۴۰ سالگی «Howard the Duck»؛ عجیبترین فیلم مارول چگونه به یک اثر کالت تبدیل شد؟
پروژه نامتعارف جرج لوکاس در سال ۱۹۸۶ با شکست تجاری، نقدهای ویرانگر و چند جایزه تمشک طلایی روبهرو شد؛ اما چهار دهه بعد همچنان طرفداران وفادار خود را دارد

چهار دهه پیش از آنکه دنیای سینمایی مارول به یکی از بزرگترین مجموعههای تاریخ هالیوود تبدیل شود، نخستین تجربه بلند سینمایی مبتنی بر شخصیتهای این شرکت با یک اردک سخنگو رقم خورد. فیلم «Howard the Duck» در اول اوت ۱۹۸۶ روی پرده رفت؛ اثری عجیب، پرهزینه و نامتعارف که نه منتقدان آن را جدی گرفتند و نه تماشاگران استقبال گستردهای از آن کردند.
البته در سال ۱۹۴۴ مجموعه سینمایی دنبالهدار «Captain America» ساخته شده بود، اما شرکت صاحب این شخصیتها در آن دوران هنوز با نام تایملی کامیکس فعالیت میکرد. مارول در دهههای بعد بیشتر به تولیدات تلویزیونی، بهویژه مجموعه محبوب «The Incredible Hulk»، وابسته بود. به همین دلیل «Howard the Duck» را میتوان نخستین فیلم بلند مدرن مبتنی بر کمیکهای مارول دانست که برای اکران گسترده سینمایی تولید شد.
این پروژه با حمایت جرج لوکاس شکل گرفت و یونیورسال پیکچرز توزیع آن را بر عهده داشت. نتیجه، فیلمی بود که در زمان اکران به نماد یک شکست هالیوودی تبدیل شد، اما بهتدریج جایگاه تازهای در فرهنگ عامه پیدا کرد.
پروژهای که جرج لوکاس سالها در فکر ساخت آن بود
شخصیت هاوارد اردکه را استیو گربر و وال مایریک برای کمیکهای مارول خلق کردند. هاوارد موجودی از جهانی شبیه زمین بود که ساکنانش بهجای انسان، اردکهایی انساننما بودند. او پس از ورود به دنیای انسانها، با موقعیتهایی پوچ، سوررئال و اغلب طنزآمیز روبهرو میشد.
جرج لوکاس از سالها قبل به ساخت فیلمی براساس این شخصیت علاقه داشت. در سال ۱۹۷۳ و همزمان با اکران نخستین فیلم بلندش، «American Graffiti»، او درباره ظرفیت سینمایی هاوارد با دوستان فیلمساز خود، ویلارد هویک و گلوریا کتز، صحبت کرده بود.
لوکاس در سال ۱۹۸۴ تصمیم گرفت فعالیتش را در مقام تهیهکننده گسترش دهد و «Howard the Duck» یکی از پروژههایی بود که میخواست به مرحله تولید برساند. گزینه ابتدایی او برای کارگردانی جان لندیس بود، اما لندیس پیشنهاد را نپذیرفت و در نهایت ویلارد هویک کارگردانی فیلم را بر عهده گرفت. گلوریا کتز نیز در نگارش و تولید پروژه مشارکت داشت.
هویک و کتز معتقد بودند داستان باید بهصورت انیمیشن ساخته شود؛ پیشنهادی که با ماهیت کارتونی و جهان نامتعارف کمیک هماهنگی بیشتری داشت. لوکاس، در مقابل، ساخت یک فیلم لایو اکشن را ترجیح میداد و تصور میکرد جلوههای ویژه شرکت اینداستریال لایت اند مجیک میتواند حضور هاوارد را در کنار بازیگران واقعی باورپذیر کند.
یکی از طرحهای اولیه، اقتباس از داستان «Duckworld» در شماره ششم مجله «Howard the Duck» بود. بااینحال، ضرورت جذب یک توزیعکننده و ملاحظات تولید باعث شد پروژه در قالب لایو اکشن پیش برود؛ تصمیمی که بعدها یکی از عوامل اصلی مشکلات فیلم شناخته شد.
فاصلهگرفتن از طنز کمیکها
مشکل اصلی «Howard the Duck» تنها ظاهر شخصیت مرکزی آن نبود. فیلمنامه بخش زیادی از طنز سوررئال، هجو اجتماعی و فضای پوچگرایانه کمیکها را کنار گذاشت و داستان را به سمت ماجرایی فراطبیعی و متعارفتر هدایت کرد.
طنز آثار استیو گربر بر موقعیتهایی استوار بود که از طریق یک اردک بدبین و سرگردان، جامعه انسانی را به سخره میگرفت. نسخه سینمایی نتوانست این لحن را بهدرستی بازسازی کند و میان کمدی، علمیتخیلی، عاشقانه و وحشت فراطبیعی سرگردان ماند.
هاوارد در فیلم بهطور اتفاقی از دنیای خود به زمین منتقل میشود و با بورلی سوئیتزل، خوانندهای جوان با بازی لیا تامپسون، آشنا میشود. آنها سپس درگیر مقابله با موجودی بیگانه میشوند که قصد دارد همنوعان خود را به زمین بیاورد. این داستان به فیلم فرصت میداد لحظاتی سرگرمکننده و عجیب خلق کند، اما ناهماهنگی لحن اجازه نداد اجزای مختلف آن به ترکیبی منسجم برسند.
ظاهر هاوارد نیز محدودیتهای فناوری و انتخابهای تولید را آشکار میکرد. اد گیل داخل لباس این شخصیت قرار میگرفت و عروسکها و جلوههای مکانیکی برای ایجاد حرکات صورت به کار میرفتند. نتیجه در برخی صحنهها قابلقبول بود، اما در بسیاری از لحظات، هاوارد بیشتر شبیه عروسکی بزرگ دیده میشد تا شخصیتی زنده و باورپذیر.
شکست سنگین در گیشه و تمشکهای طلایی

«Howard the Duck» پس از اکران با نقدهایی عمدتاً منفی روبهرو شد. فیلم در سراسر جهان حدود ۳۷.۹ میلیون دلار فروخت که تنها ۱۶.۳ میلیون دلار آن از بازار آمریکا به دست آمد. این میزان فروش با توجه به هزینههای تولید و تبلیغات، آن را به شکستی تجاری تبدیل کرد.
واکنش منتقدان نیز به همان اندازه نامطلوب بود. فیلم نامزد هفت جایزه تمشک طلایی شد و جایزه بدترین فیلم را دریافت کرد. همچنین در رقابت تمشک طلایی برای انتخاب بدترین فیلم دهه به مرحله نهایی رسید.
امتیازهای ثبتشده برای فیلم نیز نشاندهنده نگاه منفی منتقدان و واکنش نهچندان گرم مخاطبان است. «Howard the Duck» در راتن تومیتوز امتیاز ۱۴ درصد را از منتقدان و ۳۸ درصد را از تماشاگران به دست آورده است.
بااینحال، شاید جنجالیترین بخش فیلم رابطه هاوارد و بورلی باشد. این دو شخصیت در کمیکها نیز ارتباطی عاشقانه داشتند، اما انتقال آن به یک فیلم لایو اکشن نتیجهای متفاوت ایجاد کرد. تماشای لیا تامپسون در لحظاتی صمیمی با شخصیتی که روی پرده شبیه عروسکی غولپیکر بود، برای بسیاری از مخاطبان عجیب و ناراحتکننده به نظر میرسید. همین صحنهها به یکی از ماندگارترین و البته بدنامترین جنبههای فیلم تبدیل شدند.
چگونه یک شکست به فیلمی کالت تبدیل شد؟
با وجود تمام نقدهای منفی، «Howard the Duck» به فراموشی سپرده نشد. نمایشهای تلویزیونی، انتشار نسخههای خانگی و حس نوستالژی نسبت به سینمای دهه ۱۹۸۰ کمک کردند تا نسلهای تازهای از مخاطبان آن را کشف کنند.
فیلم بهتدریج جایگاه یک اثر کالت را به دست آورد؛ عنوانی که معمولاً به آثاری نامتعارف با جامعهای کوچک اما وفادار از طرفداران داده میشود. برخی امروز فیلم را نه بهدلیل کیفیت بینقص، بلکه بهخاطر جسارت، غرابت و هویت منحصربهفردش دوست دارند. «Howard the Duck» محصول دورانی است که هنوز فرمول مشخصی برای اقتباس سینمایی از کمیکهای مارول وجود نداشت و فیلمسازان میتوانستند مسیرهایی کاملاً غیرقابلپیشبینی را امتحان کنند.
سرنوشت این فیلم تا حدی به «The Punisher» با بازی دولف لاندگرن شباهت دارد. این دو اقتباس مارولی دهه ۱۹۸۰ هنگام انتشار با استقبال چندانی روبهرو نشدند، اما با گذشت زمان طرفداران بیشتری پیدا کردند. عجیببودن و فاصله زیاد آنها با فیلمهای ابرقهرمانی امروزی، اکنون بخشی از جذابیتشان محسوب میشود.
آثار دیگری مانند فیلمهای تلویزیونی هالک، «Captain America» محصول ۱۹۹۰ و نسخه اکراننشده «The Fantastic Four» ساخته راجر کورمن در سال ۱۹۹۴ نیز تصویری از دوران آزمونوخطای مارول ارائه میدهند. این فیلمها سالها پیش از شکلگیری دنیای سینمایی مارول نشان میدادند که هالیوود هنوز نمیداند چگونه باید شخصیتهای کمیکبوکی را برای پرده بزرگ اقتباس کند.
لیا تامپسون همچنان از فیلم دفاع میکند
لیا تامپسون اندکی پس از موفقیت بزرگ «Back to the Future» در «Howard the Duck» ظاهر شد. شکست فیلم به گفته او و برخی دیگر از بازیگران، به مسیر حرفهایشان آسیب زد. بااینحال، تامپسون خیلی زود با حضور در «Some Kind of Wonderful» به سینما بازگشت و اجازه نداد این ناکامی فعالیتش را متوقف کند.
او با گذشت سالها نگاه مثبتی به تجربه تولید فیلم دارد و از فیلمبرداری آن بهعنوان دورهای سرگرمکننده یاد کرده است. تامپسون حتی پس از حضور دوباره هاوارد در پروژههای مرتبط با «Guardians of the Galaxy»، علاقهاش را به کارگردانی فیلم تازهای درباره این شخصیت مطرح کرد؛ پیشنهادی که مارول آن را نپذیرفت.
به گفته تامپسون، هنوز طرفداران زیادی در دیدارهای عمومی به او میگویند که فیلم را دوست داشتهاند. اد گیل نیز تجربه مشابهی دارد. او گفته است مخاطبان در گردهماییها بیش از نقش چاکی در فیلمهای «Child’s Play»، درباره حضورش داخل لباس هاوارد از او سؤال میکنند.
میراث عجیب اولین اردک مارول
بازگشت کوتاه هاوارد اردکه در آثار جدید مارول، از جمله «Guardians of the Galaxy»، نشان داد که این شخصیت هنوز بخشی از حافظه طرفداران است. مارول این بار با طنزی آگاهانه از او استفاده کرد؛ گویی خود شرکت نیز میداند هاوارد نماد بخشی عجیب و فراموشنشدنی از گذشتهاش است.
«Howard the Duck» پس از ۴۰ سال همچنان فیلم خوبی از نگاه معیارهای متعارف محسوب نمیشود. مشکلات فیلمنامه، آشفتگی لحن و جلوههای ویژه نامطمئن آن را نمیتوان صرفاً با نوستالژی نادیده گرفت. بااینحال، اهمیت فیلم تنها به موفقیت هنری یا تجاری وابسته نیست.
این اثر یادگار دورانی است که اقتباسهای مارولی هنوز فاقد نقشه راه، جهان مشترک و فرمولهای امتحانشده بودند. شکست آن به اندازه موفقیتهای بعدی، بخشی از تاریخ سینمای ابرقهرمانی است. شاید به همین دلیل عجیبترین فیلم مارول توانسته چهار دهه دوام بیاورد: «Howard the Duck» شکست خورد، اما هرگز معمولی و فراموششدنی نبود.





