دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
انتخاب سردبیرسلامت روان

چرا نظریه‌های توطئه باور را می‌کنیم؟

چرا نظریه‌های توطئه باور را می‌کنیم؟ ؛ تئوری توطئه یا نظریه توطئه از گذشته‌های دور تا اکنون و احتمالا آینده، همیشه داغ‌اند …

طبق آمار، بیش از یک سوم از آمریکایی‌ها بر این باورند که گرمایش زمین یک فریب است. بخشی از مردم نیویورک معتقدند دولت آمریکا در حملات ۱۱ سپتامبر دست داشته است. بیش از ۵۰ درصد از آمریکایی‌ها باور دارند لی هاروی اسوالد به تنهایی در ترور جان اف کندی نقش نداشته است. همچنین، حدود ۳۷ درصد از آمریکایی‌ها بر این تصور هستند که سازمان غذا و دارو (FDA) عمدا از دسترسی عموم به درمان‌های طبیعی سرطان جلوگیری می‌کند.

نظریه‌های توطئه به طرز شگفت‌انگیزی گسترده هستند و به نظر می‌رسد در تمامی جوامع مدرن و سنتی ریشه دارند. پژوهش‌ها تاکنون هیچ فرهنگی را شناسایی نکرده‌اند که به هیچ وجه باورهای توطئه نداشته باشد.

درک نظریه‌های توطئه

علوم اجتماعی به اجماعی در مورد ماهیت دقیق «نظریه توطئه» رسیده‌اند. بررسی عناصر کلیدی یک نظریه توطئه، به درک اینکه چرا عصر رسانه‌های اجتماعی، افزایش مصرف اخبار و سردرگمی ناشی از همه‌گیری کووید-۱۹، محیطی ایده‌آل برای ظهور نظریه‌های توطئه ایجاد کرده‌اند، کمک می‌کند.

تعریف نظریه توطئه

نظریه توطئه، باوری است که توضیح رایج برای یک رویداد را رد می‌کند و در عوض، گروه یا سازمان پنهانی را مسئول اجرای یک نقشه مخفی می‌داند.

نظریه‌های توطئه شامل ایده وجود گروه‌های قدرتمند از افرادی است که اقدامات پنهانی انجام می‌دهند و این اقدامات از دید عموم مردم پنهان می‌مانند. ماهیت پنهانی این اقدامات به این معناست که رد آن‌ها به شدت دشوار است. یک نظریه‌پرداز توطئه به احتمال زیاد باور دارد که هر کسی که سعی در رد نظریه او داشته باشد، خود جزئی از توطئه است.

پژوهشی در زمینه‌ی روانشناسیِ نظریه‌های توطئه، این باورها را به پنج عنصر اصلی تقسیم کرده است:

فرضِ ارتباط عِلّیِ بین رویدادها و افراد:این باور که وقایع و افراد به نحوی با یکدیگر در ارتباط هستند و الگویی را شکل می‌دهند.

عمدی بودنِ اعمالِ توطئه‌گران: این باور که عاملانِ توطئه، اعمال خود را به طور آگاهانه انجام می‌دهند.

گروهی از بازیگرانِ فریبکار و بد ذات:برای اینکه باوری یک نظریه‌ی توطئه محسوب شود، نیازمند وجود گروهی از بازیگرانِ فریبکار است که با همکاری هم، برای رسیدن به هدفی خاص، فعالیت می‌کنند. (توضیحاتی که بر پایه‌ی یک فردِ تنها بنا شده‌اند، در تعریفِ نظریه‌ی توطئه نمی‌گنجند.)

تهدیدِ ناشی از توطئه‌گران:در این باور، توطئه‌گران برای دیگران تهدید به شمار می‌آیند و قصد آسیب زدن دارند.

محرمانه بودنِ اقداماتِ توطئه‌گران:این باور که توطئه‌گران در خفا عمل می‌کنند، دلیلی بر کمیِ شواهد و در نتیجه، دشوار بودنِ ردِ نظریه تلقی می‌شود.

لازم به ذکر است که اطلاعات فوق، گرچه به نظر می‌رسد توصیفی مناسب از رویدادهای جاری باشد، در سال ۲۰۱۷ منتشر شده است.

چگونه نظریه‌های توطئه گسترش می‌یابند؟

بر خلاف باور عموم، شواهدی دال بر وجود تعداد بیشتری از نظریه‌های توطئه در مقایسه با سایر دوره‌های تاریخی وجود ندارد. تنها شاهد آن هستیم که ابزارهای تقویت و گسترش این نظریه‌ها بسیار کارآمدتر و در دسترس‌تر شده‌اند. امروزه هر ایده‌ای، صرف‌نظر از بی‌اساس بودن آن، می‌تواند با سرعت امواج وای‌فای در جهان منتشر شود.

اینترنت به شبکه‌های اجتماعی و دیگر منابع خبری امکان می‌دهد تا هر عقیده‌ای را منتشر کنند. از آنجا که پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی به طور خاص برای بهینه‌سازی تعامل کاربر طراحی شده‌اند، بر اساس علاقه‌ی نشان داده‌شده‌ی کاربران به یک نظامِ باور، محتوای بیشتری با همان گرایش به آن‌ها ارائه می‌شود. در نتیجه‌ی این فرایند، به‌زودی شاهد شکل‌گیری دو یا چند جریان موازی اطلاعات و تفسیرهای کاملاً متفاوتی از رویدادها خواهیم بود.

کووید-۱۹ تقریباً از هر نظر زندگی ما را تغییر داد، از جمله منجر به افزایش چشمگیر استفاده از اخبار در تمامی اشکال، به ویژه رسانه‌های اجتماعی، شد.

نتایج یک نظرسنجی نشان داد که تقریباً ۷۰ درصد از مردم سراسر جهان برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد ویروس کرونا، بررسی اخبار را افزایش داده‌اند. قابل درک است که همگان درگیر این موضوع شده بودند که چگونه این ویروس بر سلامت، خانواده‌ها و کسب‌وکارشان تأثیر می‌گذارد.

این موضوع، همراه با سیستم بهداشت و درمان تحت فشار، اضطراب بی‌امان و سوالات بی‌پاسخ بی‌شمار، زمینه‌ی مناسبی را برای پدیده‌ای که سازمان جهانی بهداشت (WHO) آن را «همه‌گیری اطلاعاتی عظیم» (infodemic) نامید، فراهم کرد. این اصطلاح برای توصیف این واقعیت وضع شد که بخش اعظمی از اخبار مصرف‌شده، نادرست و/یا با انگیزه‌های سیاسی منتشر می‌شدند.

این حجم بالای جستجوی اخبار، صنعت تولید اخبار را تقویت کرد و در واقع انبوهی از اطلاعات را در اختیار عموم قرار داد؛ اطلاعاتی که برخی دقیق، برخی نادرست و برخی متناقض بودند. برای یک فرد عادی، پیمایش در این چشم‌انداز اطلاعاتی و تشخیص صحت آن‌ها یا یافتن راهنمایی قابل اعتماد دشوار شد.

مطالعات نشان می‌دهند که بخش عمده‌ی اطلاعات مربوط به همه‌گیری درست بود، اما به نظر می‌رسد اخبار جعلی بیشتر به اشتراک گذاشته شده و گسترش یافته‌اند.

همانطور که می‌دانیم، اکنون چندین نظریه‌ی توطئه‌ی خاص در مورد همه‌گیری وجود دارد. یک نظرسنجی در ماه مارس ۲۰۲۰ از ساکنان ایالات متحده نشان داد که از هر چهار آمریکایی، یک نفر بر این باور بود که ویروس کرونا عمداً توسط دانشمندان ساخته شده است.

گروه قابل توجهی از مردم وجود دارند که اصلاً به وجود ویروس کرونا باور ندارند و کل همه‌گیری را یک فریب می‌دانند. ایده‌ی دیگری که در رسانه‌های اجتماعی مطرح شده‌است، این است که خود آزمایش می‌تواند باعث ابتلا به بیماری شود و مردم را تشویق می‌کند از انجام آزمایش سر باز بزنند.

چه کسانی بیشتر احتمال دارد به نظریه‌های توطئه باور کنند؟

افرادی که احساس طرد شدگی دارند یا احساس تعلق خاطر نمی‌کنند، بیشتر احتمال دارد به توطئه‌ها باور داشته باشند. همچنین، افرادی که احساس می‌کنند جایگاه اجتماعی‌شان در خطر است یا درآمد پایین‌تری دارند، مستعد باور به توطئه‌ها هستند.

نمونه‌هایی از نظریه‌های توطئه

بیایید نگاهی به برخی از نمونه‌های برجسته‌ی نظریه‌های توطئه در تاریخ بیندازیم.

محاکمه‌ی جادوگران سِیلِم (Salem)

محاکمه‌ی جادوگران سِیلِم نمونه‌ی عالی‌ای از قدرتِ نظریه‌های توطئه و پیامدهای بالقوه‌ی مرگبار آن است. این محاکمات در سال ۱۶۹۲ آغاز شد، زمانی که گروهی از زنان جوان در سِیلِم، ماساچوست، بر این باور بودند که تسخیر شده‌اند و چند زن دیگر در آن منطقه را به جادوگری متهم کردند.

در طول این دوره، مردم عادی متقاعد شدند که همسایگانشان جادوگر هستند. این یک خطای زودگذر در قضاوت نبود؛ محاکمات بیش از یک سال به طول انجامید. این جادوگرانِ ادعایی در دادگاه با حضور قاضی و هیئت منصفه محاکمه شدند و سی نفر از آن‌ها به اعدام با طناب محکوم شدند.

این یک نظریه‌ی توطئه است، چرا که گروهی از مردم به این باور رسیدند که گروه قدرتمند دیگری با نیت‌های شیطانی و برای ایجاد آسیب، با هم همکاری می‌کنند.

آزمایش سِفلیس تاسکیگی (Tuskegee)

جالب اینجاست که برخی از نظریه‌های توطئه درست بوده‌اند. به‌عنوان مثال، آزمایش سِفلیس تاسکیگی، در ابتدا یک نظریه‌ی توطئه به شمار می‌رفت.

در سال ۱۹۳۲، مطالعه‌ای بدون رضایت مردان سیاه‌پوستِ درگیر در آن، با هدفِ مشاهده‌ی اثرات بلندمدتِ سِفلیس آغاز شد. به مردانی که در مؤسسه‌ی تاسکیگی ثبت‌نام کرده بودند و به سِفلیس مبتلا بودند، توسط پزشکانِ درگیر در مطالعه گفته شد که تحت درمان قرار می‌گیرند، اما آن‌ها هیچ درمانی دریافت نکردند. به این بیماری اجازه داده شد تا بدن آن‌ها را درهم بشکند و مردان دچار عواقب غیرقابل بازگشتی شوند. این در حالی اتفاق افتاد که در آن زمان، درمان سِفلیس با پنی‌سیلین در دسترس بود.

تا سال ۱۹۷۲ ثابت نشد که این اتفاق واقعاً رخ داده است. پیش از آن، این تنها یک نظریه‌ی توطئه‌ی رایج بود که دانشمندانِ مؤسسه‌ی تاسکیگی چنین اعمال وحشتناکی را علیه مردان سیاه‌پوست آن منطقه مرتکب شده‌اند.

چرا نظریه‌های توطئه باورپذیر هستند؟

نظریه‌های توطئه از برخی ویژگی‌های بنیادین انسان برای سوءاستفاده بهره می‌برند. ذهن انسان همواره در تلاش است تا الگوهایی بیابد و از محیط اطراف خود سر در بیاورد. همچنین، انسان‌ها همواره به دنبال قبیله یا گروهی هستند که با آن‌ها احساس همبستگی داشته باشند. نظریه‌های توطئه با بهره‌گیری از این ویژگی‌های انسانی، توضیحاتی به ما ارائه می‌دهند که می‌توانند احساس امنیت بیشتری در ما ایجاد کنند.

آن‌ها به درک جهان کمک می‌کنند

ذهن انسان همواره در جستجوی الگو است، به همین دلیل است که ممکن است هنگام نگاه کردن به ابرها، چهره‌ای را ببینیم. به طور مشابه، ما در موقعیت‌ها نیز به دنبال الگو می‌گردیم و آن را می‌بینیم. ما برای رویدادها و مجموعه‌ای از رفتارها، به دنبال علل و توضیحات علت و معلولی هستیم. این روشی برای درک دنیایی آشفته با انبوهی از محرک‌ها و رویدادهای تصادفی است.

یک نظریه‌ی توطئه، توضیحی برای رویدادهای گیج‌کننده ارائه می‌دهد. این به رفع کنجکاوی در مواقعی که اطلاعات کافی در مورد موضوعی در دسترس نیست، کمک می‌کند. اساسا، برای انسان‌ها، یک توضیح نادرست بهتر از هیچ توضیحی است.

بدیهی است که در صورت کمبود اطلاعات یا وجود اطلاعات ضد و نقیض در مورد موضوعی، احتمال پذیرش نظریه‌های توطئه بیشتر می‌شود.

همچنین، توطئه‌ها زمانی شیوع بیشتری پیدا می‌کنند که رویدادی تأثیرگذار و قابل توجه در زندگی بسیاری از مردم رخ دهد، اما برای عموم توضیحاتی عادی یا ناقص ارائه شود. دانشمندان نتیجه می‌گیرند که توطئه‌ها راهی برای رسیدن فرد به «قطعیت ذهنی» هستند. این امر، عامل اصلی جذابیت توطئه‌ها در نظر گرفته می‌شود.

آن‌ها در بحبوحه‌ی رویدادهای غیرقابل کنترل، حس کنترل القا می‌کنند

نظریه‌های توطئه راهی برای ایجاد حس امنیت و نوعی استقلال یا کنترل در برابر رویدادهای تصادفی به افراد ارائه می‌دهند. این یک مکانیسم مقابله برای کسانی است که خود را تسلیم سرنوشت می‌بینند. انسان‌ها در هنگام اضطراب و احساس ناتوانی، بیشتر تحت تأثیر این نظریه‌ها قرار می‌گیرند. افرادی که در موقعیت خاصی قادر به پیش‌بینی نتایج نیستند، بیشتر به دنبال تأیید از طریق این نظریه‌ها هستند.

دیدگاه روانشناسان تکاملی در مورد نظریه‌های توطئه

از دیدگاه روانشناسی تکاملی، اگر انسان‌های اولیه راه‌هایی برای مدیریت ترس خود از چیزهایی که خطری در محیطشان ایجاد می‌کردند و حتی پیش‌بینی تهدیدات را پیدا می‌کردند، یک مزیت تکاملی به شمار می‌رفت. نظریه‌های توطئه به این امر دست می‌زنند.

در محیط اجدادی، شک و تردید نسبت به ائتلاف‌های قدرتمند و بالقوه خصومت‌آمیز، سودمند بود. تاریخ ما، ما را برای ارائه‌ی نظریه‌های توطئه و باور به آن‌ها، حتی در برابر شواهد اندک، آماده کرده است. این شاید دلیلی باشد که چرا این نظریه‌ها فارغ از اینکه چقدر غیرقابل باور به نظر برسند یا علیرغم وجود شواهد مستقیم علیه آن‌ها، همچنان پایدار می‌مانند. این گرایش‌ها در مقطعی برای بقا مفید بوده‌اند.

نظریه ذهن

توانایی درک آنچه دیگران ممکن است فکر کنند، که همچنین به عنوان «نظریه ذهن» شناخته می‌شود، به زندگی اجتماعی و همکاری انسان‌های اولیه کمک می‌کرد.

روانشناسان تکاملی پرسیده‌اند که آیا نظریه‌های توطئه نشان‌دهنده‌ی کاربرد بیش از حد یک توانایی است که به احتمال زیاد برای تنظیم و بهبود زندگی اجتماعی انسان‌ها تکامل یافته است؟ شاید فرد به سرعت در مورد انگیزه‌ها، نیات و فرآیندهای ذهنی دیگران نتیجه‌گیری کند.

این موضوع با یافته‌ی جالب توجهی تأیید می‌شود که نشان می‌دهد توانایی خواندن دقیق احساسات دیگران تنها از طریق چشمانشان، به طور مستقیم با باور به نظریه‌های توطئه مرتبط است.

حس تعلق

به نظر می‌رسد یک نظریه‌ی توطئه همچنین نیاز انسان به تعلق خاطر را برآورده می‌کند. این نظریه‌ها در میان گروهی از افرادی که تقریباً مانند یک خانواده احساس نزدیکی می‌کنند، در گردش است. این نظریه، اساس پیوند است.

همچنین به تأیید خودانگاره فرد کمک می‌کند. در بطن یک نظریه‌ی توطئه این تصور نهفته است که گروه فرد و نظام باور مرتبط با آن درست است و دیگران اشتباه می‌کنند. فرض بر این است که ائتلاف، اخلاقی و خوب است و توسط کسانی که خارج از گروه هستند، تضعیف می‌شود. مطالعات نشان می‌دهند که ایمان به توطئه‌ها با خودشیفتگی یا دیدگاهی اغراق‌آمیز نسبت به خود مرتبط است.

انسان‌ها از نظر زیست‌شناختی برنامه‌ریزی شده‌اند تا در محیط خود تهدیدها را بیابند، اما همچنین اتحادهای بالقوه را نیز شناسایی کنند. این در پیدا کردن غذا، پناهگاه و جفت‌های بالقوه، یک مزیت تکاملی به شمار می‌رفت.

پیامدهای منفی نظریه‌های توطئه

نظریه‌های توطئه می‌توانند پیامدهای منفی به دنبال داشته باشند، مانند مرگ‌هایی که ناشی از محاکمه‌ی جادوگران سِیلِم شد یا اینکه احتمالاً تعداد مرگ‌ومیر ناشی از کووید-۱۹ می‌توانست از میزان فعلی پایین‌تر باشد.

گسترش اطلاعات غلط

یک نظریه‌ی توطئه صرفاً یک شایعه‌ی بی‌خطر نیست. برای مثال، ادعاهایی که در رسانه‌های اجتماعی در مورد ایجاد ذات‌الریه یا اختلال در جریان اکسیژن به وسیله‌ی ماسک مطرح شد، منجر به جنجال و سردرگمی گردید.

راه عالی‌ای برای اندازه‌گیری اینکه پذیرش توطئه‌ها تا چه حد تعداد مرگ‌ومیر مرتبط با ویروس کرونا را تغییر داده است، وجود ندارد. با این حال، کسانی که به طور انتقادی به این موضوع نگاه کرده‌اند، اذعان می‌کنند که این امر به طور یقین تعداد جان‌باختگان را به دلیل کاهش احتمال رعایت رفتارهای کاهش‌دهنده‌ی بیماری در برخی افراد، افزایش داده است.

سلب مسئولیت از باورکنندگان

از آنجایی که نظریه‌پردازان توطئه، از نظر خودشان، به گروه کوچک‌تر و کم‌قدرت‌تری تعلق دارند که در رحمت قبیله‌ای بزرگ‌تر قرار گرفته‌اند، اغلب با احساس فقدان قدرت همراه هستند. این امر تنها به افزایش احساس اضطراب، انزوا و آسیب‌پذیری در برابر نیروهای خارجی دامن می‌زند.

در حالی که مطالعات تأیید می‌کنند که احساس طردشدگی، باور به توطئه‌ها را تقویت می‌کند، به نظر می‌رسد خودباوری پادزهر آن باشد. حس قوی نسبت به خود، احتمال تأیید ایده‌های اشتباه توسط فرد را کاهش می‌دهد.

جمع بندی

شاید درک برخی از ریشه‌های تکاملی چگونگی و چرایی گرایش ذاتی ما به ابداع و باور نظریه‌های توطئه، باعث شود تا در قبال اطرافیان خود صبورتر باشیم. از این پس، همه باید به عنوان وظیفه‌ی خود تلقی کنند که در مورد اخلاقِ انتشار اخبار و صحتِ منابع آن مسئولیت‌پذیر باشند. همچنین، باید نسبت به اطلاعاتی که مصرف می‌کنیم، آگاه باشیم.

مقالات ژورنال‌های علمی با داوری همتا، منبع عالی‌ای برای کسب اطلاعات هستند، اما ممکن است کمی تخصصی باشند. وب‌سایت‌های مراکز کنترل و پیشگیری بیماری (CDC) و سازمان جهانی بهداشت (WHO) معتبر هستند، به‌روزرسانی می‌شوند و محتوای آن‌ها بر اساس پژوهش‌های انجام‌شده است.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا