دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
دانستنیمجله فرا

چرا هرودوت هم «پدر تاریخ» نامیده می‌شود و هم «پدر دروغ‌ها»؟

بررسی زندگی، روش تاریخ‌نگاری و میراث جنجالی هرودوت، نخستین تاریخ‌نگار بزرگ جهان باستان

یکی از بزرگ‌ترین طنزهای تاریخ درباره هرودوت (Herodotus)، تاریخ‌نگار پرکار یونان باستان که به لقب «پدر تاریخ» مشهور است، این است که زندگی شخصی خودش تا حد زیادی در هاله‌ای از ابهام باقی مانده است.

دانشمندان معتقدند هرودوت حدود ۴۸۰ پیش از میلاد در شهر هالیکارناسوس (Halicarnassus) به دنیا آمد؛ شهری که امروزه بدروم (Bodrum) در ترکیه (Turkey) نام دارد. اما تقریباً از همین‌جا رشته اطلاعات از هم می‌گسلد. ما نمی‌دانیم او چگونه توانست به سراسر دنیای باستان سفر کند، تحقیق انجام دهد و روایت‌های گوناگون را برای اثر عظیم خود، «تواریخ» («The Histories») گردآوری کند.

آیا هرودوت از خانواده‌ای ثروتمند پول به ارث برده بود؟ آیا تاجری موفق یا سخنران دوره‌گردی مشهور بود؟ خود او هیچ‌گاه توضیح نمی‌دهد. با این حال، پژوهشگران بر این باورند که او احتمالاً از خانواده‌ای مرفه می‌آمده، چرا که گستره سفرهایش و نثر صیقلی و پرورده نوشته‌هایش نشان‌دهنده تحصیلاتی سطح‌بالاست.

کتاب «تواریخ» که در نیمه دوم قرن پنجم پیش از میلاد نوشته شد، روایتی گسترده از رشد امپراتوری هخامنشی (Persian Empire) در حدود یک قرن است؛ روایتی که در نهایت به شکست ارتش و نیروی دریایی عظیم ایران از یونانیان در سال‌های ۴۸۰ تا ۴۷۹ پیش از میلاد می‌انجامد؛ جنگ‌هایی که یونانیان آن‌ها را «جنگ‌های ایران و یونان» (Persian Wars) می‌نامیدند.

هرودوت در خلال روایت اصلی، مدام به انحراف‌های طولانی و جذاب می‌زند: توصیف شگفتی‌های بابل (Babylon)، شرح تاریخ مصر باستان (Ancient Egypt)، و حتی بررسی آداب و رسوم سکاها (Scythians)، کوچ‌نشینان شمال دریای سیاه (Black Sea).

هرچند خود هرودوت شخصیتی رازآلود باقی مانده، اما صدای او در متن زنده، شخصی، بازیگوش و سرشار از کنجکاوی است؛ صدای قصه‌گویی مادرزاد که می‌کوشد جهان پیرامون خود—گذشته و حال—را بهتر بفهمد.

هرودوت و معنای «تاریخ»

هرودوت کتاب خود را این‌گونه آغاز می‌کند: «هرودوتِ هالیکارناسوسی این پژوهش خود را عرضه می‌کند تا کارهای انسان‌ها در گذر زمان به فراموشی سپرده نشود، و کردارهای بزرگ و شگفت‌انگیز—چه از سوی یونانیان و چه از سوی بربرها—بی‌نام و نشان نماند.»

برخلاف هومر (Homer) که با نیایش خدایان و الهه‌ها آغاز می‌کرد، هرودوت هدف خود را روشن بیان می‌کند: ثبت اعمال بزرگ انسان‌ها برای آیندگان. جالب آنکه او نام کتابش را «تواریخ» نگذاشت؛ این عنوان بعدها از واژه یونانی «هیستوریه» (historíē) گرفته شد؛ واژه‌ای که در جمله آغازین او آمده است.

به گفته کارولین دیوالد (Carolyn Dewald)، استاد بازنشسته مطالعات کلاسیک در کالج بارد (Bard College) و هم‌ویراستار کتاب «The Cambridge Companion to Herodotus»: «هیستوریه در یونانی ایونی به معنی تاریخ نبود؛ بلکه به معنی پژوهش و تحقیق بود. برای هرودوت، هیستوریه نوعی کاوش مبتنی بر واقعیت به شمار می‌رفت.»

در قرن پنجم پیش از میلاد، تقریباً هیچ‌چیز مکتوبی وجود نداشت. هرودوت نمی‌توانست به کتابخانه‌ای در آتن (Athens) برود و طوماری درباره تاریخ مصر قرض بگیرد. او مجبور بود سفر کند و لوگویی (logoi) یا همان «داستان‌ها» را جمع‌آوری کند؛ روایت‌هایی که یا شاهدان عینی نقل می‌کردند یا از طریق سنت‌های شفاهی قوی به نسل‌های بعد رسیده بود.

دیوالد می‌گوید: «چیزی که من در هرودوت تحسین می‌کنم این است که او به منابعش بسیار نزدیک می‌ماند. می‌گوید: «ایرانیان چنین می‌گویند…» یا «لیدیایی‌ها چنین روایت می‌کنند…». او واقعاً در حال انجام هیستوریه است، یعنی نزدیک‌شدن تا حد امکان به آنچه رخ داده، با این آگاهی که هر روایت به دیدگاه راوی وابسته است.»

هرودوت گاهی با صدای اول‌شخص وارد روایت می‌شود تا میان روایت‌های متناقض داوری کند یا صادقانه بگوید که حقیقت کامل را نمی‌داند.
او می‌نویسد: «من موظفم آنچه را به من گفته می‌شود ثبت کنم، اما الزامی ندارم آن‌ها را باور کنم.» و در جایی دیگر: «هرکس این داستان‌های مصری را باورپذیر بداند، آزاد است هر برداشتی داشته باشد. وظیفه من تنها ثبت آن چیزی است که هر منبع به من گفته است.»

آنچه هرودوت را به‌زعم پژوهشگرانی چون دیوالد شایسته لقب «پدر تاریخ» می‌کند، این است که «تواریخ»—با وجود تکیه بر روایت‌های دیگران—می‌کوشد رویدادهای انسانی را از راه رابطه علت و معلول توضیح دهد. او فقط به «چه کسی»، «چه چیزی» و «چه زمانی» بسنده نمی‌کند، بلکه به دنبال «چرا»ست:
چرا ایرانیان با یونانیان دشمن شدند؟
چرا مصرِ قدرتمند سقوط کرد؟
چرا فرمانروایان بزرگ اسیر غرور، انتقام یا طمع شدند؟

به گفته دیوالد، هرودوت تاریخ را آن‌گونه که امروز می‌شناسیم «اختراع» کرد، زیرا نخستین کسی بود که روایت‌های پراکنده گذشته را اجزای یک داستان بزرگ‌تر دید: داستان جهان شناخته‌شده انسانی. او می‌افزاید: «این برای ما امروز بدیهی است، اما در دهه ۴۴۰ پیش از میلاد اصلاً بدیهی نبود. اینکه هرودوت دیدگاه همه—حتی صدها زن—را در نظر بگیرد، کاری انقلابی بود.»

روزگاری دیوانه‌وار برای زیستن

هرچند درباره زندگی شخصی هرودوت اطلاعات کمی داریم، اما درباره زمانه‌اش بسیار می‌دانیم. او احتمالاً کودکی خردسال بود که اتحاد سست و فقیر شهر-دولت‌های یونانی (Greek city-states) توانست امپراتوری عظیم ایران را شکست دهد. در جوانی، او در دل انقلاب فکری، فلسفی و سیاسی یونان قرن پنجم پیش از میلاد می‌زیست؛ انقلابی که مسیر تمدن غرب را تغییر داد.

شاید به همین دلیل بود که هرودوت جنگ‌های ایران و یونان را ستون فقرات «تواریخ» قرار داد. امپراتوری ایران بزرگ‌ترین و منسجم‌ترین قدرت جهان آن روز بود؛ از لیبی (Libya) تا هند (India) گسترده شده بود. پس پرسش اصلی نسل هرودوت این بود: چگونه حدود ۳۰ شهر یونانی فقیر، مستقل و پراکنده توانستند متحد شوند و چنین نیروی عظیمی را شکست دهند؟

دیوالد می‌گوید: «اگر آن‌ها موفق نمی‌شدند، شاید امروز همه ما شکلی از زبان فارسی صحبت می‌کردیم. این لحظه‌ای واقعاً تعیین‌کننده در تاریخ جهان است که هرودوت در حال توضیح آن است.»

اعتبار و میراث هرودوت

سیسرو (Cicero)، سیاستمدار رومی، هرودوت را «پدر تاریخ» نامید. اما پلوتارک (Plutarch)، فیلسوف یونانی که بیش از یک قرن بعد می‌زیست، لقب دیگری به او داد: «پدر دروغ‌ها» (Father of Lies). دلیلش هم شخصی بود؛ هرودوت نشان داده بود که همشهریان پلوتارک، یعنی بوئوتیایی‌ها (Boeotians)، در جنگ جانب ایران را گرفته بودند.

همیشه درباره اعتبار روایت‌های هرودوت تردید وجود داشته است. توصیف او از بابل باستان نمونه‌ای شاخص است؛ شهری که در زمان هرودوت دو بار به دست ایرانیان فتح شده بود. او از دیوارهایی با ارتفاعی هم‌تراز یک ساختمان اداری بلند سخن می‌گوید؛ توصیفی که امروز اغراق‌آمیز به نظر می‌رسد.

همچنین منتقدان به داستان‌هایی چون مورچه‌های غول‌پیکر طلایاب در هند، مارهای پرنده در عربستان (Arabia) و گوسفندان دم‌درازِ چرخ‌دار اشاره کرده‌اند. با این حال، پژوهشگران مدرن مانند دیوالد از او دفاع می‌کنند: «مشکل من با کسانی است که می‌گویند هرودوت به دقت اهمیت نمی‌داد. او زمان زیادی صرف درست‌بودن کرده است. با توجه به عظمت کاری که بر عهده داشت، اغلب پژوهشگران امروز آن را بسیار چشمگیر می‌دانند.»

در نهایت، هرودوت—چه او را باور کنیم چه نه—نقطه آغاز تاریخ‌نگاری مدرن است. هر تاریخ‌نگار پس از او، پژوهش یا هیستوریه خود را از همان جایی شروع کرده که هرودوت ایستاده بود. به گفته دیوالد: «بخش بزرگی از آنچه درباره دوره کهن و کلاسیک اولیه یونان می‌دانیم، مدیون هرودوت است.»

نکته جالب

قرن‌ها داستان هرودوت درباره مورچه‌هایی به اندازه روباه که گرد طلا پخش می‌کنند افسانه شمرده می‌شد. اما در ۱۹۸۴، کاوشگر فرانسوی میشل پیسل (Michel Peissel) نشان داد که نوعی مارموت (Marmot) در هیمالیا (Himalayas) هنگام حفاری، گرد طلا را به سطح می‌آورد. جالب‌تر اینکه واژه فارسی باستان برای «مورچه کوهی» به واژه «مارموت» بسیار نزدیک بوده است. بنابراین احتمالاً هرودوت داستان را جعل نکرده، بلکه نام جانور را نادرست ترجمه کرده است.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا