، عاملان فتنه را معرفی کند و برای تحقیق مهلت میخواهد.
در خانواده نیز نگرانی بالا میگیرد. گلشاه خاتون صریحاً اعلام میکند که اجازه نمیدهد مصطفی قربانی شود. همزمان، بحث عدالت در دو دربار اهمیت پیدا میکند: در محضر محمت، عالمان از ضرورت دلیل و پرهیز از شتابزدگی میگویند؛ اوزون حسن نیز وزیری متخلف را محاکمه میکند و نشان میدهد سوءاستفاده از نام حکومت را بیپاسخ نمیگذارد.
دو اتهام دروغین، دو حکم مرگ
بالی بی سرانجام پیک را پیدا میکند، اما توطئهگران پیشتر خانواده او را گروگان گرفتهاند. مرد ناچار است در حضور اوزون حسن ادعا کند دستور را از گدیک احمد گرفته است. سفیری که برای جلوگیری از خونریزی آمده، ناگهان متهم اصلی میشود و حسن تهدیدش میکند که خواهد مرد.
در پایتخت نیز ساروجا با تظاهر یک مهاجم به درخواست کمک، هدف حمله قرار میگیرد و بهشدت زخمی میشود. ضارب دستگیرشده، ساوجی بی را آمر معرفی میکند و نوشتهای با مهر او ارائه میدهد؛ مهری که افراد زنو پیشتر دزدیدهاند.
محمت با دیدن تطابق مهر، توضیح ساوجی را نمیپذیرد و او را به مرگ تهدید میکند. قسمت در حالی پایان مییابد که دو فرمانروا، بیخبر از نقشه مشترک دشمنان، فرستادگان صلح را گناهکار میدانند؛ درست همان نتیجهای که طراحان جنگ انتظارش را داشتند.
نگاهی به وضعیت ریتینگ و رقابت سهشنبهشب
بر اساس آمار ارائهشده برای هفته گذشته، قسمت ۸۴، آغازگر فصل چهارم «سلطان فتوحات»، شروعی محتاطانه داشت. سریال در گروه عمومی با ریتینگ ۲٫۸۴ ششم شد؛ در گروه AB نیز با ۲٫۶۵ همین رتبه را گرفت و در ABC1 با ۳٫۲۱ به جایگاه پنجم رسید.
در مقابل، «قهوه شور» با ریتینگهای ۵٫۰۳، ۶٫۲۲ و ۶٫۵۳ صدرنشین هر سه گروه بود. «حیثیت» با رشد مخاطب، رتبه دوم گروه عمومی را به دست آورد، اما «A.B.I.» در هر سه شاخص افت کرد. بنابراین، «سلطان فتوحات» هرچند در جذب مخاطب عمومی عقبتر بود، در دو گروه AB و ABC1 از درام شبکه آتیوی جلو افتاد. باید دید فردا با اعلام نتایج وضعیت برای قسمت ۸۵ چطور خواهد شد. ریتینگ روزانه را از اینجا دنبال کنید.





