میراندا لمبرت شایعه مشتزدن به چد کروگر را رد کرد؛ «روی صورتش مونشاین پاشیدم»
خواننده کانتری در پادکست نیویورک تایمز به شایعهای قدیمی پاسخ داد که پس از اظهارات بلیک شلتون در سال ۲۰۱۴ شکل گرفته بود.

میراندا لمبرت میگوید هرگز به صورت چد کروگر، خواننده گروه نیکلبک، مشت نزده است؛ اما روایت واقعی او هم چندان آرام و بیحاشیه نیست. ستاره موسیقی کانتری در گفتوگو با پادکست «Popcast» نیویورک تایمز توضیح داد که بهجای مشت، مقدار زیادی مونشاین، نوعی نوشیدنی الکلی تقطیری قوی، روی صورت کروگر پاشیده؛ اتفاقی که به گفته خودش، مدل موی او را بههم ریخته است.
ماجرا زمانی دوباره مطرح شد که جو کاسکارلی، مجری پادکست، مستقیم از لمبرت پرسید: «درست یا غلط: تو به صورت چد کروگر مشت زدی؟» لمبرت این ادعا را رد کرد، اما بلافاصله توضیح داد: «روی صورتش مونشاین پاشیدم.»
ریشه این شایعه به مصاحبه بلیک شلتون، همسر سابق لمبرت، با رولینگ استون در سال ۲۰۱۴ برمیگردد. شلتون آن زمان گفته بود: «آدمها توی بارها مدام سعی میکنند تحریکش کنند و ببینند واقعاً پای حرفش میایستد یا نه. یکیشان، نمیخواهم اسمش را بگویم، خواننده اصلی یک گروه راک خیلی معروف است. حروف اول اسمش هم سی. کی. است.»
همین اشاره نیمهپنهان کافی بود تا نام کروگر به ماجرا گره بخورد. حالا لمبرت اصل مشتزدن را تکذیب میکند، نه اینکه آن شب هیچ اتفاقی نیفتاده باشد.
او تأیید کرد مقدار نوشیدنیای که پاشیده «زیاد» بوده، اما برای توضیح فضای آن شب گفت: «دیروقت بود و هیچکس در بهترین حالش نبود.» روایت لمبرت بیشتر از یک شوخی فیزیکی و شیطنت حکایت دارد تا درگیری جدی؛ هرچند روشن نیست کروگر هم ماجرا را به همین چشم دیده باشد.
لمبرت درباره وضعیت فعلی رابطهشان نیز پاسخ کوتاه و بیپردهای داد: «نمیدانم با هم خوبیم یا نه، ولی برایم مهم نیست.»
این اتفاق ظاهراً مانعی برای رابطه لمبرت با آوریل لوین، همسر سابق کروگر، ایجاد نکرده است؛ لوین در اجرای لمبرت در جشنواره سیامای فست حضور داشته است. البته این همکاری بهخودیخود چیزی درباره نگاه لوین به آن ماجرای قدیمی نمیگوید.
به این ترتیب، شایعه مشتزدن از زبان خود لمبرت رد شده، اما جای آن را روایتی کمحاشیهتر نگرفته است. تفاوت مهم همانجاست: آنچه سالها بهعنوان یک درگیری نقل میشد، در روایت او شوخیای در پایان یک شب شلوغ بوده؛ شوخیای که دستکم مدل موی خواننده نیکلبک از آن جان سالم به در نبرده است.





