دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
زیر ذره بیننگاهی اجمالیویژه فرامدیا

چرا بازیگران «Dark Angel» بعد از رفتن جیمز کامرون تغییر کردند؟ روایت تلخ از پشت صحنه سریال جسیکا آلبا

«نانا ویزیتور» می‌گوید پس از تغییر تیم هدایت فصل دوم، شماری از بازیگران «فرشته تاریک» به دلیل سن کنار گذاشته شدند؛ ادعایی که تصویر متفاوتی از سقوط زودهنگام این سریال علمی‌تخیلی می‌سازد.

«فرشته تاریکی» (Dark Angel) قرار بود یکی از آن سریال‌های علمی‌تخیلی ماندگار تلویزیون باشد: نام «جیمز کامرون» (James Cameron)، ستاره جوانی به نام «جسیکا آلبا» (Jessica Alba) و داستانی درباره ابرانسان‌های فراری در آینده‌ای تیره. اما سریال فقط دو فصل دوام آورد و طبق روایت برخی بازیگران، تغییر مسیر فصل دوم فقط داستانی یا خلاقانه نبود؛ پشت آن تصمیم‌هایی وجود داشت که امروز عجیب و حتی آزاردهنده به نظر می‌رسد.

شروعی قدرتمند برای یک سریال علمی‌تخیلی جاه‌طلب

«Dark Angel» با همکاری «جیمز کامرون» و «چارلز اچ. اگلی» (Charles H. Eglee) ساخته شد. داستان سریال حول محور «مکس گوارا» (Max Guevara) با بازی «جسیکا آلبا» می‌چرخید؛ زنی جوان و از نظر ژنتیکی دستکاری‌شده که در جهانی پساویران، درگیر فرار، بقا و مقاومت می‌شود.

برای زمان خودش، سریال ترکیبی جذاب داشت: اکشن، فضای سایبرپانکی، قهرمان زن قدرتمند و امضای سازنده‌ای که پیش‌تر با آثار علمی‌تخیلی بزرگ شناخته می‌شد. با این حال، شبکه «فاکس» (Fox) پس از دو فصل آن را لغو کرد و «Dark Angel» به فهرست بلند سریال‌های علمی‌تخیلی پیوست که به باور طرفداران، خیلی زودتر از زمان مناسب به پایان رسیدند.

تغییر در فصل دوم؛ وقتی مسیر قطار عوض شد

«چارلز اچ. اگلی» علاوه بر خلق مشترک سریال، شورانر فصل اول هم بود. اما برای فصل دوم، «رنه اچواریا» (René Echevarria) جای او را گرفت و همین تغییر، ظاهرا فقط یک جابه‌جایی مدیریتی ساده نبود.

بر اساس روایت‌هایی که بعدها از سوی برخی بازیگران مطرح شد، فضای سریال و حتی ترکیب بازیگران به شکل محسوسی تغییر کرد. ادعای اصلی این است که چند نفر از بازیگران به این دلیل کنار گذاشته شدند که از نگاه تیم جدید، سنشان برای مسیر تازه سریال بالا بود.

این موضوع هنوز از سوی همه طرف‌های درگیر به شکل رسمی و یکپارچه تایید نشده، بنابراین باید آن را در چارچوب ادعای بازیگران و گزارش‌های رسانه‌ای خواند. اما همین روایت‌ها، تصویری قابل تامل از پشت صحنه سریالی می‌سازند که می‌توانست مسیر متفاوتی داشته باشد.

نانا ویزیتور: تصمیم گرفتند همه جوان باشند

«نانا ویزیتور» (Nana Visitor)، بازیگر نقش ضدقهرمان مهم سریال، «دکتر الیزابت رنفرو» (Dr. Elizabeth Renfro)، در گفت‌وگو با «اسکرین رنت» (Screen Rant) ادعا کرده دلیل خروج او از سریال، سن بوده است.

او گفته بود:

«یادم نمی‌آید آن زمان چه کسی سریال را پیش می‌برد… تصمیم گرفتند همه قرار است جوان باشند. هر کسی را که بالای ۴۰ سال بود کنار گذاشتند.»

«نانا ویزیتور» در ادامه، تغییر بعد از رفتن «جیمز کامرون» را بسیار جدی توصیف کرد:

«کامرون رفت و سریال به چیزی کاملا متفاوت تبدیل شد. پس من رفتم، همه ما رفتیم، متاسفانه. اما واقعا باور دارم اگر نسخه جیمز کامرون اجازه پیدا می‌کرد رشد کند، می‌توانست سریال بسیار جالبی باشد.»

این نقل‌قول، حسرتی روشن در خود دارد؛ حسرت برای مسیری که شاید با ثبات خلاقانه بیشتر، می‌توانست «Dark Angel» را به اثری ماندگارتر تبدیل کند.

چرا ادعای کنار گذاشتن بازیگران به خاطر سن مهم است؟

اگر روایت «نانا ویزیتور» دقیق باشد، ماجرا فقط درباره تغییر چند نقش فرعی نیست. چنین تصمیمی می‌تواند نشانه نوعی نگاه رایج در بخشی از تلویزیون باشد؛ نگاهی که گاهی جوان‌تر کردن ظاهری یک اثر را به قیمت حذف تجربه، تنوع سنی و شخصیت‌های جاافتاده دنبال می‌کند.

«Dark Angel» از ابتدا جهانی تیره و پیچیده داشت. حضور شخصیت‌هایی مثل «دکتر الیزابت رنفرو» می‌توانست لایه‌های تهدید، قدرت و توطئه را جدی‌تر کند. حذف چنین چهره‌هایی، اگر صرفا با منطق «جوان‌تر شدن» انجام شده باشد، ممکن است به ساده‌تر شدن بافت درام منجر شده باشد.

البته باید تاکید کرد که تصمیم‌های تولید تلویزیونی معمولا فقط یک دلیل ندارند؛ بودجه، تغییر نگاه شبکه، میزان تماشاگران، قراردادها و اختلاف سلیقه خلاقانه هم می‌توانند نقش داشته باشند. اما وقتی بازیگری با صراحت از سن به عنوان دلیل حذف حرف می‌زند، نمی‌توان آن را نادیده گرفت.

والری ری میلر هم از سردرگمی پشت صحنه گفت

«نانا ویزیتور» تنها بازیگری نبود که درباره تغییر مسیر «Dark Angel» صحبت کرد. «والری ری میلر» (Valerie Rae Miller)، بازیگر نقش ابرسرباز «سیندی» (Cindy)، هم در گفت‌وگو با «سای‌فای» (Syfy) از پیام‌های متناقض و وضعیت عجیب پشت صحنه فصل دوم گفت.

او توضیح داد:

«رنه حالا سریال را در دست داشت، اما چیک، یعنی چارلز اگلی، هنوز زبان شخصیت من را کنترل می‌کرد.»

منظور «والری ری میلر» از «زبان شخصیت»، شیوه حرف زدن خاص «سیندی» بود؛ همان اسلنگ‌ها و ریتم گفتاری که بخشی از هویت کاراکتر شده بود. او ادامه داد:

«بخش زیادی از قدرت او از این می‌آمد که هیچ‌کس دیگری نمی‌توانست همه آن اسلنگ‌ها را بنویسد، اما اتفاقات عجیب زیادی افتاد.»

این حرف‌ها نشان می‌دهد در فصل دوم، سریال میان دو رویکرد گرفتار شده بود: از یک طرف تیم تازه می‌خواست مسیر را تغییر دهد، از طرف دیگر بعضی عناصر فصل اول هنوز به سازندگان قبلی وابسته بود.

خط داستانی بحث‌برانگیز برای سیندی

یکی از مهم‌ترین نمونه‌هایی که «والری ری میلر» به آن اشاره کرده، خط داستانی‌ای بود که در آن «سیندی»، به عنوان یک شخصیت کوییر، نسبت به «الک» (Alec) با بازی «جنسن اکلس» (Jensen Ackles) احساس پیدا می‌کرد.

«والری ری میلر» گفته با این مسیر مخالفت کرده، اما نگرانی‌هایش از سوی «رنه اچواریا» نادیده گرفته شده است. او درباره آن گفت‌وگو گفته بود:

«فکر می‌کنم حتی ممکن است گوشی را روی من قطع کرده باشد، چون اصلا نمی‌خواست این بحث را بشنود. نوعی واکنش منفی وجود داشت. آن‌ها تلاش می‌کردند چیزی متفاوت را جلو ببرند.»

این بخش از روایت، برای مخاطبان امروز حساس‌تر هم به نظر می‌رسد؛ چون بازنمایی شخصیت‌های کوییر در تلویزیون همیشه موضوعی مهم و بحث‌برانگیز بوده است. وقتی بازیگری که نقش چنین شخصیتی را بازی می‌کند نسبت به تغییر مسیر او ابراز نگرانی کرده، اما به گفته خودش شنیده نشده، این موضوع از یک اختلاف ساده فراتر می‌رود.

«مثل عوض شدن کاپیتان بود»

«والری ری میلر» برای توضیح وضعیت فصل دوم از یک تشبیه استفاده کرد. او گفت:

«مثل این بود که کاپیتان را عوض کنید و کاپیتان جدید شاید هنوز آماده کاپیتان بودن نباشد.»

او البته تاکید کرد که سریال نویسندگان بسیار خوبی داشت، اما به باور او تغییر رهبر خلاق، جهت کلی مجموعه را عوض کرد:

«ما نویسندگان فوق‌العاده‌ای در آن سریال داشتیم. احساس می‌کنم کاپیتان، مسیر قطار را تغییر داد.»

این جمله شاید خلاصه خوبی از وضعیت «Dark Angel» باشد؛ سریالی که ابزارهای زیادی برای موفقیت داشت، اما با تغییر هدایت، انگار انرژی و هویت اولیه‌اش دچار لرزش شد.

نقش جیمز کامرون؛ نام بزرگ، حضور محدودتر

نام «جیمز کامرون» برای هر پروژه علمی‌تخیلی وزنی جدی به همراه می‌آورد. از «ترمیناتور» (The Terminator) تا «بیگانگان» (Aliens) و بعدها «آواتار» (Avatar)، او همیشه با جهان‌سازی، اکشن و شخصیت‌های زن قدرتمند شناخته شده است.

به همین دلیل، حضور او در «Dark Angel» یکی از نقاط جذاب سریال بود. اما وقتی نقش مستقیم‌تر او در ادامه مسیر کمرنگ شد و هدایت سریال به تیم دیگری رسید، انتظارات اولیه طرفداران هم آسیب دید. ادعای «نانا ویزیتور» دقیقا بر همین نقطه دست می‌گذارد: این‌که نسخه مورد نظر «جیمز کامرون» شاید اگر فرصت رشد پیدا می‌کرد، نتیجه متفاوتی داشت.

البته این به معنای نادیده گرفتن تلاش تیم فصل دوم نیست. تولید یک سریال تلویزیونی، مخصوصا در ژانر علمی‌تخیلی، کاری پیچیده و پرهزینه است. اما روایت بازیگران نشان می‌دهد اختلاف دیدگاه‌ها و تصمیم‌های پشت صحنه، احتمالا تاثیر جدی بر هویت سریال گذاشته است.

سریالی که زود تمام شد، اما فراموش نشد

«Dark Angel» با وجود عمر کوتاهش، هنوز در خاطره طرفداران ژانر علمی‌تخیلی مانده است. یکی از دلایلش، حضور «جسیکا آلبا» در نقش «مکس گوارا» است؛ نقشی که به شکل قابل توجهی به تثبیت جایگاه او در فرهنگ عامه کمک کرد.

اما دلیل دیگر، همان حس «چه می‌شد اگر…» است. چه می‌شد اگر سریال فرصت بیشتری پیدا می‌کرد؟ چه می‌شد اگر مسیر فصل اول ادامه می‌یافت؟ چه می‌شد اگر ترکیب بازیگران به شکل دیگری حفظ می‌شد؟ و مهم‌تر از همه، چه می‌شد اگر نسخه نزدیک‌تر به نگاه اولیه «جیمز کامرون» رشد می‌کرد؟

این پرسش‌ها باعث شده «Dark Angel» فقط یک سریال لغوشده نباشد، بلکه نمونه‌ای از پروژه‌هایی شود که طرفداران هنوز درباره ظرفیت ازدست‌رفته‌شان بحث می‌کنند.

وقتی تغییر شورانر سرنوشت یک سریال را عوض می‌کند

تغییر شورانر در تلویزیون می‌تواند یک سریال را نجات دهد یا مسیرش را از هم بپاشد. شورانر فقط مدیر تولید نیست؛ او معمولا قطب خلاق مجموعه است، کسی که لحن، ریتم، شخصیت‌ها و جهت داستانی را هماهنگ نگه می‌دارد.

در مورد «Dark Angel»، روایت‌هایی که از سوی «نانا ویزیتور» و «والری ری میلر» مطرح شده، نشان می‌دهد این تغییر برای برخی اعضای تیم، تجربه‌ای پرابهام و حتی ناخوشایند بوده است. از ادعای حذف بازیگران بالای ۴۰ سال تا اختلاف بر سر مسیر شخصیت «سیندی»، همه‌چیز از سریالی حکایت دارد که در فصل دوم دنبال هویت تازه‌ای می‌گشت، اما شاید بخشی از روح اولیه‌اش را در این مسیر از دست داد.

شاید به همین دلیل است که بعد از سال‌ها، هنوز بحث درباره «Dark Angel» فقط به داستان علمی‌تخیلی و اکشن‌هایش محدود نمی‌شود. پشت صحنه این سریال هم به اندازه خود جهان داستان، پر از مسیرهای ناتمام و تصمیم‌های بحث‌برانگیز است.

«Dark Angel» می‌توانست یکی از ستون‌های مهم‌تر تلویزیون علمی‌تخیلی اوایل دهه ۲۰۰۰ باشد، اما تغییر مسیر خلاقانه، حذف برخی بازیگران و لغو زودهنگام باعث شد بیشتر شبیه یک وعده نیمه‌تمام بماند. شما اگر این سریال را دیده‌اید، فکر می‌کنید فصل دوم واقعا از مسیر اصلی دور شد یا تغییراتش برای تازه ماندن داستان لازم بود؟ نظرتان را در کامنت‌ها بنویسید.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا