
استخوان جناق (Wishbone) مدتهاست که به عنوان نماد خوششانسی شناخته میشود و کودکان را تشویق به بازی با غذای خود کرده است. یکی از تصاویر نمادین تعطیلات، رقابت دو عضو خانواده یا دوستان (معمولاً کودکان) بر سر این استخوان تقریباً Y شکل است.
در این بازی، هر نفر سعی میکند استخوان را بشکند و قسمت بزرگتر آن را به دست آورد. کسی که موفق شود، خوششانس خواهد بود و آرزویش برآورده میشود. در برخی فرهنگها هم با عبارت «یادم تو را فراموش» شناخته میشود. اما ریشه این باور عجیب چیست؟
ریشههای استخوان آرزو (جناق)
استخوان آرزو (جناق) یا «فورکولا» (Furcula) در بوقلمون، اردک یا مرغ ، حاصل جوش خوردن دو استخوان ترقوه پرنده درست بالای استخوان سینه است. اگرچه امروزه بیشتر درباره بازی با استخوان آرزو در وعدههای غذایی تعطیلات میشنویم، اما ریشههای این نماد خوششانسی به دوران باستان بازمیگردد.
حدود ۷۰۰ سال پیش از میلاد، اتروسکها (Etruscans) معتقد بودند پرندگان میتوانند آینده را پیشبینی کنند و به نوعی پیامآور الهی هستند. هرگاه اتروسکها مرغی را قربانی میکردند، فورکولا را در آفتاب خشک میکردند و آن را نگه میداشتند تا شاید بخشی از قدرت پیشگویی آن به دست آید. مردم روستا این استخوان را برمیداشتند، به آرامی لمس میکردند و آرزو میکردند؛ به همین دلیل به آن نام «استخوان آرزو» داده شد.
افسانه میگوید رومیها نیز این باور را پذیرفتند. اما چون مرغ کم بود، استخوان آرزو هم کمیاب شد و مردم برای اینکه همه بتوانند از آن استفاده کنند، آن را به دو نیم میشکستند.
سپس رومیها این سنت را به بریتانیاییها منتقل کردند و آنان نیز این رسم را با خود به آمریکا بردند. در سرزمین جدید، بوقلمونهای وحشی فراوان بود و مردم شروع به استفاده از استخوان آرزوی بوقلمون برای خوششانسی کردند.
چگونه با استخوان آرزو آرزو کنیم؟
قوانین بازی با استخوان آرزو چیست و چگونه آرزو میکنند؟ معمولاً باید استخوان آرزو را چند روز در جای خشک بگذارید تا شکننده شود؛ وگرنه شکستن آن دشوار خواهد بود. وقتی آماده شد، دو نفر هر کدام یک انتهای استخوان را با انگشت کوچک میگیرند، آرزو میکنند و میکشند. کسی که قسمت بزرگتر را بگیرد، طبق باورها آرزویش برآورده خواهد شد.
نسخههای پیچیدهتر این رسم نیز وجود دارد. مثلاً در نسخه بریتانیایی قرن هفدهم، فردی استخوان را روی بینی خود متعادل میکرد، آرزو میکرد و بعد آن را میانداخت و سپس میشکستند. یا در روایتی دیگر، برنده تکههای استخوان را در دو مشت پنهان میکرد و دیگری یکی را انتخاب میکرد؛ اگر قطعه بلندتر را انتخاب میکرد، آرزوی او برآورده میشد.
برخی افراد از جواهرات یا آویزهای استخوان آرزو به عنوان طلسم خوششانسی استفاده میکنند، مانند شبدر چهاربرگ یا پای خرگوش. با این حال، باور بر این است که استخوان آرزوی سالم تنها وعده خوششانسی است؛ باید شکسته شود تا آرزو برآورده شود. شاید همین موضوع منشأ اصطلاح «بختیاری» یا «بخت بلند» (Lucky Break) باشد.
استخوان آرزو در فرهنگ عمومی
در بسیاری از برنامههای تلویزیونی، شخصیتها در حال شکستن استخوان آرزو نمایش داده میشوند. اما در برنامههای کودکان، اصطلاح «Wishbone» بیشتر با یک سگ جک راسل تریر معروف شده است.
در دهه ۱۹۹۰، برنامه تلویزیونی «Wishbone» در شبکه PBS پخش میشد که سگی کوچک به نام Wishbone را نشان میداد که وارد داستانهای ادبیات کلاسیک مانند «افسانه سوار بیسر» (The Legend of Sleepy Hollow)، «صومعه نورثنگر» (Northanger Abbey) و «الیور توئیست» (Oliver Twist) میشد. در ابتدا قرار بود محور سریال یک سگ خوششانس باشد، اما سازندگان تصمیم گرفتند داستان را در دنیای کتابها روایت کنند.
استفانی سیمپسون (Stephanie Simpson)، نویسنده و سرپرست نویسندگان سریال، گفته است: «وقتی من به پروژه پیوستم، ایده این بود که او یک سگ خوششانس به نام Wishbone باشد. هر وقت کسی به او نزدیک میشد، اتفاقات خوبی برایش میافتاد. اما این ایده باعث شد همه چیز خیلی ساده پیش برود و داستانی پیش نرفت، پس محوریت داستان به ادبیات کلاسیک تغییر یافت.»
در مجموع، استخوان آرزو (Wishbone) از دوران باستان تا امروز نماد آرزو، شانس و امید بوده و همچنان در سنتها و فرهنگ عامه جایگاه ویژهای دارد.




