دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
دانستنیمجله فرا

مک‌کارتیسم چگونه کار می‌کرد؟

از ترس کمونیسم تا هیستری جمعی؛ داستان قدرت، اتهام و فروپاشی یک سناتور

هیستری جمعی پدیده‌ای تازه در تاریخ بشر نیست. از هیتلر که مردم آلمان را به جنون کشاند و نسل‌کشی را توجیه کرد، تا مصلوب شدن عیسی مسیح به‌دلیل ترس نخبگان سیاسی از نفوذ او؛ تاریخ بارها و بارها نشان داده که ترسِ مهار‌نشده می‌تواند به فاجعه ختم شود. با این حال، به نظر می‌رسد بشر کمتر از آنچه باید از گذشته می‌آموزد.

در ایالات متحده قرن بیستم، نمونه‌ای شاخص از این ترس جمعی با نام مک‌کارتیسم (McCarthyism) شناخته می‌شود؛ پدیده‌ای که به نام سناتور جوزف مک‌کارتی (Joseph McCarthy) گره خورده است.

مک‌کارتیسم چیست؟

فرهنگ لغت «آمریکن هریتیج» (American Heritage Dictionary) مک‌کارتیسم را چنین تعریف می‌کند: «رویه‌ای سیاسی که در آن، اتهام بی‌وفایی یا براندازی بدون توجه کافی به شواهد، به‌طور عمومی مطرح می‌شود».

مک‌کارتی سمبل دوره‌ای شد که در آن اتهام، جای مدرک را گرفت و ترس، جای قانون را.

کمونیسم؛ بذر ترس

کمونیسم (Communism) در ظاهر نظامی اقتصادی–سیاسی است که هدف آن توزیع برابر ثروت و مالکیت میان همه اعضای جامعه است. در عمل اما، نظام‌های کمونیستی توسط حکومت‌های دیکتاتوری و تمامیت‌خواه اداره شده‌اند؛ نمونه‌هایی مانند شوروی (China)، کوبا (Cuba) و …

نگرانی آمریکا از کمونیسم به دهه ۱۹۵۰ محدود نبود. پس از جنگ جهانی اول و انقلاب بلشویکی ۱۹۱۷ روسیه (Bolshevik Revolution)، موجی از وحشت به نام وحشت سرخ اول (First Red Scare) آمریکا را فرا گرفت. در این دوران، دولت آمریکا برای جلوگیری از نفوذ کمونیسم، «قانون جاسوسی» (Espionage Act) و «قانون فتنه‌انگیزی» (Sedition Act) را به‌شدت اجرا کرد.

ظهور جوزف مک‌کارتی

جوزف ریموند مک‌کارتی در سال ۱۹۰۸ در ویسکانسین (Wisconsin) به دنیا آمد. او:

  • در دانشگاه مارکت (Marquette University) تحصیل کرد
  • در سال ۱۹۳۵ وکالت گرفت
  • جوان‌ترین قاضی دادگاه ایالتی ویسکانسین شد
  • در جنگ جهانی دوم به نیروی تفنگداران دریایی (Marines) پیوست و خود را با لقب تبلیغاتی «جو توپچی دم» («Tail Gunner Joe») معرفی کرد (Tail Gunner = «توپچیِ دمِ هواپیما» — کسی که در انتهای هواپیما می‌نشست و از عقب با مسلسل ضد دشمن شلیک می‌کرد.)

او در سال ۱۹۴۶ به‌عنوان سناتور ایالت ویسکانسین وارد سنا شد.

جرقه آتش: سخنرانی ۱۹۵۰

در فوریه ۱۹۵۰، مک‌کارتی در یک مراسم عمومی فهرستی را بالا برد و ادعا کرد ۲۰۵ کمونیست فعال در وزارت خارجه آمریکا (State Department) شاغل هستند.

این ادعا آمریکا را به لرزه انداخت. اگرچه مک‌کارتی تا آن زمان چهره‌ای نه‌چندان مشهور بود، اما سخنانش در بستری از ترس قدیمی و وقایع تازه شنیده شد:

  • پیروزی مائو تسه‌تونگ در چین
  • آزمایش بمب اتمی اتحاد شوروی در ۱۹۴۹
  • محکومیت رهبران حزب کمونیست آمریکا به تلاش برای سرنگونی دولت

مک‌کارتی عملاً سوخت را روی آتش ترس عمومی ریخت.

از کمونیسم تا «براندازی»

از آنجا که کمونیست بودن به‌خودی‌خود جرم نبود، مک‌کارتی افراد را به براندازی (Subversion) متهم کرد؛ یعنی تلاش سازمان‌یافته برای تضعیف یا سرنگونی حکومت از درون. او مدعی بود بسیاری از مقامات آمریکایی، اسرار امنیتی را در اختیار شوروی قرار داده‌اند.

پرونده معروف: روزنبرگ‌ها

پیش از اوج‌گیری مک‌کارتیسم، موارد واقعی جاسوسی وجود داشت. معروف‌ترین آن‌ها جولیوس و اثل روزنبرگ (Julius and Ethel Rosenberg) بودند؛ زوجی که در سال ۱۹۵۱ به اتهام انتقال اسرار هسته‌ای به شوروی محکوم و در سال ۱۹۵۳ اعدام شدند. آن‌ها تنها شهروندان آمریکایی بودند که در دوران جنگ سرد به جرم جاسوسی اعدام شدند.

روش‌های مک‌کارتی

پس از آنکه مک‌کارتی رئیس کمیته سنا در امور دولتی شد، قدرت او به‌شدت افزایش یافت. صدها نفر به جلسات علنی و غیرعلنی فراخوانده شدند. تاکتیک‌های او شامل:

  • ارعاب شدید
  • تهدید به زندان
  • طرح اتهامات بدون شواهد کافی
  • انتشار عمومی نام شاهدان و مظنونان

نتیجه، نابودی حیثیت و شغل بسیاری از افراد بود؛ بدون حتی یک محکومیت قطعی به جرم براندازی.

در نهایت، دیوان عالی آمریکا در سال ۱۹۵۷ حکمی صادر کرد که حقوق شاهدان را در تحقیقات کنگره تضمین می‌کرد.

حمله به هالیوود

هالیوود یکی از اهداف اصلی مک‌کارتیسم بود. مفاهیم کلیدی این دوره عبارت‌اند از:

  • لیست سیاه هالیوود (Hollywood Blacklist): منع استخدام هنرمندان مظنون
  • ده نفر هالیوود (Hollywood Ten): افرادی که به دلیل استناد به متمم اول قانون اساسی، به زندان افتادند
  • بیانیه والدورف (Waldorf Statement): اعلام اخراج رسمی این افراد
  • کمونیست‌های متمم پنجم (Fifth Amendment Communists): کسانی که برای خودداری از پاسخ، به متمم پنجم استناد کردند
  • سؤال معروف ۶۴ هزار دلاری: «آیا اکنون یا تاکنون عضو حزب کمونیست بوده‌اید؟»

نمایشنامه «بوته آزمایش» («The Crucible») اثر آرتور میلر (Arthur Miller)، تمثیلی مستقیم از این دوران و دادگاه‌های جادوگری سالم (Salem Witch Trials) بود.

آیا واقعاً کمونیست‌هایی وجود داشتند؟

بله. و این همان تناقض تاریخی مک‌کارتیسم است.

در سال ۱۹۹۵، با انتشار اسناد فوق‌محرمانه وِنونا (Venona Intercepts)، مشخص شد که در آن دوران:

  • جاسوسان اتمی وجود داشته‌اند
  • افسر نیروی دریایی آمریکا با شوروی همکاری می‌کرده
  • حتی برخی مقامات بلندپایه دولت، عوامل یا مهره‌های کا‌گ‌ب (KGB) بوده‌اند

اما مشکل این بود که مک‌کارتی راه درستی برای رسیدن به حقیقت انتخاب نکرد.

سقوط مک‌کارتی

پایان مک‌کارتی از جایی آغاز شد که روش‌هایش به‌صورت زنده از تلویزیون پخش شد. در جلسات معروف ارتش–مک‌کارتی (Army–McCarthy Hearings) در ۱۹۵۴، او به افسران ارتش توهین کرد.

نقطه عطف، جمله تاریخی جوزف وِلش (Joseph Welch)، وکیل ارتش، بود: «آیا بالاخره هیچ حس شرافتی در شما باقی نمانده است، آقا؟»

افکار عمومی به‌سرعت علیه مک‌کارتی چرخید. سنای آمریکا در سال ۱۹۵۴ او را به دلیل سوءاستفاده از قدرت توبیخ رسمی کرد. هرچند سناتور باقی ماند، اما عملاً تمام نفوذ سیاسی‌اش را از دست داد.

او در سال ۱۹۵۷، در ۴۸ سالگی، بر اثر هپاتیت حاد ناشی از مصرف الکل درگذشت.

میراث مک‌کارتیسم

برخی پس از انتشار اسناد ونونا گفتند شاید مک‌کارتی «کاملاً در اشتباه نبوده». اما اکثریت تاریخ‌نگاران او را نمونه‌ای از نقض آزادی‌های مدنی، سوءاستفاده از ترس عمومی و قدرت‌طلبی سیاسی می‌دانند.

سناتور سوزان کالینز (Susan Collins) پس از انتشار اسناد تاریخی گفت: «امیدواریم افراط‌های مک‌کارتیسم، درسی هشداردهنده برای نسل‌های آینده باشد.»

آیا مک‌کارتیسم هنوز زنده است؟

امروزه هر اقدام که با:

  • اتهام بدون مدرک
  • نقض آزادی‌های مدنی
  • یا ارعاب سیاسی

همراه باشد، اغلب به مک‌کارتیسم تشبیه می‌شود. این‌که چنین تشبیه‌هایی درست باشند یا نه، محل بحث است، اما یک چیز روشن است: تاریخ نشان داده که ترس، اگر مهار نشود، می‌تواند خطرناک‌تر از هر دشمنی باشد.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا