دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
لیستمعرفی فیلم و سریال

۴ فیلم کودکانه سال ۱۹۹۵ که دیالوگ‌هایشان هنوز از یاد نرفته است

از «جومانجی» تا «داستان اسباب‌بازی»؛ چهار فیلم فانتزی و خاطره‌ساز دهه ۹۰ که هنوز هم نقل‌قول‌هایشان زنده‌اند

سال ۱۹۹۵ یکی از سال‌های بسیار خوب برای فیلم‌هایی بود که برای مخاطبان کم‌سن‌وسال‌تر ساخته می‌شدند؛ به‌خصوص آثاری که رگه‌ای از فانتزی در خود داشتند. در همان سال بود که فیلم‌هایی مثل «داستان اسباب‌بازی» (Toy Story)، «بتمن برای همیشه» (Batman Forever) و «پوکاهانتس» (Pocahontas) به سینما آمدند. در کنار آن‌ها، «مورتال کامبت» (Mortal Kombat) و «یک شاهزاده کوچک» (A Little Princess) را هم داشتیم؛ دو فیلمی که از نظر اجرا کاملاً با هم متفاوت بودند، اما هر دو آن عنصر خیال‌انگیز و فانتزی را داشتند که باعث می‌شد برای کودکان جذاب باشند؛ و البته اگر صادق باشیم، برای بزرگسالان هم.

دهه ۹۰ میلادی به‌طور کلی دوران نسبتاً خیال‌پردازانه‌ای برای سینما و تلویزیون بود. بنابراین چندان عجیب نیست که در آن دوره حجم زیادی از چنین آثار کودکانه، خانوادگی و فانتزی ساخته شد. اما در میان همه آن‌ها، چهار فیلم از نظر «قابل نقل‌قول بودن» یک سر و گردن بالاتر ایستادند؛ آن هم به دلایلی کاملاً روشن. مردم هنوز هم دیالوگ‌های این فیلم‌ها را نقل می‌کنند. اگر شما هم در سن‌وسالی خاص برای نخستین بار این آثار را دیده باشید، احتمالاً می‌توانید بدون دردسر، بخش‌هایی از آن‌ها را خط‌به‌خط برای دیگران تعریف کنید.

نکته جالب اینجاست که این فیلم‌ها فقط به لطف عینک نوستالژی ماندگار نشده‌اند؛ بلکه هنوز هم در تماشای دوباره خوب جواب می‌دهند. همین ترکیب خاطره، کیفیت سرگرمی و دیالوگ‌های ماندگار باعث شده این چهار عنوان همچنان در بحث بهترین فیلم‌های کودکانه دهه ۹۰ جایگاه ویژه‌ای داشته باشند.

در ادامه، چهار فیلم کودکانه بسیار قابل نقل‌قول سال ۱۹۹۵ را مرور می‌کنیم. ببینید فیلم محبوب شما هم در این فهرست حضور دارد یا نه.

۴. «بیب» (Babe)

اگر به ما بگویید وقتی به فیلم «بیب» (Babe) فکر می‌کنید، بعد از تصویر آن خوک سخنگوی بامزه، اولین چیزی که به ذهنتان می‌آید جمله «همین خوبه، خوک» نیست، احتمالاً حرفتان را باور نمی‌کنیم. این فیلم یکی از محبوب‌ترین آثار کودکانه و خانوادگی آن دوران بود؛ فیلمی که برای بسیاری از متولدین دهه‌های گذشته، به‌خصوص نسل هزاره قدیمی‌تر، بخشی ثابت از برنامه تماشای ویدئویی محسوب می‌شد.

داستان فیلم با «آرتور هاگت» (Arthur Hoggett) آغاز می‌شود؛ کشاورزی که در نمایشگاه محلی شهرستان، یک بچه‌خوک به نام Babe را به‌عنوان جایزه برنده می‌شود. فقط به لطف بخت و اقبال است که Babe به ژامبون کریسمس تبدیل نمی‌شود. در عوض، هاگت تصمیم می‌گیرد او را در نمایشگاه بعدی شهرستان به نمایش بگذارد.

در این مدت، Babe با سگ بردر کولی مهربان و مادرانه‌ای به نام «فلای» (Fly) ارتباط برقرار می‌کند و یاد می‌گیرد که در گله‌داری گوسفندان استعداد دارد. اما وقتی این موضوع بین حیوانات دیگر پخش می‌شود، همه از حضور خوکی که نمی‌خواهد در قالب معمول خودش بماند، خوشحال نمی‌شوند.

Babe در اصل همان داستان آشنای «گوسفند سیاه گله» است؛ البته لطفاً از این بازی کلامی چشم‌پوشی کنید. این داستان درباره پذیرش، متفاوت بودن و وفادار ماندن به خود واقعی است. Babe همچنین یکی از دوست‌داشتنی‌ترین حیوانات تاریخ سینماست و همین باعث می‌شود تماشای دوباره فیلم همیشه ارزش داشته باشد؛ به‌خصوص وقتی لازم دارید به خودتان یادآوری کنید که گاهی بد نیست به بعضی‌ها بگویید: «راه بیفتین دیگه، ای… ای… کله‌گنده‌های احمق!»

ارزش ماندگاری: قدرت Babe فقط در بامزه بودن شخصیت اصلی نیست. فیلم با زبانی ساده، موضوعاتی مثل طرد شدن، پیدا کردن هویت و شکستن انتظارهای دیگران را برای کودکان قابل فهم می‌کند؛ همان چیزهایی که باعث شده بعد از سال‌ها هنوز هم برای بزرگسالان احساس‌برانگیز باشد.

۳. «داستان اسباب‌بازی» (Toy Story)

امروز این فرنچایز رسماً به قسمت پنجم رسیده است. اما در سال ۱۹۹۵، مخاطبان برای نخستین بار با Toy Story روبه‌رو شدند؛ فیلمی که هم با روایت منحصربه‌فردش و هم با انیمیشن پیشرفته و نوآورانه‌اش دنیا را تحت تاثیر قرار داد.

همه داستان «وودی» (Woody) را به یاد دارند؛ عروسک کابویی‌ای که جایگاهش به‌عنوان اسباب‌بازی محبوب «اندی» (Andy) تهدید می‌شود، وقتی Andy یک اکشن‌فیگور تازه به نام «باز لایت‌یر» (Buzz Lightyear) هدیه می‌گیرد. رقابت Woody و Buzz اما وقتی Andy و والدینش اسباب‌کشی می‌کنند، موقتاً کنار گذاشته می‌شود؛ چون آن‌ها سر از خانه پسربچه همسایه درمی‌آورند؛ کودکی که به شکل غافلگیرکننده‌ای رفتارهایی عجیب و تیره با اسباب‌بازی‌ها دارد.

Woody کاملاً درست می‌گفت وقتی اعلام کرد: «الان بهترین وقته برای وحشت‌زده شدنه!» همین جمله به‌سرعت به یکی از دیالوگ‌هایی تبدیل شد که بچه‌ها همه‌جا از آن استفاده می‌کردند. اما می‌توان با اطمینان گفت که همه می‌دانند در دهه‌های پس از انتشار Toy Story، کدام جمله بیش از همه نقل شده است: «به چی زل زدی، ای پوک هاکی؟»

چرا این فیلم هنوز مهم است؟ Toy Story فقط یک موفقیت کودکانه نبود؛ این فیلم نقطه عطفی در تاریخ انیمیشن کامپیوتری محسوب می‌شود. ترکیب ایده ساده «اگر اسباب‌بازی‌ها وقتی ما نیستیم زنده باشند چه؟» با شخصیت‌هایی بسیار قابل لمس، باعث شد فیلم برای کودکان سرگرم‌کننده و برای بزرگسالان نوستالژیک و حتی احساسی باشد.

۲. «جومانجی» (Jumanji)

«جومانجی» (Jumanji) به‌راحتی یکی از محبوب‌ترین فیلم‌های «رابین ویلیامز» (Robin Williams) است؛ فیلمی که تقریباً همه آن را به یاد دارند، به‌خصوص کسانی که «در جست‌وجوی ترک دنیای خود» بودند.

Jumanji برای بچه‌های خیال‌پرداز و کمی عجیب، یک فیلم فرار کامل بود؛ درست به اندازه‌ای ترسناک که ضربان قلبمان را بالا ببرد، اما بیش از هر چیز، یک ماجراجویی هیجان‌انگیز بود که باعث می‌شد نسخه‌های VHS آن را از بس تماشا می‌کردیم فرسوده کنیم. البته در کنار آن، احتمالاً والدینمان را هم دیوانه می‌کردیم وقتی در خانه می‌دویدیم و فریاد می‌زدیم: «الان چه سالیه؟!»

داستان فیلم حول محور «پیتر» (Peter) و «جودی» (Judy) می‌چرخد؛ دو خواهر و برادر که یک بازی رومیزی به نام Jumanji پیدا می‌کنند. همان‌طور که از بچه‌ها انتظار می‌رود، تصمیم می‌گیرند بازی کنند و ناخواسته «الن» (Alan) را آزاد می‌کنند؛ مردی که چند دهه درون بازی گرفتار بوده است. اما تنها راه آزاد کردن کامل او، برنده شدن در بازی است؛ کاری که گفتنش بسیار ساده‌تر از انجام دادنش است. چون آن‌ها نه‌تنها با حیوانات وحشتناک روبه‌رو می‌شوند، بلکه باید از دست شکارچی خون‌تشنه‌ای به نام «ون پلت» (Van Pelt) هم جان سالم به در ببرند.

با اینکه بعدها یک فرنچایز ریبوت هم از این عنوان ساخته شد که انصافاً چندان بد نیست، هیچ‌چیز به جادوی نسخه اصلی Jumanji نزدیک نمی‌شود؛ چه از نظر حس ماجراجویی، چه از نظر ترس کنترل‌شده کودکانه و چه از نظر دیالوگ‌هایی که هنوز هم به یاد مانده‌اند.

نکته تحلیلی کوتاه: موفقیت Jumanji از تعادل دقیق میان ترس و سرگرمی می‌آید. فیلم برای کودکان دلهره‌ساز بود، اما هرگز آن‌قدر تاریک نمی‌شد که آن‌ها را پس بزند. همین ویژگی باعث شد در حافظه جمعی نسل دهه ۹۰ باقی بماند.

۱. «کاسپر» (Casper)

«کاسپر» (Casper) بدون شک یکی از منحصربه‌فردترین فیلم‌های کودکانه است؛ چه در دهه ۹۰ و چه حتی با معیارهای امروز. این فیلم می‌توانست اثری تاریک، سنگین یا غم‌زده باشد، اما در عوض، با وجود اینکه درباره روح یک کودک است، به شکلی غافلگیرکننده امیدوارانه و لطیف از کار درآمد.

ایده اصلی فیلم در بهترین حالت خود عجیب و دوست‌داشتنی است. داستان درباره «کت هاروی» (Kat Harvey) و پدرش «جیمز» (James) است؛ مردی که اتفاقاً درمانگر دنیای پس از مرگ است. این دو به یک عمارت فرسوده نقل مکان می‌کنند؛ عمارتی که، همان‌طور که حدس می‌زنید، توسط Casper، روح مهربان و دوست‌داشتنی، تسخیر شده است.

Kat و Casper خیلی زود گرفتار نوعی عشق کودکانه و معصومانه می‌شوند. اما همان‌قدر سریع، رابطه آن‌ها پیچیده می‌شود؛ چون Casper یک روح است، عموهایش هم روح هستند و آن سه نفر برخلاف Casper اصلاً آن‌قدرها هم مهربان نیستند.

Casper فیلمی به‌شدت دلنشین است و واقعاً شایسته همه توجهی بود که در زمان خود دریافت کرد. نکته مهم‌تر اینکه تماشای آن امروز هم درست به اندازه سی سال پیش لذت‌بخش است. و چه کسی می‌تواند فیلمی را فراموش کند که باعث شد همه ما بپرسیم: «می‌تونم نگهت دارم؟»

چرا Casper هنوز جواب می‌دهد؟ فیلم با ترکیب طنز، فانتزی، اندوه و امید، برای کودکان داستانی سرگرم‌کننده می‌سازد و برای بزرگسالان مفاهیمی مثل فقدان، تنهایی و نیاز به دوست داشته شدن را یادآوری می‌کند. همین دو سطحی بودن روایت، یکی از دلایل ماندگاری آن است.

چرا فیلم‌های کودکانه ۱۹۹۵ هنوز نقل می‌شوند؟

چهار فیلم Babe، Toy Story، Jumanji و Casper هرکدام از زاویه‌ای متفاوت در حافظه سینمادوستان باقی مانده‌اند. یکی درباره پذیرش و متفاوت بودن است، یکی دنیای اسباب‌بازی‌ها را زنده می‌کند، دیگری بازی رومیزی را به کابوسی هیجان‌انگیز تبدیل می‌کند و آخری از دل داستان یک روح کودک، روایتی امیدوارانه و عاطفی می‌سازد.

وجه مشترک همه آن‌ها این است که دیالوگ‌هایشان فقط جمله‌های بامزه نبودند؛ بلکه بخشی از تجربه جمعی کودکان دهه ۹۰ شدند. همین نقل‌قول‌ها، در کنار حال‌وهوای فانتزی و شخصیت‌های به‌یادماندنی، باعث شده این آثار هنوز هم در میان بهترین فیلم‌های کودکانه و خانوادگی سال ۱۹۹۵ جای داشته باشند.

به نظر شما این‌ها قابل نقل‌قول‌ترین فیلم‌های سال ۱۹۹۵ هستند؟ انتخاب‌های شما در مقایسه با این فهرست چه جایگاهی دارند؟


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا