نقد فیلم «خواهر کوچولو» (The Little Sister): داستان جذاب کشف هویت – جشنواره کن

هفت سال از زمانی میگذرد که کیت بلانشت به همراه ۸۲ زن دیگر روی فرش قرمز جشنواره کن در اعتراض به سلطه مردان بر بزرگترین جشنواره فیلم دنیا ایستادند.
هرچند در این سالها پیشرفتهایی حاصل شده — مانند سه برابر شدن تعداد برندگان زن نخل طلای کن — اما هنوز این جشنواره تا رسیدن به برابری جنسیتی فاصله زیادی دارد. امسال تنها هفت کارگردان زن در بخش مسابقه اصلی حضور دارند. با این حال، نشانههای مثبت و امیدوارکنندهای دیده میشود که داستانهای تازه و محوریت زنان را بیشتر به جشنواره میآورد.
«خواهر کوچولو» سومین فیلم بلند بازیگر فرانسوی هافسیا هرزی است، اما تازگی و شادابی این فیلم به گونهای است که انگار با یک اثر اول روبهرو هستیم؛ اثری که شاید در نگاه اول تحسینآمیز به نظر نرسد اما واقعاً همینطور است. هرزی رمان نیمهزندگینامهای سال ۲۰۲۲ فاطیما داس به نام «آخرین نفر» را اقتباس کرده؛ داستان بیداری هویتی یک زن جوان. او با اطمینان، قصهای که میتوانست تبدیل به روایت کلیشهای کشف هویت شود را به داستانی جسورانه و عمیق درباره شخصیت بدل کرده؛ داستانی که در فضای مبهم میان محدودیتهای سرکوبگر دوران کودکی و آزادیهای مستکننده اوایل بزرگسالی اتفاق میافتد.

روزگار تلخ سینمای مبتنی بر گرایش که شخصیتهای متفاوت باید کتک میخوردند یا میمردند تا به رستگاری برسند، به پایان رسیده است. قهرمان فیلم، فاطیما (با بازی نادیا ملیتی) که در حومه پاریس و در میان اکثریت سنتی زندگی میکند، از اینکه خانواده و دوستانش متوجه هویت جنسیاش شوند میترسد، اما ترس اصلیاش از خودش است، چون دائماً در تلاش است خودش را با شرایط تطبیق دهد و همین باعث تناقض درونیاش میشود.
وقتی فاطیما را در فصل بهار میبینیم، در آستانه امتحانات «باکالوریا» است؛ آزمونی سرنوشتساز برای ورود به دانشگاه. او دانشآموز خوبی است اما زود عصبانی میشود و وقتی همکلاسیاش او را با برچسب جنسی خطاب میکنند، واکنشی شدید نشان میدهد. اما نمیتواند خودش را اینگونه بداند، چون دوست پسری سنتی دارد که به شکلی کاملاً بیروح از او خواستگاری میکند و میگوید: «بهتر است همهچیز رسمی شود، نه؟» و حرف از بچههایی میزند که خواهند داشت.
در همین حال، فاطیما با اپلیکیشنهای دوستیابی بازی میکند و قرارهای پنهانی با زنان مختلف میگذارد؛ از جمله لیندا که به او آموزش میدهد درباره انواع روابط. در باری، با دختری آشنا میشود که تعریفی متفاوت از خود دارد، در حالی که خودش اینگونه نیست. در کلاسی درباره آسم، پرستاری را میبیند که روی اپلیکیشن دوستیابیاش هم هست؛ جینا (پارک جی-مین)، مهاجری کرهای که خیلی زود با هم ارتباط برقرار میکنند، اما جینا مشکلات روانی جدی دارد و این باعث دلشکستگی فاطیما میشود.
فیلم هافسیا هرزی هنوز به پایان نرسیده و با گذر فصلها (کل فیلم یک سال را پوشش میدهد) همراه است. فاطیما به دانشگاهی مختلط و بوهمی میرود که در آن نگرشها آزادتر و گرایشهای جنسی سیالتر است. اگرچه هنوز ظاهرش مانند قبل است، مثل «لارا کرافت الجزایری» اما آرامآرام دگرگون میشود؛ تغییری که در صحنههای اروتیک قوی فیلم به خوبی دیده میشود. این صحنهها نشان میدهد که هرزی از عبدالطف کشیش، کارگردانی که سال ۲۰۰۷ با او همکاری داشته، تأثیر گرفته اما نه به شکلی بیش از حد. جینا هنوز در ذهن فاطیما سنگینی میکند و بار مسئولیت «دختر سنتی خوب بودن» او را به نزد بزرگ محلی میکشاند؛ جایی که برای او چندان الهامبخش نیست.
فضای سبک و تقریباً حس «همراهی» فیلم «خواهر کوچولو» ممکن است باعث دوگانگی دیدگاهها شود، اما اگر با ریتم فیلم همراه شوید، به طرز فریبندهای جذبش خواهید شد. نکته کلیدی حضور نادیا ملیتی به عنوان فاطیمای شکننده اما آسیبپذیر است؛ استعدادی تازه که در لیست مهارتهایش فوتبال، بسکتبال، بوکس و رپ آمده اما هیچکدام را در فیلم نمیبینیم. این همان استعدادی است که جشنواره کن به شدت به آن نیاز دارد؛ استعدادی که وقتی زمانش برسد، ستارهاش هم خواهد درخشید.





