
صلاحالدین ایوبی، متولد حدود سال ۱۱۳۷ میلادی، بنیانگذار و نخستین فرمانروای سلسله ایوبیان بود. او در سال ۱۱۸۷ میلادی لشکری برای بازپسگیری سرزمین مقدس از صلیبیها تشکیل داد و به همراه سپاهیانش، بخش بزرگی از ارتش گای لوزینیان، پادشاه اورشلیم، را در نبرد حطین که در ۴ ژوئیه ۱۱۸۷ رخ داد، شکست داد و نابود کرد.
صلاحالدین در ۲ اکتبر ۱۱۸۷ اورشلیم را از نیروهای صلیبی بازپس گرفت و به ۸۸ سال سلطه مسیحیان بر این شهر پایان داد. پس از این شکست، مسیحیان اروپا سومین جنگ صلیبی را ترتیب دادند تا بار دیگر کنترل اورشلیم را به دست بگیرند.
صلاحالدین که از خاندان ایوبی بود، در سال ۱۱۶۴ به همراه عمویش، شیرکوه، از فرماندهان سلسله زنگی، به دستور نورالدین، حاکم زنگی، راهی مصر شد. هدف اصلی آنها کمک به بازگرداندن شاور به مقام وزارت خلیفه جوان فاطمی، عاضد، بود.
پس از انتصاب دوباره شیرکوه و شاور، میان آن دو بر سر قدرت اختلاف و درگیری شکل گرفت. در همین دوران، صلاحالدین بهدلیل موفقیتهای نظامیاش در مقابله با حملات صلیبیها و همچنین بهدلیل رابطه نزدیکش با خلیفه عاضد، به جایگاههای بالای دولت فاطمی دست یافت.
پس از کشته شدن شاور در سال ۱۱۶۹ و مرگ شیرکوه در همان سال، عاضد صلاحالدین را بهعنوان وزیر منصوب کرد. صلاحالدین در دوران وزارت خود، بهتدریج نهادهای حکومت فاطمی را تضعیف کرد. پس از مرگ عاضد در سال ۱۱۷۱، او خلافت فاطمی مستقر در قاهره را منحل کرد و به خلافت عباسی مستقر در بغداد نزدیک شد.

مدتی پس از مرگ نورالدین، حاکم زنگی، در سال ۱۱۷۴، صلاحالدین فتح سوریه را آغاز کرد. او در سال ۱۱۷۵ فرمانروایان محلی را تحت فرمان خود درآورد و سپس از سوی خلیفه عباسی با عنوان «سلطان مصر و شام» به رسمیت شناخته شد. مجموعه این تحولات نشان میداد که صلاحالدین به رهبر سلسلهای جدید تبدیل شده است؛ سلسلهای که مرکز آن در مصر و سوریه قرار داشت.
سلطان صلاحالدین پس از تاسیس حکومت مستقل خود، فتوحات بیشتری را در شمال سوریه و میانرودان آغاز کرد و در مدت کوتاهی قلمرو خود را گسترش داد. در اوج قدرت، مرزهای حکومت او بخشهایی از مصر، سوریه، عراق، جزیره، حجاز، یمن، بخشهایی از شمال آفریقا و نوبه را دربرمیگرفت.
صلاحالدین که بهشدت با حکومتهای صلیبی منطقه، بهویژه پادشاهی اورشلیم، درگیر بود، ابتدا در نبرد حطین در ژوئیه ۱۱۸۷ نیروهای صلیبی را شکست داد و سپس در اکتبر همان سال اورشلیم را از آنها پس گرفت. پس از این پیروزیها، اروپاییها سومین جنگ صلیبی را آغاز کردند و صلاحالدین نیز رهبری عملیات نظامی علیه صلیبیها را بر عهده گرفت.
اگرچه صلاحالدین در ۷ سپتامبر ۱۱۹۱ در نبرد ارسوف از ریچارد اول، پادشاه انگلستان، شکست خورد، اما توانست اورشلیم را حفظ کند. این شهر در پی پیمان یافا همچنان در اختیار مسلمانان باقی ماند.
صلاحالدین مدت کوتاهی پس از امضای پیمان با صلیبیها، در دمشق، پایتخت حکومتش، درگذشت. او در ۴ مارس ۱۱۹۳ میلادی از دنیا رفت. پس از مرگش، پسرش عزیز عثمان بهعنوان سلطان مصر و پسر دیگرش، افضل علی، بهعنوان نایبالسلطنه سوریه جانشین او شدند.
صلاحالدین ایوبی با آزادسازی شهر قدس، که با نام اورشلیم نیز شناخته میشود، به یکی از مهمترین شخصیتهای تاریخ خاورمیانه تبدیل شد. او در فرهنگهای مختلف منطقه، بهعنوان فرمانروایی شجاع، مدبر و قهرمانی بزرگ شناخته میشود؛ شخصیتی که نامش با نبردهای صلیبی و بازپسگیری اورشلیم پیوند خورده است.
خانواده صلاحالدین ایوبی از شاخه روادیانِ کردهای هذبانی بودند. گمان میرود ریشه روادیان به قبیله ازد یمن بازمیگردد؛ قبیلهای با تبار عربی. طایفه روادی در سال ۷۵۸ میلادی به دستور خلافت عباسی از بصره به آذربایجان منتقل شد.

رواد بن مثنی ازدی، که نام خود را به این قبیله داد، از سوی یزید بن حاتم، والی آذربایجان، به اطراف تبریز فرستاده شد تا امنیت منطقه را تامین کند. بعدها فرزندان او در قرنهای هشتم و نهم میلادی بهعنوان فرمانداران تبریز برای خلافت عباسی خدمت کردند.
صلاحالدین در سال ۱۱۳۷ یا ۱۱۳۸ میلادی در تکریت، در عراق امروزی، و در خانوادهای سرشناس از کردهای منطقه به دنیا آمد. پدرش، نجمالدین ایوب، در دوین، محل حکومت شدادیان، سلسلهای کرد که در آن دوران بر منطقه فرمان میراندند، متولد شده بود. گفته میشود نجمالدین ایوب در روستایی به نام «اکدناکان» به دنیا آمده بود؛ روستایی که جمعیت آن را بهطور کامل کردها تشکیل میداد.
نام پدر نجمالدین ایوب، شادی بن مروان، بود و از عنوان «الکردی» نیز برای اشاره به او استفاده شده است. درباره مروان اطلاعات چندانی در دست نیست و او در منابع مختلف بیشتر با همین نام شناخته میشود.
در شبی که صلاحالدین به دنیا آمد، نجمالدین ایوب خانواده خود را برداشت و به حلب مهاجرت کرد. او در حلب به خدمت عمادالدین زنگی، فرماندار شمال سوریه، درآمد. به این ترتیب، زندگی صلاحالدین ایوبی در دربار زنگیها آغاز شد؛ جایی که او با فضای سیاسی و نظامی آن دوران آشنا شد و نخستین تجربههای خود را در مسیر رسیدن به قدرت به دست آورد.
در قسمتهای بعدی، به دوران کودکی و جوانی صلاحالدین ایوبی، روند رسیدن او به قدرت، خانواده، جنگها و سالهای پایانی زندگیاش خواهیم پرداخت. پس با ما همراه باشید.





