سفر صوتی «پلوریباس» (Pluribus): از سکوتهای تنهایی تا همهمه ذهنهای یکیشده

شاید از محتوای سریالهای تیرهوتار و پرتنش ساخته «وینس گیلیگان» (Vince Gilligan) چنین چیزی را حدس نزنید، اما دو طراح و ناظر ارشد صدا، «کاترین مدسِن» (Kathryn Madsen) و «نیک فورشاگر» (Nick Forshager) مجموعهای از سکههای یادبود بسیار خاص دارند؛ «چَلنج کوین»هایی که به یاد و تقدیر از عوامل سریالهای مشهور او مانند «بریکینگ بد» (Breaking Bad) و «بهتره با سال تماس بگیری» (Better Call Saul) ضرب شدهاند.
این سکهها نمادی هستند از نقش آنها در شکلدادن به چشمانداز صوتی البوکرکی—شهری که در آثار گیلیگان گاهی خشن، گاهی آرام، گاهی پرتنش و گاهی بیرحمانه ساکت تصویر میشود—و حالا نیز در سریال جدید «پلوریباس» (Pluribus).
چلنجکوین فصل اول «پلوریباس» به رمان عاشقانهفانتزی «بادهای وایکارو» (Winds of Wycaro) نوشته کارول استورکا، قهرمان سریال، اشاره دارد؛ اثری که قبل از یکیشدن هفت میلیارد انسان روی زمین در یک «ذهن جمعی» هم اثری پرفروش بود. برای دریافت این سکه، تیم صدا باید جهان صوتی سریال را طوری طراحی میکردند که تنهایی عمیق کارول را نشان دهد، ابعاد جهانی و علمیتخیلی داستان را پوشش دهد و همزمان فضایی کاملاً متفاوت از آنچه در «بریکینگ بد» و «سال» میشنویم ارائه کند.
سفری متفاوت: از اسپانیا تا لاسوگاسِ ساکت
کارول شاید سراغ «ایرفورس وان» رهاشده نرفته باشد، اما به اسپانیا سفر میکند و حتی برای دیدار صاحب فعلی هواپیما، آقای دیاباته، به لاسوگاس میرود. همزمان، شخصیت منزوی دیگری به نام «مانوسوس» مسیر هولناکی را از جنگلهای دارین برای رسیدن به کارول طی میکند.
فورشاگر درباره خلق نسخه «بیسکنه» لاسوگاس گفت: «جالب بود که وگاس را بسازیم—اما با پیچش. اینکه وگاس وقتی هیچکس در آن نیست چه حالوهوا و چه صدایی دارد؟ همه یک تصور ذهنی از آن داشتند، اما ما باید دوباره آن را میساختیم و آن را خاص و مناسب داستان میکردیم.»
وقتی طبیعت بازمیگردد؛ یا شاید هم نه
در بخشی از سریال، پس از تشکیل ذهنجمعی، موجوداتی که آلوده شدهاند—«دیگران»—به گوشههایی دور پناه میبرند. ابتدا تیم صدا تلاش کرد بازپسگیری طبیعت را با صداهای حیوانات و محیطزیست نمایش دهد، اما تصمیم نهایی چیز دیگری بود: ترکیبی از یک صدای کلیدی… و سپس سکوت. نوعی رهاشدگی صوتی که کارول را بارها و بارها در تنهایی غرق میکند.
فورشاگر گفت: «فکر میکردیم سکوت، یا صدای کمتر، حس انزوا را برای او بیشتر میکند. پس خیلی آن را امتحان کردیم. وقتی هم صدا اضافه میکردیم، فقط جایی بود که لازمه روایت بود.»
چالش گفتوگوهای چندزبانه
مدسن باید مطمئن میشد دیالوگهای چندزبانه—برخی از زبانها بسیار در معرض انقراض—کاملاً درست و طبیعی شنیده شوند.
«کارولینا ویدرا» (Karolina Wydra) که نقش «زوشیا» را بازی میکند، باید طوری صدا میداد که انگار همه زبانهای زمین را بلد است.
مدسن گفت: «کارولینا فوقالعاده بود. ما ریزترین چیزها را اصلاح میکردیم—مثلاً اینکه جمله باید به جای بالا، رو به پایین تمام شود. میخواستم همهچیز اصیل باشد. حتی جلسههای ADR با متخصصان زبان داشتیم.»
او همچنین برای صداگذاری «دیگران» حالتی اندکی ناهماهنگ در گفتوگوهای گروهی ایجاد کرد؛ چیزی که از هماهنگی کامل، ترسناکتر از آب درآمد—مثل صحنهای که در اسپانیا همه بهصورت آبشاری میگویند: «سلام کارول».
در صحنهای که کارول وارد مرکز عظیم فریزری میشود—جایی که «دیگران» بدن انسانها را برای تغذیه پردازش میکنند—مدسن برای واقعیکردن سرمای محیط، «ریا سیهورن» (Rhea Seehorn) را در ADR (جایگزینی خودکار دیالوگ) راهنمایی کرد تا نفسهای لرزان، صداهای تلاش برای تنفس، و لرزشهای ناشی از سرما را بازسازی کند.
مدسن با آهنگساز سریال، «دیو پورتر» (Dave Porter)، روی قطعهای با عنوان «لطفاً کارول، لطفاً» کار کرد؛ جایی که «دیگران» از کارول التماس میکنند حقیقت را از زوشیای بیهوش نپرسد. ابتدا قرار بود صحنه فقط دیالوگ داشته باشد، اما ترکیب آواهای انسانی در موسیقی باعث شد صحنه بهشدت تاثیرگذارتر شود.
مدسن توضیح داد: «پورتر قطعه را فرستاد و ما صدای گروه را بر اساس آن ساختیم. اما چون لبخوانی مهم بود، کار سختی شد. نتیجه فوقالعاده شد—ترکیبی از موسیقی و صدا که شبیه یک هجوم صوتی واحد است.»
در «پلوریباس»، چه سکوت باشد چه هیاهو، هیچ آرامشی برای کارول وجود ندارد. مدسن و فورشاگر میگویند این نتیجه هماهنگی عمیق تیم صدا با گیلیگان است؛ هماهنگیای که زمان بیشتری برای آزمایشکردن و کشف راهحلهای غیرمنتظره اما درست ایجاد میکند.
فورشاگر گفت: «این هماهنگی کار را سریعتر میکند. اما لحظاتی هست که گیلیگان میخواهد چیزها را بارها امتحان کند—و این خیلی سرگرمکننده است.»
او افزود: «در «بریکینگ بد» و «سال»، جهان داستان فقط بخشی از جهان بزرگتر بود. اما اینجا کل جهان است. صدا باید گسترش پیدا کند، چون این چیزی است که میبینیم.»





