چرا خط داستانی ایموند در هَرِنهال، ضعیفترین بخش فصل سوم «House of the Dragon» شده است؟
اپیزود پنجم فصل سوم با وجود شتاب بالای روایت، یک بار دیگر نشان میدهد سریال دارد اشتباه بحثبرانگیز فصل قبل را تکرار میکند.

فصل سوم «House of the Dragon» از همان شروع، با ریتمی تند و اتفاقاتی بزرگ پیش رفته؛ طوری که بیشتر شبیه ادامه مستقیم دو اپیزود پایانی فصل دوم به نظر میرسد. نبرد دریایی عظیم، لحظات تماشایی اژدهاها، تراژدیهای سنگین، تصرف تخت آهنین بهدست رینیرا تارگرین (Rhaenyra Targaryen) با بازی اما دارسی (Emma D’Arcy) و زمینهچینی برای چند رویارویی مهم دیگر، همگی به فصل انرژی زیادی دادهاند.
از آنجا به بعد، سریال بیشتر روی دو محور متمرکز بوده است: نخست، اینکه رینیرا تازه دارد میفهمد ملکه بودن تا چه اندازه فرساینده و ناخوشایند است؛ و دوم، تلاش سبزها برای پس گرفتن قدرت. در خط اول، با خردهروایتهایی مثل قتلهای هولناک در کینگز لندینگ، اشراف دردسرساز، کمبود غذا و سکه و آشفتگیهای درباری روبهرو هستیم. در خط دوم هم چند شاخه شکل گرفته: اورموند هایتاور (Ormund Hightower) با بازی جیمز نورتون (James Norton) که از دیرون تارگرین (Daeron Targaryen) با بازی بنجامین ایوان اینسورث (Benjamin Evan Ainsworth) برای بازپسگیری تاجوتخت استفاده میکند، اگان دوم (Aegon II) با بازی تام گلین-کارنی (Tom Glynn-Carney) که بهدنبال انتقام از برادرش ایموند (Aemond) با بازی یوان میچل (Ewan Mitchell) است، و خود ایموند که در هَرِنهال سرگردان شده.
مشکل اصلی: تکرار مستقیم یک ایراد قدیمی
با وجود اینهمه خط داستانی فعال، تقریبا همهچیز تا اینجا خوب پیش رفته؛ بهجز یک بخش: ماجرای ایموند در هَرِنهال. این زیرپیرنگ همین حالا هم بیش از حد کشدار و کمکشش به نظر میرسد، و بدتر از آن، بیش از اندازه یادآور خط داستانی دیمون تارگرین با بازی مت اسمیت (Matt Smith) در فصل دوم است.
یکی از بزرگترین انتقادها به فصل دوم این بود که زمان زیادی را صرف حضور دیمون در هَرِنهال کرد. آن خط داستانی ظاهرا درباره جمعکردن ارتش و درگیری با سیاست پیچیده ریورلندز بود، اما در عمل، بیشتر به مجموعهای از رویاها، توهمها و پرسهزدن در یک قلعه تسخیرشده تبدیل شد. هرچند آن تجربه در نهایت روی تحول شخصیتی دیمون اثر گذاشت، اما ضربه مهمی به ریتم فصل زد؛ مخصوصا فصلی که خودِ پایانش هم از نظر بسیاری، فاقد اوجگیری واقعی بود.
چرا تکرار این الگو به ضرر سریال است؟
حالا فصل سوم همان خطر را دوباره زنده کرده است. وقتی میدانیم سریال قرار است با فصل چهارم به پایان برسد و آن فصل هم فقط هشت اپیزود خواهد داشت، طبیعی است که هر دقیقه اهمیت بیشتری پیدا کند. در چنین شرایطی، اختصاص چند اپیزود به خطی که حس تکرار دارد، انتخابی پرسشبرانگیز است.
البته روشن است که سریال میخواهد ایموند را بهعنوان آینهای برای دیمون نشان بدهد؛ شخصیتی با خشونت، تنهایی و حتی همان مسائل روانی آزاردهنده. اما مشکل اینجاست که فعلا این شباهتها چیز تازه و قانعکنندهای تولید نکردهاند. نتیجه این شده که بهجای تعمیق درام، روایت کند میشود و تنش اصلی فصل افت میکند.
اگر «House of the Dragon» قرار است در زمان محدود باقیماندهاش به درگیریهای بزرگ و پرداختهای مهم برسد، دیگر جایی برای یک «ماموریت فرعی هَرِنهال» دیگر ندارد؛ مخصوصا وقتی نسخهای از آن را همین تازگی دیدهایم.





