«Matilda 2» هنوز فقط یک احتمال است؛ مارا ویلسن از تردیدهایش درباره دنباله فیلم گفت

مارا ویلسن، بازیگر فیلم محبوب «Matilda»، گفته است که ایده ساخت دنبالهای برای این اثر فانتزی کاملا منتفی نیست، اما از نظر او، عملی کردن چنین پروژهای با پرسشهای مهمی همراه است؛ پرسشهایی که مستقیما به ماهیت شخصیت ماتیلدا برمیگردد.
ویلسن در جریان حضورش در فنبوی اکسپو (Fanboy Expo) در تنسی، درباره احتمال ساخته شدن «Matilda 2» صحبت کرد و گفت: «مردم همیشه از من درباره ساخت “Matilda 2” میپرسند. و این میتواند ممکن باشد.»
با این حال، او بلافاصله توضیح داد که با یکی از رایجترین ایدهها برای ادامه داستان، یعنی تمرکز بر دختر ماتیلدا، مشکل دارد. ویلسن گفت: «یکی از چیزهایی که مردم همیشه میگویند این است که “شاید داستان درباره دختر ماتیلدا باشد.” اما من با این ایده کمی مسئله دارم، چون فکر میکنم قدرتهای ماتیلدا از سختیهایی میآید که تجربه کرده بود.»
او در ادامه توضیح داد که از نگاهش، تواناییهای ماتیلدا نتیجه مستقیم فلاکت و شرایط تلخی بود که پشت سر گذاشت: «این قدرتها از اتفاقات بدی میآیند که او از سر گذراند، و کل ماجرا این بود که او بر این چیزها غلبه کرد. او از راه آموزش دیدن و پیدا کردن دوستی با آدمهای خوب و دوستداشتنی، قدرت خودش را پیدا کرد.»
به همین دلیل، ویلسن معتقد است ادامه دادن داستان از مسیر نسل بعدی، دستکم به این شکل، چندان با روح شخصیت سازگار نیست. او گفت: «فکر نمیکنم ماتیلدا دخترش را طوری بزرگ کند که در موقعیتی قرار بگیرد که برای محافظت از خودش، آن قدرتها در او شکل بگیرد.»
ویلسن حتی پرسش دیگری را هم مطرح کرد که نشان میدهد هنوز تصویری روشن از آینده این شخصیت در ذهنش ندارد: «اصلا چه کسی برای ماتیلدا به اندازه کافی خوب است؟ ماتیلدا شخصیت فوقالعادهای است و واقعا نمیتوانم تصور کنم با چه کسی ازدواج کند و بچهدار شود.»
بازیگر «Matilda» همچنین درباره رابطه شخصیاش با این شخصیت هم حرف زد؛ رابطهای که در سالهای کودکی برایش همیشه راحت نبود. او پیش از بازی در «Matilda»، در فیلمهای «Mrs. Doubtfire» محصول ۱۹۹۳ و «Miracle on 34th Street» محصول ۱۹۹۴ ظاهر شده بود، اما پس از موفقیت فیلم دنی دِ ویتو، بسیاری او را با نام شخصیتش صدا میزدند؛ چیزی که در آن زمان چندان دوست نداشت.
ویلسن گفت: «قبلا کمی ناراحت میشدم وقتی مردم من را ماتیلدا صدا میزدند، چون میگفتم “نه، من مارا هستم.” تقریبا شبیه این بود که کسی تو را با اسم خواهرت صدا بزند؛ خواهر خیلی باحالتر و باهوشترت.»
اما حالا نگاه او تغییر کرده است. ویلسن با اشاره به حرفی از کری فیشر درباره یکی شدن تدریجی هویتش با پرنسس لیا گفت که او هم تا حدی چنین احساسی پیدا کرده است. به گفته خودش، حالا ماتیلدا برایش شخصیتی الهامبخش است؛ کسی که اگر امروز وجود داشت، احتمالا درباره سلامت روان حرف میزد، کتاب دوست داشت، مینوشت و از کتابخانههای عمومی حمایت میکرد.
ویلسن در پایان گفت اینها همان چیزهایی هستند که برای خودش هم اهمیت زیادی دارند و به همین دلیل، احساس میکند در گذر زمان تا حدی شبیه ماتیلدا شده است. همین نگاه، شاید مهمترین دلیل باشد که چرا او با وجود استقبال از ایده دنباله، نمیخواهد ادامهای ساخته شود که فقط از نوستالژی استفاده کند و از جوهره اصلی شخصیت فاصله بگیرد.





