سازنده «Little House on the Prairie» راز رویاهای تبآلود قسمت چهارم را توضیح داد
هشدار اسپویل: این مطلب بخشهایی از داستان قسمت چهارم سریال «Little House on the Prairie» را فاش میکند.

ربکا سوننشاین، شورانر «Little House on the Prairie»، پیش از این نیز تجربه استفاده از عناصری مانند رویا و فلشبک را در آثار ژانری داشته است؛ تجربهای که در قسمت چهارم اقتباس نتفلیکس (Netflix) از کتاب لورا اینگلز وایلدر به کارش آمد.
در این قسمت، تب میان ساکنان ایندیپندنس در کانزاس شیوع پیدا میکند. خوانندگان کتاب میدانند بیماری توصیفشده در فصل «Fever ’N’ Ague» در واقع مالاریاست که از طریق پشهها منتقل میشود.
سوننشاین درباره این بخش از داستان گفت: «وقتی در کودکی آن را میخوانید، با خودتان میگویید: «وای خدای من، چقدر ترسناک است.» لورا خیلی کوچک است و تمام خانوادهاش به او وابستهاند. قطعا میخواستیم همان حس کتاب را به تصویر بکشیم، اما واضح است که صرفا بیمار افتادن در تخت، بهتنهایی داستان نمیسازد.»
به همین دلیل، نویسنده و تهیهکننده اجرایی سریال، توهمهایی را وارد داستان کرد که در ظاهر شبیه فلشبکهایی از گذشته مادر و پدر خانوادهاند؛ دورانی پیش از آنکه آنها برخلاف نظر اعضای خانواده، دخترانشان را با خود به سفری جسورانه و پرخطر به غرب ببرند. پدر با بازی لوک بریسی، برادر کوچکترش جورج با بازی کانر پاتون را میبیند که برای جنگیدن در جنگ داخلی از خانه فرار کرده بود. مادر با بازی کرازبی فیتزجرالد نیز خواهرش الیزا با بازی کاترین بروبه را میبیند؛ کسی که با رفتن او همراه چارلز موافق نبود.
سوننشاین به ددلاین گفت: «در سریالهای زیادی کار کردهام که از فلشبک استفاده میکردند و میخواستم این بار با حفظ همان ایده، کار متفاوتی انجام دهم. فکر کردم رویاهای ناشی از تب میتوانند جذاب باشند، چون حالا مخاطرات واقعی هم وجود دارد. هم داستان دلایل ترک ویسکانسین در آن شرایط را میفهمیم و هم متوجه میشویم چرا هیچکس همراهشان نیامد.»
او ادامه داد: «تا اینجا سرنخهای کوچکی در مسیر داستان گذاشته بودیم و حالا ماجرای جورج را میشنویم. همچنین متوجه میشویم چرا خواهر کارولین در قسمت سوم چنین نامهای نوشته و به این موضوع اشاره کرده بود که کارولین زمانی درباره آمدن به این سفر تردید داشته است. به این ترتیب، ناگهان یک روایت داستانی جذاب برای ماجرای مالاریا شکل گرفت.»
لورا با بازی آلیس هالزی بلافاصله تب نمیکند؛ شاید بهدلیل قهوهای که همراه پدرش نوشیده است. بنابراین او به «آخرین فرد سرپا» تبدیل میشود و در حالی کارهای روزانه را انجام میدهد که پدر، مادر و خواهرش مری با تب شدید در بستر افتادهاند. وقتی لورا مادربزرگش با بازی مگان فالوز را در جنگلهای بزرگ ویسکانسین میبیند، مشخص میشود که او نیز سرانجام بیمار شده است. «Little House in the Big Woods» که بهنوعی پیشدرآمد آثار وایلدر محسوب میشود، در طول فصل اول بارها مورد اشاره قرار میگیرد.
سوننشاین توضیح داد: «این بخش تا حدی یک عنصر ژانری است. من در آثار ژانری کار کردهام و بعضی از آن تجربهها به سکانسهای رویا راه پیدا میکنند. این قسمت در واقع شباهت زیادی به سریال قبلیام داشت. در «Archive 81» هم یک قسمت با سکانس رویایی بزرگ و مفصل ساختم و با خودم گفتم: «عجب، ظاهرا واقعا به این چیزها علاقه دارم.»»
شورانر سریال شیوع تب را به روزهای ابتدایی همهگیری کووید تشبیه کرد؛ زمانی که مردم جهان هنوز نمیدانستند چگونه باید با بیماری مقابله کنند. سرانجام اطلاعات لازم برای مهار گسترش بیماری به دست آمد، اما در هفتهها و ماههای نخست چنین دانشی وجود نداشت. حتی فصل مربوط به این اتفاق در کتاب نیز با آگاهی سالهای بعد نوشته شده است. سریال هم زمانی که امیلی هندرسون با بازی برت داس با کیلب با بازی کوئن کادورث صحبت میکند، تاکید دارد که مردم آن دوره از نحوه انتقال بیماری اطلاعی نداشتند.
سوننشاین گفت: «یکی از نکات بسیار جالب این است که ما امروز اطلاعات زیادی داریم، اما آنها واقعا چیزی نمیدانستند. این وضعیت خیلی شبیه همهگیری کووید بود، مگر نه؟ از خودمان میپرسیدیم: «آیا باید تمام خریدهایمان را ضدعفونی کنیم؟» این تجربهای کاملا امروزی بود که پیش از آن واقعا با نمونه مشابهش روبهرو نشده بودیم. مالاریا هم برای آنها چنین وضعیتی داشت و خواندن آن فصل کتاب در کودکی واقعا ترسناک است.»
برخی خوانندگان احتمالا به یاد دارند که مری، با بازی اسکایواکر هیوز، در فصل نخست «On the Shores of Silver Lake» بر اثر ابتلا به مخملک بینایی خود را از دست میدهد. سوننشاین در پاسخ به این پرسش که آیا قسمت چهارم میتواند زمینهساز آن اتفاق در ادامه داستان باشد، توضیح چندانی نداد؛ با این حال، بر تضاد میان رفتار جما جیمز با بازی مری هالند و روحیه جمعی کمک به دیگران تاکید کرد. جما داروی کینین مورد نیاز برای درمان تب را احتکار میکند.
در نهایت، دکتر تن با بازی جاکو سیمز به کمک دارو جان مردم را نجات میدهد. لیسی اوبرت با بازی ربکا امزلاگ نیز به او کمک میکند، زیرا میداند آقای ادواردز با بازی وارن کریستی مقداری از این دارو را برای خودش ذخیره کرده است.
سوننشاین گفت: «همین اواخر در یک همهگیری شاهد بودیم که مردم وسایل و مایحتاج را احتکار میکردند و میگفتند: «باید از خانوادهام محافظت کنم.» بیایید صادق باشیم؛ کسی هم هست که تقریبا همین حرف را زده است: «اول باید از خانواده خودتان محافظت کنید» و نگران جامعه نباشید.»
او افزود: «غریزه بعضیها همین است، اما خیلیهای دیگر چنین غریزهای ندارند. افراد زیادی معتقدند باید به یکدیگر کمک کنیم و مراقب هم باشیم. فکر میکنم تعداد این آدمها بیشتر است. جما از نگاه خودش دلیل بسیار خوبی برای ندادن کینین دارد، چون ممکن است روزی خودش به آن نیاز پیدا کند؛ اما در همان لحظه آدمها در حال مردناند. پس در واقع هیچچیز تغییر نکرده است.»





