نگاهی به واقعیتهای تاریخی در سریال «عصر طلایی»: چهرههای واقعی و رویدادهای تاریخی در پس پرده داستان

سریال پرطرفدار «عصر طلایی» (The Gilded Age) به کارگردانی جولیان فلوئلز، اگرچه در روایت داستانی خود از برخی آزادیهای خلاقانه بهره میبرد، اما بسیاری از شخصیتها، رویدادها و فضاسازیهای آن ریشه در واقعیتهای تاریخی و زندگی واقعی افراد دارد. این مجموعه که نام خود را از اصطلاحی گرفته شده توسط مارک تواین، نویسنده مشهور، در یک رمان میگیرد، فصل اول آن در سال ۱۸۸۲ آغاز میشود و به بررسی موضوعاتی چون تنشهای اجتماعی بین «پول قدیمی» و «پول جدید»، نژادپرستی پس از لغو بردهداری و روابط میان طبقات بالا و خدمتکاران میپردازد.
در ادامه به برخی از ارجاعات تاریخی مهمی که در سه فصل سریال دیده شده اشاره میکنیم:

خانوادههای راسل و ون راینج: داستانی اما الهامگرفته از واقعیت
خانوادههای راسل و ون راینج که در فصل اول به عنوان شخصیتهای اصلی و در تقابل با هم معرفی میشوند، ساختگی هستند. با این حال، شخصیتها و داستان آنها از زندگی واقعی افراد و خانوادههای آن دوران الهام گرفته شدهاند.

تی. توماس فورچون (با بازی سالیوان جونز)
شخصیت تی. توماس فورچون، که در سریال توسط سالیوان جونز به تصویر کشیده شده، یک روزنامهنگار سیاهپوست واقعی در دوران عصر طلایی بود. وی که در سال ۱۸۵۶ در فلوریدا به دنیا آمد و پیش از انتقال به نیویورک در سال ۱۸۷۹، مدتی در دانشگاه هوارد تحصیل کرد، در سریال نیز به عنوان کارفرمای شخصیت پگی (با بازی دنی بنتون) در روزنامه New York Globe ظاهر میشود. روابط پیچیده عاطفی این دو در فصل دوم نیز به نمایش گذاشته شده است.

خانم آستور (با بازی دونا مورفی)
کارولین وبستر شرمرهورن آستور، یا همان خانم آستور، یکی از برجستهترین چهرههای جامعه نیویورک در آن زمان بود که ثروتمندان تازهوارد برای ورود به طبقه بالا با او رقابت میکردند. در سریال، چالشهای اجتماعی او با شخصیت برتا راسل جای خود را به رقابت واقعی با آلووا اسمیت واندربیلت داده است. همچنین در فصل سوم، تمرکز بر خانواده آستور و فرزندان واقعی او که چهار دختر و یک پسر بودند، دیده میشود.

وارد مکآلیستر (با بازی ناتان لین)
وارد مکآلیستر، دست راست خانم آستور در سریال، شخصیتی واقعی بود که به عنوان ناظر و راهنمای جامعه اشرافی نیویورک شناخته میشد.

نمایش برق در فصل اول
استفاده از برق در فصل اول سریال منطبق بر دوره تاریخی است که برق به تدریج در خانهها و خیابانها استفاده میشد. تاریکی نسبی فضاهای داخلی سریال نیز به دلیل نبود برق گسترده بوده و تنها منبع نور شمعها بوده است.

معماری پل بروکلین – امیلی وارن روبلینگ (با بازی لیز ویسان)
در فصل دوم و قسمت پنجم، داستانی تاریخی درباره پل بروکلین روایت میشود. در حالی که جورج راسل (با بازی مورگان اسپکتور) از پسرش لری (هری ریچاردسون) میخواهد نماینده او به عنوان امین پل باشد، لری متوجه میشود که امیلی وارن روبلینگ، همسر مهندس اصلی پروژه، در واقع مغز متفکر پشت ساخت پل بوده است.

اعتصاب راهآهن اتحادیه
در فصل دوم، اعتصابی در راهآهن توسط کارگران فولاد در پیتسبرگ نمایش داده میشود. اگرچه تاریخ دقیق و مکان اعتصاب سریال متفاوت است، اما به رویدادهای واقعی مانند اعتصاب بزرگ راهآهن در سال ۱۸۷۷ و اعتصاب پولمن در سال ۱۸۹۴ اشاره دارد. اعتصاب ۱۸۹۲ در هومستد پنسیلوانیا نیز شباهت زیادی به داستان سریال دارد، جایی که شخصیت راسل با رهبری اتحادیه، بیل هندرسون (دارن گلدستین)، برای بهبود شرایط کاری و حقوق تلاش میکند.
سریال «عصر طلایی» با تلفیق داستانی جذاب و وفاداری به واقعیتهای تاریخی، تصویری زنده و ملموس از دوران پرتنش و تحولآفرین آمریکا در اواخر قرن نوزدهم ارائه میدهد که هم برای علاقهمندان به تاریخ و هم دوستداران درامهای تاریخی جذاب است. با ادامه فصل سوم، انتظار میرود نکات تاریخی و ارجاعات بیشتری به وقایع و شخصیتهای واقعی این دوران به نمایش گذاشته شود.





