قسمت ۱۵ سریال Sevdiğim Sensin تو همانی که دوست دارم

قسمت ۱۵ سریال Sevdiğim Sensin تو همانی که دوست دارم، اثری دراماتیک که هلین کاندمیر و آیتاچ شاشماز را در نقشهای متفاوت به تصویر میکشد …
قسمت ۱۵ سریال Sevdiğim Sensin تو همانی که دوست دارم که تیزر آن را می توان از این لینک تماشا کرد ، پنجشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۲۰ به وقت محلی از استار تیوی پخش خواهد شد … ؛ ارکان همراه دجله راهی روستا میشود؛ سفری که رازهای گذشته را دوباره زنده میکند. دجله با حقیقتی تکاندهنده درباره خانواده و خواهر گمشدهاش روبهرو میشود و تلاش میکند خاطرات فراموششدهاش را به یاد بیاورد. از سوی دیگر، اعتراف عاشقانهای همهچیز را تغییر میدهد و احساساتی که مدتها پنهان مانده بود، آشکار میشود. همزمان نام دریا امید تازهای میآفریند، اما فرمان با خشم و تهدید وارد میدان میشود. حالا دجله در آستانه رسیدن به خواهرش قرار دارد؛ اما این دیدار سرنوشتساز بیخطر نخواهد بود.
سریال در هفته گذشته نهم شد. ( اخبار ریتینگ روزانه سریال ها )
اما آنچه در قسمت قبلی ( چهاردهم ) شاهدش بودیم …
دجله پس از سالها عزاداری برای خواهرش، با حقیقتی تکاندهنده روبهرو میشود و درگیر دوراهی تازهای میشود؛ از یک سو قدیر قرار دارد که حقیقت را به او گفته و از سوی دیگر ارکان که این واقعیت را از او پنهان کرده است. اما زمانی که دجله با ارکان روبهرو میشود و میفهمد خواهرش واقعاً زنده است، ضربهای عاطفی و ویرانگر را تجربه میکند. با این حال، او تلاش میکند خودش را جمعوجور کند و برای پیدا کردن خواهرش، قوی و امیدوار بماند.
در همین حال، مرگ حمدی مثل سایهای سنگین بر سر خانواده آلدور میافتد. فضای عمارت با عزا، خشم و تسویهحساب درهم میآمیزد. اسات تصمیمی میگیرد که راه بازگشتی برایش نمیگذارد و اینجی نیز در موقعیتی گرفتار میشود که ناچار است بهای کارهایش را بپردازد.
از سوی دیگر، فرمان بیسروصدا در مسیر نقشههای تاریک خود پیش میرود. او با فهمیدن اینکه دریا ممکن است زنده باشد و همچنین آگاه شدن از این موضوع که جیوان این حقیقت را از او پنهان کرده، به خشم شدیدی دچار میشود. این خشم، بهویژه نسبت به جیوان، به رویارویی بزرگی میان آن دو منجر میشود؛ رویاروییای که هزینه سنگینی برای جیوان دارد. فرمان نقشهای موذیانه علیه او میچیند؛ نقشهای که نیلوفر را هم در معرض آسیب قرار میدهد و عشق جیوان و نیلوفر را وارد آزمونی سخت میکند.
در خطی دیگر، تکههای پازل گذشته فریده کمکم کنار هم قرار میگیرند. او در سفری که همراه طاهر آغاز کرده، قدمبهقدم مستقلتر میشود و حالا تنها فاصله کمی با رسیدن به کسی دارد که میتواند پاسخ پرسشهایش درباره گذشته و هویت واقعیاش را بدهد.
در این میان، درست زمانی که ارکان قصد دارد پیشنهادی بزرگ به دجله بدهد، با خبری روبهرو میشود که همهچیز را تغییر میدهد و مانع از مطرح شدن آن پیشنهاد میشود.








