مصاحبه داغ فاروک تورگوت؛ تهیهکننده باسابقه از رازهای مگو سریال سازی در ترکیه پرده برداشت!
صنعت سریالسازی ترکیه در آستانهی یک دگردیسی؛ چرا موفقترین تهیهکننده ترکیه معتقد است تولید سریال دیگر مثل قبل سودآور نیست؟ واکاوی بحرانهای مالی، رقابتهای نابرابر و فشارهای اجتماعی از زبان موسس گلد فیلم.

«فاروک تورگوت» (Faruk Turgut)، تهیهکننده باسابقه و موسس «گلد فیلم» (Gold Film)، در گفتوگویی مفصل از وضعیت صنعت سریالسازی ترکیه، بحران ریتینگ، هزینههای سنگین تولید و حاشیههای «شربت زغالاخته» (Kızılcık Şerbeti) و «غنچههای سرخ» (Kızıl Goncalar) گفت.
او در این مصاحبه، با صراحت درباره بازیگران، سیاستهای شبکهها، فشارهای واردشده به برخی پروژهها و آینده تلویزیون ترکیه صحبت میکند. صحبتهایی که حواشی زیاد داشت از واکنش جان یامان، تا واکنش به واکنش جان یامان و البته بیانیه سیلا تورکاوعلو. اما اصلا در مصاحیه چه چیزهایی گفته شد که تنها چند بریده چنین حاشیههایی ایجاد کرد.
در ادامه، ترجمه کامل این گفتوگو را میخوانید؛ با فرامدیا همراه باشید:
این هفته در برنامه گفتگوی پاشا پاشا، مهمان بسیار مهمی دارم. یکی از پیشکسوتان و چهرههای شاخص صنعت سریالسازی ترکیه، آقای «فاروک تورگوت» (Faruk Turgut) همراه ما هستند.
حالا چطور ایشان را بشناسید؟ چطور توضیح بدهم که روشنتر باشد؟ همان لوگوی بزرگ «گلد فیلم» (Gold Film) را که دیدهاید؛ بهخصوص در «شربت زغالاخته» (Kızılcık Şerbeti) و البته «غنچههای سرخ» (Kızıl Goncalar). احتمالاً بیشتر مخاطبان از طریق همین دو سریال خیلی راحت ایشان را به یاد میآورند.
بگذارید اینطور بگویم؛ امروز همه شما ایشان را با «گلد فیلم» (Gold Film) میشناسید، اما ما، یعنی نسل ما، ایشان را از «اوزمان فیلم» (Uzman Film) میشناسیم.
فاروک تورگوت: بله.
مجری: در آن دوره فیلمهای خیلی مهمی بود؛ «عفت» (İffet) بود…
فاروک تورگوت: «ناموسلو» (Namuslu) بود…
مجری: بله، «ناموسلو» (Namuslu) بود. «شهروند برهنه» (Çıplak Vatandaş) بود…
فاروک تورگوت: «قاطرچیها» (Katırcılar) هم بود.
مجری: بله، «قاطرچیها» (Katırcılar) هم بود. فیلمهای «طارق آکان» (Tarık Akan)…
فاروک تورگوت: «کادیر اینانیر» (Kadir İnanır)…
مجری: مال «کادیر اینانیر» (Kadir İnanır) بود؟ برای «طارق آکان» (Tarık Akan) هم «بازگشت» (Dönüş) بود.
فاروک تورگوت: بله، [گلویش را صاف میکند] کارگردان آن فیلم هم من بودم؛ «بازگشت» (Dönüş) را هم من کارگردانی کردم.
مجری: واقعاً؟
خیلی فیلم خوب داشتید، خیلی زیاد.
فاروک تورگوت: من ۴۶ فیلم سینمایی دارم.
مجری: چندتا؟
فاروک تورگوت: ۴۶ تا.
مجری: ۴۶ تا! چند سال است در این صنعت هستید؟
فاروک تورگوت: راستش ورود من به این صنعت به سال ۱۹۷۹ برمیگردد. همان «اوزمان فیلم» (Uzman Film) که اشاره کردید، یک شرکت خانوادگی بود که با دو برادرم تأسیس کردیم.
از ۱۹۷۹ تا حدود ۱۹۸۹-۱۹۹۱ در «یشیلچام» (Yeşilçam) هم تهیهکننده بودم و هم کارگردان.
بعد از ۱۹۹۳، بهخصوص به خاطر بحرانی که «یشیلچام» (Yeşilçam) وارد آن شد و همزمان با شروع دوره تلویزیونهای خصوصی با «جم اوزان» (Cem Uzan)، من تلویزیون را انتخاب کردم. برادرهایم در سینما ماندند. من «گلد فیلم» (Gold Film) را تأسیس کردم و از ۱۹۹۳ تا امروز بهطور مداوم سریال تولید میکنم.
تا امروز ۷۸ سریال و ۲۶۷۰ قسمت تولید کردهام و هنوز هم ادامه میدهیم.
مجری: آیا صنعت سریال در ترکیه در حال تمام شدن است؟
فاروک تورگوت: نمیشود گفت کاملاً تمام میشود، اما من پیشبینی میکنم که در یک بازه ۱۰ ساله با مشکلات جدی روبهرو شود.
چون بخش بزرگی از بودجه تبلیغاتی که قبلاً به تلویزیونهای سراسری داده میشد، حالا به سمت شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای دیجیتال رفته است. الان حدود ۳۵ درصد از بازار تبلیغات در اختیار آنهاست.
در بازاری مثل ترکیه که رقابت بسیار شدید است و تعداد کانالها هم بیش از حد لازم است، این وضعیت نه تلویزیونها را راضی میکند و نه تهیهکنندهها را.
هزینهها مدام بالا میرود. در ۱۰ سال گذشته، بازار خارجی کمک بسیار بزرگی هم به تلویزیونها کرد و هم به تهیهکنندگان؛ اما آنجا هم حالا روند رکود شروع شده است.
مجری: منظور شما خاورمیانه است یا آمریکای لاتین؟
فاروک تورگوت: همهجا. چون حالا دیگر خودشان شروع کردهاند به تولید کارهای خودشان.
مثلاً در خاورمیانه، چند نفر از دوستان تهیهکننده ما شرکتهایی تأسیس کردهاند. سریالهایی که در ترکیه خیلی موفق بودهاند و ریتینگ بالایی داشتهاند، در آنجا با بازیگران عرب اقتباس میشوند؛ یک دورهای این کارها در استانبول هم فیلمبرداری میشد و بعد به خود آن کشورها رفت.
چون آنها هم متوجه شدهاند که میخواهند این کار را یاد بگیرند. میخواهند با نیروی انسانی خودشان تولید انجام دهند. و از ما هم برای این کار استفاده میکنند. الان کارگردانها، بازیگرها و تهیهکنندههایی از اینجا به آنجا میروند و بهنوعی تجربه این صنعت را به آنجا منتقل میکنند و آدمهای آنجا را آموزش میدهند.
نتیجه چه میشود؟ بازار سریال کوچکتر میشود و فروش خارجی کاهش پیدا میکند. همین موضوع درباره آمریکای لاتین هم صادق است. الان در آمریکای لاتین هم بهطور جدی ریمیک سریالهای ترکی ساخته میشود و بازار خیلی کوچک شده است.
مجری: تبلیغات به سمت شبکههای اجتماعی رفته است.
فاروک تورگوت: بله، رفته است.
مجری: سریالهای عمودی هم ساخته میشود. به نظرتان میگیرند؟
فاروک تورگوت: فکر نمیکنم بتوانند رقیب سریالهایی شوند که از تلویزیون سراسری پخش میشوند.
ضمن اینکه برای زنده ماندن یک محتوا و ماندنش روی آنتن، مهمترین چیز گرفتن تبلیغ است. سریالهای عمودی خیلی کوتاه هستند. دقیقاً نمیدانم با چه منطقی ساخته میشوند و چطور میانشان تبلیغ میگذارند، اما با اینکه میگویند در خارج خیلی موثر و رایجاند…
مجری: من خودم نگاه میکنم. خیلی شبیه فیلمهای قدیمی و احمقانه ترکی هستند، ولی خارجیهایشان را دوست دارم! در نسخههای ترکی کمتر برخورد کردهام. یک سریال از «ادا اجه» (Eda Ece) بود. البته نگران نباشید، الان اینقدر جدی حرف میزنیم، ولی کمی بعد آقای فاروک را خواه ناخواه به سمت موضوعات زرد و مجلهای هم میکشانم!
خب، نظرتان چیست؟ سریال میگیرد یا نه؟ نظر مشخصی ندارید؟
فاروک تورگوت: ببینید، ساختن سریال در ترکیه یک ریسک بزرگ و عملاً قمار است.
واقعاً مثل این است که قلاب را در دریا میاندازید و هرچه قسمتتان شد، همان.
بهویژه امسال، یکی از بزرگترین مشکلات صنعت و حتی بزرگترین دردسر در فروش خارجی این است که سال گذشته سیستم پنل اندازهگیری ریتینگ در تلویزیون ترکیه تغییر کرد. یک پنل عمدتاً آناتولیایی شکل گرفت و به خاطر همین پنل، کارهایی که حالوهوای آناتولی دارند در تلویزیون ریتینگ خیلی بالاتری گرفتهاند. مثلاً سریالهایی مثل «این دریا طغیانم خواهد کرد» یا «شهر دور».
الان مدیران تلویزیون و خلاقان این صنعت، با دیدن این ریتینگها ترجیحهایشان را به آن سمت بردهاند.
امسال بهطور خاص قرار است در تلویزیون یک موج آناتولیایی بوزد: سه سریال در آدانا، دو سریال در کاپادوکیه، سه سریال در ترابزون، دو سریال در ماردین، یکی در اورفا و… .
من هم واقعاً کنجکاوم که بازتاب این روند در بازار داخلی و خارجی چه خواهد بود.
مثلاً خودم به همین دلیل امسال به جز «شربت زغالاخته» (Kızılcık Şerbeti) سریال دیگری نمیسازم و نخواهم ساخت. برای اولین بار است که امسال را خالی میگذرانم.
راستش از یک چیز دیگر هم ناراحتم؛ اینکه نسخههای جدید سریالهایی که در دهه ۹۰ و اوایل ۲۰۰۰ ساخته شدهاند، دوباره در سال ۲۰۲۶ به مخاطب ارائه شوند، از نظر من خیلی منطقی و درست نیست. برای همین هم من سمت آن مدل سریالهای اربابی و ناموسی و سنتی نرفتم.
مجری: اگر ناراحت نمیشوید، یک نقد بکنم؟
فیلمنامهنویس «شربت زغالاخته» (Kızılcık Şerbeti)، «ملیس جیولک» (Melis Civelek) است.
فاروک تورگوت: بله.
مجری: و البته نویسنده موفقی هم هست.
فاروک تورگوت: و «زینب گور» (Zeynep Gür). با هم مینویسند.
مجری: بله، «زینب گور» (Zeynep Gür).
اما وقتی برمیگردیم و نگاه میکنیم، گاهی حس میکنم دارم صحنههایی از «سیب ممنوعه» (Yasak Elma) را میبینم. آنجا هم نوعی تکرار وجود ندارد؟
فاروک تورگوت: هست.
ببینید، اول باید دو فصل اول «شربت زغالاخته» (Kızılcık Şerbeti) را جدا کرد. آنجا نیت، هدف و مقصود چیز دیگری بود. مخصوصاً در شرایط آن روزها، من معتقد بودم باید چیزی را که کمتر کسی جرئت میکرد به تلویزیون بیاورد، به نحوی روی آنتن ببریم. خانم ملیس را هم قانع کردم و لطف کردند، همراه شدند و این مسیر را با هم شروع کردیم.
مشکل ترکیه این است که هرچه سریال طولانیتر میشود، پیدا کردن سوژه برای ادامهاش سختتر میشود. الان «شربت زغالاخته» (Kızılcık Şerbeti) قسمت ۱۳۸ را تمام کرده و وارد فصل پنجم میشود. این اصلاً کار آسانی نیست.
برای همین هم آن تأثیر دو فصل اول، کمکم به سمت تکرار یا الهام گرفتن از سریالهای دیگر میرود.
مجری: مثلاً مراسم اهدای جایزهای که داشت، از «سیب ممنوعه» (Yasak Elma) الهام گرفته شده بود، ولی با این حال من هنوز با لذت میبینمش.
فاروک تورگوت: در نهایت، اصل برای ما ریتینگ است. تصمیم درباره ادامه داشتن یک سریال را مخاطب میگیرد. تا وقتی مخاطب تماشا کند، آن سریال ادامه پیدا میکند.
مجری: مثلاً میانگین ۵ کافی است تا یک سریال زنده بماند؟
فاروک تورگوت: بهنظر من الان حتی ۵ هم کافی نیست.
اگر زیر ۶.۵ یا ۷ بیایید، مدام دچار اضطراب و نگرانی میشوید. هر لحظه ممکن است از کانال تماس بگیرند و بگویند چهار هفته بعد سریال را تمام کنیم.
اما اگر به ریتینگهای دو رقمی برسید، خیلی راحتتر میتوانید آینده را ببینید و برنامهریزی بلندمدت داشته باشید. بالای ۱۰ میشود با خیال راحت پیشبینی کرد، ولی زیر ۷ هر اتفاقی ممکن است بیفتد.
مجری: مثلاً سریال «مرت رمضان دمیر» (Mert Ramazan Demir)، فکر میکنم در «شو تیوی» (Show TV) بود، «جوانمرد» (Delikanlı)… آن ۶ هفته دوام آورد؟
فاروک تورگوت: بله، در ۶ هفته تمام شد.
مجری: واقعاً چطور میشود؟ زنگ میزنند میگویند جمعش کنید؟
فاروک تورگوت: بله.
در قراردادی که با کانال میبندید، معمولاً تضمین پخش برای یک سریال حداکثر ۴ یا ۶ قسمت است. سریال شروع میشود و در قسمتهای ۱، ۲ و ۳ تقریباً معلوم میشود وضعیت کار چطور است. وقتی تعداد قسمتهای تضمینی تمام شد، کانال طبیعی است که تماس بگیرد و بگوید این سریال را جمع کن. یا حتی اگر سریال به قسمت ۱۵ یا ۱۶ رسیده باشد ولی ریتینگ متزلزل شود، با دو قسمت زودتر خبر میدهند و هر زمان بخواهند میتوانند تمامش کنند.
مجری: یعنی میتوانند؟
فاروک تورگوت: بله، حتماً.
مجری: راستش اگر نگاه کنیم، یککم بیرحمانه است.
فاروک تورگوت: بله، اما سیستم اینطور بنا شده و همه هم با علم به این موضوع وارد این کار میشوند.
خیلی هم بیرحمانه نیست. من خودم مثلاً اینطور فکر میکنم: وارد یک سریال میشوم، در قسمتهای ۱، ۲ و ۳ ریتینگش را میبینم. حتی بدون اینکه از کانال بپرسم، خودم در قسمت ۴ یا ۵ کار را تمام میکنم. چون ادامه دادن، کش دادن و هر صبح با درد به آن ریتینگ نگاه کردن، بدتر است. بهتر است تمامش کنی و راحت شوی.
مجری: چنین کاری را در مورد یکی از سریالهای خودتان انجام دادهاید؟
فاروک تورگوت: بله. مثلاً سال گذشته «مشکلساز» (Sakıncalı) در ۵ قسمت تمام شد.
مجری: خودتان تمامش کردید؟
فاروک تورگوت: بله، من تمامش کردم.
چون کانال هم شروع میکند به گفتن اینکه «ضرر میکنیم برادر، بودجه را کمی پایین بیاوریم؟»
حالا شما یک چیزی طراحی کردهاید، بر اساس آن به بازیگران پرداخت و تضمین دادهاید. بعد کانال از قسمت چهارم شروع میکند به گفتن که من ضرر میکنم، بودجه را کم میکنی؟
نمیتوانید از بازیگر بخواهید فداکاری کند، از گروه هم نمیتوانید. در نهایت خود شما دارید این فداکاری را میکنید.
من هم چون فکر نمیکنم منطقی باشد آگاهانه با این حجم از ضرر ادامه بدهم، معمولاً خودم تمامش میکنم.
مجری: هر قسمت سریال چقدر هزینه دارد؟
فاروک تورگوت: راستش در فصل جدید دیگر تقریباً غیرممکن است که یک سریال را با کمتر از ۲۷ تا ۲۸ میلیون بسازید.
مجری: پس کانالها و تهیهکنندهها باید بروند سمت تاکشو؟
فاروک تورگوت: نمیتوانند.
مجری: پس چه کار خواهند کرد؟
فاروک تورگوت: ببینید، ما مخاطب ترکیه را به این عادت دادهایم که در تلویزیون، غیر از سریال چیزی تماشا نکند.
الان هم آزمایشهایی وجود دارد. مدیران کانالها متوجه شدهاند که این ساختار نمیتواند همینطور ادامه پیدا کند. برای همین برنامههای استودیویی، مسابقه و… را امتحان میکنند.
اما متأسفانه نتیجه درخشانی نمیگیرند. در ترکیه غیر از سریال، چیز دیگری در تلویزیون دیده نمیشود.
مجری: اما ۲۷-۲۸ میلیون واقعاً پول زیادی است.
فاروک تورگوت: بله، زیاد است. اما مسئله اینجاست که نباید اینهمه کانال تلویزیونی وجود داشته باشد. در کشوری که اوج تبلیغاتیاش اینقدر کوچک است، اگر ۵، ۶ یا ۷ کانال در یک شب همزمان سریال پخش کنند، نتیجه همین میشود.
تعداد سریالها کم میشود، تعداد کانالها هم باید کم شود، تا آن وقت این اوج عادلانهتر تقسیم شود و تعادل شکل بگیرد.
مجری: مثلاً سال گذشته هزینه تقریبی یک سریال چقدر بود؟
فاروک تورگوت: ۲۳ تا ۲۴ میلیون. امسال بین ۲۸ تا ۳۵ میلیون.
مجری: سال گذشته، البته در حد شایعه…
فاروک تورگوت: بله.
مجری: «جوانمرد» (Delikanlı) حدود ۳۸ تا ۴۰ میلیون بود.
فاروک تورگوت: بله.
مجری: بگوییم بین ۳۰ تا ۳۵.
فاروک تورگوت: ۳۰ تا ۳۵. ولی باز هم پول خیلی زیادی است.
مجری: زیاد است، قطعاً. سال قبل یکی از کارهای پرهزینه بود. مثلاً در ATV کار «کنان ایمیرزالیاوعلو» (Kenan İmirzalıoğlu) هم پرهزینه بود، درست است؟
فاروک تورگوت: بله، آن هم کار گرانی بود.
مجری: ریتینگش چطور بود؟
فاروک تورگوت: بد. البته بدِ بد نه. یعنی خیلی خوب شروع کرد؛ حدود ۷.۵ تا ۸. اما در پایان فصل فکر میکنم با ۵ یا ۵.۵ تمام کرد.
بعد هم آنجا مشکل اصلی این بود که «افرا» (افرا ساراچاوعلو) رفت و قرار است دوباره ساختار کار را بازسازی کنند.
مجری: ممکن است بیاید سمت شما؟
فاروک تورگوت: نه.
مجری: نه؟
فاروک تورگوت: نه.
مجری: خب.
فاروک تورگوت: من با سیستم «فلان بازیگر را با این مبلغ بگیرم، بعد بر اساس او پروژه بسازم» موافق نیستم. این مدل اصلاً به من نمیخورد.
به همین خاطر «شربت زغالاخته» (Kızılcık Şerbeti) بهترین مثال است.
مجری: بله.
فاروک تورگوت: آنجا ستارهای وجود ندارد؛ پروژه ستاره است.
فکر و ایده ستاره است. وقتی ساخت را بر اساس آن جلو میبرید، نتیجه متفاوت میشود. وگرنه اینکه من به یک بازیگر ۳.۵ یا ۴ میلیون بدهم و بعد کل چیزی را روی او بنا کنم، معمولاً نتیجه خیلی مبارکی نمیدهد.
در نهایت، آن وقت بازیگر تبدیل میشود به کسی که بر پروژه سلطه دارد و هرچه بخواهد تحمیل میکند. شما هم میخواهید ادامه حیاتتان را وابسته به او پیش ببرید.
مجری: یعنی وقتی کمی مشهور میشوند، اصطلاحاً خیلی از خودراضی و متکبر میشوند؟
فاروک تورگوت: خیلی.
من از قدیمیترین تهیهکنندههای این بازارم. به یک سنی رسیدهام، این همه سریال ساختهام، در «یشیلچام» (Yeşilçam) با بزرگترین ستارههای ترکیه کارگردانی و تهیهکنندگی کردهام. واقعاً حوصله این چیزها را ندارم.
سبک من این نیست. من تهیهکنندهای هستم که معتقدم اصل، پروژه است. پروژه خوب را پیدا میکنم، بازیگران درست را کنار هم میگذارم؛ نتیجه هم اگر خوب شد چه بهتر، اگر هم نشد، خودم میمانم و مسئولیتش.
مجری: در «شربت زغالاخته» (Kızılcık Şerbeti) چیزی که بیش از همه ناراحتمان کرد، رفتن شخصیت «پمبه خانم» بود.
فاروک تورگوت: ببینید، آنجا هم کلی گمانهزنی شد، اما اصل ماجرا این است:
اگر دقت کرده باشید، در «شربت زغالاخته» (Kızılcık Şerbeti) گردش بازیگران خیلی بالاست. اگر پمبه میماند، ما دیگر چه مینوشتیم؟ باز همان چیزها، مدام تکرار.
الان پمبه رفت، «ایشیل» آمد و شخصیت «آپو» (عبدالله) به سمت دیگری رفت. بعد ایشیل رفت، «سالکیم» آمد و دوباره شخصیت به شکل دیگری تحول پیدا کرد.
مجری: «سالکیم» این فصل هست؟
فاروک تورگوت: بله، حتماً.
اگر این شخصیتها را تغییر ندهید، نمیتوانید سریال بلندمدت بسازید. اگر سریال دو فصلی باشد، مسئلهای نیست.
از طرف دیگر، ما با «سیبل تاشچیاوعلو» (Sibel Taşçıoğlu) هم نزدیک به ۹۰ قسمت با هم کار کردیم.
مجری: ما با خانم سیبل گفتوگو داشتیم.
فاروک تورگوت: بله، میدانم، دیدمش.
مجری: خیلی خوب صحبت کرد. گفت خیلی شما را دوست دارد، اما از یک نکته ناراحت بود. به من گفت مرگ شخصیتش در سریال را دو هفته قبل یا شاید همان هفته آخر به او خبر داده بودند.
فاروک تورگوت: کمی قبلتر گفته شده بود.
مجری: آهان.
این درست است؟
فاروک تورگوت: بله، ممکن است درست باشد.
مجری: چون میگویم مثلاً طرف خانه خریده، قسط ماشین دارد، من همین سوال را از خودش هم پرسیدم: ناگهان میگویند نقش تو تمام شد، برو.
فاروک تورگوت: ببینید، من خودم هم مثلاً نمیدانم ۵ قسمت بعد چه میشود.
مجری: طبیعی است.
فاروک تورگوت: فیلمنامهنویس یک روز به من زنگ میزند و میگوید اگر این شخصیت را حذف کنیم، شتاب داستان به سمت دیگری میرود، پس این شخصیت برود و بهجایش شخصیت دیگری بیاوریم.
در نهایت وقتی ریتینگ پایین میآید، من هم از فیلمنامهنویس حساب میخواهم. میگویم ریتینگ پایین آمده، چه میشود؟
مجری: کسی هست که این فصل برود؟ در ذهنتان هست؟
فاروک تورگوت: بله، هست.
اصلاً آنهایی که باید میرفتند، رفتهاند. مثلاً شخصیت «چیمن» …
مجری: متوجه شدم.
فاروک تورگوت: بهجایش بازیگر دیگری خواهد آمد و او را بازی میکند. ما با «آلی خانم» یعنی «سلین اوزونآتاهان» (Selin Uzun Atahan)، که نقش «سونمز خانم»، یعنی مادر «اورویم» را بازی میکرد، هم جدا شدیم.
مجری: ناراحت شدیم.
فاروک تورگوت: راستش من هم ناراحت میشوم. اما آقای عزت، من تهیهکنندهای بسیار وفادارم.
وقتی آلی خانم تقریباً بازیگری نبود که سابقه جدی سریال داشته باشد، من او را گرفتم. سالهاست با هم ادامه دادهایم. اما هر سال یک مشکل برای او شکل میگیرد.
مجری: یعنی؟
فاروک تورگوت: یعنی این حس که «من بازیگر غیرقابلحذف این سریالم، من اینقدر پول میخواهم.»
اگر یادتان باشد، دو فصل قبل هم در فینال فصل، برای سفر رفتن او یک چیزهایی طراحی کرده بودیم…
مجری: بله.
فاروک تورگوت: بعد آنجا هم اتفاقاتی افتاد. ما هم کاری را که لازم بود انجام دادیم و توافق کردیم.
چیزی که میخواهم بگویم این است: ۱۵ دقیقه است که درباره شرایط صنعت تلویزیون، وضعیت پرداختها، مشکل تبلیغات و… حرف میزنیم. من هم در نهایت دارم تجارت این کار را انجام میدهم. موظفم بودجهای را که میگیرم، منصفانه بین همه تقسیم کنم تا کار ادامه پیدا کند.
اگر بازیگری بگوید «به من چه که تو افزایش بودجه گرفتهای، من فلان مقدار را میخواهم»، مجبور میشوید بگویید ببخشید، نمیشود. چون فقط با بازیگر طرف نیستید؛ شما ۱۵۰ نفر را مدیریت میکنید.
ضمن اینکه من اصولاً هرچه از کانال میگیرم، به بازیگر هم منتقل میکنم و این در قرارداد همه نوشته شده است.
اما اگر کسی بخواهد خارج از قرارداد درخواست متفاوتی داشته باشد، مجبور میشویم بگوییم نه.
از طرفی من دارم به این صنعت هم نشان میدهم که وقتی اصل، پروژه باشد، رفتن یک بازیگر چیزی را عوض نمیکند.
از «شربت زغالاخته» (Kızılcık Şerbeti) یکسری میروند، یکسری میآیند، اما در ریتینگ هیچ اثر منفیای دیده نمیشود و حتی وضعیت خوب هم پیش میرود.
اما برای آن دسته از دوستانی که این را متوجه نمیشوند، ناچار میشوم به زبانی صحبت کنم که آنها بفهمند.
مجری: خب، برسیم به شایعات بازار.
آیا «ملیس جیولک» (Melis Civelek) ممکن است بهخصوص تحت تأثیر دستورها یا خواستههای دخترش «فیضا جیولک» (Feyza Civelek)، بعضی آدمها را قربانی کند؟
فاروک تورگوت: آیا اصلاً چنین چیزی ممکن است؟
مجری: مثلاً درباره خانم سیبل.
فاروک تورگوت: آیا چنین چیزی ممکن است؟
اول از همه، خانم ملیس یک مدیر بسیار قدیمی تلویزیون است. ایشان ATV، Show TV، Kanal D و Star را عملاً مدیریت کرده است. واقعیت تلویزیون را خیلی خوب میشناسد.
در نهایت او هم از موفقیت این کار نفع میبرد و درآمد کسب میکند.
مجری: قطعاً.
فاروک تورگوت: آیا ممکن است کسی فقط به خاطر خواستههای دخترش، شاخهای را که خودش روی آن نشسته ببرد؟
اصلاً ممکن است؟ و گذشته از آن، آیا من چنین چیزی را اجازه میدهم؟ آن وقت نقش من چیست؟
من در این صنعت با موضع، رفتار و سبک کاریام شناخته میشوم. اگر قرار باشد به خاطر اینکه دختر خانم ملیس کسی را نمیخواهد، یکی برود و دیگری بیاید و من هم اجازه بدهم، همان لحظه آن کار را تمام میکنم؛ اصلاً انجامش نمیدهم. اگر قرار باشد من تا این حد عاجز شده باشم…
مجری: نه، خب، عصبانی نشوید. [گلویش را صاف میکند]
فاروک تورگوت: عصبانی نیستم. فقط میخواهم منطق این روند را توضیح بدهم.
مجری: خب. میدانم که شما آدم خیلی صریحی هستید. از شنیدههایم میدانم.
«دوعوکان گونگور» (Doğukan Güngör)…
فاروک تورگوت: بله.
مجری: شما او را به خاطر موضوع مواد مخدر کنار گذاشتید.
فاروک تورگوت: من کنار نگذاشتم.
مجری: آهان، کانال؟
فاروک تورگوت: ببینید، بزرگترین بدشانسی دوعوکان این بود که به یکی از اولین عملیاتها برخورد.
من حدود ۴ سال است که با دوعوکان خیلی خوب و راحت کار میکنم و خیلی هم دوستش دارم. اتفاق بدی برایش افتاد.
و از آنجا که کانالی که الان با آن کار میکنیم تحت مدیریت TMSF قرار گرفته و عملاً در اختیار مدیرانی است که آن نهاد منصوب کرده، ظاهراً از برخی جاها به آنها گفته شده بود که بازیگرانی که مواد مصرف میکنند، نباید در سریالهای Show TV بازی کنند.
مجری: خب، اینجا مکث میکنیم. احتمالاً میدانید میخواهم چه بپرسم.
در عملیات اخیر هم «فیضا جیولک» (Feyza Civelek) در تست مواد، نتیجه مثبت داشت.
فاروک تورگوت: بله.
مجری: قرار است با او چه برخوردی شود؟ اشتباه برداشت نکنید، من نمیگویم برود یا فلان؛ فقط این الان بیشتر از همه در شبکههای اجتماعی مطرح است.
فاروک تورگوت: این را بگویم:
من در زمان قرارداد بستن با بازیگرانم، از آن نوع تهیهکنندهای نیستم که در زندگی خصوصی افراد دخالت کند؛ اینکه چه میخورند، چه مینوشند، چه میکنند.
در نهایت من کسی هستم که توانایی یک بازیگر را برای جان بخشیدن به شخصیتی که در فیلمنامه نوشته شده، اجاره میکنم.
اینکه در زندگی شخصیاش چه میکند، چه میخورد، چه مینوشد، کجا به سفر میرود، شب کجا تفریح میکند، به من ربطی ندارد.
مجری: دیدگاه سیاسیشان چطور؟ این را وسط حرفتان بپرسم.
فاروک تورگوت: اصلاً.
هیچوجه. بههیچوجه ربطی ندارد.
مجری: خب.
فاروک تورگوت: اصلاً چنین چیزی نمیشود. از طرفی موضع من مشخص است، رفتارم مشخص است، معلوم است با چه کانالهایی کار میکنم. حساسیت و توجه من به مسائل اجتماعی و سیاسی در کارهایم هم معلوم است. هرکس مرا بشناسد، میداند.
من آدممحوری هستم. هرگز به خاطر سبک زندگی یا دیدگاه سیاسی کسی درباره او تصمیم نمیگیرم.
اما وضعیت فیضا متفاوت است.
مجری: بله.
فاروک تورگوت: وقتی دوعوکان رفت، سریال در حال پخش بود. و وقتی کانال در زمان پخش سریال چنین درخواستی داشته باشد، من طبیعتاً مجبور بودم از آن تبعیت کنم. چون اگر این درخواست را اجرا نمیکردم، در روابطمان با کانال مشکل جدی پیش میآمد.
اما الان سریال روی آنتن نیست. تا ماه سپتامبر حدود ۴ ماه زمان داریم. در این ۴ ماه چه میشود، چه تمام میشود؟
مجری: از سمت مدیریت کانال؟
فاروک تورگوت: یعنی آیا کانال از مدیریت TMSF خارج میشود؟ فروخته میشود؟ ساختار دیگری پیدا میکند؟
بدون اینکه همه اینها را ببینیم، اینکه از امروز درباره ۴ ماه بعد بگوییم میشود یا نمیشود، به نظرم خیلی معنادار نیست.
مجری: این جواب خیلی معلق ماند. یعنی اگر مدیریت کانال به شما بگوید ما فیضا را به خاطر این اتفاق نمیخواهیم، کاری از دست شما برمیآید؟
فاروک تورگوت: ممکن است سریال تمام شود.
مجری: تمام شود؟
فاروک تورگوت: بله.
چون مسئله فقط فیضا نیست. یک واقعیت عینی هم وجود دارد: نویسنده این سریال خانم ملیس است. خدا هیچکس را با فرزندش امتحان نکند.
مجری: آمین.
فاروک تورگوت: وضعیت سختی است. من هم وارد کاری نمیشوم که خانم ملیس را در موقعیت خیلی دشواری قرار بدهد. این را روشن و صریح میگویم.
اگر در این مورد فشار خیلی شدیدی وارد شود و بتوانیم در داخل خودمان یک فرمولی پیدا کنیم که آن فشار را مدیریت کنیم، چه بهتر.
اما اگر نتوانیم، خب چه کار کنیم؟ فرض کنید سریال به قسمت ۱۳۸ رسیده؛ اگر نشود، نمیشود. دیگر کاری نمیشود کرد.
مجری: اگر فرض کنیم آن فرمول را پیدا کنید، آن وقت در حق دوعوکان ظلم نشده؟
فاروک تورگوت: قبول دارم که در حق دوعوکان بیانصافی شد. بزرگترین بدبیاری او این بود که در یکی از اولین عملیاتها گرفتار این ماجرا شد.
و یک چیز دیگر هم هست: من این را خیلی راحت به مدیریت کانال هم توضیح دادم. الان تعداد زیادی از بازیگرانی که در این عملیاتها تستشان مثبت شده، خیلی راحت در سریالهای فصل جدید ATV و Kanal D حضور دارند. حتی دوعوکان هم داشت.
مجری: بله.
فاروک تورگوت: یعنی یک هفته بعد از جدا شدن از من، برای کاری در Kanal D قرارداد امضا کرد.
پس مسائلی که در Kanal D، ATV یا Star مشکل خاصی ایجاد نمیکنند، عمدتاً در Show TV و TV8/24 بیشتر مسئله میشوند. دلیلش هم این است که این کانالها فعلاً بهنوعی کانال دولتی محسوب میشوند.
پس بله، در حق دوعوکان بیانصافی شد، اما باز هم تأکید میکنم: من او را کنار نگذاشتم. این انتخاب من نبود.
مجری: تا امروز مشکلدارترین بازیگری که با او کار کردهاید چه کسی بوده؟
فاروک تورگوت: به این سوال جواب نمیدهم.
مجری: چرا؟
فاروک تورگوت: یعنی…
مجری: خب، کدام بازیگر را دیگر هیچوقت برنمیگردانید؟
فاروک تورگوت: اگر درباره بازیگرانی حرف میزنیم که بهویژه در چارچوب «شربت زغالاخته» (Kızılcık Şerbeti) مشکلساز بودهاند…
مجری: نه نه، منظورم فقط آن نیست.
فاروک تورگوت: نه، مثالهای خیلی روشنی هست. من در «شربت زغالاخته» (Kızılcık Şerbeti)، هر جا با بازیگری مشکل استثنایی داشته باشم یا نتوانم مشکلات شکلگرفته را حل کنم، خیلی راحت راهم را جدا میکنم.
از فصل دوم به بعد کلی بازیگر رفتهاند. حالا قرار نیست همه را افشا کنم.
مجری: میکشیدشان دیگر، نه؟ یا میفرستیدشان ازدواج کنند و بروند؟
فاروک تورگوت: به هر شکلی میروند!
اگر قانع شویم که دیگر نمیتوانیم با هم در یک مسیر راه برویم، چه معنی دارد که هر روز با استرس و جنگ اعصاب کار را ادامه دهیم؟
من هم در این مسائل آدم کمتحملی هستم. برای خودم اصول و قواعدی دارم. به محض اینکه از آن اصول خارج شود، دچار مشکل میشوم.
وگرنه من آدم خیلی خوبی هستم. پرداختهایم منظم است. میتوانم با بازیگرانم رابطه سالمی برقرار کنم. اما اگر موضوع به مرحله دیگری برسد و این رفتار من باعث سوءاستفاده شود، آن وقت قضیه شکل دیگری پیدا میکند.
مجری: یعنی در بالا یک نوع ریاست سختگیرانه وجود دارد.
فاروک تورگوت: هست، بله. و باید هم باشد. وگرنه چطور میخواهی ۱۵۰ نفر را مدیریت کنی؟
مجری: درست است.
فاروک تورگوت: تازه اگر دو یا سه پروژه داشته باشید، این عدد میشود ۴۰۰ تا ۵۰۰ نفر. این کار شوخی نیست، واقعاً جنگ اعصاب است.
ضمن اینکه مدیریت آدمهایی با این سطح از ایگو، خودش یک کار جداگانه است.
مجری: اگر بپرسم در پروژههای تمامشده، ایگودارترین چه کسی بود؟
فاروک تورگوت: نه.
من اصولاً با بازیگرانی که با منطق ستارهمحور بخواهند بر پروژه سلطه داشته باشند کار نمیکنم.
چون من آن تهیهکنندهای نیستم که بگوید به فلانی اینقدر پول میدهم، او را میگیرم، بعد اطرافش بقیه بازیگران را میچینم و سریال میسازم. برای همین آن جنگ ایگوها آنقدر شکل نمیگیرد. در نهایت، ایگوی من از همهشان قویتر درمیآید!
مجری: غیر از سریالهای خودتان، سریال دیگری هم میبینید؟
فاروک تورگوت: من قسمت اول همه سریالها را حتماً میبینم.
ببینم چه ساختهاند، چه کسی نوشته، چه کسی کارگردانی کرده، عملکرد کارگردان چطور بوده، نویسنده چه نوشته است.
مجری: از فصل گذشته یا این فصل، کدام را پسندیدید؟
فاروک تورگوت: راستش چیزی که خیلی دوست داشته باشم، نبود.
مجری: «زیرزمین» (Yeraltı)؟
فاروک تورگوت: خب، «زیرزمین» (Yeraltı) را دوستانم ساختهاند، برای همین ترجیح میدهم زیاد چیزی نگویم. اما کدهایش خیلی واضح است.
آن کدها را به امروز تطبیق دادهاند، مدرن کردهاند و دنیای خیلی خوبی ساختهاند. بله، خیلی هم موفق پیش میرود و ریتینگش هم خوب است.
مجری: به فصل دوم میرسد؟
فاروک تورگوت: بله، قطعاً میرسد.
اما میدانید که بعد از آن اتفاق تلخ در ماراش، این نوع سریالها را تبدیل کردند به «بز قربانی». یکسری حرفهای بیمعنی…
مجری: واقعاً بهنظر شما روی آدمها اثر میگذارد؟
فاروک تورگوت: نه بابا. آن نسل اصلاً سریال ترکی تماشا نمیکند.
مجری: من هم همین فکر را میکنم.
فاروک تورگوت: مگر آنها مینشینند از ۸ شب تا ۱۲ شب سریال ببینند؟ زندگی آنها بر اساس سرعت ساخته شده.
وقتی در یوتیوب یا در بازیها اینهمه چیز سریع و تند میبینند، مگر مینشینند ۳ یا ۴ ساعت سریال ترکی نگاه کنند؟
مجری: در یوتیوب و پلتفرمها هم نمونههای مشابهش هست؛ مگر کم سریال مافیایی میبینیم؟
فاروک تورگوت: دقیقاً.
الان، همانطور که گفتم، ساختار جامعهشناختی اصلی که سیستم ریتینگ بر آن نشسته، زن بالای ۵۰ سال است.
گروهی که در ترکیه درامها را زنده نگه میدارد و بقای این صنعت در تلویزیون را تضمین میکند، زنان بالای ۵۰ سال هستند.
ما حتی اگر بچههای زیر ۲۰ سال را هم جمع کنیم، خیلی سخت میتوانیم وادارشان کنیم سریال ببینند. اصلاً نمیبینند.
مجری: بهنظر شما در این ریتینگها عدالت وجود دارد؟
فاروک تورگوت: راستش، به یک معنا بله.
میدانم که یک سیستم به هر حال طراحی شده. چه عادلانه باشد چه نباشد، تبلیغدهنده بر اساس همان ریتینگ پول میدهد.
اگر سریالی ریتینگ نداشته باشد، تبلیغ نمیگیرد. پس وقتی سیستم این است، دیگر همین است.
حالا اینکه در انتخاب افراد نمونه، از چه معیارهایی استفاده میشود و این ساختار بر چه واقعیتهای جامعهشناختی بنا شده، من هم تردیدهایی دارم.
اگر افراد نمونه را از نیشانتاشی، اتیلر، کادیکوی، چانکایا و کارشیاکا انتخاب کنید، یک نتیجه درمیآید.
اگر از یک شهرک دورافتاده در آناتولی یا از شهرهای مختلف آناتولی انتخاب کنید، نتیجه دیگری درمیآید.
اینکه امسال اینهمه سریال اربابی و خاک و زمین مد شده، یکی از دلایلش همین تفاوت ساختار در سیستم ریتینگ، بهخصوص در گروه AB و Total است.
مجری: در بعضی چیزها برعکس هم شد. بعد از «شربت زغالاخته» (Kızılcık Şerbeti) نمونههای مشابهش هم ساخته شدند. مثلاً کاری که «هولیا آوشار» (Hülya Avşar) در آن بازی کرد. چرا به نظر شما نگرفت؟
فاروک تورگوت: چون نمیگیرد.
مجری: با آن همه بازیگر خوب هم بود.
فاروک تورگوت: فقط داشتن گروه بازیگری کافی نیست. اصل، فیلمنامه و محتواست.
من هم یک قسمت از آن را دیدم. حتی از تیزرها هم مشخص بود که نمیگیرد. چون به نظرم حس واقعیت در آن خیلی قوی نبود.
از طرف دیگر، اینکه چیزی شبیه کارهایی را که در «شربت زغالاخته» (Kızılcık Şerbeti) انجام شد بردارید و دوباره با منطق دیگری به مخاطب ارائه کنید، خودش مسئلهساز است.
من هم «شربت زغالاخته» (Kızılcık Şerbeti) و هم «غنچههای سرخ» (Kızıl Goncalar) را با دقت زیادی نسبت به توازن ساختار جامعهشناختی ترکیه ساختم.
مجری: با جامعهشناسها کار میکنید؟
فاروک تورگوت: بله، قطعاً. مشاور دارم. یعنی پشت صحنه یک تیم جدی وجود دارد.
الان در «شربت زغالاخته» (Kızılcık Şerbeti) دیگر آنطور نیست…
مجری: آهان.
فاروک تورگوت: اما در «غنچههای سرخ» (Kızıl Goncalar) و در دو فصل اول «شربت زغالاخته» (Kızılcık Şerbeti) از این مشاورهها بهطور جدی استفاده کردیم.
مجری: کار سنگینی هم هست. چون اگر اشتباه کنید…
فاروک تورگوت: من در این زمینه خیلی هم هزینه دادهام.
فکر میکنم در این صنعت، تهیهکنندهای که به اندازه من جریمه RTÜK داده باشد، وجود ندارد.
سه بار توقف پخش، فلان مقدار جریمه ریتینگ و…
مجری: ولی شما در شروع، ایستادگی کردید. مردم خیلی برایتان احترام قائل شدند.
فاروک تورگوت: برادر، اگر پشت چیزی که به آن باور دارید نایستید، اصلاً وارد آن مسیر نشوید.
من تقریباً میدانستم که در این مسیر، کموبیش با چنین نتایجی روبهرو خواهم شد.
وقتی با علم به آن راه میافتید، بعد وسط راه اگر با این مشکلات روبهرو شوید و عقب بکشید، کار سختتر میشود.
در «غنچههای سرخ» (Kızıl Goncalar) قسمت اول پخش شد و در یک شب از چندین لوکیشنی که ساخته بودم بیرونم کردند.
من مجبور شدم در «بیکوز کوندورا» (Beykoz Kundura) ظرف سه هفته مشابه همان فضاها را از نو بسازم و در یک شب ۵۰ میلیون ضرر کردم.
اما من میدانستم که چنین چیزهایی ممکن است سرم بیاید. فکر میکردم میتوانم اینها را در درون خودم تحمل کنم.
مجری: به چه دلیل اخراجتان کردند؟ چطور لوکیشنها قرارداد را فسخ کردند؟ چه گفتند؟
فاروک تورگوت: گفتند بر اساس دستور از بالا، دیگر نمیتوانیم با شما کار کنیم.
من برای «غنچههای سرخ» (Kızıl Goncalar) جاهایی را از املاک ملی اجاره کرده بودم. یک درگاه خیلی خوب بود که به وقفها مربوط میشد. برای آنجا کلی پول خرج کرده بودم و دکور زده بودم.
بعد از پخش قسمت اول، همانطور که میدانید، کلی ماجرا پیش آمد.
مجری: میدانم.
فاروک تورگوت: بعد از آن، هم از دارالعجزه و هم از یک بیمارستان که در دارالعجزه در آن فیلمبرداری میکردیم، عملاً نتوانستیم ادامه بدهیم.
مجری: یعنی از جاهایی که بهنوعی دولتی بودند.
فاروک تورگوت: بله، تقریباً همینطور شد.
اما بعدتر، آنها هم منطق کار را فهمیدند. چون من آنجا واقعاً چیزی خیلی عینی و ویژه را روایت کرده بودم.
مجری: بله.
فاروک تورگوت: بهخصوص بعد از اینکه قسمت دوم «غنچههای سرخ» (Kızıl Goncalar) را دیدند، بعضیها شروع کردند به گفتن اینکه ما اشتباه کردیم، کار غلطی کردیم، شما در واقع دارید کار درستی انجام میدهید.
اما دیگر کار از کار گذشته بود و برای من هزینه سنگینی داشت.
مجری: معمولاً پول چند قسمت عقب میماند؟
فاروک تورگوت: این بستگی به وضعیت اقتصادی کانالی دارد که با آن کار میکنید، اما الان بهطور متوسط سررسید پرداخت حدود ۷۵ روز است.
مجری: برای هر قسمت؟
فاروک تورگوت: بله، بله.
یعنی یک تهیهکننده باید دستکم ۲۵۰ تا ۳۰۰ میلیون از جیب خودش بگذارد تا بتواند کانال را تأمین مالی کند و کار انجام شود.
مجری: اگر این پول را در بانک بگذارید، از سودش بیشتر درآمد ندارید؟
فاروک تورگوت: همینطور است.
اما اینجا منطق دیگری هم وجود دارد. شما گروههایی ساختهاید، دوستانی دارید که با آنها در یک مسیر راه میروید؛ نویسنده دارید، کارگردان دارید. مهمترین چیز در این صنعت همین آدمهایی هستند که با آنها هممسیر شدهاید.
اگر یک یا دو سال کار نکنید و آن گروهها را رها کنید، خطر از دست دادنشان وجود دارد. برای همین آدم این ریسک را نمیکند.
از طرفی، این کار، کار شماست. و این شغل فقط برای پول درآوردن نیست. لااقل برای من اینطور است.
مجری: دیگر در ژنتیکتان رفته.
فاروک تورگوت: دقیقاً.
من کارهایی را که باید میکردم کردهام، به اندازه کافی دستاورد داشتهام. از نظر اقتصادی و مالی هم دیگر توقع خاصی از این صنعت ندارم.
الان درآمدهای یوتیوب و محتواهایی که دارم، برای اینکه زندگیام را خیلی راحت اداره کنم کافی است.
از این به بعد، بهخصوص بعد از مسیری که با «شربت زغالاخته» (Kızılcık Şerbeti) شروع شد، ترجیح میدهم کارهایی بسازم که حرفی برای گفتن دارند، بحث اجتماعی ایجاد میکنند و به موضوعاتی میپردازند که میخواهم دربارهشان صحبت شود.
وگرنه اگر بخواهم، همین الان هم میتوانم پشتسر هم سه کار آناتولیایی بسازم. بازار را میشناسم.
مجری: چرا سریالها دیگر ما را نمیخندانند؟
فاروک تورگوت: اینطور بگویم:
به خاطر اینکه مشکل اصلی اینجاست که کمدیهای ما در بازار خارجی فروش ندارند.
شوخطبعی ما مخصوص خودمان است. نه برای خاورمیانه جذاب است و نه برای آمریکای لاتین.
کمدیهای رمانتیک کمی استثنا هستند، اما بهطور کلی چون کمدیهای تلویزیونی قدیمی هیچ فروش خارجیای ندارند، دیگر ساخته نمیشوند.
از طرف دیگر، بزرگترین تضمین و پشتوانه کانالها درآمد خارجی است. برای اینکه از این درآمد محروم نشوند، ترجیح میدهند بیشتر به سمت درامهای زنانه بروند.
مجری: اگر بخواهید به جز سریالهای خودتان، جایزه بدهید، بهترین بازیگر مرد و بهترین بازیگر زن را به چه کسی میدهید؟
فاروک تورگوت: در حال حاضر، جایزه بهترین بازیگر مرد را به «هالیت ارگنچ» (Halit Ergenç) میدادم.
مجری: در کدام سریال؟ آهان…
فاروک تورگوت: «اگر شاه ببازد» (Kral Kaybederse).
مجری: بله، «اگر شاه ببازد» (Kral Kaybederse).
فاروک تورگوت: هالیت ارگنچ در انتخاب پروژهها برای خودش ریسکهای مهمی میکند. از این نظر خیلی ارزشمند است.
در بخش بازیگر زن اما… راستش خیلی موردی به ذهنم نمیرسد.
مجری: اگر از سریال خودتان باشد؟
فاروک تورگوت: از سریال خودم هم خب، مثلاً قطعاً «اورویم» (اوریم آلاسیا). یا بهویژه این فصل، عملکرد «اوزگه بوراک» (Özge Borak)…
مجری: خیلی خوب بود.
فاروک تورگوت: واقعاً خوب بود.
اما اگر از سریال خودم اسم ببرم، یککم زشت میشود.
مجری: در دورهای که «جان یامان» (Can Yaman) در اوج ترند بودنش بود، شما جلویش را گرفتید؛ به خاطر بعضی رفتارهایش عملاً او را وتو کردید.
اگر امروز بیاید و بخواهد سریالی با شما بسازد، قبول میکنید؟
فاروک تورگوت: نه، قبول نمیکنم.
مجری: اصل مشکل چیست؟
فاروک تورگوت: ببینید، من کسی هستم که روی زندگی جان یامان خیلی اثر گذاشتهام.
او قبل از من هم سریالهای زیادی کار کرده بود، اما آنچنان کارهای اثرگذاری نداشت. با «پرنده سحرخیز» (Erkenci Kuş) زندگیاش کاملاً به مسیر دیگری رفت.
بعد از آن، بهویژه در دوره پس از «پرنده سحرخیز» (Erkenci Kuş)، سبک زندگی، رفتار، منش و لحن او خیلی مشکلساز شد. من خیلی تلاش کردم.
مدت زیادی به او استراحت دادم. قرار بود پروژهای را شروع کنم، متوقفش کردم، فرستادم سربازی، برای حل خیلی از مسائل واقعاً جدی وقت گذاشتم.
اما دیدم که جان انتظار زیادی از ترکیه ندارد. بنابراین اصرار کردن و سرمایهگذاری روی او را هم دیگر بیمعنی دانستم.
از طرفی تجربههایی که در ایتالیا پیدا کرد و فضایی که آنجا به دست آورد، او را به جایی رساند که در مصاحبههای اخیرش، حرفهایی که درباره ترکیه و ترکیهایها میزند و موضع و رفتارش، خیلی مثبت نیست.
بهعلاوه، الان هم اگر بیاید در ترکیه هر سریالی بازی کند، اصلاً باور ندارم نتیجه خوبی بدهد.
مجری: یک سریال هم داشت. اسمش «اِل تورکو» (El Turco) بود؟
فاروک تورگوت: کاری بود که برای دیجیتال و «دیزنی» (Disney) ساخته شده بود.
مجری: گرفت؟
فاروک تورگوت: خب…
اتفاقات بد زیادی برای آن افتاد. در واقع مجال پخش پیدا نکرد که بخواهد بگیرد. درست همان زمان، دیزنی آرشیو تولیدش را لغو کرد و همه سریالها را به تهیهکنندههایشان برگرداند.
آن سریال را «آی یاپیم» (Ay Yapım) ساخته بود. بعد هم عملاً پخش نشد. الان در خارج از ترکیه در چند جا نمایش داده شد، اما در خود ترکیه روی پلتفرمی نیامد که با مخاطب ملاقات کند.
مجری: بیایید کمی درباره TRT صحبت کنیم.
چرا شرکتهایی که ما میشناسیم، مثل «آی یاپیم» (Ay Yapım)، «گلد فیلم» (Gold Film)، یا مثلاً شرکتهای بزرگ دیگر، کمتر آنجا هستند و بیشتر اسمهایی مثل «بوزداع فیلم» (Bozdağ Film)، «سانجاک مدیا» (Sancak Medya)، «اس فیلم» (Es Film)، «۲۵ فیلم» (۲۵ Film)، «کارا کدی فیلم» (Kara Kedi Film) را میبینیم؟ چرا؟
فاروک تورگوت: «تیمز» (TIMS) هم هست.
مجری: بله، «تیمز» (TIMS) هم هست.
فاروک تورگوت: الان «تشکیلات» (Teşkilat) را TIMS میسازد.
این در نهایت مسئله سلیقه و ترجیح است. احتمالاً کمی به جهانبینی، نگاه به زندگی، یا اینکه آنها دوست دارند چه نوع سریالهایی روی آنتن باشد مربوط میشود.
شاید هم این تهیهکنندههایی که اسم بردید، به آن نوع کارها علاقه ندارند یا در آن فضا حضور پیدا نمیکنند.
TRT بیشتر دغدغه ساخت آثاری را دارد که به ارزشهای ملی و معنوی نزدیک باشد و انتخابهایش را هم در همین جهت انجام میدهد. بنابراین تهیهکنندهای را هم انتخاب میکند که آن کار را یا در مجموعه خودش دارد یا از آدمهای نزدیک و آشناست.
مجری: یعنی مهم فقط کیفیت نیست؛ میزان نزدیکی رابطه هم مهم است، چیزی که من متوجه میشوم.
فاروک تورگوت: بله، انگار کمی همینطور است.
خیلی هم به بازار باز رجوع نمیکنند. مثلاً کانالهای دیگر هر سال از بعضی تهیهکنندهها میپرسند: «برای سپتامبر چه دارید؟ چه پروژههایی آماده میکنید؟ پروژههایتان را با ما به اشتراک بگذارید.»
فکر نمیکنم TRT چنین رویکردی داشته باشد. بهنظر میرسد آنها در داخل خودشان به شکلی تصمیم میگیرند.
مجری: در ATV هم انگار همینطور است.
فاروک تورگوت: در ATV هم الان کمی همینطور است. مثلاً ساختاری به نام «سیناحانه» (Sinahane) راه انداختهاند و فیلم سینمایی تولید میکنند.
همان شرکت الان با شرکتی به نام «فارو» (Faro) که سال گذشته من هم با آن کار میکردم، پروژه جدیدی در طرسوس انجام میدهد.
در ATV هم معمولاً تهیهکنندههایی هستند که راحتتر با آنها کار میکنند، یا تهیهکنندههایی هستند که خودشان بعضی کانالها را ترجیح میدهند.
مثلاً من هم در هر کانالی کار نمیکنم. من هم اصولی دارم. چون تقریباً میتوانم حدس بزنم کدام پروژهای که در ذهن من هست، در کدام کانال ساخته میشود و در کدام نه.
مجری: مثلاً؟
فاروک تورگوت: من «غنچههای سرخ» (Kızıl Goncalar) را غیر از Fox در جای دیگری نمیتوانستم بسازم.
مجری: درست است.
فاروک تورگوت: «شربت زغالاخته» (Kızılcık Şerbeti) را هم غیر از Show TV در جای دیگری نمیتوانستم بسازم.
چرا؟ چون مثلاً آن زمان میتوانستم آن را برای Fox هم بسازم، اما به خاطر موضع مخالفخوان و اپوزیسیونگونه Fox، واکنشها خیلی شدیدتر میشد. برای همین ترجیح دادم آن را در کانالی بسازم که در موضع میانیتری قرار دارد. و خوشحالم که این تصمیم را گرفتم.
مجری: اگر اشتباه نکنم بعد از تمام شدن «غنچههای سرخ» (Kızıl Goncalar) گفته بودید: «اوه، راحت شدم.»
فاروک تورگوت: بله.
مجری: چرا؟ چرا وقتی تمام شد اینطور گفتید؟
فاروک تورگوت: بیشتر از اینکه «راحت شدم» باشد، منظورم این بود که هم از نظر مادی و هم معنوی آنقدر درد کشیدم و آنقدر از سوءتفاهم و از اینکه مجبور باشم مدام خودم را توضیح بدهم خسته شدم، که واقعاً فرسوده شده بودم.
چون همه زیر آن دنبال چیز دیگری میگشتند. درباره نویسندهاش کلی شایعه شد، درباره کانالش، درباره خود من. انگار سه نفر دور هم جمع شدهاند تا یک عملیات سیاسی انجام دهند؛ چنین تصوری به وجود آمده بود.
مجری: مثلاً به شما زنگ زدند و گفتند «فاروک، این را بردار»؟
فاروک تورگوت: مستقیماً چنین تماسی لازم نبود؛ RTÜK خودش در این زمینه کارهایی را که باید انجام میداد انجام میداد.
یا مثلاً… انصافاً باید بگویم خدا را شکر در نهایت رابطه نزدیکی بین من و «ابوبکر شاهین» (Ebubekir Şahin) شکل گرفت.
مجری: با چه کسی؟
فاروک تورگوت: با «ابوبکر شاهین» (Ebubekir Şahin)، رئیس RTÜK.
مجری: من هم با ایشان آشنا شدهام.
فاروک تورگوت: دستکم توانستم درد و مسئلهام را توضیح بدهم و از آنجا که در روند پیش رفتن سریال، ارتباطمان را سالم نگه داشتیم، کمی کار راحتتر شد. اما اوایل خیلی سخت بود.
مجری: واقعاً خیلی شما را تحت فشار گذاشتند.
فاروک تورگوت: خیلی زیاد.
اما در نهایت باز هم میگویم، خوشحالم که آن کار را ساختم.
مجری: ولی از یک طرف هم میگویید از اینکه باید مدام توضیح میدادید خسته شدید. راستش را بخواهید، من اینطور فهمیدم که از تمام شدن سریال خوشحال بودید. برای یک تهیهکننده، خوشحال بودن از تمام شدن سریال چیز عجیبی است.
فاروک تورگوت: بله، این را گفتم.
اما فقط RTÜK نبود. بههرحال در واقعیت جامعهشناختی ترکیه، چیزی به نام «طریقت» و «جماعت» وجود دارد. و قدرتی که این گروهها در ترکیه دارند، معلوم است.
شما کموبیش میتوانید حدس بزنید چه فشارهایی روی من وارد شد.
مجری: حدس میزنم.
فاروک تورگوت: هرکس مرا میشناسد میداند که من برای ایستادگی در برابر این فشارها مبارزه جدیای کردم.
بیشتر از این وارد جزئیات شدن دیگر لازم نیست. هر کسی که جامعهشناسی ترکیه را بداند، کموبیش میتواند حدس بزند وقتی چنین سریالی روی آنتن باشد، آن تهیهکننده با چه چیزهایی مواجه میشود.
مجری: آیا تا به حال شاهد بودهاید که بگویند «این پروژه خوب است، اما از دنیای ما نیست» و به همین دلیل سناریو رد شود؟
فاروک تورگوت: نه، شاهد نبودهام.
چون من دیگر تهیهکنندهای هستم که میدانم چه کاری در کدام کانال ساخته میشود. یعنی کموبیش میدانم کدام پروژه را باید به کدام کانال ارائه کرد.
اگر بدانم پروژهای که من بیرون آوردهام در آن کانال پذیرفته نمیشود، اصلاً آن را به آن کانال ارائه نمیدهم.
مجری: منظورم این است که مثلاً یکی از دوستانتان سناریوی خیلی خوبی نوشته، برده به Fox داده…
فاروک تورگوت: نه، در Fox چنین چیزی پیش نمیآید.
مجری: میدانم، برای همین مثال زدم.
فاروک تورگوت: آنجا نه. اگر آنجا نشود، جای دیگری میشود. اصلاً هم لازم نیست.
یا اینکه یک کانال بگوید «ما این کار را نمیسازیم»، خیلی مهم نیست. اگر خودت به کارت باور داشته باشی، به آن اعتماد داشته باشی و ریسک آن را بپذیری، بالاخره یک جایی برای پخشش پیدا میشود.
هم «غنچههای سرخ» (Kızıl Goncalar) و هم «شربت زغالاخته» (Kızılcık Şerbeti) در نهایت کانالی پیدا کردند و پخش شدند.
مجری: آیا در پشت صحنه بین بازیگران عشق به وجود میآید؟ و آیا شما با این موضوع کنار میآیید؟
فاروک تورگوت: راستش، خیلی هم اتفاق میافتد.
بهویژه در نسل جدید بازیگرها، این اواخر کلی هم خوراک رسانهها شده. ماجراهایشان هم معلوم است.
من هم البته این را بد نمیدانم. در نهایت مثلاً میروید ترابزون، روزی ۱۸-۱۹ ساعت سر صحنه هستید، مرخصی هم ندارید، در محیط هتل با هم زندگی میکنید. طبیعتاً یک نوع تأثیر و ارتباطی بینشان شکل میگیرد.
مجری: شکل میگیرد.
فاروک تورگوت: برای همین هم در این نسل جوان بازیگران، این موضوع خیلی بیشتر شده است. قدیمها اینقدر نبود.
در صحنههای من هم بوده، خیلی چیزها پیش آمده و میآید.
اما همان اول صحبت هم گفتم، اینکه کسی بیرون از کار چه میکند و چه نمیکند…
مجری: ولی آیا روی کار اثر نمیگذارد؟
فاروک تورگوت: نه، بههیچوجه.
مجری: میدانید چرا میپرسم؟ یکی از عوامل صحنه توضیحاتی داده بود. میگفت اگر دو بازیگر واقعاً عاشق هم شوند، از روی نشانهها معلوم میشود: اول دو کاروان میشود یک کاروان؛ بعد شوخیهای بینشان کم میشود؛ فردای آن روز هم با یک ماشین میآیند. و اینطور است که اول از همه عوامل پشت صحنه قضیه را میفهمند.
فاروک تورگوت: خب، چه اشکالی دارد؟ باشد.
اگر هر دو خوشحالاند و هر دو فکر میکنند چیزی را که میخواستند پیدا کردهاند، هرچه زندگی میکنند، زندگی خودشان است. به کسی چه ربطی دارد؟
تا وقتی کارشان را درست انجام میدهند، تا وقتی این رابطه تأثیر منفی روی کار نمیگذارد و برای بقیه هم مشکل درست نمیکند، چه ایرادی دارد که دو نفر از هم خوششان بیاید و عاشق شوند؟
مجری: آیا امکان دارد «سیلا تورکاوعلو» (Sıla Türkoğlu) که نقش «دوعا» را بازی میکرد، برگردد؟
فاروک تورگوت: نه.
او در سریال مرد.
مجری: اما شما صورتش را هم نشان دادید، ما را هیجانزده کردید.
فاروک تورگوت: نه. ما بهعنوان اصل کاری، کسانی را که رفتهاند…
مجری: برنمیگردانید.
فاروک تورگوت: بله، برنمیگردانم.
مجری: این اصل شماست؟
فاروک تورگوت: بله.
اگر کسی رفته، حتماً مشکلی بوده که رفته است. وگرنه چرا باید برود؟
بعد هم وقتی رفت، شانسش را امتحان کرد، در یک کار دیگر بازی کرد…
مجری: یعنی مثلاً فهمید اندازهاش چیست.
فاروک تورگوت: خب، آنطور نگوییم، ولی مسئله این است: در کارهای بلندمدت، این دوستان با دستمزدهای معقول شروع میکنند. بعد هر سال اضافهحقوق میگیرند و به یک نقطهای میرسند.
بعد وقتی میبینند بازیگری که در سطح خودشان میدانند، در بازار رقم بیشتری میگیرد، طبیعی است که در آنها این حس به وجود میآید که «من اینجا با ۳ لیر بازی میکنم، ولی کسی که در سطح من است بیرون ۶ یا ۷ لیر میگیرد. پس از اینجا بروم بیرون، من هم ۷ لیر میگیرم.»
سیلا هم همین کار را کرد. در حالی که از من ۵ لیر میگرفت، به جای دیگری با ۱۲ لیر رفت.
مجری: چند قسمت دوام آورد؟
فاروک تورگوت: در ۵ قسمت تمام شد.
مجری: بازیگر نقش «آلِو» یعنی «مژده اوزمان» (Müjde Uzman)…
فاروک تورگوت: بله.
مجری: درباره او هم همین مسئله بود؟
فاروک تورگوت: نه، ما با او مشکل مالی نداشتیم.
مجری: پس چرا رفت؟
فاروک تورگوت: او بیشتر مشکلاتی مربوط به خودش داشت.
اینکه سریالسازی یا زیاد وقت گذراندن در فضای سریال، برایش کمکم سخت شده بود.
از طرفی بعد از دو فصل، از مسیر فیلمنامه هم خیلی راضی نبود.
مجری: یعنی فکر میکردند نقش کمتری برایش مینویسند؟
فاروک تورگوت: نه اینکه نقش کم باشد، بلکه بیشتر این بود که برایش سخت شده بود در موقعیتی قرار بگیرد که، به هر حال، معشوقه یک مرد سنتی و محافظهکار باشد. این برای او از نظر دراماتیک شرایط پیچیدهای ایجاد میکرد.
در حالیکه در واقعیت، این فقط یک نقش است، یک بازی است، یک شخصیت است…
مجری: ولی مردم بیرون که این را باور نمیکنند، چه برسد به خود بازیگر.
فاروک تورگوت: همین است دیگر.
مثلاً همین چند وقت پیش، همانطور که میدانید، یکی از بازیگرانمان فوت کرد.
مجری: بله، خدا رحمتش کند.
فاروک تورگوت: ممنون.
زیر خبرش نوشته بودند: «کارما».
کدام کارما؟ مثلاً چون در سریال پمبه را مسموم کردی، این هم بلایی بود که سرت آمد؟
دیگر واقعاً بس است! کار به جایی رسیده که عدهای اینقدر واقعیت و داستان و درام را با هم قاطی کردهاند و باور دارند آن چیزی که در سریال میبینند، واقعی است.
مجری: عجیب است، ولی با وجود همه کارهایی که «عبدالله بی» کرده، او را دوست دارند.
فاروک تورگوت: بله، دوست دارند.
مجری: اینطور نیست؟
فاروک تورگوت: بله.
مجری: آنجا هم که یک تغییر بازیگر داشتید، همانطور که میدانید.
فاروک تورگوت: بله، میدانم.
مجری: اتفاق بدی در صحنه افتاده بود.
فاروک تورگوت: بله، اتفاق ناگواری افتاد، اما…
مجری: «ستار آبی» (بازیگر نقش پیشین عبدالله)…
فاروک تورگوت: «ممتاز بی» (بازیگر فعلی نقش عبدالله)…
مجری: خیلی خوب در نقش جا افتاد.
فاروک تورگوت: بله، خیلی خوب در نقش نشست.
در این فصل کسانی که دیگر نمیبینیم: ستار آبی، فلانی رفت، پدر فلانی رفت، چیمن رفت و سونمز خانم هم رفت.
مجری: کم نیستند.
فاروک تورگوت: بله، اما بازیگرهای جدید میآیند. بهویژه «مورات آیگن» (Murat Aygen)…
مجری: او هم انتخاب خوبی بود.
فاروک تورگوت: من هم فکر میکنم خیلی به این کار میآید.
علاوه بر او، ۳-۴ شخصیت دیگر هم وارد میشوند. داستان مدام در حال تازه شدن است.
مجری: «سالکیم خانم» از بالکن افتاد.
فاروک تورگوت: بله.
مجری: ممکن است فصل جدید نباشد؟
فاروک تورگوت: نه، خواهد بود.
مجری: خواهد بود؟
فاروک تورگوت: بله.
صحنههای بالکن ما معروف شده! در دو سه فصل اخیر مدام یکی را از بالکن پرت میکنیم. جالب اینجاست که کسانی هم که میافتند، معمولاً نمیمیرند.
مجری: بله.
فاروک تورگوت: و دوباره به زندگی عادیشان ادامه میدهند.
مجری: استاد، خیلی ممنونم.
فاروک تورگوت: خواهش میکنم.
مجری: گفتوگوی خیلی خوبی بود. در هر موضوعی خیلی راحتی عمل به من دادید و دست من برای سؤالها کاملاً باز بود.
فاروک تورگوت: ممنونم.
مجری: سپاسگزارم.





