نگاهی به فیلم «آن سوی دریا» (Across The Sea) ؛ در جستجوی آینده

فیلم «آن سوی دریا» (Across The Sea) ؛ تبعیدیان آفریقای شمالی در مارسی به دنبال آینده خود در این درام ده ساله از سعید حامیچ بنلاربی هستند.
فیلم «آن سوی دریا»، جدیدترین ساخته سعید حامیچ بنلاربی، کارگردان فرانسوی-مراکشی، اثری که مهاجرت و کشاکش میان آرزوها و واقعیت را محور روایت خود قرار میدهد. همانند اثرِ قبلیِ بنلاربی با عنوان «بازگشت به بولن»، این فیلم نیز تجربیات جامعهی شمال آفریقاییِ ساکن فرانسه را برجسته میسازد.
«آن سوی دریا» روایتی رنگارنگ و اغلب تأثربرانگیز است که طی یک دهه، زندگی یک مهاجر مراکشی در شهر مارسی را به تصویر میکشد. این اثر با چاشنیهایی از ماجراجویی (پیکارسک) و عاشقانه همراه است. با این وجود، کارگردان/تهیهکنندهیِ فیلم در برخی صحنهها بیش از حد متکی به اتفاقات تصادفی به شیوهیِ سریالهایِ ملودرام شده است.
صحبت از سرنوشت در فیلم «آن سوی دریا»، ساخته سعید بنلاربی، نشاندهنده رویکرد اوست. بنلاربی میخواهد نشان دهد که نور، شخصیت اصلی فیلم، چطور تحتِ تاثیرِ اطرافیانش قرار میگیرد و در نهایت به آرامش درونی میرسد. تلاشِ کارگردان برای متعادل کردن فضایِ واقعگرایانه فیلم با اتفاقات غیرمنتظرهای که انگار از رمانهای چارلز دیکنز بیرون پریدهاند، باعث شده فیلم کمی شلوغ به نظر برسد. با این حال، همین ویژگی باعث میشود مخاطب همواره کنجکاو باشد که در ادامه چه اتفاقی میافتد.

مهمترین اتفاق غیرمنتظره، برخورد نور با سرژ، پلیس، بعد از دستگیری گروهِ اوست. در ابتدا به نظر میرسد این برخورد اتفاقی بوده، اما مسیر آنها دوباره به هم میخورد و سرژ و همسرش، نومی، سرپرستی نور را بر عهده میگیرند. رابطهی پیچیدهای که بین نور و این زوج با ازدواجِ غیرمتعارفشان شکل میگیرد، محرکِ اصلی باقیماندهی فیلم است، حتی با وجود دخالتهای مکرر سرنوشت.
با اینکه نور همچنان شخصیتِ کلیدیِ فیلم است، بنلاربی به حلقهی بزرگتر دوستان او هم توجه میکند. او با کنار هم قرار دادن چند داستان، الگوی تبعید و پذیرش را به شیوههایِ مختلف در جاهای دیگر هم نشان میدهد. کشمکش میان امیدهایِ نور برای آینده و دلبستگیِ او به گذشته، با بازگشتش به سرزمین مادری و کشف مسیری متفاوت که حتی نمیدانست قابل پیمودن است، به اوج میرسد.

بازی درخشان گِرتا، به خوبی نشان میدهد که نور چطور از سادگیِ جوانی به پختگی و درکِ عمیقتری میرسد و یاد میگیرد زندگی را همانطور که هست بپذیرد، نه آنطور که میتوانست یا ممکن است باشد. آنا موگلالیس هم به شکل تاثیرگذاری، پیچیدگیهایِ احساسیِ شخصیتِ نومی را به تصویر میکشد، جایی که تمایلات او به طور فزایندهای آشکار میشوند.
کمپانی «فیلمهای جوکر» پس از اکران اولیهی «آن سوی دریا» در بخش نمایشهای ویژهی «نوعی نگاه»ِ کن، توزیع این اثر بلندپروازانه با داستانی گسترده را در فرانسه برعهده خواهد گرفت. این احتمال وجود دارد که فیلم در جشنوارههایِ دیگری نیز در سطح بینالمللی به نمایش درآید. گرچه شخصیتها و پیرنگ داستان در بخشهایی ناهموار به نظر میرسند، اما قلبِ تپندهی فیلم هرگز از حرکت بازنمیایستد.
داستان از سال ۱۹۹۰ آغاز میشود. نور (با بازی ایوب گرتا در اولین نقشآفرینیِ سینماییاش پس از چندین نقشِ تلویزیونی)، در اواخر دههیِ بیست زندگیاش قرار دارد و هنوز امیدِ جوانی در او موج میزند. او را میبینیم که به همراه گروهی از مهاجرانِ غیرقانونیِ هموطنِ خود، از طریق فعالیتهای مجرمانهی جزئی، امرار معاش میکند. بنلاربی حسِ قدرتی را القا میکند که این گروه به واسطهی ریشههایِ مشترکشان پیدا میکنند. این حس با موسیقیِ رئیِ ریتمدار (/raɪ.i/) که صحنههای جشن و شادی را در طولِ فیلم همراهی میکند، تقویت میشود. پالتِ رنگیِ گرم که گاه به آبیهای سردتر تمایل پیدا میکند، بر این سرزندگی میافزاید. فیلمبرداریِ تام هاراری همواره به شیوهای چشمنواز تصاویر را ثبت کرده است.
دورهی زمانی فیلم، در عصری پیش از فراگیریِ تلفنهایِ همراه، حسِ عمیق جداییِ ناشی از مهاجرت را به تصویر میکشد. گذشته، به ویژه زمانی که مادرت نمیخواهد با تو حرف بزند، به راستی سرزمینی بیگانه است. این دوری از «خانه» همچنین دستیابی به شهروندی را به هدفی حتی ارزشمندتر تبدیل میکند، همانطور که انتخاب ازدواج صوری به جای عشقِ واقعی توسط یکی از اعضای گروه نور، گواه این موضوع است.
کارگردان: سعید حامیچ بنلاربی
محصول:فرانسه/مراکش/بلژیک/قطر
زمان:۱۱۲ دقیقه





