دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
نقد و بررسینقد و بررسی فیلم

«آخرین وایکینگ»؛ کمدی سیاه، خونین و بامزه‌ای درباره برادری، حافظه و دیوانگی‌های شیرین

نقد و بررسی فیلم «آخرین وایکینگ» (The Last Viking)

فیلم «آخرین وایکینگ» (The Last Viking) به نویسندگی و کارگردانی اندرس توماس ینسن – فیلمساز دانمارکی شناخته‌شده‌ای که با آثار تحسین‌شده‌ای چون Riders of Justice و Men & Chicken شهرت دارد – نمونه‌ی درخشانی از تلفیق طنز سیاه، درام خانوادگی، خشونت و لحظات عمیقاً انسانی است. این اثر که در بخش خارج از مسابقه جشنواره ونیز ۲۰۲۵ نمایش داده شد، داستان دو برادر را روایت می‌کند که سی سال سوءتفاهم، زخم‌های مشترک و پیوندهای ناگسستنی، آن‌ها را در مسیری عجیب، خشن و گاه غریباً احساسی قرار می‌دهد.

فیلم با مقدمه‌ای کوتاه آغاز می‌شود: انکر (نیکولای لی کاس) دست به سرقت مسلحانه می‌زند و درست قبل از دستگیری، از برادرش مانفرد (مدس میکلسن) می‌خواهد کلید صندوق حاوی پول را در محلی خاص – جایی که جشن‌های تولد کودکی‌شان برگزار می‌شد – پنهان کند. حالا، ۱۵ سال بعد، انکر با رفتار خوب از زندان آزاد می‌شود و تصور می‌کند به راحتی می‌تواند سهمش را پس بگیرد.

اما شرایط تغییر کرده: مانفرد حالا خود را “جان لنون” می‌داند و هرگاه کسی او را با نام واقعی‌اش صدا کند، با واکنش‌های افراطی مثل پریدن از پنجره یا بیرون پریدن از ماشین پاسخ می‌دهد. به همین دلیل، پیدا کردن محل کلید و پول، به ماموریتی پر از موقعیت‌های کمدی، تلخ و درگیری‌های عجیب بدل می‌شود.

دو برادر راهی خانه‌ی کودکی‌شان – که امروز به یک اقامتگاه اجاره‌ای با میزبانان عجیب و زندگی مشترک فروپاشیده بدل شده – می‌شوند. مارگرتا (سوفی گرابول) و ورنر (سورن مالینگ) میزبانان این خانه، زوجی در آستانه فروپاشی هستند و مهمانان عجیبشان هم در تزلزل زندگی‌شان بی‌تأثیر نیستند.

با ورود روان‌پزشکی به نام لوتار (لارس بریگمن) – که قبلاً مانفرد را درمان کرده – مسیر داستان به جایی غریب‌تر کشیده می‌شود: تشکیل یک گروه کاور بیتلز با بیمارانی که هر یک فکر می‌کنند یکی از اعضای گروه هستند. این ایده، اگرچه پوچ و کمیک است، اما کارکردی جدی در داستان و شخصیت‌پردازی پیدا می‌کند.

ینسن استاد استفاده از موقعیت‌های به ظاهر عبث و خنده‌دار برای طرح مضامینی عمیق است. در «آخرین وایکینگ»، او با ترکیب خشونت خشن و شوخی‌های غیرمنتظره، به موضوعاتی چون:

  • وفاداری خانوادگی: گذر از رنج‌ها و سال‌ها فاصله، برای حمایت از کسی که دوستش داریم.
  • هویت و فراموشی: تلاش برای پاک‌کردن هویت به‌عنوان مکانیزم دفاعی در مقابل خاطرات دردناک.
  • هم‌زیستی با تفاوت‌ها: پذیرفتن این واقعیت که همه – از اعضای خانواده گرفته تا آدم‌های ظاهراً “نرمال” – نوعی «عجیب بودن» در خود دارند.

داستان وایکینگ‌های یک‌دست که بازوی خود را برای همدردی با یک جنگجوی معلول قطع می‌کنند، که در ابتدا انتزاعی به نظر می‌رسد، در پایان معنای عمیق و نمادین خود را در بطن رابطه دو برادر آشکار می‌کند.

مدس میکلسن و نیکولای لی کاس – که پیش‌تر در پنج فیلم دیگر ینسن هم‌بازی بوده‌اند – به لطف سال‌ها تجربه مشترک، رابطه‌ای چندوجهی و باورپذیر از دو برادر خلق می‌کنند.

  • میکلسن با بازی دقیق و کنترل‌شده، مانفرد را شخصیتی می‌سازد که در عین رفتارهای اغراق‌آمیز، وقار و سرسختی خاصی دارد و از کلیشه «بیمار روانی» فاصله می‌گیرد.
  • کاس نقش انکر را به‌گونه‌ای ایفا می‌کند که پشت خشونت و بدخلقی‌اش، تعلق خاطر و حمایت بی‌قیدوشرط برادرانه دیده می‌شود.

در کنار این دو، سوفی گرابول و سورن مالینگ با شمایلی کمیک-تلخ، زندگی یکنواخت و شکسته‌ی زوج میزبان را جان می‌بخشند. لارس بریگمن هم در نقش روان‌پزشکی که ایده تشکیل گروه بیتلز را مطرح می‌کند، ترکیب عجیبی از جدیت و حماقت را ارائه می‌دهد.

ینسن با مهارتی کم‌نظیر، میان ژانرها جابه‌جا می‌شود:

  • از کمدی موقعیت به درام اجتماعی،
  • از لحظات عاطفی به خشونت ناگهانی،
  • و از ضرباهنگ تند طنز سیاه به تأملات آرام و انسانی.

این تغییرات لحن که روی کاغذ ریسک‌پذیر است، به لطف تدوین دقیق (آندرس آلبی‌یرگ کریستینسن و نیکولای مونبرگ)، فیلمبرداری زیبای سباستین بلندکوف که آرامش مناظر روستایی را در تضاد با آشفتگی انسانی می‌گذارد، و موسیقی یپه کاس که هم ملودی‌های نیمه‌نوستالژیک و هم ریتم‌های پرتنش را پوشش می‌دهد، به شکلی روان و منسجم عمل می‌کند.

نقاط قوت

  • بازیگری درخشان و هماهنگ میان میکلسن و کاس
  • فیلمنامه‌ای که طنز و تراژدی را به‌شکلی هوشمندانه می‌آمیزد
  • شخصیت‌پردازی چندلایه همراه با پیام انسانی عمیق
  • فیلمبرداری و تولیدی که در خدمت هم‌نشینی کمدی و خشونت است

نقاط ضعف

  • برخی خط‌های داستانی فرعی (مثل زندگی خصوصی زوج میزبان) می‌توانست با انسجام بیشتری به هسته اصلی داستان متصل شود
  • لحظاتی که با شخصیت‌های فرعی طولانی می‌شود، ممکن است ریتم را برای برخی تماشاگران کند کند

در انتها، «آخرین وایکینگ» نمونه دیگری از مهارت اندرز توماس ینسن در ساخت کمدی‌های سیاه و چندلایه است؛ فیلمی که هم می‌خنداند، هم شوکه می‌کند و هم در نهایت قلب تماشاگرش را لمس می‌کند. این داستان عجیب و پرپیچ‌وخم، با شیمی بی‌نظیر میکلسن و کاس و نگاه مهربانانه‌اش به تفاوت‌های انسانی، به یادمان می‌آورد که حتی پرخاشگرترین یا عجیب‌ترین برادران هم در نهایت حاضرند برای هم دست به هر کاری بزنند – حتی اگر معنایش پریدن از پنجره یا تشکیل یک گروه کاور بیتلز باشد.

جمع بندی

امتیاز

خوب

«آخرین وایکینگ» کمدی سیاه و خشونت‌باری است که در زیر سطح شوخی‌ها و اغراق‌ها، داستانی عمیقاً انسانی از وفاداری، هویت و عشق برادرانه روایت می‌کند.

امتیاز کاربران: ۳٫۲ ( ۱ رای)

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا