«Ponies»؛ وقتی طراحی لباس و صحنه از جاسوسی هم جلوتر میزند
پشتصحنه همکاری سوزانا فوگل، آناستازیا ماگوتاس و سارا کی. وایت در خلق دنیای روانشناختی یک سریال جاسوسی زنمحور

سریال جاسوسی «Ponies» شاید در ظاهر درباره مأموران اطلاعاتی، رمزها، پوششها و بازیهای دوگانه در مسکوِ اواخر دهه ۷۰ میلادی باشد، اما در لایههای عمیقتر، بیش از هر چیز یک اثر روانشناسانه و شخصیتمحور است؛ سریالی که جهانش نه از دل کلیشههای سرد و خاکستری جنگ سرد، بلکه از درک درونی شخصیتها، روابط انسانی و بهویژه دوستی زنانه شکل گرفته است.
این نگاه، حاصل همکاری طولانیمدت و هماهنگ سوزانا فوگل (کارگردان و همخالق سریال)، آناستازیا ماگوتاس (طراح لباس) و سارا کی. وایت (طراح صحنه) است؛ سه هنرمندی که پیش از این نیز در پروژههایی مانند «The Wilds»، «Winner»، «The Flight Attendant» و «A Small Light» کنار هم کار کردهاند و حالا در «Ponies» به نوعی زبان مشترک حرفهای رسیدهاند؛ زبانی که حتی از سیستمهای پیچیده جاسوسی سازمان سیا در داستان سریال هم منسجمتر به نظر میرسد.
آناستازیا ماگوتاس توضیح میدهد که همکاری با سوزانا فوگل به نقطهای رسیده که گاهی یک جمله کوتاه برای طراحی کامل یک شخصیت کافی است. او میگوید فوگل برای توصیف شخصیت «بی» (با بازی امیلیا کلارک) فقط یک چیز گفت:
«بی، چکمههای اردکی ال.ال بین میپوشد.»
همین جمله، شالودهی طراحی بصری شخصیت «بی» شد. اگرچه او در طول سریال لباسهای کاملاً دهههفتادی و چشمگیر هم دارد — مثل پالتوی سفید آماده کنسرت و شلوارهای دمپا گشاد که در پایان سریال به صحنههایی بسیار خونین کشیده میشوند — اما در مجموع، سبک او کلاسیک، تمیز و محافظهکارانه است؛ سبکی که نشان میدهد بی تمام امنیت روانی و عزتنفسش را در «خوب بودن» با G بزرگ (Good) تعریف میکند.

سوزانا فوگل میگوید:
«آناستازیا و سارا در بخشهای خودشان خیلی شبیه هم فکر میکنند؛ کاملاً روانشناسانه. صحبت درباره لباس با آناستازیا، شبیه صحبت درباره این است که این آدم کیست، فکر میکند کیست، تصور میکند چه چیزی را به دنیا نشان میدهد و در واقع چه چیزی را نشان میدهد بدون آنکه خودش بداند.»
این رویکرد باعث شده طراحی لباس در «Ponies» نه تزئینی، بلکه روایتگر شخصیت باشد.
در مقابل بی، شخصیت توایلا (با بازی هیلی لو ریچاردسون) قرار دارد؛ شخصیتی تکانشی، جسور و پرانرژی. جالب اینکه بخشی از ظاهر او کاملاً اتفاقی و از دل یک مکالمه تلفنی شکل گرفت.
ماگوتاس تعریف میکند:
«اولین باری که با هیلی تلفنی صحبت میکردم، گفت فکر میکند توایلا “دخترِ چکمهای” است. همان لحظه داشتم تو اتسی دنبال چکمههای دهه ۷۰ میگشتم که به یک جفت چکمه کابویی زرشکی با پروانه گلدوزیشده رسیدم. لینک را فرستادم و او گفت: “خدای من، این دقیقاً چکمههای توایلاست.”»
این چکمهها واقعاً وارد سریال شدند و پروانهها، رنگهای جسورانه و اکسسوریهای پرتحرک، به بخشی از هویت بصری توایلا تبدیل شدند؛ شخصیتی که میخواهد پرواز کند، حرکت کند و دنیا را ببیند.
برای ماگوتاس، مهم بود که بی و توایلا نه فقط جداگانه، بلکه در کنار هم طراحی شوند. چون سریال پر است از نماهای دونفره این دو شخصیت.
او میگوید:
«اگر از آنها در ابتدای سریال، وسط و پایان یک اسکرینشات بگیرید، میتوانید کل داستان را از روی ظاهرشان بخوانید. بی کمی از جسارت توایلا یاد میگیرد و توایلا یاد میگیرد کمتر تیغدار باشد.»
لباسها در ابتدا مثل زره عمل میکنند؛ اما هرچه جلوتر میرویم، این لایههای محافظ کنار میروند، چون شخصیتها اعتمادبهنفس و آرامش بیشتری در خودشان پیدا میکنند.

همین نگاه روانشناسانه در طراحی صحنه هم دیده میشود. سارا کی. وایت آپارتمانهای بی و توایلا در سفارت آمریکا را دقیقاً بر اساس ذهنیت آنها طراحی کرده است.
او میگوید:
«بی خیلی نگران این است که دیگران او را چطور میبینند. فضای او پر از دوختهای منظم، الگوهای گلدار ظریف و کنترلشده است. اما فضای توایلا یک انفجار است؛ یا پر از رنگ است یا کاملاً خالی.»
یکی از جذابترین فضاهای سریال، سفارت آمریکا در مسکو است. وایت توضیح میدهد که هدف این بوده نشان دهند سفارت آمریکا درون یک ساختمان روسی قرار گرفته؛ ساختمانی که با ستونها، متریال سنگین و معماری تحمیلگرش، فضا را تحت فشار میگذارد.
«ما یک فضای آمریکایی داریم که میخواهد مدرن و باز باشد، اما درون ساختاری شوروی قرار گرفته. این تضاد، تنش ایجاد میکند.»

حتی در «The Bubble» — اتاق امنی که بی و توایلا بدون ترس از شنود شوروی با مأمورانشان دین (با بازی آدریان لستر) و ری (با بازی نیکلاس پودنی) بازجویی میشوند — این تضاد حفظ شده: طراحی آمریکایی، اما با ساختوساز شوروی.
آناستازیا ماگوتاس صریح میگوید:
«همه ما با هم موافق بودیم که دیگر بس است؛ آن تصویر خاکستری و خستهکننده جنگ سرد را دیدهایم. هم کسلکننده است، هم واقعی نیست.»
هدف آنها نشان دادن رقابت شدید دو کشور در همه زمینهها بوده؛ رقابتی که حتی در رنگها، پارچهها و طراحی داخلی هم جریان دارد.
سارا کی. وایت در جمعبندی میگوید:
«میخواستیم هیجان و سبکی را زنده نگه داریم. حتی در شرایط فشار سیاسی، آدمها هنوز تولد میگیرند، عاشق میشوند و دوست پیدا میکنند. این بخش انسانی برایمان خیلی مهم بود.»

و ماگوتاس در پایان اضافه میکند:
«خرسندم از اینکه دیوید ایسرسون و سوزانا فوگل از معدود کسانی هستند که داستانهایی واقعاً درباره زنان و دوستیهای زنانه میسازند. روابط عاشقانه در حاشیهاند؛ هسته اصلی، دوستی است. برای من این یک شغل رؤیایی بود.»
«Ponies» با تکیه بر همکاری نزدیک کارگردان، طراح لباس و طراح صحنه، موفق شده سریالی جاسوسی خلق کند که فراتر از رمز و اسلحه و سیاست است؛ اثری درباره هویت، فشارهای درونی، ظاهر و باطن، و مهمتر از همه پیوند دو زن در جهانی مردانه و پرتنش. سریالی که نشان میدهد گاهی یک جفت چکمه، میتواند بهاندازه یک اسلحه، داستان بگوید.





