دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
اخبار سریال خارجیمصاحبه و گفتگو

کریستن ریتر از تجربه‌اش در نقش میا در Dexter: Resurrection می‌گوید

هشدار: متن شامل اسپویل قسمت ششم سریال «Dexter: Resurrection» (بازی موش و گربه) است.

در فصل اول سریال «دکستر: رستاخیز» (Dexter: Resurrection)، دکستر مورگان (مایکل سی. هال) یکی پس از دیگری قاتلان زنجیره‌ای را از سر راه برمی‌دارد و انگار هیچ‌کس در امان نیست.

بعد از فرار از مرگ، او حالا در نیویورک زندگی می‌کند و با پسرش هریسون مورگان (جک آلکات) دوباره دیدار کرده است. دکستر با چند شخصیت عجیب و هم‌فکر خودش هم آشنا شده؛ لول (نیل پاتریک هریس)، میا (کریستن ریتر)، گرت (دیوید دستمالچیان) و اَل (اریک استون‌استریت) که همگی توسط لئون پرتر (پیتر دینکلیج)، میلیاردر مرموز شیفته قاتلان زنجیره‌ای، گرد هم آمده‌اند.

طبق قوانین پرتر، مهمان‌ها اجازه کشتن یکدیگر را ندارند، ولی دکستر طبق عادت نمی‌تواند جلوی خودش را بگیرد. او در قسمت چهارم، لول را که یک کلکسیونر خالکوبی و آماده شکار قربانی جدید بود، حذف می‌کند. بعد به سراغ میا می‌رویم؛ یک کارشناس شراب جذاب که در ابتدا به نظر می‌رسد کدی مشابه دکستر دارد، اما بعدها معلوم می‌شود او یک «بیوه سیاه» حرفه‌ای است که از هیجان شکار لذت می‌برد و قربانیانش را به خانه می‌کشاند تا برای سرگرمی بکشد.

میا حتی به دکستر پیشنهاد یک سه‌نفره می‌دهد، اما نه از آن نوعی که پایان خوشی داشته باشد! منظورش هم‌دستی در یک قتل بود. دکستر وسوسه می‌شود، ولی اعتراف بی‌پرده او باعث می‌شود از این فکر صرف‌نظر کند. او از دور حواسش را به میا می‌سپارد، و وقتی میا قربانی بعدی را به خانه می‌آورد و حمله را شروع می‌کند، دکستر مخفیانه به پلیس خبر می‌دهد. مأموران به موقع می‌رسند، میا را دستگیر می‌کنند و مرد وحشت‌زده را نجات می‌دهند.

در بازداشتگاه، چارلی (اما تورمن)، رئیس امنیت پرتر، به میا می‌گوید زیاد آنجا نخواهد ماند. اما میا نمی‌دانست که این «مدت کم» واقعاً چقدر کوتاه است.

در قسمت ششم، او در همان سلولش به قتل می‌رسد؛ یک قاتل خطرناک کمتر برای لیست مهمانان بعدی پرتر. اینکه این قتل کار خود پرتر بوده یا دست چارلی در کار است، هنوز نامشخص مانده.

یک نکته مهم اینجاست: دکستر، میا را نکشت. اما به نظر می‌رسد ممکن است قاتل گرت، معروف به «قاتل جِمِنی»، باشد. برای فهمیدن حقیقت باید منتظر قسمت هفته بعد بمانیم.

هرچند حضور میا – که در میان هواداران لقب «بانو انتقام» گرفته – کوتاه بود، اما کریستن ریتر می‌گوید از بازی در این نقش و همکاری با مایکل سی. هال حسابی لذت برده. این پروژه درست پیش از شروع کارش در سریال «Daredevil: Born Again» اتفاق افتاد که او دوباره برای بازی در نقش جسیکا جونز به صحنه برگشته است.

بازگشت به نقش جسیکا جونز بعد از سال‌ها، برای ریتر فرصت جالبی بود تا با هال درباره تجربه‌های مشابه حرف بزند؛ چرا که هال هم بعد از نزدیک به یک دهه، دوباره به نقش دکستر برگشت، ابتدا در مینی‌سریال «Dexter: New Blood» و سپس با تعهد کامل به سری جدید «Dexter: Resurrection».

در ادامه بخشی از گفت‌وگوی ما با کریستن ریتر را می‌خوانید:

خبرنگار: تو قرار است دوباره نقش جسیکا جونز را بازی کنی و حالا هم در «دکستر» حضور داری، سریالی که خودش بعد از سال‌ها برگشته و بازیگر اصلی‌اش هم به نقش سابق برگشته. خیلی‌ها نگران بودند که نتیجه کار خوب از آب درنیاید، ولی خوشبختانه همه شگفت‌زده شدند.

کریستن ریتر: آره، واقعاً فوق‌العاده شده! خودم باورم نمی‌شود که توانستند همه این کارها را انجام دهند و سریال را این‌طور زنده نگه دارند. این یک سریال میراثی است. وقتی نویسندگی و بازیگری درست باشد، جادو اتفاق می‌افتد و مردم باز هم بیشتر می‌خواهند. یکی از چیزهایی که من را جذب کرد این بود که همه صحنه‌هایم با مایکل بود. کار کردن با بازیگری مثل او… وای خدای من! خودش یک کلاس درس بازیگری است.

خبرنگار: مایکل سر صحنه چه شکلی است؟ نقش را بیرون از دوربین هم حفظ می‌کند؟

کریستن ریتر: وقتی با من بود، کاملاً هم‌سطح و هم‌انرژی رفتار می‌کردیم، خیلی به هم وصل بودیم و با هم شوخی می‌کردیم. ولی بعضی وقت‌ها پیش می‌آمد که با خودم می‌گفتم: «صبر کن… این حالت عادی خودش است یا در نقش است؟» چون انقدر طبیعی بازی می‌کند که نمی‌توانی بفهمی. حتی موقع تمرین دیالوگ، آدم‌ها را به شک می‌انداخت که دارد واقعی حرف می‌زند! [می‌خندد] ولی تماشای کارش فوق‌العاده بود. وقتی به نمای نزدیک خودش می‌رسید، حتی عمیق‌تر در نقش فرو می‌رفت. من واقعاً از نزدیک روش کارش را دیدم و لذت بردم.

خبرنگار: ارتباط راحت میا و دکستر از همان دیدار اول، حاصل متن فیلمنامه بود یا شیمی و اعتمادی که بین شما دو نفر سر صحنه شکل گرفت؟

کریستن ریتر: این قسمت برایم خیلی هیجان‌انگیز بود، چون همیشه این‌طور پیش نمی‌آید. ما قبل از «دکستر» همدیگر را ندیده بودیم. اولین روز کاری‌مان صحنه دویدن در پارک مرکزی بود، آن هم در سرمای شدید. من یک صحنه گفت‌وگوی بلند داشتم و کاملاً آماده بودم. با خودم گفتم: «من اینجام، بیایم خوش بگذرونیم!» و همون اول حسابی با هم جور شدیم. خیلی طبیعی با هم ارتباط پیدا کردیم. این چیزیه که باید شانس بیاری اتفاق بیفته، و ما این شانس رو داشتیم.

خبرنگار: مطمئناً طرفداران دلشان می‌خواست رابطه میا و دکستر ادامه پیدا کند. برای مدتی کوتاه همه به این زوج امید داشتند.

کریستن ریتر: بله، قسمت پنجم به خاطر همین پیچش داستانی خیلی هیجان‌انگیز بود. وقتی فیلمنامه را می‌خواندم، دیدن این تغییر شخصیت برایم جالب بود؛ یک بُعد تازه برای بازی. اینکه میا اول خیلی خونسرد و حساب‌شده است و بعد وقتی به دکستر نزدیک‌تر می‌شود، نوعی جذابیت و کشش در صحنه وجود دارد. ولی خب در نهایت معلوم می‌شود که او واقعا یک آدم بد است و این هیچ‌وقت خوب تمام نمی‌شود.

خبرنگار: آیا کنجکاو شدی که ببینی در اپیزودهای بعدی چه اتفاقی می‌افتد؟

کریستن ریتر: راستش نه، آخر دو قسمت را نخواندم. چون به‌عنوان یک بیننده می‌خواستم خودم موقع پخش ببینم چه می‌شود. البته سر صحنه شایعات و حرف‌هایی شنیدم، ولی حالا که کار من تمام شده می‌توانم هر جمعه مثل بقیه سریال را تماشا کنم. جالب است چون من همیشه همه کارهایی را که بازی کرده‌ام نمی‌بینم، بیشتر کارم را می‌کنم و می‌روم سراغ بعدی. ولی این یکی؟ نه، برای این یکی لحظه‌شماری می‌کردم!

خبرنگار: اگر قرار بود برای میا یک سنگ‌قبر طراحی کنی، یا پیامی برای بدرقه‌اش به آن دنیا بفرستی، چه می‌نوشتی؟

کریستن ریتر: باید جمله‌ای خیلی کوتاه، صریح و البته خطرناک باشد.

خبرنگار: اینجا «بانو انتقام» آرام گرفته …

کریستن ریتر: … درحال جرعه‌جرعه نوشیدن شرابش، همچنان شیک و جذاب در دنیای پس از مرگ.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا