دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
چهره هانگاهی اجمالی

چرا رابرت پتینسون همه‌جا هست؟

در سال‌های اخیر، رابرت پتینسون آرام و بی‌سروصدا به یکی از پرکارترین و در عین حال غیرقابل‌پیش‌بینی‌ترین بازیگران نسل خود تبدیل شده است. شاید چون نام او همیشه با موج‌های تبلیغاتی عظیم یا حاشیه‌های پررنگ همراه نیست، حضورش در پروژه‌های متعدد چندان به چشم نیاید؛ اما اگر برنامه اکران‌ها و تولیدات جدید طبق مسیر اعلام‌شده پیش برود، مخاطبان در حوالی سال‌های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ او را در چند فیلم مهم و کاملاً متفاوت خواهند دید.

این پرکاری فقط به معنای حضور بیشتر روی پرده سینما نیست؛ بلکه ادامه مسیری است که پتینسون بعد از دوران «گرگ‌ومیش» / Twilight برای بازتعریف جایگاه خود در سینما انتخاب کرد.

از ستاره نوجوانان تا بازیگر مولف‌پسند

رابرت پتینسون با نقش ادوارد کالن در مجموعه «گرگ‌ومیش» به شهرت جهانی رسید؛ مجموعه‌ای که بین سال‌های ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۲ اکران شد و در مجموع بیش از ۳.۳ میلیارد دلار فروش جهانی داشت. این موفقیت، او را به چهره‌ای بسیار مشهور تبدیل کرد، اما هم‌زمان خطر بزرگی هم داشت: گیر افتادن در تصویر یک ستاره رمانتیک نوجوان‌پسند.

پتینسون اما مسیر متفاوتی را انتخاب کرد. به‌جای اینکه فقط سراغ بلاک‌باسترهای قابل پیش‌بینی برود، با کارگردان‌هایی مثل دیوید کراننبرگ، برادران سفدی، کلر دنی، رابرت اگرز، کریستوفر نولان، مت ریوز و بونگ جون-هو همکاری کرد. نتیجه این انتخاب‌ها، فیلم‌هایی بود که نشان داد او به‌دنبال شهرت آسان نیست؛ او می‌خواهد تصویر تثبیت‌شده‌اش را بارها بشکند.

پروژه‌های پررنگ پتینسون در تقویم جدید سینما

یکی از مهم‌ترین فیلم‌های جدید او Mickey 17 به کارگردانی بونگ جون-هو است؛ کارگردانی که با فیلم Parasite در سال ۲۰۲۰ تاریخ‌ساز شد و نخستین اسکار بهترین فیلم را برای یک اثر غیرانگلیسی‌زبان به دست آورد. در «Mickey 17»، پتینسون نقش شخصیتی را بازی می‌کند که نسخه‌های مختلفی از او در داستان حضور دارند؛ انتخابی کاملاً مناسب برای بازیگری که به نقش‌های چندلایه و غیرمعمول علاقه دارد.

او همچنین در فیلم Die, My Love در کنار جنیفر لارنس دیده می‌شود؛ پروژه‌ای به کارگردانی لین رمزی، فیلم‌ساز شناخته‌شده آثاری مثل We Need to Talk About Kevin. این فیلم فضایی روان‌شناختی، تیره و احساسی دارد و با توجه به ترکیب بازیگران و کارگردان، می‌تواند یکی از آثار بحث‌برانگیز کارنامه پتینسون باشد.

از سوی دیگر، نام پتینسون در کنار زندایا برای فیلم The Drama نیز مطرح شده است؛ اثری به کارگردانی کریستوفر بورگلی، فیلم‌ساز نروژی که با فیلم Dream Scenario توجه منتقدان را جلب کرد. داستان این فیلم درباره زوجی است که در آستانه ازدواج با بحرانی غیرمنتظره روبه‌رو می‌شوند؛ بستری مناسب برای ترکیب طنز تلخ، رابطه عاطفی و تنش روانی.

در کنار این‌ها، حضور او در پروژه‌های بزرگ‌تر و جریان اصلی، از جمله ادامه جهان The Batman، باعث شده پتینسون هم‌زمان در دو مسیر حرکت کند: سینمای مستقل و تجربی از یک طرف، و آثار پرمخاطب و پرهزینه از طرف دیگر.

آیا او می‌خواهد «گرگ‌ومیش» را از یادها پاک کند؟

در شبکه‌های اجتماعی گاهی این تحلیل مطرح می‌شود که پتینسون با حضور در نقش‌های عجیب، تاریک و غیرمنتظره تلاش دارد گذشته‌اش در «گرگ‌ومیش» را پاک کند. اما واقعیت احتمالاً پیچیده‌تر است.

پتینسون سال‌هاست نشان داده که مسئله‌اش فقط فرار از یک نقش قدیمی نیست. او بعد از «گرگ‌ومیش» می‌توانست وارد مسیر ساده‌تری شود و فقط در فیلم‌های تجاری و رمانتیک بازی کند؛ اما عمداً سراغ نقش‌هایی رفت که ریسک داشتند. از جنایتکاری عصبی و درمانده در Good Time تا فضانوردی تنها در High Life، از نگهبان فانوس دریایی در The Lighthouse تا بروس وین در The Batman.

این انتخاب‌ها بیشتر از آنکه واکنشی به گذشته باشد، نشانه یک استراتژی حرفه‌ای است: پتینسون می‌خواهد بازیگری باشد که قابل پیش‌بینی نیست.

چرا سال‌های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ برای او شلوغ به نظر می‌رسند؟

یکی از دلایل پررنگ شدن نام پتینسون در این دوره، هم‌زمانی چند پروژه است. در سال‌های اخیر، اعتصاب‌های هالیوود، تغییر برنامه استودیوها، تأخیر در تولید و جابه‌جایی تاریخ اکران باعث شد بسیاری از فیلم‌ها دیرتر از زمان اولیه به مرحله نمایش برسند. بنابراین ممکن است چند پروژه‌ای که در دوره‌های متفاوت فیلم‌برداری شده‌اند، در فاصله‌ای کوتاه‌تر به اکران برسند.

به بیان ساده، الزاماً این‌طور نیست که پتینسون ناگهان در یک سال تصمیم گرفته باشد در چندین فیلم پشت سر هم بازی کند؛ بخشی از این تراکم، نتیجه فشرده شدن تقویم اکران‌هاست. اما نکته مهم این است که حتی در همین تراکم، تنوع انتخاب‌های او کاملاً مشخص است.

بازیگری که از تغییر نمی‌ترسد

پتینسون در سال‌های اخیر ثابت کرده که به تکرار یک تصویر علاقه ندارد. او می‌تواند در یک فیلم بلاک‌باستر مثل The Batman ظاهر شود؛ فیلمی که در سال ۲۰۲۲ بیش از ۷۷۰ میلیون دلار در گیشه جهانی فروخت، و بعد سراغ پروژه‌ای برود که بیشتر برای جشنواره‌ها، منتقدان و مخاطبان سینمای مستقل جذاب است.

این رفت‌وآمد میان سینمای تجاری و هنری، همان چیزی است که او را از بسیاری از ستاره‌های هم‌نسلش جدا می‌کند. پتینسون فقط نمی‌خواهد دیده شود؛ می‌خواهد هر بار به شکلی متفاوت دیده شود.

در نهایت، اگر در سال‌های پیش رو رابرت پتینسون را بیش از همیشه روی پرده ببینیم، دلیلش فقط پرکاری نیست. او در حال ادامه دادن مسیری است که سال‌ها پیش بعد از «گرگ‌ومیش» آغاز کرد: فاصله گرفتن از تصویر یک ستاره نوجوان‌پسند و تبدیل شدن به بازیگری که نقش‌های پیچیده، تاریک، عجیب و چالش‌برانگیز را انتخاب می‌کند.

برای پتینسون، مسئله این نیست که در چند فیلم حضور داشته باشد؛ مسئله این است که هر بار بتواند خودش را به شخصیتی تازه تبدیل کند. شاید به همین دلیل است که حضور پررنگ او در سینمای امروز، بیش از آنکه شبیه یک موج تبلیغاتی باشد، شبیه نتیجه سال‌ها انتخاب حساب‌شده و جسورانه است.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا