دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
اخبار سینما جهانانتخاب سردبیرسینما زیر ذره بیننگاهی اجمالی

وقتی سینمای ۲۰۲۵ آینه اضطراب و امید پدر و مادرها می‌شود؛ از «If I Had Legs I’d Kick You» تا «One Battle After Another»

سال ۲۰۲۵، با همه بحران‌های اقتصادی، سیاسی و زیست‌محیطی‌اش، شاید بدترین زمان ممکن برای پدر و مادر بودن باشد — از هزینه سرسام‌آور نگهداری کودکان گرفته تا تهدیدهای سیاسی و خشونت‌های روزمره. اما اگر فقط به سینما نگاه کنیم، این روزها به طرز شگفت‌انگیزی بهترین زمان برای والدینی است که عاشق فیلم هستند. در طول سال، موجی از فیلم‌های مهم و تحسین‌شده سراسر جهان با محوریت والدین و تجربه پدر/مادر بودن ساخته شده و به شکل بی‌سابقه‌ای این موضوع را به صدر روایت‌های سینمایی رسانده است.

موج والدین در سینمای ۲۰۲۵

این روند از جشنواره ساندنس امسال آغاز شد. فیلم‌هایی چون:

  • «Sorry, Baby» ساخته «اوا ویکتور» درباره واقعیت‌های تلخ بچه‌دار شدن.
  • «If I Had Legs I’d Kick You» ساخته «مری برونستین»، تصویری از اضطراب نفس‌گیر مراقبت و حفظ جان یک کودک.
  • آثاری چون «Hamnet»، «Sirāt»، «Weapons»، «۲۸ Years Later» و «Highest 2 Lowest» درباره ترس از شکست در این مسئولیت بزرگ.

کارگردانان مطرحی همچون یواکیم تریه، کلی رایکارد و پارک چان-ووک نیز آثار تازه‌شان را به واکاوی سقوط روانی پدرهای خودمحور اختصاص داده‌اند، در حالی که «جاش سفدی» در «Marty Supreme» پدر شدن را به مثابه بزرگ‌ترین قمار زندگی تصویر کرده است. حتی بلاک‌باسترهایی مانند «The Fantastic Four: First Steps» و «Avatar: Fire and Ash» نیز خانواده و والدین را در کانون روایت قرار داده‌اند.

دلایل این موج

بخشی از این موج قابل توضیح است: نسل تازه‌ای از کارگردانان به تازگی والدین شده‌اند (یواکیم تریه)، برخی در حال مرور اثر پدر/مادر بودن بر جهان‌بینی خود هستند (پل توماس اندرسون)، و برخی دیگر با اضطراب خلق زندگی در پایان تاریخ روبه‌رو شده‌اند. منتقدان هم، حتی اگر خود والد نباشند، به دلیل نزدیکی نسلی با این تجربه، به این آثار واکنش پرشور نشان داده‌اند.

اما جذابیت موضوع گسترده‌تر از دایره والدین است. در دنیایی که بچه‌دار شدن کمتر ممکن یا محبوب شده، سینما از تجربه والدین به عنوان لنز قدرتمندی برای بررسی ترس، امید، و فقدان پرسپکتیو استفاده می‌کند. والدین همزمان زندگی را بزرگ‌تر و کوچک‌تر می‌بینند، مثل نمای «دالی زوم» که هم نزدیک می‌کند و هم دور.

نمونه اول: «If I Had Legs I’d Kick You»

برونستین در این فیلم که امروز اکران محدودش آغاز می‌شود، داستان لیندا (رز بیرن)، روان‌درمان‌گر اهل مونتاک را روایت می‌کند که دخترش به بیماری اسرارآمیزی مبتلاست. خانه‌شان دچار نشتی سقف شده که به حفره‌ای عظیم — همچون دریچه‌ای به نیهیلیسم — بدل می‌شود.

اجبار به زندگی در متل، لیندا را به مرز فروپاشی می‌رساند؛ جایی که ترس‌ها خنده‌دار می‌شوند و لحظات بامزه حالتی تهدیدآمیز پیدا می‌کنند (صحنه خرید همستر برای دخترش مثال واضحی است). کارگردان، با نماهای بسته و حذف حضور مستقیم دختر، اضطراب مادر را به شکل تجربه‌ای ذهنی و محصور تجسم می‌کند. مشکل اصلی لیندا نه فقط بیماری دختر یا بحران بیمارانش بلکه ناتوانی در حفظ مقیاس مشکلات است؛ همه چیز برایش بزرگ‌ترین مشکل است، همزمان با حس مسئولیتی عظیم و قدرتی اندک برای مبارزه.

نمونه دوم: «Sirāt»

فیلم «سیرات» ساخته «اولیور لاکس» — که در نوامبر توسط نئون اکران محدودش را آغاز می‌کند — داستان لوئیس (سرجی لوپز)، پدر دلسوخته‌ای است که به جنوب مراکش و قلب صحنه رقصِ ریو سفر می‌کند تا دختر گمشده‌اش را بیابد.

با پسر خردسالش همراه، او به گروهی رقصنده می‌پیوندد که راهی جشن مخفی در بیابان هستند تا صدای جنگ قریب‌الوقوع را با موسیقی غرق کنند. مسیر پر از موانع، به فاجعه‌ای جبران‌ناپذیر ختم می‌شود و میل به فرار به موسیقی شدت می‌یابد. تقابل میان نگاه پدرانه لوئیس و تن‌دادن رقصنده‌ها به انکار واقعیت، در بخش پایانی فیلم به شکلی خیره‌کننده درهم تنیده می‌شود: پدر به حالت «ذن» پوچ می‌رسد و بی‌خیالی جمع به ترسی فلج‌کننده بدل می‌گردد.

نمونه سوم: «One Battle After Another»

در فیلم تازه پل توماس اندرسون، باب فرگوسن (لئوناردو دی‌کاپریو)، بمب‌گذار سابق و فعال چپ، حالا پدر مجرد یک دختر نوجوان است. ترس از گذشته، او را به مردی منزوی و بدبین بدل کرده؛ حتی اجازه داشتن تلفن همراه به دخترش نمی‌دهد. حمله دولت برای دستگیری‌اش، باب را ناخواسته به مرکز سیاست مدرن آمریکا و تعقیب دخترش می‌کشاند.

در طول ماجرا، باب کار زیادی انجام نمی‌دهد — دخترش توانمندتر از اوست — اما این ناتوانی، تضاد بین کوچکی زندگی شخصی و بزرگی زمینه سیاسی را برجسته می‌کند. در پایان، باب درمی‌یابد که دشمنانش کوچک‌تر از تصورش هستند و دخترش ظرفیت‌هایی دارد که هرگز ندیده بود؛ این آگاهی او را به رابطه‌ای سالم‌تر با جهان حال حاضر می‌رساند و فیلم با اشاره‌ای امیدبخش به توانایی بچه‌ها در کاهش ترس‌ها، تمام می‌شود.

چرا این آثار مهم‌اند؟

همه این فیلم‌ها از والدین — نه به‌عنوان قهرمان اخلاقی، بلکه به عنوان افرادی مجبور به مذاکره روزمره بین آزادی و ترس — به عنوان ابزار روایی استفاده می‌کنند تا واکنش ما به جهان ترسناک امروز را بررسی کنند. در زمانه‌ای که اینترنت اختلافات کوچک را به نبردهای بزرگ بدل می‌کند و فجایع بزرگ را به محتوای جنگ فرهنگی کاهش می‌دهد، والد بودن، شجاعتی بی‌مانند می‌طلبد و هر لحظه همراه با وحشت از آینده فرزند است.

فیلم‌ها نشان می‌دهند که این تضاد، اگر با دیدگاه درست ترکیب شود، می‌تواند امیدی کوچک اما واقعی را به زندگی تزریق کند؛ امید به این که فرزندان نه بارِ ترس، بلکه پاسخ آن باشند.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا