دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
نقد و بررسینقد و بررسی فیلم

«گریز به آزادی»؛ افسانه‌ای معاصر با ریشه‌های سیاه، روایتی از بلوغ، قدرت و میراث سرکوب در جهانی بی‌زمان

نقد و بررسی فیلم «گریز به آزادی» (Steal Away)

فیلم «گریز به آزادی» (Steal Away) به کارگردانی کلمنت ورگو، محصول مشترک کانادا و بلژیک، یکی از جسورانه‌ترین تلاش‌های اخیر برای تلفیق افسانه، تاریخ و سینمای سیاسی-اجتماعی در قالبی فانتزی و آمیخته با نقدهای معاصر است. روایت، اقتباسی آزاد از کتاب غیر داستانی Steal Away Home اثر کارولین اسماردز فراست است، که داستان رابطه پیچیده میان یک برده فراری و «خانم» سفیدپوستش را بسط داده و در قالب یک درام نمادین و روانشناختی بازآفرینی می‌کند.

ورگو و هم‌نویسنده‌اش تمارا فیث برگر این داستان را در جهانی بی‌زمان و بی‌مکان قرار داده‌اند؛ جایی که نشانه‌های گذشته، حال و آینده به‌طور همزمان وجود دارند و مرز بین استعاره و واقعیت مبهم است. فیلم به شدت بر ایده‌های نمادین، مفاهیم ریشه‌دار در تاریخ برده‌داری، استعمار، نژادپرستی و مالکیت فرهنگی تکیه دارد، اما آن‌ها را به شکل غیرمستقیم ـ و گاه بیش‌ازحد سربسته ـ روایت می‌کند.

«گریز به آزادی» در جهانی اتفاق می‌افتد که نه به‌طور مشخص تاریخی است و نه کاملاً معاصر. نشانه‌هایی از اروپا در دوران اشغال، آمریکای جنوبی در عصر آپارتاید، و حتی حال‌وهوای جنوب آمریکا در زمان حال دیده می‌شود؛ در کنار المان‌های آفروفوتوریسم، لباس‌های سنتی آفریقایی و جلوه‌هایی که به فرهنگ بومی گولا و اسطوره‌های فرار بردگان اشاره دارد.

در این جهان، سسیل (مالوری جانسون) ـ دختری مهاجر از کنگو ـ به‌همراه مادرش به ملک بزرگ و مرفهی وارد می‌شود که متعلق به فلورانس (لورین لی اسمیت) و دختر جوانش فَنی (انگوری رایس) است. فلورانس ظاهراً پناهگاهی برای زنان مهاجر از مناطق بحران‌زده فراهم کرده و قصد دارد اسناد اقامت دائم برای سفر آن‌ها به شمال و آزادی فراهم کند. اما وضعیت جسمی و روحی او رو به زوال می‌رود و این قول به خطر می‌افتد.

سسیل با دو نفر رابطه مهم شکل می‌دهد:

  • روفوس (ادریسا سانگو بامبا)، جوان کاریزماتیکی که علاقه جنسی سسیل را برمی‌انگیزد.
  • فَنی، دختری هم‌سن که ابتدا شیفته اعتمادبه‌نفس و شخصیت سسیل می‌شود، اما کم‌کم سعی می‌کند او را تقلید و حتی در هویت ظاهری‌اش جایگزین کند؛ از مدل مو گرفته تا لباس و رسوم فرهنگی. این تقلید و تصاحب در خدمت بیداری جنسی فَنی است، که به سمت مردان سیاه‌پوست کشیده می‌شود.

فضای رابطه میان دو دختر ترکیبی است از حسادت، تحسین و تنش‌های نژادی و طبقاتی. هم‌زمان، هشدارهای ضمنی درباره خطرات پلیس ضد مهاجر، بهره‌کشی و سیستم‌های پزشکی بی‌اعتماد، تکرار می‌شوند.

ورگو با شروع عنوان‌بندی «روزی روزگاری»، لحن افسانه‌ای و استعاری خود را اعلام می‌کند. داستان با استفاده از تکرار تصویری و صوتی ـ مشابه تکرار در آوازهای بردگان ـ پیش می‌رود. ارجاعات تاریخی و سیاسی در بطن این جهان وجود دارد، اما هیچ‌گاه به‌صراحت بیان نمی‌شوند.

اما نگاهی به نقاط قوت:

  • فضاسازی و طراحی صحنه: ملک روستایی، لباس‌های مجلل، و ترکیب عناصر مدرن و قدیمی حس بی‌زمانی و ناامنی را هم‌زمان برمی‌انگیزد.
  • فیلمبرداری سوفی وینکویست لوگینز: قاب‌های متقارن، استفاده از نورهای متضاد و رنگ‌های اشباع‌شده برای تقویت حس افسانه‌ای و ناواقعی.
  • موسیقی فیولا ایوانز: بافت صوتی غنی که هم به فضای رازآلود داستان کمک می‌کند و هم به تکرار موزیکال آوازهای بردگان اشاره دارد.

با ابن حال، فیلم گاهی بیش از حد در ابهام باقی می‌ماند. استعاره‌ها و نشانه‌ها آن‌قدر سربسته‌اند که گفت‌وگویی با مخاطب شکل نمی‌گیرد و پیام‌ها در همان سطح پیشنهاد باقی می‌مانند.

شخصیت‌ها

  • مالوری جانسون (سسیل): حضوری مسلط و زمین‌گیر که در ترکیب اعتمادبه‌نفس، آسیب‌پذیری و جذابیت بصری شخصیتش موفق است. او بار اصلی دراماتیک فیلم را با بازی چندلایه و ملموس خود به دوش می‌کشد.
  • انگوری رایس (فَنی): در نقش دختر سفیدپوست معصوم و منزوی، بازی‌اش در انتقال تغییر تدریجی و تمایل به تقلید بیش از آنکه برون‌گرایانه باشد، ظریف و زیرپوستی است. اما فقدان تحول در شخصیت فَنی باعث می‌شود این نقش کمتر از ظرفیتش استفاده شود.
  • لورین لی اسمیت (فلورانس) و ادریسا سانگو بامبا (روفوس): نقش‌هایی مکمل که حضورشان بیشتر در پیشبرد داستان و ایجاد روابط محرک میان دو دختر است.

«گریز به آزادی» بستری از موضوعات سنگین و مهم دارد:

  1. میراث برده‌داری و استعمار: اشاره به آوازهای بردگان و مسیرهای فرار به سوی آزادی، تداوم تاریخی سرکوب و نابرابری را یادآوری می‌کند.
  2. تفاوت‌های نژادی و فرهنگی: رابطه میان سسیل و فَنی، نمونه نمادین فاصله‌های عمیق میان تجربه زیسته مهاجر سیاه‌پوست و جوان سفیدپوست ممتاز است.
  3. مالکیت فرهنگی : تقلید فَنی از ظاهر و فرهنگ سسیل، در بستر بیداری جنسی و اجتماعی خودش، نکته‌ای مهم و بحث‌برانگیز است.
  4. بلوغ و هویت جنسی: کنجکاوی‌ها، حسادت‌ها و تعاملات قدرت میان دو دختر، داستانی از کشف خود و دیگری می‌سازد.

«گریز به آزادی» فیلمی است که بین یک قصه‌گویی افسانه‌ای و یک روایت سیاسی حرکت می‌کند و به‌دنبال ایجاد گفت‌وگو درباره میراث نژادی و مهاجرت معاصر است. با این حال، گرچه عناصر بصری و جهان‌سازی آن چشمگیرند، روایت در ایجاد یک خط دراماتیک منسجم کاستی دارد؛ استعاره‌ها اغلب باقی می‌مانند، بدون آنکه به شکلی کامل بسط یابند.

ورگو، با ترکیب حس تعلیق لینچی، جهان‌سازی نمادین و بازی‌های قوی، موفق می‌شود فضایی خلق کند که هم معصومیت و هم خشونت را در خود دارد. اما نتیجه نهایی بیش‌تر به مجموعه‌ای از لحظات و تصاویر پرقدرت شبیه است تا یک اثری که از نظر دراماتیک رضایت کامل ایجاد کند.

جمع بندی

امتیاز - ۷٫۱

۷٫۱

جالب

«گریز به آزادی» تلفیقی از افسانه، تاریخ و نقد اجتماعی است؛ با بازی‌های تاثیرگذار و جهان‌سازی غنی، اما روایت آن در پرداخت کامل مضامین بلندپروازانه‌اش کمتر موفق است.

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا