«ناگهان»؛ وقتی زندگی مسیرش را عوض میکند؛ گفتوگویی طولانی میان رنج، مراقبت و معنا
نقد و بررسی فیلم All of a Sudden (ناگهان)

ریوسوکه هاماگوچی، فیلمساز ژاپنی تحسینشده، پس از موفقیت تاریخی «ماشینم را بران» که در سال ۲۰۲۱ جشنواره کن را فتح کرد و با نامزدی اسکار بهترین فیلم، کارگردانی و فیلمنامه اقتباسی، جایگاهش را در تاریخ سینما تثبیت کرد، حالا با فیلم «ناگهان» به کن بازگشته است. این اثر که نخستین تجربه فرانسویزبان او محسوب میشود، در بخش مسابقه کن ۲۰۲۶ به نمایش درآمده و با زمان قابل توجه سه ساعت و شانزده دقیقه، طولانیترین فیلم این دوره جشنواره است؛ ویژگیای که هم بخشی از هویت فیلم است و هم بزرگترین چالش آن.
«ناگهان» فیلمی است بلندپروازانه، اندیشمندانه و بهشدت گفتوگومحور؛ اثری که بیش از آنکه بخواهد روایت کلاسیک ارائه دهد، میکوشد به تأملی سینمایی درباره بیماری، مراقبت، سرمایهداری و معنای ارتباط انسانی تبدیل شود. اما همین جاهطلبی فکری، گاه فیلم را به تجربهای فرساینده بدل میکند.
فیلمنامه «ناگهان» با همکاری لیا لو دیمنه، اقتباسی آزاد از کتابی است با عنوان «وقتی زندگی ناگهان مسیرش را تغییر میدهد: بیست نامه میان یک فیلسوف مبتلا به سرطان لاعلاج و یک انسانشناس پزشکی». ساختار نامهنگارانه منبع الهام، بهروشنی در دیانای فیلم حضور دارد و به شکل گفتوگوهای طولانی، تأملات فلسفی و تبادل ایدهها نمود پیدا میکند.
هاماگوچی تصمیم گرفته این داستان را در بستری میانفرهنگی روایت کند؛ ترکیبی از فرانسه و ژاپن که به گفته خودش، فضای بازتری برای پرداخت چنین موضوعی فراهم میکرد. نتیجه، داستانی تخیلی درباره رابطهای تدریجی میان دو زن است: ماری-لو، مدیر یک خانه سالمندان در فرانسه، و ماری، کارگردان تئاتری ژاپنی که برای اجرای نمایشی درباره یک بیمارستان روانپزشکی به فرانسه آمده است.
فیلم در لایههای مختلف خود، تصویری انتقادی از وضعیت نظام سلامت فرانسه ارائه میدهد. ماری-لو که به روش «کرامت انسانی در مراقبت» باور دارد، میکوشد شیوه مراقبت از سالمندان را تغییر دهد و با مقاومت کارکنان قدیمی، بهویژه پرستار ارشد سوفی، روبهرو میشود. این تضاد میتوانست موتور درام باشد، اما فیلم عمداً از تبدیل آن به کشمکش کلاسیک پرهیز میکند.
در عوض، هاماگوچی بیشتر علاقهمند است درباره چرایی این بحرانها صحبت کند: تأثیر سرمایهداری، فرسودگی کارکنان درمان و تبدیل انسان به عدد و پرونده. این مباحث بارها در قالب دیالوگهای طولانی مطرح میشوند؛ تا جایی که گاهی فیلم بیش از آنکه شبیه درام باشد، به یک سمینار فلسفی نزدیک میشود.
نقطه عطف روایت زمانی رخ میدهد که ماری-لو به تماشای نمایش ماری مینشیند؛ اجرایی تکنفره با بازی بازیگر شناختهشده ژاپنی، گورو کیومییا، که در بیمارستان روانپزشکی میگذرد. همانند «ماشینم را بران» و نمایش «دایی وانیا»، اینجا نیز تئاتر نقش محوری دارد و بخش قابل توجهی از زمان فیلم را به خود اختصاص میدهد.
پس از اجرا، جلسه پرسش و پاسخ، گفتوگوهای پراکنده و تلاش ماری-لو برای برقراری ارتباط با کارگردان، آغازگر رابطهای شخصی میان این دو زن میشود؛ رابطهای که بهتدریج عمیقتر میشود و محور اصلی فیلم را شکل میدهد.
با افشای بیماری لاعلاج ماری، مسیر فیلم آرامآرام تغییر میکند. او بهعنوان مشاور ویژه به خانه سالمندان دعوت میشود و گفتوگوهایش با ماری-لو وارد مرحلهای صمیمیتر و فلسفیتر میشود. یکی از طولانیترین صحنههای فیلم، گفتوگویی است با تختهسیاه و نمودارهایی درباره تأثیر سرمایهداری بر نظام سلامت؛ صحنهای که عمداً ریتم فیلم را متوقف میکند و بیشتر به یک سخنرانی اندیشهمحور شباهت دارد.
در نیمه پایانی، سفر ماری به کیوتو و همراهی ماری-لو، زیباترین و سینماییترین بخش فیلم را رقم میزند. فیلمبرداری آلن گیشوآ در این بخش، با آرامش و لطافتی چشمنواز، سفری آرام به سوی پایان زندگی را به تصویر میکشد؛ لحظاتی که نشان میدهد هاماگوچی هنوز هم استاد خلق سکوتها و فضاهای تأملبرانگیز است.
ویرژینی افیرا در نقش ماری-لو، حضوری متقاعدکننده دارد؛ زنی که عمیقاً به انسانیت در مراقبت باور دارد و در برابر سیستمی سرد و فرسوده ایستاده است. تائو اوکاموتو نیز با بازیای کماغراق و دقیق، ماری را به شخصیتی آرام و پذیرا بدل میکند. رابطه میان این دو، صادقانه و باورپذیر شکل میگیرد، هرچند فیلم برای رسیدن به این نقطه، زمان بسیار زیادی صرف میکند.
بازیگران فرعی، بهویژه کیوزا ناگاتسوکا در نقش بازیگر تئاتر با فرزندی مبتلا به اوتیسم، لایههای انسانی دیگری به فیلم میافزایند و یکی از اجراهای نمایش را به درون خانه سالمندان میآورند؛ اجرایی که با واقعیتهای زندگی سالمندان قطع میشود و به شکلی استعاری، مرز هنر و زندگی را محو میکند.
«ناگهان» فیلمی است پرایده، متفکر و صادق در نیت خود؛ اثری که میخواهد سینما را به ابزاری برای گفتوگوی اخلاقی و اجتماعی بدل کند. اما طول بیش از حد، ریتم کند و گفتوگوهای آموزشیگونه، از تأثیر احساسی آن میکاهد و گاه تماشاگر را خسته میکند.
با این حال، فیلم ارزشمند است؛ بهویژه در توجهی که به وضعیت نگرانکننده نظام سلامت و ضرورت بازگشت به مراقبت انسانی نشان میدهد. «ناگهان» شاید به اندازه بهترین آثار هاماگوچی منسجم و گیرا نباشد، اما همچنان صدای یک فیلمساز دغدغهمند را بازتاب میدهد؛ صدایی که از ما میپرسد در مواجهه با رنج، بیماری و پایان، چقدر برای انسانیت جا باقی گذاشتهایم.





