دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
دانستنیمجله فرا

مجسمه سرنگون‌شده جرج سوم و مناقشه همیشگی یادمان‌ها در آمریکا

از ویرانی نماد قدرت سلطنتی در ۱۷۷۶ تا بحث‌های امروز درباره این‌که چه کسانی شایسته یادبود هستند

در ژوئیه ۱۷۷۶، انقلابیون آمریکایی مجسمه‌ای عظیم از جرج سوم (George III)، پادشاه بریتانیا، را در نیویورک پایین کشیدند و نابود کردند. این اقدام نمادین، که تنها چند روز پس از قرائت اعلامیه استقلال آمریکا (Declaration of Independence) رخ داد، بعدها به یکی از تصاویر ماندگار انقلاب آمریکا بدل شد. «ساختن» و «شکستن» یادمان‌ها از همان آغاز، بخشی از گفت‌وگوی سیاسی جهان بوده است.

از قدردانی تا اعتراض؛ چرا مجسمه جرج سوم ساخته شد؟

حدود دهه ۱۷۶۰، یعنی سال‌ها پیش از آغاز رسمی جنگ استقلال آمریکا (American Revolutionary War)، بسیاری از مهاجران ساکن مستعمرات هنوز از حکومت بریتانیا ناامید نشده بودند. در همین فضا، مجلس نیویورک (New York Assembly) سفارش ساخت یک مجسمه سوارکاری از جرج سوم را به جوزف ویلتون (Joseph Wilton)، مجسمه‌ساز برجسته لندنی، داد.

نیویورک در آن زمان بندری حیاتی در امپراتوری در حال گسترش بریتانیا بود و اعضای مجلس می‌خواستند با این مجسمه از پادشاه تشکر کنند. بسیاری از استعمارنشینان، جرج سوم و سیاستمدار بانفوذ بریتانیایی ویلیام پیتِ بزرگ‌تر (William Pitt the Elder) را عامل لغو قانون تمبر (Stamp Act) می‌دانستند؛ قانونی بسیار منفور که مالیات سنگینی بر مستعمرات تحمیل کرده بود.

در سال ۱۷۷۰، مجسمه‌های هر دو نفر به نیویورک رسیدند:

  • مجسمه ویلیام پیت در وال‌استریت (Wall Street)
  • مجسمه جرج سوم در بولینگ گرین (Bowling Green)، پارکی کوچک در جنوبی‌ترین نقطه منهتن

در آن دوران، مجسمه عمومی در نیویورک و دیگر مستعمرات آمریکای شمالی بسیار نادر بود و نصب این آثار با جشن‌های بزرگ همراه شد. جان آدامز (John Adams) که بعدها دومین رئیس‌جمهور آمریکا شد، هنگام سفر به نیویورک در سال ۱۷۷۴ از این فضا با تحسین یاد کرد و از مجسمه‌ای بزرگ از «سرب گران‌بها با روکش طلا» نوشت که بر پایه‌ای مرمرین قرار داشت. (هیچ تصویر معاصری از این مجسمه باقی نمانده، اما توصیف‌های مکتوب، نمای کلی آن را نشان می‌دهند.)

مجسمه‌ای باشکوه اما مسئله‌دار

مجسمه جرج سوم، بزرگ‌ترین و درخشان‌ترین شیء در چشم‌انداز استعماری نیویورک بود، اما در عین حال عجیب نیز به نظر می‌رسید. مطابق سنت‌های هنری بریتانیا، پادشاه به شکل یک امپراتور روم باستان به تصویر کشیده شده بود: زره‌پوش، با دستی کشیده‌شده در ژستی از «بخشندگی امپراتوری».

مجسمه رو به قلعه جرج (Fort George)، پادگان نظامی بریتانیا که به نام پادشاه و اسلافش نام‌گذاری شده بود، قرار داشت و به سربازان بریتانیایی خوش‌آمد می‌گفت. اما برای مردم محلی، ماجرا طور دیگری بود: وقتی نیویورکی‌ها از خیابان برادوی (Broadway) به سمت بولینگ گرین می‌رفتند، نه صورت پادشاه، بلکه پشت اسب او را می‌دیدند.

نارضایتی رو به افزایش و نخستین آسیب‌ها

تا سال ۱۷۷۳، نارضایتی‌ها به‌قدری افزایش یافت که مجلس نیویورک قانونی با عنوان «قانون جلوگیری از مخدوش کردن مجسمه‌ها» تصویب کرد. این قانون، مانند نرده آهنی گران‌قیمتی که پیرامون مجسمه نصب شده بود، هم برای محافظت از سرمایه مالی شهر بود و هم برای دور نگه‌داشتن خرابکاران.

با این حال، تنها ظرف سه سال پس از نصب، افراد ناشناس تلاش کردند به مجسمه جرج سوم (و احتمالاً مجسمه ویلیام پیت) آسیب بزنند. جزئیات دقیق این تخریب‌ها روشن نیست، اما همین اقدامات نشان‌دهنده افزایش خشم استعمارنشینان نسبت به حاکمیت بریتانیا بود.

از چای بوستون تا آماده‌سازی جنگ

در سال‌های بعد، احساسات انقلابی در نیویورک شدت گرفت. مردم از بوستون الگو گرفتند و در آوریل ۱۷۷۴، محموله‌های چای را از کشتی‌ای به نام لندن (London) به بندر ریختند. نیروهای شبه‌نظامی از مستعمرات مختلف وارد نیویورک شدند و سربازان بریتانیایی قلعه جرج را ترک کردند.

در همین زمان، جورج واشنگتن (George Washington) در نزدیکی بولینگ گرین مقر فرماندهی خود را برپا کرد؛ همان لحظه‌ای که بعدها در نمایش موزیکال «همیلتون» (Hamilton) با جمله معروف «Here comes the General!» جاودانه شد.

در تمام این مدت، مجسمه پادشاه همچنان بی‌دفاع و درخشان بر جای خود ایستاده بود.

۹ ژوئیه ۱۷۷۶؛ لحظه سرنگونی

در ۹ ژوئیه ۱۷۷۶، اعلامیه استقلال برای سربازان ارتش قاره‌ای (Continental Army) در کامِنز (The Commons)، زمینی باز در شمال بولینگ گرین، قرائت شد. این سند ۲۶ اتهام علیه جرج سوم مطرح می‌کرد و او را به سوءاستفاده از حقوق مردم آمریکا متهم می‌دانست. واشنگتن امیدوار بود این اعلامیه سربازان را به «وفاداری و شجاعت» ترغیب کند.

برخی این سخن را به‌معنای اقدام فوری برداشت کردند. تنها چند ساعت بعد، جمعیتی مسلح به تبر، چکش و نردبان در بولینگ گرین گرد آمدند و مجسمه را پایین کشیدند.

شاهدان صحنه‌ای خشن و نمادین را توصیف کرده‌اند:

  • سر مجسمه از تن جدا شد
  • قطعات آن در خیابان‌ها کشیده شد
  • یک افسر به نام آیزاک بنگز (Isaac Bangs) دید که مردی در حال خراشیدن ورق طلای سطح مجسمه است

روزنامه‌ای در فیلادلفیا با لذت نوشت که مجسمه «در خاک افتاد؛ سزاوارِ یک ستمگر ناسپاس».

تخریب نمادین یا نیاز عملی؟

بسیاری این واقعه را مستقیماً به اعلامیه استقلال پیوند داده‌اند، اما واقعیت پیچیده‌تر است. شکستن تصاویر سیاسی یا شمایل‌شکنی (Iconoclasm) پیشینه‌ای طولانی در فرهنگ بریتانیایی داشت. در اصلاحات دینی قرن شانزدهم انگلستان و جنگ‌های داخلی قرن هفدهم، پروتستان‌ها آثار مذهبی را بت‌پرستانه می‌دانستند و دستور به نابودی کامل آن‌ها می‌دادند.

افزون بر این، مجسمه جرج سوم تنها نماد بریتانیاییِ مورد حمله نبود. نشان‌های سلطنتی از ساختمان‌ها کنده می‌شد و آدمک‌های تمثیلی از مقامات استعمارگر را در ملأعام به دار می‌آویختند.

اما یک عامل بسیار عملی نیز نقش داشت: سرب. مجسمه از حدود ۴۰۰۰ پوند سرب ساخته شده بود؛ فلزی که در آستانه جنگ به‌شدت کمیاب شده بود. تا مارس ۱۷۷۶، مردم حتی سرب پنجره‌ها را برای ساخت گلوله درمی‌آوردند. بقایای مجسمه به لیچفیلد، کنتیکت (Litchfield, Connecticut) فرستاده شد و بیش از ۴۲ هزار گلوله برای ارتش قاره‌ای از آن ریخته شد.

چه کسانی مسئول بودند؟

مورخان عموماً معتقدند که پسران آزادی (Sons of Liberty)، همراه با سربازان و ملوانان انقلابی، عامل اصلی سرنگونی بودند. وفاداران به بریتانیا، جورج واشنگتن را متهم کردند که این کار را دستور داده، اما او بعدها توصیه کرد چنین اقداماتی باید به «مراجع قانونی» واگذار شود؛ توصیه‌ای که امروزه نیز از سوی مقامات درباره تخریب مجسمه‌ها تکرار می‌شود.

زندگی دوم یک مجسمه

در قرن نوزدهم، هنرمندان و تاریخ‌نگاران سقوط مجسمه را به نقطه عطفی نمادین در انقلاب آمریکا تبدیل کردند. انجمن‌های تاریخی قطعات باقی‌مانده را جمع‌آوری کردند و راهنمایان گردشگری، بولینگ گرین را به‌عنوان مکانی نمادین معرفی کردند.

نقاشانی چون یوهانس آدام سیمون اوئرتل (Johannes Adam Simon Oertel) در تابلوی مشهور خود «پایین کشیدن مجسمه جرج سوم» (۱۸۵۲–۱۸۵۳)، با افزودن چهره‌هایی مانند الکساندر همیلتون (Alexander Hamilton) و حتی خانواده‌ای بومی، روایتی رمانتیک و اسطوره‌ای خلق کردند. این اثر، بازتاب‌دهنده تجربه شخصی اوئرتل نیز بود که پس از انقلاب‌های ۱۸۴۸ اروپا از باواریا به آمریکا مهاجرت کرده بود.

نمایشگاه «یادمان‌ها: بزرگداشت و مناقشه»

صدها سال بعد این تاریخ طولانی در نمایشگاه «Monuments: Commemoration and Controversy» در انجمن تاریخی نیویورک بازخوانی شد. این نمایشگاه:

  • قطعاتی از مجسمه جرج سوم
  • گلوله‌های ساخته‌شده از سرب آن
  • مجسمه ۱۷۷۰ ویلیام پیت (که سر و دست‌هایش در انقلاب ناپدید شد)

را در کنار آثاری از قرن بیستم و بیست‌ویکم قرار داد.

در سوی دیگر گالری، ماکت (Maquette) مجسمه پیشنهادی باربارا چیس-ریبود (Barbara Chase‑Riboud) برای بزرگداشت سوجورنر تروث (Sojourner Truth)، فعال لغو برده‌داری، دیده می‌شود؛ اثری که هرگز بودجه ساخت نگرفت. این اثر با نشان دادن تروث در حال هدایت اسب (نه سوار بر آن)، سنت مردانه مجسمه‌های سوارکاری را به چالش می‌کشد و نشان می‌دهد که برخی یادمان‌ها چگونه اساساً هرگز ساخته نمی‌شوند.

بولینگ گرین؛ سکویی برای آینده

بخش تعاملی نمایشگاه از بازدیدکنندگان می‌خواهد تصور کنند چه یادمانی می‌تواند امروز بر سکوی بولینگ گرین قرار گیرد؛ یادمانی برای گروه‌هایی که در تاریخ رسمی کمتر دیده شده‌اند. جالب آن‌که پایه مرمرین مجسمه تا ۱۸۱۸ باقی مانده بود و برخی آن را خود به‌تنهایی یادمانی از انقلاب می‌دانستند. حتی در سال ۱۹۱۰ بحثی جدی درگرفت: آیا باید دوباره مجسمه‌ای از پادشاه بریتانیا نصب شود یا یادبودی برای کسانی که او را سرنگون کردند؟

از جرج سوم تا رابرت لی؛ گفت‌وگویی پایان‌ناپذیر

تاریخ فرهنگی آمریکا نشان می‌دهد که مجسمه جرج سوم، با وجود حضور کوتاهش در بولینگ گرین، زندگی پسینی بسیار طولانی‌تری در حافظه جمعی داشته است. از بازسازی‌های نمایشی قرن بیستم گرفته تا مباحث امروز درباره پایین کشیدن مجسمه‌هایی مانند رابرت ای. لی (Robert E. Lee)، این پرسش همچنان باقی است: یادمان‌ها چه چیزی را باید حفظ کنند و چه زمانی باید کنار گذاشته شوند؟

با نزدیک شدن به ۲۵۰مین سالگرد سرنگونی مجسمه و استقلال آمریکا، بقایای جرج سوم همچنان الهام‌بخش گفت‌وگوهایی درباره وعده‌ها و مشکلات یادمان‌های عمومی خواهند بود؛ گفت‌وگوهایی که از سال ۱۷۷۶ آغاز شده و هنوز پایان نیافته‌اند.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا