قسمت پنجم خاندان اژدها؛ بازگشت ایموند و آغاز نیمه خونین فصل سوم
گاهی جنگ با آتش اژدها پیش نمیرود؛ با یک حرکت حسابشده، یک دروغ و یک شهر گرفتار میان دو جبهه جلو میرود. حالا رینیرا بیش از هر زمان دیگری فهمیده که تخت آهنین، جای پیروزیهای آرام نیست.
قسمت ۴ پخش شد، با فضایی سنگین، پرتنش و آکنده از بنبست سیاسی پس از استقرار رینیرا بر تخت؛ حالا طرفداران در انتظار تماشای قسمت ۵ هستند. قسمت جدید سریال خاندان اژدها (House of the Dragon) به کارگردانی نینا لوپز-کورادو و نویسندگی فیلیپا گاسلت، در تاریخ ۱۹ ژوئیه ۲۰۲۶ (۲۸ تیر ۱۴۰۵) پخش خواهد شد. انتظار برای ادامه این نبرد فرسایشی و شعلهور، حالا از همیشه داغتر شده است؛ تیزر در دسترس را میتوانید از این لینک تماشا کنید.
اما قسمت پنجم خاندان اژدها؛
وقتی صبر به پایانش نزدیک میشود، دیگر حرفها کوتاهتر و آتشها نزدیکتر میشوند. حالا همهچیز بوی نبردی میدهد که دیگر نمیشود به تعویقش انداخت.
هشدار اسپویل و اشاراتی به کتاب آتش و خون

تیزر قسمت پنجم از همان ثانیههای اول نشان میدهد که صبر رینیرا رو به پایان است. تاکیدهایی مثل «صبر من حدی دارد» و «آیا به تو رحم نشان ندادهام؟» بهخوبی خبر میدهند که ملکه در قسمت بعدی قرار است چهره سختگیرتر و شاید بیرحمتری از خودش نشان دهد. او حالا هم از بیرون زیر فشار جناح سبز است و هم از درون با بیاعتمادی، کمبود منابع و وفاداریهای سست روبهروست. برای همین، بعید نیست قسمت پنجم لحظهای باشد که رینیرا دیگر فقط واکنش نشان ندهد و بالاخره دست به اقدام بزند.
یکی از مهمترین نکات تیزر، بازگشت ایموند تارگرین است. بعد از چند قسمت غیبت و ابهام، حالا روشن شده که او زنده است و همچنان با خشم همیشگیاش به رینیرا نگاه میکند. جمله او درباره اینکه رینیرا «خاندان بزرگ ما را بیحرمت کرده» و «تخت آهنین را کوچک کرده است» نشان میدهد که جناح سبز هنوز نهتنها از هم نپاشیده، بلکه از نظر روانی آماده دور تازهای از جنگ شده است. بازگشت ایموند، آن هم در کنار بحران تامبلتون، میتواند موازنه قدرت را بهشدت به هم بزند.
در سمت دیگر، کریستن کول هم در تیزر لحن کاملا جنگی دارد؛ از تحمل رنج، از نباختن روحیه و از پیوستن به نبردی که آوازهاش در ترانهها خواهد ماند حرف میزند. این نشانهها میگویند نیمه دوم فصل سوم قرار است خیلی تهاجمیتر از نیمه اول باشد. همانطور که از روند داستان و نشانههای اقتباس برمیآید، سریال دارد خودش را برای فاز بزرگتر و خونینتر رقص اژدهایان آماده میکند.
در جبهه شخصیتر، رابطه دیمون و رینیرا هم وارد منطقه خطر شده است. رینیرا از اینکه راکب شیپاستیلر را زنده ندیده، ناراضی و مشکوک است و از آن سو میساریا هم ظاهرا چندان روایت دیمون را باور نکرده. دروغی که برای محافظت از رینا گفته شد، ممکن است در قسمت پنجم یا اپیزودهای بعدی، به بحرانی جدی در قلب جناح سیاه تبدیل شود. این تنش فقط خانوادگی نیست؛ مستقیما به اعتماد در مرکز فرماندهی رینیرا ضربه میزند.
همزمان، خطوط فرعی مهمی هم در حال جوشیدن هستند. نقشه اورموند هایتاور برای بالا بردن دیرون، وضعیت نامشخص اگان دوم، و اشاره تازه سریال به بارداری هلینا تارگرین، همه نشان میدهند که نویسندگان در حال چیدن چند انفجار روایی برای نیمه دوم فصلاند. مخصوصا داستان دیرون که حالا دیگر ساده و حاشیهای به نظر نمیرسد و ممکن است به یکی از مهرههای کلیدی بازی قدرت تبدیل شود.
اگر قسمت چهارم بیشتر برای آرایش نیروها و تثبیت تهدیدها بود، قسمت پنجم میتواند آغاز برخورد مستقیم این تهدیدها باشد. رینیرا دیگر فقط باید تاجش را نگه ندارد؛ باید ثابت کند وقتی صبرش تمام میشود، چه اندازه میتواند خطرناک باشد. با بازگشت ایموند، خشم جناح سبز و لرزش درونی در اردوگاه سیاه، به نظر میرسد فصل سوم دارد وارد همان بخش بیرحمی میشود که طرفداران مدتها منتظرش بودند.
نگاهی به قسمت چهارم خاندان اژدها؛ تامبلتون به دام خونین رینیرا و اورموند تبدیل شد
هشدار اسپویل

قسمت چهارم با عنوان «تامبلتون» بیش از هر چیز، دشمن تازه و جدی رینیرا را در مرکز روایت قرار داد: اورموند هایتاور. او دیگر فقط یک فرمانده در حاشیه جنگ نیست؛ مردی است با جاهطلبی روشن، ذهنی حسابگر و خشم مهارنشدنی که میخواهد بازی را به نفع جناح سبز از نو بچیند. حمله او به تامبلتون، رینیرا را دقیقا در همان گوشهای قرار میدهد که لید رسمی اپیزود وعدهاش را داده بود: اگر شهر را با آتش بزند، مردم وفادار به خودش را میسوزاند؛ اگر دست نگه دارد، دشمن ریشه میدواند.
سریال در این قسمت زمان زیادی را صرف ساختن چهره اورموند میکند و نتیجه، شخصیتی است که همزمان کاریزماتیک، بیرحم و غیرقابل پیشبینی به نظر میرسد. او با فرستادن دیرون قلابی، پیشتر رینیرا و دیمون را فریب داده بود و حالا با اشغال تامبلتون نشان میدهد که بهخوبی میداند چطور از محدودیتهای دشمنش علیه او استفاده کند. از همه مهمتر، او فقط به حفظ قدرت جناح سبز فکر نمیکند؛ بلکه در سرش این خیال را میپروراند که دیرون تارگرین را بهعنوان پادشاه آینده بالا ببرد؛ پادشاهی که از نگاه او باید بیشتر هایتاور باشد تا تارگرین.
یکی از تلخترین بخشهای قسمت، ماجرای خانواده کت در تامبلتون است؛ جایی که حضور سربازان هایتاور خیلی زود چهره واقعی اشغال را نشان میدهد. اورموند در ظاهر با عدالت رفتار میکند، اما بعدتر با وادار کردن دیرون به کشتن برادر کت، نقابش را کاملا کنار میزند. همین صحنه، هم خشونت پنهان او را عیان میکند و هم موقعیت غمانگیز دیرون را؛ شاهزادهای جوان که هنوز میان اطاعت، ترس و وجدانش سرگردان است.
در کینگز لندینگ هم وضع برای رینیرا بهتر نمیشود. کورلیس ولاریون با دلخوری کنار میکشد و الین آرامآرام جای خالی او را پر میکند. اولف سفید از رینیرا درخواست لطف و امتیاز میکند، اما پاسخ سرد ملکه فقط نارضایتی او را بیشتر میکند. وقتی هم خبر لقب تحقیرآمیز «ملکه حرامزادگان» به گوش رینیرا میرسد، واکنش او و برخورد خشن شنلطلاییها، نشان میدهد که فاصله میان ملکه و مردم عادی هر روز بیشتر میشود. رینیرا هنوز میخواهد حاکمی عادل باشد، اما هر تصمیمش او را یک قدم دیگر به چهرهای سختگیرتر و منزویتر نزدیک میکند.

در خطی دیگر، دیمون تارگرین در دره، سرانجام رینا تارگرین را در کنار شیپاستیلر پیدا میکند و حقیقتی را میفهمد که میتواند همهچیز را تغییر دهد. با این حال، او تصمیم میگیرد از دخترش محافظت کند و با یک دروغ خطرناک، سر یک مرد بیگناه را بهجای راکب شیپاستیلر نزد رینیرا ببرد. این تصمیم شاید فعلا رینا را نجات دهد، اما بذر یک بحران تازه را در دل رابطه دیمون و رینیرا میکارد.
قسمت چهارم از نظر ریتم، بیشتر اپیزودی برای جابهجا کردن مهرهها و بالا بردن فشار بود تا انفجار بزرگ جنگ؛ موضوعی که احتمالا در امتیاز ۷.۸ از ۱۰ آن هم بیتاثیر نبوده است. با این حال، این اپیزود یک نکته را خیلی روشن کرد: جنگ داخلی وستروس تمام نشده، فقط شکلش عوض شده است. رینیرا حالا روی تخت نشسته، اما از هر سو با مردانی روبهروست که یا میخواهند او را زمین بزنند، یا حقیقت را از او پنهان کنند.





