دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
سینما و تلویزیوننگاهی اجمالیویژه فرامدیا

«Avanti!» بیلی وایلدر؛ کمدی عاشقانه‌ای از دهه ۷۰ که زمانه‌اش را بازتاب می‌دهد

وقتی از سینمای دهه ۷۰ میلادی یاد می‌کنیم، معمولاً نام‌هایی مثل جک نیکلسون، فرانسیس فورد کوپولا، جورج لوکاس و استیون اسپیلبرگ به ذهن می‌آیند. بیلی وایلدر، با آنکه یکی از بزرگ‌ترین فیلمسازان قرن بیستم است، کمتر در این فهرست شنیده می‌شود — شاید چون شاهکارهای ماندگارش مانند Sunset Boulevard (۱۹۵۰)، The Apartment (۱۹۶۰)، یا Some Like It Hot (۱۹۵۹) به دهه‌های پیشین تعلق دارند و با فضای آن دوران عجین‌اند.

اما در اوایل دهه ۷۰، او فیلمی ساخت که هرچند در زمان خود چندان دیده نشد، امروز می‌توان آن را بازتابی دقیق از هنجارهای اجتماعی، اقتصادی و جنسی همان دوره دانست: کمدی رمانتیک «Avanti!» محصول ۱۹۷۲. پروژه‌ای که وایلدر با دقت همیشگی‌اش نوشت و کارگردانی کرد، به‌همراه جک لمان و جولیت میلز در نقش‌های اصلی.

«Avanti!» روایت سفر یک تاجر آمریکایی به نام وندل آرمسترانگ جونیور (جک لمان) به ایتالیاست تا جسد پدر سرشناس خود را تحویل بگیرد. او درمی‌یابد که پدرش سال‌ها با یک زن انگلیسی در ارتباط بوده و این دو با هم در حادثه‌ای کشته شده‌اند. دختر آن زن، پاملا پیگوت (جولیت میلز)، نیز آمده تا جسد مادرش را تحویل بگیرد. برخورد اولیه این دو پر از تضاد فرهنگی و شخصیتی است، اما کم‌کم میان‌شان صمیمیت و عشقی پدید می‌آید — عشقی نامتعارف که هنجارهای ظاهری را کنار می‌زند.

وایلدر این نقش را از ابتدا برای جولیت میلز نوشته بود. او پیش‌تر سال‌ها قبل میلز را در نمایشی در لندن دیده و گفته بود روزی با او کار خواهد کرد — وعده‌ای که به نظر میلز فقط یک تعارف هالیوودی بود، اما محقق شد. یک نکته جنجالی در فیلمنامه، این بود که شخصیت پاملا باید «اضافه‌وزن» داشته باشد، تا جایی که در یک صحنه وندل به او لقب «قم*ل گنده» (چاق) می‌دهد. وایلدر از میلز خواست ۱۵ کیلوگرم (۳۵ پوند) وزن اضافه کند. این کار برای بازیگری ۱.۵۷ متری آسان نبود و حتی پدرش، ستاره سینمای بریتانیا جان میلز، به شوخی گفت این کار فقط برای همان یک شوخی وزنی در فیلم است.

با وجود این، وایلدر می‌خواست این رابطه عاشقانه میان مردی آمریکایی و زنی که «مدل هالیوودی» نیست، متفاوت و صادقانه باشد. این نگاه، انتخاب پاملا را به‌عنوان یک «ناهمخوان دوست‌داشتنی» از نظر فرهنگی و اجتماعی توجیه می‌کرد.

فیلم در استودیو چینه‌چیتا و لوکیشن‌های مختلف ایتالیا فیلمبرداری شد، فضایی کاملاً متفاوت از دکورهای کنترل‌شده هالیوود که وایلدر در بیشتر آثار پیشینش استفاده کرده بود. در «Avanti!» شوخی‌های کلامی و لحظات صریح‌تر (از جمله صحنه‌های عریان ملایم) نشان می‌دهند که این فیلم در فضای آزادتر و بی‌پرده‌تر دهه ۷۰ ساخته شده است.

میلـز به یاد می‌آورد که وایلدر استفاده دقیقی از موسیقی در صحنه‌های فیلمبرداری داشت — مانند سینمای صامت، برای انتقال حس و لحن صحنه به بازیگران و حتی ایجاد سکوت و نظم در پشت صحنه.

هیچ بداهه‌ای وجود نداشت. حتی نشانه‌گذاری‌ها باید دقیقاً رعایت می‌شد. میلـز می‌گوید:

«دیالوگ‌های وایلدر آنقدر دقیق و زیبا نوشته شده بود که نیازی به تغییر یا افزودن چیزی نبود. وظیفه ما فقط این بود که آن را بی‌کم‌وکاست اجرا کنیم.»

در زمان اکران، منتقدان چندان از فیلم استقبال نکردند و در گیشه هم ناموفق بود، هرچند چند نامزدی گلدن‌گلوب را کسب کرد. ممکن است شکست تجاری آن به دلیل فاصله گرفتن از کمدی‌های هالیوودی معمول و پرداختن به رابطه‌ای غیرمتعارف باشد. اما امروز بسیاری آن را یکی از آثار ارزشمند و متفاوت وایلدر می‌دانند، با رگه‌هایی از فضای The Apartment و Sabrina، اما هشیارتر و کمتر ساده‌دلانه.

میلـز که اخیراً فیلم را بعد از سال‌ها روی پرده بزرگ دیده، می‌گوید:

«از دیدنش واقعاً احساس غرور کردم. فیلمی است بسیار رمانتیک و بامزه.»

اما چرا امروز باید «Avanti!» را دید؟

این فیلم نه‌تنها تصویری رنگارنگ از ایتالیا و فرهنگ دهه ۷۰ ارائه می‌دهد، بلکه با نگاهی انسانی و شوخ‌طبع، از پیش‌فرض‌های ظاهربینانه درباره عشق عبور می‌کند. گفت‌وگوهای تیزبین وایلدر، بازی گرم جک لمان و جولیت میلـز، و لحن صمیمانه و آزاد فیلم، آن را به تجربه‌ای می‌رساند که شاید ۵۰ سال پیش دست‌کم گرفته شد، اما امروز می‌تواند دوباره کشف شود.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا