«سارا پیجن» از «Love Story: John F. Kennedy Jr. & Carolyn Bessette» میگوید؛ از فشار بازی در نقش «کارولین بسِت» تا واکنشها به یکی از پربحثترین سریالهای سال

«سارا پیجن» میگوید از همان ابتدا میدانست بازی در نقش «کارولین بسِت کندی» در سریال «Love Story: John F. Kennedy Jr. & Carolyn Bessette» فقط یک نقش معمولی نیست؛ بلکه ورود به جهان زنی است که سالهاست برای مخاطبان آمریکایی و علاقهمندان مد، چهرهای اسطورهای، رازآلود و دستنیافتنی به حساب میآید. او حالا چند ماه پس از پخش این مجموعه از شبکه افایکس (FX)، در گفتوگویی مفصل از تجربه حضور در این پروژه، فشار نگاه هواداران، واکنشهای تند اولیه به ظاهر شخصیتها و تلاش گروه برای جان دادن به یکی از مشهورترین زوجهای دهه ۹۰ میلادی میگوید.
پیجن در این گفتوگو توضیح میدهد که وقتی برای نخستین بار با این نقش روبهرو شد، هنوز چیز زیادی درباره «کارولین بسِت» نمیدانست، اما خیلی زود فهمید با شخصیتی طرف است که مردم نسبت به او احساس مالکیت عاطفی دارند. او گفت: «از همان اول میدانستم کارولین برای مردم خیلی مهم است، حتی پیش از آنکه خودم واقعاً چیز زیادی دربارهاش بدانم.» به گفته او، همین موضوع باعث شد از همان مراحل نخست، مسئولیت این نقش را بسیار جدی بگیرد.
«کانر هاینز»، خالق سریال، هم تأکید میکند که از همان آغاز یک نکته برای او اهمیت اساسی داشته است؛ اینکه «کارولین بسِت» بهعنوان یک «ملکه یخی» تصویر نشود. پیجن میگوید اولین برداشتش از نقش، از توصیف کوتاهی آمد که پیش از تست بازیگری خوانده بود: «در معرفی شخصیت نوشته شده بود: «او یک ملکه یخی نیست.»» همین جمله کوتاه، به گفته او، سرنخ مهمی برای ورود به دنیای این شخصیت بود.

هاینز در توضیح نگاهش به این کاراکتر میگوید بسیاری از روایتهایی که سالها درباره «کارولین بست» شکل گرفته، آغشته به قضاوتهای جنسیتزده و تقلیلگرایانه بوده است. او گفت: «بخشی از روایتهایی که اطراف او وجود داشت، تا حدی زنستیزانه و تقلیلگرایانه بود. اما اگر آن لنز را کنار بگذاری، میتوانی به تصویری منصفانهتر از واقعیت برسی.» او معتقد است ویژگیهایی که درباره این زن بهعنوان «حسابگری» توصیف شده، در واقع میتوانند نشانه جاهطلبی، استقلال و تسلط او بر خودش باشند.
پیجن نیز میگوید یکی از دشوارترین بخشهای کار برایش این بود که نمیخواست صرفاً مقلد «کارولین بست» باشد. او توضیح داد: «میخواستم از این حس دوری کنم که دارم فقط از او تقلید میکنم یا یک ادای ظاهری درمیآورم. اینکه بخواهی چیزی از او را ثبت کنی، در حالی که اطلاعات کمتری از آنچه دوست داری در اختیار داری، واقعاً ترسناک است.» او اضافه میکند که «کارولین» شخصیتی بسیار خصوصی بوده و بسیاری از نزدیکانش حتی پس از مرگ او هم این حریم شخصی را حفظ کردهاند.
برای نزدیک شدن به این نقش، پیجن ساعتهای زیادی را صرف شنیدن کتاب صوتی «Once Upon a Time: The Captivating Life of Carolyn Bessette-Kennedy» نوشته «الیزابت بلر» کرد و همچنین کتاب «Carolyn Bessette: A Life in Fashion» نوشته «سونیتا کومار نایر» را با دقت خواند. او درباره این جستوجو میگوید: «تمرکز اصلی آن کتاب روی انتخابهای پوششی و تأثیر او در مد بود، اما پرترههای فوقالعادهای هم از کارولین در آن وجود داشت. او بسیار بیانگر بود. چشمهایش شدت و نوعی گشودگی خاص داشت و بسته به عکس، برداشتهای متفاوتی از او به دست میآمد.»
این بازیگر جوان همچنین از شباهتهایی میان زندگی خودش و «کارولین بست» حرف میزند؛ از جمله مهاجرت به نیویورک و انجام دادن کارهای مختلف برای دنبال کردن رویاهایش. او گفت: «من پرستار بچه بودم. در یک بار کوکتل کار کردم. نه واقعاً بارتندر بودم و نه هیچوقت کامل من را به گارسونی ارتقا دادند. مدت زیادی میز جمع میکردم.» این تجربهها، به گفته او، درک بهتری از مسیر رشد و جاهطلبی «کارولین» به او دادهاند.
یکی از مهمترین مراحل شکلگیری پروژه، پیدا کردن بازیگری برای نقش «جان اف. کندی جونیور» بود؛ نقشی که در نهایت به «پل آنتونی کلی» رسید. پیجن میگوید از همان لحظه دیدن تست او، احساس کرد انتخاب درستی انجام شده است: «همهچیز خیلی سریع اتفاق افتاد. کاملاً روشن بود که خودش است. وقتی پل را دیدم، ۱۶ ساعت بعد نقش را گرفته بود.» او حتی کسی بود که خبر نهایی را به همبازیاش داد.
«پل آنتونی کلی» نیز میگوید آن زمان نزدیک بود بازیگری را رها کند و به کانادا برگردد. او پس از ۱۲ سال تلاش، ناگهان با این فرصت بزرگ روبهرو شد. کلی میگوید: «انگار برای لحظهای از جهان جدا شدم، چون بالاخره به یک نقش بزرگ رسیده بودم.» او همچنین از رابطه کاریاش با پیجن با تحسین یاد میکند و میگوید از همان ابتدا میانشان نوعی اعتماد شکل گرفت: «فهم متقابلی بود از این جنس که «من هوایت را دارم، میدانم تو هم هوای من را داری، پس برویم انجامش بدهیم.»»
«کانر هاینز» هم از رسیدن این پروژه به مرحله تولید، بهعنوان اتفاقی تقریباً باورنکردنی یاد میکند. او گفت: «من ۳۰ فیلمنامه نوشتهام که هیچوقت رنگ تولید را ندیدهاند؛ چه سریال، چه فیلم. از ۲۴ سالگی در این مسیر بودهام، پس این سفر طولانی بوده است. اما واقعاً حس میکردم باید بخشی از این پروژه باشم؛ حسی که از نظر خلاقه کمتر تجربه کرده بودم.»
با این حال، پیش از آنکه سریال به موفقیت برسد، یک بحران جدی مسیر پروژه را تحتتأثیر قرار داد: انتشار تصاویر اولیه تست لباس و گریم. پس از درز این عکسها، فضای مجازی پر شد از انتقادها به رنگ مو، لباسها و طراحی ظاهری شخصیتها. بسیاری معتقد بودند ظاهر «کارولین بست» و «جان اف. کندی جونیور» بهدرستی بازسازی نشده است.
«مکس وینکلر»، کارگردان مجموعه، با وجود دشواری آن روزها، حالا با نگاهی متفاوت به آن ماجرا نگاه میکند و میگوید: «ما واقعاً خیلی خوششانس بودیم که مردم واکنش نشان دادند و آن تصاویر لو رفت، چون اگر این اتفاق نمیافتاد، ممکن بود کل کار را اشتباه پیش ببریم و بعد همه اینها در تریلر دیده شود. از یک نظر، بهترین چیزی بود که میتوانست برایمان اتفاق بیفتد.»
او البته تأکید میکند که این واکنشها برای «سارا پیجن» بسیار سخت بوده است: «خیلی بیرحمانه بود، اما بیشترین فشار روی سارا بود، چون ما در آن مرحله کار را درست درنیاورده بودیم. تقصیر ما بود، نه او.» وینکلر توضیح میدهد که در آن مقطع هنوز گروه در حال آزمونوخطا با کلاهگیس و ظاهرهای مختلف بوده و در نهایت فقط لازم شد چند روز فیلمبرداری دوباره انجام شود.
کارگردان سریال از یک تماس تلفنی مهم با پیجن در همان روزهای سخت هم یاد میکند؛ زمانی که او ناچار شد از اینستاگرام فاصله بگیرد و فشار روانی زیادی را تحمل میکرد. وینکلر میگوید: «احتمالاً مهمترین اتفاقی که برای من در آن پروژه افتاد، وقتی بود که با سارا تلفنی حرف میزدیم و او حال خوبی نداشت، چون مجبور شده بود از اینستاگرام خارج شود. همه حالش را میپرسیدند. من صبح با ایمیلهایی از دوستانم بیدار میشدم که میگفتند: «چطور توانستی این کار را بکنی؟ نابودش کردی.» هرچند شاید مسخره به نظر برسد، اما واقعاً دوران تاریکی بود.»
او سپس برای پیجن بخشی از نقلقول مشهور «مارتا گراهام» را خواند؛ متنی درباره یگانگی بیان هنری و اینکه هنرمند نباید انرژی خود را صرف مقایسه یا قضاوت کند. وینکلر میگوید: «من آن را برایش با صدای بلند خواندم. هر دوی ما شروع کردیم به گریه کردن. فکر میکنم آن لحظه برای هر دوی ما نقطهای تعیینکننده بود تا بتوانیم ادامه بدهیم.»
پس از آن، گروه با کمک طراحان مو و استایلیستها، ظاهر شخصیتها را از نو تنظیم کرد. موهای تیره طبیعی «سارا پیجن» در یک فرایند دشوار ۲۰ ساعته و طی دو روز، به رنگ مناسب نزدیک شد. وینکلر میگوید: «ما استایلیستهایی را آوردیم که واقعاً خیلی کمک کردند تا بتوانیم لباسهای واقعی پیدا کنیم، چون خیلی از برندها و خانههای مد در ابتدا حاضر نبودند لباس در اختیار ما بگذارند.» او تأکید میکند که در نهایت گروه توانست به نتیجه درستی برسد.
از نگاه وینکلر، دلیل این حساسیت بالا روشن است: «فکر میکنم کارولین برای بسیاری آدمها موضوعی مقدس است، و بهحق هم همینطور است. در همه چیزهایی که میپوشید، یک سادگی توضیحناپذیر و در عین حال درخشان وجود داشت که مردم را عمیقاً تحتتأثیر قرار میداد. آنها حق داشتند از تصویر او محافظت کنند.»
در بخش دیگری از این گفتوگو، وینکلر درباره جهان بصری سریال توضیح میدهد که «رایان مورفی» از همان ابتدا خواسته بود این مجموعه مثل «نامهای عاشقانه به نیویورک آن دوران» باشد. او گفت: «این جمله همیشه در ذهن من ماند. مثل یادداشتی که یک کارگردان به بازیگر میدهد و ناگهان قفل کار را باز میکند.» به گفته او، حتی در طراحی نخستین دیدار «جان» و «کارولین»، الهام از فضای «West Side Story» وجود داشته است؛ نوعی برخورد رؤیایی در دل نیویورک دهه ۹۰.
پیجن هم از بازسازی فیزیک و حرکت «کارولین بست» میگوید؛ از جمله تمرینهای فراوان برای راه رفتن با کفشهای پاشنهبلند شبیه آنچه این چهره مشهور میپوشید. او با خنده گفت: «کفشهای زیادی از «مانولو» بودند و من اصلاً نمیتوانستم تصور کنم با کفش پاشنهبلند از خانه بیرون بروم. چند بار امتحان کرده بودم. وقتی نقش را گرفتم، «جولیا کراکت» گفت باید با کفش پاشنهبلند در خیابانها راه بروی. من هم گفتم این بدترین چیزی است که تا حالا شنیدهام.»
با این حال، او از غرق شدن در استایل «کارولین» لذت برده است: «لباسهای «یوهجی یاماموتو» محبوبترینهای من بودند و همینطور خیلی از لباسهای «پرادا».» او میگوید خودش هم به پوشش ساده و منسجم علاقه دارد و همین باعث شده از جهاتی با جهان ظاهری این شخصیت ارتباط بگیرد.
«گریس گامر» که در سریال نقش «کارولین کندی» را بازی میکند، از همکاری با پیجن به گرمی یاد میکند و میگوید: «سارا بازیگر فوقالعادهای است. کاملاً با تو در لحظه حضور دارد. گوش میدهد. حاضر است. چیزی که خیلی در کار با او دوست داشتم این بود که ایدههای زیادی داشت. او همبازیای مشارکتجو است.» به گفته گامر، پیجن پس از هر برداشت نظر او را میپرسید و میخواست بداند آیا راه دیگری برای پیش بردن صحنه وجود دارد یا نه.
با وجود موفقیت بزرگ سریال، بخش تلخ ماجرا واکنش برخی افراد واقعی نزدیک به این داستان بود. از جمله «داریل هانا» که در مقالهای، تصویر ارائهشده از خودش در سریال را نادرست دانست و آن را رد کرد. همچنین «جک شلوسبرگ»، خواهرزاده «جان اف. کندی جونیور»، این مجموعه را «نمایشی عجیبپردازی از زندگی شخص دیگری» توصیف کرد و بعدتر هم گفت همراه مادرش، «کارولین کندی»، بخشی از آن را دیده و به آن خندیدهاند.
وقتی از پیجن درباره شنیدن این واکنشها پرسیده شد، او با احتیاط و احترام پاسخ داد: «من خیلی جدی معتقدم آنها کاملاً حق دارند نظرشان را داشته باشند و آن را بیان کنند. من اصلاً نمیدانم داشتن یک سریال تلویزیونی درباره زندگی خودت چه حسی دارد. هیچوقت از یادم نرفته بود که دارم نقش یک آدم واقعی را بازی میکنم و کسانی که او را میشناختند و دوستش داشتند، هنوز هم در این دنیا هستند.»
«کانر هاینز» نیز در دفاع از نیت سازندگان میگوید: «میدانستم این مسئولیت بسیار جدی است و تا جای ممکن با جدیت با آن برخورد کردم. هیچوقت از ذهنم دور نبود که با موضوعاتی حساس و آدمهای واقعی سروکار داریم.» او اضافه میکند: «من میتوانم پشت این موضوع بایستم که نیت من و نیت رایان و تهیهکنندگان و دیگر نویسندگان این بود که با بیشترین میزان حساسیت ممکن به همه اجزای این مجموعه نزدیک شویم. این هدف ما بود. اینکه دیگران آن را چطور برداشت کنند، از کنترل من خارج است. تنها چیزی که در اختیار من است، نیت من است.»
هاینز در پایان اشاره میکند که آنچه بیش از همه او را به ساخت این مجموعه سوق داده، علاقه و احترام واقعیاش به آدمهای این جهان بوده است: «تنها دلیل من برای ساخت این سریال این بود که واقعاً همه آن آدمها را دوست داشتم و احترام عمیقی برایشان قائل بودم. چیزی که مرا از نظر خلاقه جلو میبرد، این بود که هم اصیل باشم و هم دلسوز.»
شاید یکی از دلایلی که داستان عشق «جان اف. کندی جونیور» و «کارولین بست» هنوز هم اینهمه مخاطب را مجذوب میکند، کمیاب بودن عشقهای واقعاً اسطورهای در جهان معاصر باشد. «کانر هاینز» در همین باره میگوید: «راستش وقتی کار روی این مجموعه را شروع کردم، فکر میکردم زوجهای بیشماری وجود دارند که میشود داستانشان را روایت کرد. اما وقتی «جان» و «کارولین» را کار میکنی… واقعاً ادامه دادن بعد از آن خیلی سخت است.»
«Love Story: John F. Kennedy Jr. & Carolyn Bessette» در حال حاضر از افایکس (FX) و هولو (Hulu) در دسترس است.





