چگونه با شریک زندگیای که اضطراب دارد کنار بیاییم؟ راهنمایی برای درک و حمایت از عزیزان مضطرب

داشتن شریک زندگیای که اضطراب (Anxiety) دارد میتواند چالشبرانگیز باشد و گاهی باعث سردرگمی و تنش در رابطه شود. درک نحوه تأثیر اضطراب بر افکار، احساسات و رفتارهای شریکتان میتواند به شما کمک کند تا موقعیتهای حساس را بهتر مدیریت کنید و رابطهتان را قویتر نگه دارید. مقابله با اضطراب تنها بر عهده فرد مضطرب نیست، بلکه شما و شریکتان باید به عنوان یک تیم برای رفع مشکلات ناشی از اضطراب در رابطه تلاش کنید.
اضطراب چیست؟

اضطراب احساسی است از نگرانی یا بیقراری درباره یک موقعیت خاص. همه ما گاهی احساس اضطراب میکنیم و نگران میشویم، اما وقتی این احساسات بسیار شدید و فراگیر شوند و انرژی ذهنی، جسمی و عاطفی ما را مصرف کنند، تبدیل به اختلال اضطرابی میشوند.
کارولین دیتچ (Carolyn Daitch)، دکترای روانشناسی و مدیر مرکز درمان اختلالات اضطرابی در میشیگان میگوید: «اضطراب در خلأ وجود ندارد. حتی در صمیمیترین روابط، وقتی یکی از طرفین اضطراب دارد، میتواند به رابطه آسیب بزند، اعتماد و صمیمیت را کاهش دهد و باعث ناامیدی شود، به ویژه وقتی هیچیک از طرفین نیازهایشان برآورده نشود.»
تأثیر اضطراب بر روابط

مطالعات نشان دادهاند ارتباط بین اختلالات اضطرابی و روابط خانوادگی دوطرفه است؛ یعنی اضطراب میتواند روابط شما را تحت تأثیر قرار دهد و واکنش شریک زندگیتان نیز میتواند اضطراب شما را تشدید کند. صرفاً تصور اینکه اضطراب فقط مشکل شریک شماست، کافی نیست و میتواند رابطه را تخریب کند.
مشکلات در ارتباط و تفاهم
گاهی احساس میکنید شما و شریکتان «زبانهای متفاوتی» صحبت میکنید؛ شما منطقی حرف میزنید و او احساسی. اضطراب به معنای پیشبینی تهدید آینده است و واکنشی به احساسات درونی است. این تفاوت در نوع ارتباط میتواند باعث سوءتفاهم و فاصله شود.
اجتناب از موقعیتهای خاص
یکی از ویژگیهای اضطراب اجتناب است. شریک شما ممکن است از برخی موقعیتها یا فعالیتها اجتناب کند چون آن شرایط محرک اضطراب او هستند. ممکن است این اجتناب برای شما بیاهمیت به نظر برسد، اما برای او بسیار استرسزا است.
خستگی یعنی ترس

افراد مضطرب ممکن است بهانهای مثل «خستهام» بیاورند تا از موقعیتهای اجتماعی یا بیرون رفتن اجتناب کنند. اضطراب اجتماعی باعث میشود آنها نگران شوند مبادا کار شرمآوری انجام دهند و به همین دلیل ترجیح میدهند در جمع حضور نداشته باشند.
بخش جسمی اضطراب
اضطراب فقط ذهنی نیست؛ بسیاری افراد آن را در بدن خود احساس میکنند، مثلاً در معده، قفسه سینه یا گردن. حملات پانیک (Panic Attacks) میتواند بسیار ترسناک باشد و علائمی شبیه حمله قلبی داشته باشد، اما معمولاً کوتاهمدت است.
اگر شریکتان دچار اضطراب شد، به او فضای کافی بدهید تا افکارش را بیان کند و نفس عمیق بکشد. نفسهای آرام میتواند علائم حمله پانیک را کاهش دهد.
فقط نوک کوه یخ را میبینید

شریک شما ممکن است درباره اضطرابش همه چیز را به شما نگوید و بخشهای ترسناک آن را مخفی کند. آنها ممکن است در دنیای اضطراب خود گرفتار باشند و به حمایت شما نیاز داشته باشند.
آرامش خودتان را حفظ کنید
وقتی شریکتان مضطرب است، خودتان هم مضطرب نشوید. چون ما سیستم عصبی هم را تحت تأثیر قرار میدهیم، حفظ آرامش و همدلی میتواند جلوی تشدید اضطراب را بگیرد.
راهی برای ارتباط پیدا کنید
به یاد بیاورید که خودتان هم در زندگی اضطراب را تجربه کردهاید؛ شدت آن را تصور کنید و سعی کنید با شریکتان همدلی کنید. گوش دادن و ارتباط برقرار کردن کلید باز کردن درهای گفتگو است.
حمایت و تأیید احساسات

شریک شما ممکن است از اضطراب خود شرمنده باشد. میتوانید با حمایت کردن و کمک کردن به انجام کارهای سخت به جای انجام همه کارها برایش، به او کمک کنید. پیدا کردن حد تعادل بین حمایت و «وابسته کردن» مهم است و نیاز به آزمون و خطا دارد.
نیاز به کمک حرفهای
اگر اضطراب زندگی و روابط را مختل کرده، وقت آن است که به پزشک یا متخصص سلامت روان مراجعه کنید. اضطراب قابل درمان است و درمان شامل دارو، رواندرمانی یا ترکیبی از هر دو است.
کی باید کنار بکشی؟
گاهی باید بدانید که نمیتوانید همیشه اضطراب شریکتان را کنترل کنید. در جلسات درمان، ممکن است به شریک غیر مضطرب اجازه داده شود که دیگر به افکار اضطرابی پاسخ ندهد و به جای آن بگوید: «من به خاطر تو این کار را میکنم و نمیخواهم در چرخه نگرانیها فرو برویم.»
داشتن شریک مضطرب میتواند باعث تنش و مشکلات ارتباطی شود و اعتماد و صمیمیت را کاهش دهد. تشویق به درمان و استفاده از مشاوره زوجین میتواند به بهبود رابطه کمک کند.





