برای دریافت سریع‌تر اخبار ما، سایت را در گوگل دنبال کنید

دنبال کردن ...
سینما و تلویزیون

موسیقی ۳۰۰۰ ساله در «ادیسه» نولان

یکی از عجیب‌ترین و جذاب‌ترین نکات درباره فیلم جدید کریستوفر نولان، یعنی «ادیسه» / The Odyssey، نه فقط مقیاس عظیم تولید یا صحنه‌های پرزحمت آن، بلکه رویکرد متفاوت فیلم به موسیقی است. طبق روایت‌های منتشرشده از روند تولید، لودویگ یورانسون / Ludwig Göransson، آهنگساز برنده اسکار، برای ساخت موسیقی این فیلم به سراغ بازسازی صداهایی رفته که ریشه در جهان باستان دارند؛ صداهایی نزدیک به فضایی که داستان ادیسه از آن برخاسته است.

موسیقی‌ای از دل جهان باستان

نولان در سال‌های اخیر نشان داده که موسیقی برای او فقط یک عنصر همراه با تصویر نیست، بلکه بخشی از معماری اصلی فیلم است. همکاری او با یورانسون در Tenet و به‌ویژه Oppenheimer نشان داد که موسیقی می‌تواند به اندازه تدوین و فیلم‌برداری، در ساخت تنش، ریتم و حس زمان نقش داشته باشد.

در «ادیسه» نیز ایده اصلی این بوده که موسیقی تا حد ممکن با جهان داستان هم‌خوان باشد؛ جهانی برگرفته از حماسه هومر، اسطوره‌های یونان و فضای عصر قهرمانان. به همین دلیل، یورانسون برای رسیدن به صدایی متفاوت، صرفاً به ارکستر کلاسیک متکی نشده و به سراغ سازها و مواد صوتی مرتبط با دوران باستان رفته است.

آئولوس و لیر؛ صدای یونان باستان

دو ساز مهمی که در چنین فضایی اهمیت پیدا می‌کنند، آئولوس / Aulos و لیر / Lyre هستند. آئولوس یکی از سازهای بادی مهم در یونان باستان بود؛ سازی معمولاً دوشاخه و شبیه به نی یا ابوا که در آیین‌ها، مسابقات، مراسم مذهبی و نمایش‌های یونانی استفاده می‌شد. صدای آن می‌توانست تند، نافذ و آیینی باشد؛ کاملاً متفاوت با صدای سازهای بادی مدرن.

از سوی دیگر، لیر یکی از شناخته‌شده‌ترین سازهای زهی جهان باستان است. این ساز با شعر، موسیقی روایی و سنت شفاهی یونان پیوند داشت. در فرهنگ یونانی، شاعر و نوازنده اغلب در کنار هم تصور می‌شدند؛ درست مانند جهانی که حماسه‌هایی چون «ایلیاد» و «ادیسه» در آن شکل گرفتند.

چرا «۳۰۰۰ ساله»؟

خود متن «ادیسه» معمولاً به هومر نسبت داده می‌شود و تاریخ مکتوب یا تثبیت‌شده آن را اغلب حدود قرن هشتم پیش از میلاد می‌دانند؛ اما داستان آن به جهان بسیار کهن‌تری اشاره دارد؛ جهانی که ریشه‌هایش به عصر برنز اژه‌ای و میسنی بازمی‌گردد. عصر برنز در ناحیه اژه تقریباً از هزاره سوم پیش از میلاد آغاز شد و تا حدود ۱۱۰۰ پیش از میلاد ادامه داشت.

به همین دلیل، وقتی از موسیقی یا فضای صوتی «۳۰۰۰ ساله» صحبت می‌شود، منظور بازگشت به حال‌وهوای تمدن‌های بسیار کهن مدیترانه، فرهنگ‌های میسنی و یونان پیشاکلاسیک است؛ نه اینکه موسیقی دقیق و نت‌نویسی‌شده آن دوران به‌طور کامل به دست ما رسیده باشد. در واقع، آهنگساز در چنین پروژه‌ای بیشتر دست به بازآفرینی تاریخی می‌زند تا بازسازی صددرصد مستند.

همچنین بخوانید...
انتخاب‌های جنجالی «اودیسه»؛ وقتی اسطوره‌ها دوباره تفسیر می‌شوند

برنز به‌عنوان ساز

یکی از جالب‌ترین بخش‌های این رویکرد، استفاده از خودِ برنز به‌عنوان منبع صداست. چون بخش مهمی از جهان اسطوره‌ای ادیسه با عصر برنز پیوند دارد، استفاده از فلزات، ضربه‌ها، طنین‌های خام و صداهای صنعتی می‌تواند حس بدوی، خشن و کهن‌تری ایجاد کند.

طبق روایت‌های منتشرشده، یورانسون برای رسیدن به این صداها فقط سراغ سازهای معمول نرفته، بلکه از ضربه زدن به قطعات فلزی، اشیای قراضه و حتی وسایلی مانند دستگاه‌های تهویه برای ضبط بافت‌های صوتی خاص استفاده کرده است. چنین تکنیکی در موسیقی فیلم مدرن رایج است: آهنگساز به‌جای تکیه کامل بر سازهای استاندارد، از نمونه‌برداری صوتی / Sampling و طراحی صدا / Sound Design کمک می‌گیرد تا جهان فیلم واقعی‌تر و منحصربه‌فردتر احساس شود.

چرا حذف ارکستر کلاسیک مهم است؟

در بسیاری از فیلم‌های حماسی، موسیقی با ارکستر بزرگ، سازهای زهی پرحجم و کرهای باشکوه ساخته می‌شود. اما اگر در «ادیسه» نولان ارکستر کلاسیک نقش کمرنگ‌تری داشته باشد، این انتخاب می‌تواند کاملاً آگاهانه باشد؛ چون ارکستر سمفونیک به شکل امروزی، پدیده‌ای متعلق به قرون اخیر است و با جهان باستان فاصله تاریخی زیادی دارد.

استفاده از سازهای بازسازی‌شده، صداهای فلزی، ریتم‌های کوبه‌ای و بافت‌های خام، می‌تواند به فیلم حالتی بدوی‌تر و نزدیک‌تر به اسطوره بدهد؛ انگار موسیقی نه از سالن کنسرت، بلکه از دل خاک، دریا، جنگ و آیین‌های کهن بیرون آمده است.

یورانسون؛ آهنگسازی که به تجربه‌های غیرمعمول علاقه دارد

لودویگ یورانسون پیش از این نیز نشان داده بود که برای هر پروژه به دنبال زبان صوتی مستقل می‌گردد. او برای Black Panther موسیقی آفریقایی، سازهای بومی و ارکستر را ترکیب کرد و برای آن فیلم اسکار گرفت. در Oppenheimer نیز با استفاده پررنگ از ویولن، صداهای تنش‌زا و بافت‌های الکترونیک، اضطراب ذهنی شخصیت اصلی را به موسیقی تبدیل کرد؛ اثری که دومین اسکار او را برای بهترین موسیقی متن به همراه داشت.

بنابراین، تلاش برای ساخت صدایی باستانی برای «ادیسه» در ادامه همان مسیر است: موسیقی‌ای که فقط زیبا نیست، بلکه هویت جهان فیلم را می‌سازد.

در نهایت، اگر این رویکرد در نسخه نهایی فیلم همان‌طور که گزارش شده اجرا شده باشد، موسیقی «ادیسه» می‌تواند یکی از خاص‌ترین بخش‌های فیلم باشد؛ موسیقی‌ای که به‌جای تکیه بر شکوه آشنای ارکسترهای هالیوودی، تلاش می‌کند صدای جهانی فراموش‌شده را زنده کند. در فیلمی درباره سفر، اسطوره، دریا و بازگشت، شاید واقعی‌ترین عنصر نه تصویر کشتی‌ها و قصرها، بلکه نت‌هایی باشند که از دل تاریخ بیرون کشیده شده‌اند.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا