دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
سینما و تلویزیوننگاهی اجمالی

سرنوشت شخصیت‌های اصلی «خاندان اژدها» در کتاب‌ها؛ چه کسی چطور می‌میرد؟

از ویسریس و رینیرا تا دیمون، ایموند و آلیسنت؛ مروری کامل بر پایان شخصیت‌ها در «آتش و خون» و تفاوت‌های احتمالی با سریال

بعد از انتظاری طولانی، فصل سوم «خاندان اژدها» (House of the Dragon) بالاخره برگشته و دوباره طرفداران وستروس را وسط آتش، خون، اژدها و خیانت انداخته است. حتی در مقایسه با پیش‌درآمد مشهور و خونینش، یعنی «بازی تاج‌وتخت» (Game of Thrones)، سریال House of the Dragon خیلی زود برای کشتن شخصیت‌های مهم، آن هم گاهی از یک قسمت به قسمت دیگر، شهرت پیدا کرده است.

اما تفاوت مهم House of the Dragon با سریال اصلی اچ‌بی‌او اینجاست که منبع اقتباس آن، کتاب «آتش و خون» (Fire & Blood) نوشته جورج آر. آر. مارتین (George R. R. Martin)، در واقع تاریخ خاندان تارگرین را روایت می‌کند. یعنی سرنوشت بسیاری از این شخصیت‌ها مدت‌ها قبل از ساخته شدن سریال مشخص شده بود.

طبیعی است که تا زمان آغاز داستان اصلی «ترانه یخ و آتش» (A Song of Ice & Fire)، همه شخصیت‌های اصلی House of the Dragon مرده‌اند؛ چه بر اثر مرگ طبیعی و چه به دست شخصیت‌های دیگر. با این حال، سریال تلویزیونی در موارد کوچک و بزرگ، آزادی‌های خلاقانه خودش را دارد. بنابراین هنوز دقیق نمی‌دانیم House of the Dragon تا چه حد مرگ‌های کتابی و رسمی این شخصیت‌ها را وفادارانه اقتباس خواهد کرد.

در ادامه، بر اساس آنچه از کتاب‌ها می‌دانیم، سرنوشت شخصیت‌های اصلی سریال را مرور می‌کنیم.

هشدار جدی اسپویل: ادامه این مطلب بخش‌های مهمی از داستان House of the Dragon و Fire & Blood را لو می‌دهد.

شاه ویسریس اول تارگرین (King Viserys I Targaryen)

تقریباً همه اتفاقات House of the Dragon از رابطه شخصیت‌ها با یک نفر سرچشمه می‌گیرد: شاه ویسریس اول تارگرین؛ پادشاهی که در آغاز سریال بر تخت آهنین نشسته است.

طرفداران سریال حتماً به یاد دارند که در فصل اول House of the Dragon، ویسریس در حالتی آشفته و هذیانی از دنیا می‌رود؛ درست بعد از اینکه آلیسنت های‌تاور (Alicent Hightower) آخرین حرف‌های او را اشتباه برداشت می‌کند و خیال می‌کند پادشاه با تاج‌گذاری پسرشان ایگان دوم تارگرین (Aegon II Targaryen) موافق است، نه دخترش و وارث قانونی‌اش رینیرا تارگرین (Rhaenyra Targaryen).

در کتاب Fire & Blood، مرگ ویسریس از این جهت مشابه است که او همچنان در خواب می‌میرد. اما خبری از آن سوتفاهم پایانی با آلیسنت نیست. در کتاب، ویسریس آخرین لحظات خود را با تعریف یک افسانه برای نوه‌هایش می‌گذراند؛ افسانه‌ای درباره پدربزرگش، شاه جیهریس اول (King Jahaerys I).

وقتی آلیسنت از مرگ او باخبر می‌شود، حقیقت را از مردم پنهان می‌کند تا مقدمات تاج‌گذاری ایگان را فراهم کند. تا جایی که خوانندگان کتاب می‌دانند، انگیزه او بیشتر منافع شخصی و سیاسی است، نه این باور که دارد آخرین خواسته ویسریس را اجرا می‌کند.

نکته مهم: سریال با افزودن سوتفاهم آخرین کلمات ویسریس، انگیزه آلیسنت را خاکستری‌تر و انسانی‌تر کرده است؛ در حالی که روایت کتاب، تصمیم او را بیشتر محاسبه‌گرانه نشان می‌دهد.

دیمون تارگرین (Daemon Targaryen)

دیمون تارگرین یکی از بهترین جنگجویان کل شجره‌نامه خاندان تارگرین است؛ اما حتی او هم از رقص اژدهایان (Dance of Dragons)، جنگ داخلی بزرگی که بخش عمده House of the Dragon را شکل می‌دهد، جان سالم به در نمی‌برد.

طبق روایت کتاب، دیمون با برادرزاده‌اش، شاهزاده ایموند تارگرین (Prince Aemond Targaryen)، روی پشت اژدها وارد نبرد می‌شود؛ نبردی که بعدها به نام نبرد بر فراز چشم خدایان (Battle Above the God’s Eye) شناخته می‌شود.

گفته می‌شود دیمون در نبرد تن‌به‌تن روی پشت وهگار (Vhagar)، ایموند را شکست می‌دهد. اما هر دو ظاهراً زمانی می‌میرند که اژدهایانشان به آب‌های چشم خدایان (Gods Eye) سقوط می‌کنند.

با این حال، چون جسد دیمون هرگز پیدا نشد، همیشه این احتمال وجود دارد که House of the Dragon خوانندگان کتاب را غافلگیر کند و حقیقت متفاوتی درباره سرنوشت واقعی او نشان دهد. البته زنده ماندن از چنین سقوطی بسیار بعید است، اما در دنیای وستروس اتفاقات عجیب‌تر هم رخ داده‌اند. شاید هم فصل دیگری از داستان وجود داشته باشد که فقط جورج آر. آر. مارتین از آن خبر دارد.

رینیرا تارگرین (Rhaenyra Targaryen)

برای طرفداران House of the Dragon نباید خیلی غافلگیرکننده باشد که رینیرا قرار نیست سلطنت طولانی‌ای داشته باشد. در Fire & Blood آمده که رینیرا هنگام نشستن بر تخت آهنین، بارها خود را با تیغه‌های آن زخمی می‌کرد؛ نشانه‌ای بدیمن که طبق باور رایج، یعنی آن فرمانروا شایستگی حکومت بر هفت پادشاهی را ندارد.

اما حتی حمایت مردم کینگز لندینگ (King’s Landing) هم مدت زیادی دوام نمی‌آورد. پس از مجموعه‌ای از شورش‌ها که به مرگ چند تن از حامیان رینیرا و ناپدید شدن یا مرگ بسیاری از اژدهایانش منجر می‌شود، او شهر را ترک می‌کند. در آن زمان فقط پسرش، ایگان سوم (Aegon III)، در کنارش باقی مانده است.

رینیرا تاج خودش را می‌فروشد تا هزینه عبور به دراگون‌استون (Dragonstone) را فراهم کند، اما شوالیه‌هایی که همراهی‌اش می‌کنند به او خیانت می‌کنند. آن‌ها پس از کشتن نگهبانان ملکه، رینیرا را بی‌دفاع رها کرده و او را همراه با ایگان سوم به دست ایگان دوم می‌سپارند.

ایگان دوم جان پسر رینیرا را می‌بخشد، اما خود رینیرا را خوراک اژدهایش، سان‌فایر (Sunfyre)، می‌کند. مرگی بی‌رحمانه و دردناک که اگر House of the Dragon آن را وفادارانه اقتباس کند، احتمالاً تماشاگران زیادی را به‌شدت ناراحت خواهد کرد.

آلیسنت های‌تاور (Alicent Hightower)

با توجه به آزادی‌های زیادی که House of the Dragon تا همین حالا در شخصیت‌پردازی آلیسنت به خرج داده، اصلاً غیرممکن نیست که داستانی که خوانندگان Fire & Blood می‌شناسند، در سریال دقیقاً همان‌طور رخ ندهد.

برخلاف رینیرا، آلیسنت از رقص اژدهایان جان سالم به در می‌برد؛ اما بعد از آن زندگی چندان خوبی ندارد. او به اتهام دست داشتن در مسموم کردن ایگان دوم بازداشت می‌شود. ایگان سوم تصمیم می‌گیرد به ملکه بیوه رحم کند، اما چون هیچ‌کس به او اعتماد ندارد، آلیسنت به حبس ابد در اتاق‌های خودش در قلعه سرخ (Red Keep) محکوم می‌شود.

در کمتر از یک سال، آلیسنت دچار جنون می‌شود. وقتی تب زمستانی (Winter Fever) در کینگز لندینگ شیوع پیدا می‌کند، او هم به بیماری مبتلا می‌شود. البته به‌خاطر افت شدید وضعیت روانی‌اش، اثرات هذیانی بیماری چندان قابل تشخیص نیست. بنابراین وقتی بیماری جانش را می‌گیرد، احتمالاً در آن نقطه مرگ برایش آسوده‌تر از ادامه زندگی بوده است.

دست‌کم طرفداران House of the Dragon که از آلیسنت خوششان نمی‌آید، خواهند دید که او سرنوشتی بسیار سخت‌تر از چیزی تجربه می‌کند که شاید انتظارش را داشته باشند.

شاه ایگان دوم تارگرین (King Aegon II Targaryen)

تنها افسوس درباره مرگ ایگان دوم این است که طبق تاریخ تارگرین‌ها، زودتر از این رخ نمی‌دهد. اگرچه رویدادهای اخیر فصل سوم House of the Dragon نشان می‌دهند که ایگان تخت آهنین را به رینیرا می‌بازد، اما پس از مرگ رینیرا، دوباره به سلطنت بازگردانده می‌شود.

با این حال، بازگشت او کوتاه‌مدت است. پس از آنکه ایگان از عفو کردن لردهایی که از ادعای رینیرا حمایت کرده بودند خودداری می‌کند، دیوارها از هر طرف به او نزدیک‌تر می‌شوند. با وجود این، ایگان حاضر نیست جنگی را که عملاً محکوم به شکست است، واگذار کند.

بعد از جلسه‌ای با شورای کوچک برای بحث درباره سرنوشت برادرزاده‌اش، یعنی پادشاه آینده ایگان سوم، ایگان دوم وارد تخت روان خود می‌شود و کوزه‌ای از شراب آربور رد (Arbor red) همراه دارد؛ شرابی که بی‌خبر از خودش مسموم شده است.

پیش از آنکه تخت روان حرکت کند، یکی از اعضای گارد پادشاه متوجه می‌شود که ایگان از قبل مرده است. هویت قاتل ایگان دوم هرگز مشخص نمی‌شود. پیکر پادشاه مرده را روی توده هیزم می‌سوزانند؛ با این امید که به شکلی نمادین، پایان سلطنتی باشد که با جنگ، تراژدی و نفرت تعریف شده بود.

کورلیس ولاریون (Corlys Velaryon)

کورلیس ولاریون (Corlys Velaryon) خیلی زود در House of the Dragon ثابت می‌کند که یکی از ترسناک‌ترین و قدرتمندترین اعضای خانواده گسترده تارگرین است؛ به‌خصوص وقتی در اوایل فصل اول با دیمون متحد می‌شود.

وفاداری بعدی او به ادعای شاهدخت رینیرا برای تخت آهنین، خبر بدتری برای سبزهاست. با این حال، کورلیس خوش‌شانس است که با وجود شکست‌ها و تلفات سنگین جناحش، از رقص اژدهایان جان سالم به در می‌برد.

او حدود یک سال در شورای کوچک شاه ایگان سوم تارگرین خدمت می‌کند و سپس بر اثر کهولت سن از دنیا می‌رود؛ آن هم پس از اینکه روی پله‌های قلعه سرخ از حال می‌رود.

مراسم خاکسپاری او، کاملاً مناسب شخصیتش، در ساحل دراگون‌استون و روی کشتی خودش، مار دریایی (Sea Snake)، برگزار می‌شود. طبق Fire & Blood، جسد کورلیس در دریا به خاک سپرده می‌شود؛ پایانی بسیار شرافتمندانه‌تر و سزاوارانه‌تر از چیزی که احتمالاً نصیب بیشتر شخصیت‌های House of the Dragon خواهد شد.

اتو های‌تاور (Otto Hightower)

یکی از مرگ‌های بزرگ که همین حالا در فصل سوم House of the Dragon رخ داده، اعدام اتو های‌تاور (Otto Hightower) به دست رینیرا پس از محاصره کینگز لندینگ است.

مرگ پدر آلیسنت مدت‌ها بود که در راه به نظر می‌رسید؛ چون او از همان فصل اول House of the Dragon نقشی اساسی در به حرکت انداختن رقص اژدهایان داشت. اما تفاوت نحوه اجرای این مرگ در سریال با کتاب نشان می‌دهد که هیچ‌چیز در Fire & Blood الزاماً همان‌طور که به نظر می‌رسد قطعی نیست.

در کتاب‌ها فقط آمده که اتو نخستین خائنی بود که رینیرا پس از تصرف کینگز لندینگ گردن زد. اما سریال اعدامی بسیار آشفته‌تر از چیزی نشان می‌دهد که معمولاً در فرنچایزهای اچ‌بی‌او دیده‌ایم. خود رینیرا ضربه مرگبار را وارد می‌کند، اما برای جدا کردن سر اتو از بدنش به چند ضربه نیاز دارد.

همچنین در سریال، دخترش آلیسنت وارد تالار تخت می‌شود و جسد پدرش را می‌بیند؛ لحظه‌ای که در کتاب‌ها اصلاً به آن اشاره نشده است.

رینیس تارگرین (Rhaenys Targaryen)

شاهدخت رینیس تارگرین (Princess Rhaenys Targaryen) یکی از به‌یادماندنی‌ترین مرگ‌های فصل دوم House of the Dragon را تجربه می‌کند؛ مرگی که یکی از نخستین ضربه‌های بزرگ به جناح سیاه‌ها در رقص اژدهایان است.

در سریال، او پس از آنکه اژدهایش، میلیس (Meleys)، در نبرد روکزرست (Battle of Rook’s Rest) به دست وهگار کشته می‌شود، سقوط می‌کند و می‌میرد. صحنه سقوط جای زیادی برای ابهام باقی نمی‌گذارد؛ دوربین روی نگاه خسته و آخرین رینیس مکث می‌کند و سپس او و میلیس را نشان می‌دهد که در آتشی عظیم به دیوارهای روکزرست برخورد می‌کنند.

این اقتباسی وفادارانه از مرگ ظاهری رینیس در Fire & Blood است، البته بدون جزئیات اضافه‌ای که در کتاب آمده: کنار لاشه مرده میلیس روی زمین، پیکری سوخته و غیرقابل شناسایی پیدا شده بود که فقط می‌شد فرض کرد متعلق به رینیس است.

اینجا هم جورج آر. آر. مارتین در کتاب کمی فضا برای تفسیر باقی می‌گذارد، اما سریال کاملاً روشن نشان می‌دهد که مرگ رینیس در تاریخ وستروس درست ثبت شده است.

سر کریستون کول (Ser Criston Cole)

سر کریستون کول (Ser Criston Cole) از آن شخصیت‌هایی است که نقش او در House of the Dragon اطلاعات زیادی را روشن می‌کند که در Fire & Blood کمتر دیده می‌شود. دل‌شکستگی او از شاهدخت رینیرا یکی از عوامل مهم پیوستنش به آلیسنت و سبزها در پایان فصل اول سریال است.

کریستون از بسیاری از نبردهای محوری داستان جان سالم به در می‌برد. اما طبق Fire & Blood، مرگ او نه در یک نبرد شرافتمندانه و رسمی، بلکه در کمینی رخ می‌دهد که کل ارتشش را نابود می‌کند.

در رخدادی که بعدها به نام بال قصابان (Butcher’s Ball) شناخته می‌شود، سیاه‌ها نیروهای کریستون را در مسیر چشم خدایان غافلگیر می‌کنند. کریستون پیشنهاد می‌دهد با فرماندهان آن‌ها در یک دوئل سه‌به‌یک روبه‌رو شود.

اما پیش از شروع دوئل، یک کماندار او را از پا درمی‌آورد و باقی ارتشش قتل‌عام می‌شود. بعدها سر کریستون را روی نیزه به نخستین نبرد تامبلتون (First Battle of Tumbleton) می‌برند؛ نمادی از سقوط یکی از بزرگ‌ترین فرماندهان سبزها و یکی از سرسخت‌ترین دشمنان رینیرا.

ایموند تارگرین (Aemond Targaryen)

همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد، ایموند «یک‌چشم» تارگرین (Aemond “One-Eye” Targaryen) قربانی نبرد بر فراز چشم خدایان می‌شود؛ نبردی که در آن او و اژدهایش وهگار در آسمان با دیمون و اژدهایش کاراکس (Caraxes) می‌جنگند.

ایموند و وهگار مسئول بسیاری از مهم‌ترین مرگ‌های رقص اژدهایان بودند، اما در نهایت چشم ازدست‌رفته ایموند به نقطه ضعف او تبدیل می‌شود. دیمون از سمت کور ایموند استفاده می‌کند و به کاراکس اجازه می‌دهد برتری پیدا کند و حمله کند.

دیمون طبق روایت‌ها شمشیرش، خواهر تاریک (Dark Sister)، را از همان چشم نابینای ایموند عبور می‌دهد. اما بر اساس Fire & Blood و دیگر نوشته‌های جورج آر. آر. مارتین، چیزی که واقعاً هر دو شاهزاده را می‌کشد سقوط آن‌ها همراه با اژدهایانشان است.

ایموند در House of the Dragon تقریباً قطعاً همین سرنوشت را خواهد داشت، مگر اینکه نویسندگان سریال تصمیم بگیرند از یکی از مهم‌ترین و از نظر بصری باشکوه‌ترین نبردهای رقص اژدهایان به‌شدت فاصله بگیرند.

هلینا تارگرین (Helaena Targaryen)

هلینا تارگرین (Helaena Targaryen) در House of the Dragon دختر غمگین آلیسنت و ویسریس است که با برادرش ایگان دوم ازدواج می‌کند. با اینکه او به‌عنوان ملکه همسر بسیار محبوب‌تر از شوهرش و دیگر سبزهاست، هلینا شخصیتی عمیقاً تراژیک است که در طول رقص اژدهایان رنج زیادی می‌کشد.

مهم‌ترین رنج او زمانی است که دو قاتل او را مجبور می‌کنند بزرگ‌ترین پسرش، جیهریس (Jaehaerys)، را برای مرگ انتخاب کند؛ انتقامی بابت مرگ پسر رینیرا، لوسریس (Lucerys).

با این حال، در Fire & Blood روایت‌های متناقضی درباره مرگ خود هلینا وجود دارد. گفته می‌شود او از اتاقش در قلعه سرخ بیرون می‌پرد و روی میخی در پایین سقوط کرده و کشته می‌شود.

جورج آر. آر. مارتین خودش تایید کرده که اندوه هلینا از مرگ پسرش میلور (Maelor) باعث شد او خودکشی کند. اما میلور در House of the Dragon وجود ندارد، بنابراین سریال احتمالاً باید انگیزه مرگ هلینا را تغییر دهد. شاید نویسندگان قدرت‌های فراطبیعی هلینا را به مرگ اجتناب‌ناپذیر او گره بزنند.

بیلا تارگرین (Baela Targaryen)

بیلا تارگرین (Baela Targaryen) دختر شاهزاده دیمون و همسر فقیدش، لینا ولاریون (Laena Velaryon)، است؛ زنی که هنگام زایمان درگذشت و دیمون را پدر بیوه بیلا و خواهر دوقلویش، رینا تارگرین (Rhaena Targaryen)، کرد.

برخلاف بسیاری از شخصیت‌های House of the Dragon، بیلا یکی از معدود کسانی است که از کل رقص اژدهایان جان سالم به در می‌برد. او بعدها برخلاف خواست تایلند لنیستر (Tyland Lannister)، دست پادشاه، با آلین ولاریون (Alyn Velaryon) ازدواج می‌کند. همین ازدواج باعث می‌شود فرصت تبدیل شدن به وارث شاه ایگان سوم را از دست بدهد و این موقعیت به‌جای او به دوقلویش رینا برسد.

در کنار علاقه اولیه بیلا به جیسریس (Jacaerys) در فصل دوم House of the Dragon، کتاب Fire & Blood نشان می‌دهد که ازدواج او با آلین بعداً تیره می‌شود؛ به‌خصوص وقتی شایعاتی درباره رابطه همسرش با یک شاهدخت دورنی شکل می‌گیرد.

جورج آر. آر. مارتین هیچ تایید رسمی درباره اینکه بیلا چه زمانی یا چگونه می‌میرد ارائه نکرده است. از آنجا که مرگ او ظاهراً اهمیت چندانی در تاریخ تارگرین‌ها ندارد، منطقی است فرض کنیم او زندگی کاملی دارد و در پیری از دنیا می‌رود؛ سرنوشتی بسیار مهربان‌تر از چیزی که نصیب بیشتر اعضای خانواده‌اش می‌شود.

رینا تارگرین (Rhaena Targaryen)

رینا تارگرین، مثل خواهر دوقلویش بیلا، از رقص اژدهایان جان سالم به در می‌برد. او بیشتر دوران جنگ را به‌عنوان ندیمه و تحت سرپرستی جین ارین (Jeyne Arryn)، بانوی ایری (Eyrie)، می‌گذراند.

با اینکه جنگ در وستروس جریان دارد، رینا در ایری زندگی نسبتاً راحتی دارد و تا زمان به سلطنت رسیدن برادر ناتنی‌اش، شاه ایگان سوم تارگرین، از درگیری‌ها دور می‌ماند.

برخلاف بیلا، تایلند لنیستر به رینا حق انتخاب از میان چند خواستگار را می‌دهد و او در نهایت تصمیم می‌گیرد با کوروین کوربری (Corwyn Corbray) ازدواج کند.

مرگ نهایی رینا در هیچ‌کدام از نوشته‌های جورج آر. آر. مارتین تایید نشده است. با این حال، رایان کاندال (Ryan Condal) در اقتباس تلویزیونی این شخصیت، آزادی‌های خلاقانه جدی‌ای به خرج داده است. رینا در سریال به جای اینکه مثل کتاب‌ها اژدهای مورنینگ (Morning) را از تخم بیرون بیاورد، اژدهای شیپ‌استیلر (Sheepstealer) را به دست می‌آورد.

علاوه بر این، فصل سوم House of the Dragon نشان می‌دهد که رینا روی پشت شیپ‌استیلر وارد نبرد گالت (Battle of the Gullet) می‌شود؛ جایی که ناتوانی او در کنترل اژدها باعث مرگ جیسریس می‌شود. دخالت بیشتر او در جنگ ممکن است برای خودش یا خواهر دوقلویش پایان خوشی نداشته باشد.

جیسریس ولاریون (Jacaerys Velaryon)

حالا که صحبت از جیسریس ولاریون (Jacaerys Velaryon)، پسر رینیرا، شد، مرگ او نخستین لحظه بزرگ و شوکه‌کننده فصل سوم House of the Dragon است.

در کتاب‌ها، جیسریس سوار بر اژدهایش ورمکس (Vermax) به نیروهای دریایی تریارکی (Triarchy) حمله می‌کند. اما او و ورمکس به‌طور غیرمنتظره سقوط می‌کنند و جیس مجبور می‌شود از پشت اژدها بپرد.

اگرچه جیس از سقوط و افتادن جان سالم به در می‌برد، اما وقتی به سطح آب می‌آید، با تیر کشته می‌شود؛ ضربه‌ای سنگین دیگر برای رینیرا که پیش‌تر در آغاز جنگ یک پسرش را از دست داده بود.

در پایان فصل دوم House of the Dragon، وقتی نبرد گالت زمینه‌چینی می‌شود، به نظر می‌رسد جیسریس قرار است مثل کتاب‌ها پیروز شود. اما دخالت رینا تارگرین ناخواسته باعث می‌شود ورمکس با نیزه کشته شود.

همان‌طور که در Fire & Blood توصیف شده، جیس از سقوط اژدها در آب زنده می‌ماند، اما چند تیر به گردنش اصابت می‌کند و او را می‌کشد. از میان همه مرگ‌هایی که وفادارانه از صفحه کتاب به تصویر منتقل شده‌اند، دیدن چنین پایانی برای جیس واقعاً تلخ است.

لاریس استرانگ (Larys Strong)

طرفداران، لاریس استرانگ (Larys Strong) را بارها با یکی از آزاردهنده‌ترین شخصیت‌های Game of Thrones، یعنی لیتل‌فینگر (Littlefinger)، مقایسه کرده‌اند. اما برخلاف لیتل‌فینگر که تشنه قدرت بود، انگیزه اصلی لاریس در فصل اول بیشتر نوعی علاقه بیمارگونه به… پاهای آلیسنت های‌تاور به نظر می‌رسید.

خلاصه اینکه تماشاگران سریال بی‌صبرانه منتظر لحظه‌ای هستند که لاریس به سزای اعمالش برسد. طبق کتاب‌ها، این اتفاق احتمالاً تا اواخر رقص اژدهایان طول می‌کشد.

در دوران ساعت گرگ (Hour of the Wolf)، زمانی که کرگان استارک (Cregan Stark) پس از پایان جنگ داخلی در کینگز لندینگ حکومت می‌کرد، لاریس به دست داشتن در ترور شاه ایگان دوم از طریق مسموم کردن متهم شد.

وقتی به او حق انتخاب داده شد که یا به دیوار (Wall) برود یا اعدام شود، لاریس اعدام را انتخاب کرد؛ البته به این شرط که پای چماقی‌اش قطع شود تا بدون آن دفن شود.

و نکته‌ای که احتمالاً طرفداران Game of Thrones از آن لذت می‌برند: گفته می‌شود سر لاریس با یخ/آیس (Ice)، شمشیر بزرگ خاندان استارک، زده شد؛ همان شمشیری که بعدها ند استارک (Ned Stark) آن را در دست داشت، پیش از آنکه ذوب شود و به دو تیغه تازه تبدیل شود: شمشیر جافری (Joffrey) با نام شیون بیوه (Widow’s Wail) و شمشیر برین تارث (Brienne of Tarth) با نام سوگندنگهدار (Oathkeeper).

میساریا (Mysaria)

میساریا (Mysaria) یکی از چهره‌های مرموز House of the Dragon است. او معشوقه قدیمی دیمون تارگرین بود و بعدها، وقتی رینیرا تخت آهنین را به دست می‌آورد، به جایگاه بانوی نجواها یا مسوول شبکه جاسوسی او می‌رسد.

در سریال، رابطه‌ای عاشقانه نیز میان میساریا و رینیرا شکل می‌گیرد؛ چیزی که در کتاب‌ها هرگز به آن اشاره نشده است. با وجود این، در روایت کتاب، میساریا زمانی که رینیرا پس از خودکشی هلینا و شورش‌های بعدی از کینگز لندینگ فرار می‌کند، در قلعه سرخ باقی می‌ماند و به اسارت شوالیه دوره‌گردی به نام پرکین کک‌مکی (Perkin the Flea) درمی‌آید.

میساریا نه به‌سادگی اعدام می‌شود و نه به بردگی گرفته می‌شود. به او پیشنهاد می‌شود اگر بتواند در حالی که برهنه در خیابان‌های کینگز لندینگ تا دروازه خروجی شهر راه می‌رود، شلاق خوردن را تاب بیاورد، آزاد خواهد شد.

طبق Fire & Blood، میساریا تنها تا نیمه راه دوام می‌آورد و سپس می‌میرد. اما حالا که نقش او در سریال از نظر عاطفی برای رینیرا معنای بیشتری پیدا کرده، ممکن است House of the Dragon پیچشی متفاوت نسبت به انتظار خوانندگان کتاب ارائه کند.

آیا سریال همه مرگ‌های کتاب را همان‌طور نشان می‌دهد؟

Fire & Blood چارچوب کلی سرنوشت شخصیت‌های House of the Dragon را مشخص کرده، اما خود کتاب هم مثل یک تاریخ‌نگاری پر از روایت‌های متناقض، شایعه‌ها، برداشت‌ها و نقاط مبهم است. همین ویژگی به سریال اجازه می‌دهد بعضی رویدادها را با تغییر، توضیح تازه یا انگیزه متفاوت نشان دهد.

تا اینجا هم دیده‌ایم که House of the Dragon در چند مورد مسیر کتاب را تغییر داده یا جزئیات عاطفی و سیاسی تازه‌ای اضافه کرده است؛ از سوتفاهم آلیسنت درباره حرف‌های آخر ویسریس گرفته تا شکل اعدام اتو و نقش پررنگ‌تر رینا در نبرد گالت.

با این حال، اگر سریال به نقاط اصلی تاریخ تارگرین وفادار بماند، باید منتظر مرگ‌هایی تلخ، خشن و گاهی بسیار دردناک باشیم؛ مرگ‌هایی که نشان می‌دهند رقص اژدهایان فقط جنگی برای تخت آهنین نیست، بلکه فاجعه‌ای خانوادگی است که تقریباً همه بازماندگانش را هم به شکلی زخمی و ویران رها می‌کند.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا