دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
گزارش خبرینگاهی اجمالی

پشت‌صحنه حضور تاریخی پرینس در «New Girl»؛ از بازنویسی‌های اضطراری تا حذف مخفیانه کارداشیان‌ها

حضور غافلگیرکننده پرینس در فصل سوم سریال «New Girl» با وسواس او روی فیلم‌نامه، لباس و طراحی صحنه همراه شد؛ اما نتیجه، اپیزودی کلاسیک بود که ۲۶ میلیون نفر آن را تماشا کردند

فصل سوم «New Girl» روزهای آسانی را پشت سر نمی‌گذاشت. افت آمار بینندگان، واکنش منفی به بعضی خطوط داستانی و فشار شبکه فاکس برای جذب مخاطبان مرد بیشتر، آینده این کمدی محبوب را کمی مبهم کرده بود. درست در همین شرایط، ایمیلی غیرمنتظره به دست زویی دشانل رسید: پرینس، ستاره افسانه‌ای موسیقی، می‌خواست در سریال بازی کند.

آنچه ابتدا شبیه یک شوخی به نظر می‌رسید، به یکی از مشهورترین همکاری‌های تاریخ «New Girl» تبدیل شد. پرینس فقط برای یک حضور کوتاه مقابل دوربین نیامد؛ او درباره فیلم‌نامه، لباس دشانل، طراحی عمارت، موسیقی مهمانی، آثار هنری و حتی وسایل صحنه نظر داشت. البته حضورش تا آخرین لحظه قطعی به نظر نمی‌رسید و یک تصمیم ناگهانی برای دعوت از کریس جنر و کلویی کارداشیان، عوامل را تا آستانه لغو کل ماجرا پیش برد.

جزئیات این شب‌های پراسترس و درخشان در کتاب «Who’s That Girl: The Untold, Definitive History of New Girl» نوشته تیا گلسمن روایت شده است؛ کتابی که ۲۸ ژوئیه از سوی انتشارات سنت مارتین منتشر می‌شود و با گفت‌وگوهای مفصل با بازیگران و سازندگان، تاریخ ناگفته سریال را بازگو می‌کند.

ایمیلی که زویی دشانل آن را شوخی تصور کرد

همه‌چیز با ایمیلی ناگهانی آغاز شد. در پیام نوشته شده بود: «سلام، من مدیر برنامه هنرمند افسانه‌ای، پرینس، هستم و او می‌خواهد در “New Girl” حضور داشته باشد.»

زویی دشانل ابتدا تصور کرد کسی او را دست انداخته است. بنابراین ایمیل را برای مدیر برنامه خود فرستاد و خواست صحت آن بررسی شود. خیلی زود مشخص شد که پیام واقعی است و پرینس حقیقتاً می‌خواهد مهمان سریال باشد.

لیز مری‌وثر، خالق و شورانر «New Girl»، می‌دانست که پرینس از طرفداران قدیمی سریال است و گفته می‌شد هنگام سفر نیز قسمت‌های آن را تماشا می‌کند. سازندگان قبلاً از او دعوت کرده بودند در اپیزود «Virgins» نقش ستاره موسیقی‌ای را بازی کند که سیسی نخستین رابطه اروتیک خود را با او تجربه کرده است. پرینس آن پیشنهاد را رد کرده بود؛ احتمالاً چون محتوای آن را بیش از اندازه جسورانه می‌دانست.

این بار اما خودش برای حضور در سریال اعلام آمادگی کرده بود؛ آن هم در مقطعی که «New Girl» بیش از همیشه به اتفاقی بزرگ نیاز داشت.

فصل سوم و بحران پس از وصال نیک و جس

آغاز فصل سوم با دشواری‌های داستانی متعددی همراه بود. نیک و جس سرانجام وارد رابطه عاشقانه شده بودند و این اتفاق، یکی از مهم‌ترین کشمکش‌های «می‌شوند یا نمی‌شوند؟» سریال را به پایان رسانده بود. حالا نویسندگان باید مسیری تازه برای این دو شخصیت پیدا می‌کردند.

در سوی دیگر، خط داستانی رابطه هم‌زمان اشمیت با سیسی و الیزابت با واکنش منفی مخاطبان روبه‌رو شده بود. هم‌زمان، افت رتبه‌بندی تلویزیونی باعث افزایش نگرانی مدیران شبکه فاکس شده و از تیم سازنده خواسته شده بود سریال را برای مردان نیز جذاب‌تر کند.

مری‌وثر برای گروه پرینس طرحی آماده کرد: شخصیت‌ها به مهمانی خانه او دعوت می‌شوند و پرینس به جس کمک می‌کند برای نخستین بار به نیک بگوید که دوستش دارد. این خواننده از ایده کمک به جس برای بیان احساساتش استقبال کرد و راب روزل و دیو فینی نوشتن فیلم‌نامه را آغاز کردند.

شبکه نیز اپیزود را برای پخش پس از مسابقه سوپربول در نظر گرفت؛ یکی از ارزشمندترین زمان‌های پخش در تلویزیون آمریکا که می‌توانست میلیون‌ها مخاطب تازه را به سریال معرفی کند.

داستان اپیزود «Prince» چگونه شکل گرفت؟

اپیزود با دعوت‌شدن جس و سیسی به مهمانی عمارت پرینس آغاز می‌شود. درست پیش از حرکت آن‌ها، نیک ناگهان به جس می‌گوید که دوستش دارد. جس که کاملاً غافلگیر شده، به‌جای پاسخ عاطفی، دو دستش را مانند تفنگ به سمت او می‌گیرد و با خودرو راهی مهمانی می‌شود.

این حرکت احتمالاً ادای دینی به علاقه جیک جانسون به بداهه‌پردازی با «تفنگ انگشتی» در صحنه بود؛ حرکتی که حضورش در نسخه نهایی قسمت‌ها همیشه او را خوشحال می‌کرد.

نیک، اشمیت، کوچ و وینستون نیز مخفیانه وارد عمارت می‌شوند. نیک می‌خواهد رابطه‌اش با جس را ترمیم کند، اما جس همچنان از اعتراف ناگهانی او آشفته است. هنگامی که این دو در باغ درباره مشکلشان صحبت می‌کنند، شخصیتی غیرمنتظره از راه می‌رسد. عینک شیک هلالی‌شکلش را برمی‌دارد و می‌گوید: «سلام، من پرینس هستم. مشکل چیست؟»

طرح ساده بود، اما اجرای آن به یکی از پیچیده‌ترین تولیدهای «New Girl» تبدیل شد.

آیا پرینس اصلاً سر صحنه حاضر می‌شد؟

گروه سازنده عمارتی را در آلتادینا اجاره کرد و چهار شب را برای فیلم‌برداری در آن در نظر گرفت. دکورها ساخته شده و برنامه کاری با دقت تنظیم شده بود تا ساعات قانونی کار و استراحت بازیگران و عوامل رعایت شود. این پرهزینه‌ترین اپیزودی بود که تا آن زمان برای «New Girl» بودجه‌بندی شده بود.

در جلسه نهایی تولید، مایکل ریسولی، دستیار اول کارگردان، اعلام کرد که همه‌چیز برای شروع آماده است. جیک کاسدان، تهیه‌کننده اجرایی سریال، سپس پرسشی نگران‌کننده مطرح کرد: «فکر می‌کنیم پرینس واقعاً می‌آید؟»

ریسولی از شنیدن این سوال متعجب شد، اما پرینس به انصراف ناگهانی از برنامه‌هایی که از آن‌ها رضایت نداشت شهرت داشت. پیش‌تر نیز چیزی نمانده بود از این اپیزود کنار بکشد.

در نسخه‌ای از فیلم‌نامه، نیک و جس پس از بازگشت از مهمانی به یکدیگر ابراز عشق می‌کردند. این چیزی نبود که پرینس برای آن به پروژه پیوسته بود؛ او می‌خواست خودش به شکل‌گیری آن لحظه مهم کمک کند. مری‌وثر با بازنویسی فیلم‌نامه توانست رضایت او را دوباره جلب کند، اما همچنان کسی مطمئن نبود ستاره موسیقی در روز فیلم‌برداری حاضر خواهد شد.

عوامل حتی به گزینه جایگزین فکر کردند. فرد آرمیسن که در برنامه «Saturday Night Live» تقلید موفق و بامزه‌ای از پرینس ارائه کرده بود، هنگام دورخوانی فیلم‌نامه به‌جای او نقش را اجرا کرد. برای لحظاتی این احتمال مطرح شد که اگر پرینس نیامد، آرمیسن جایگزینش شود.

پرینس برای لباس جس چه می‌خواست؟

مشارکت پرینس بسیار فراتر از خواندن چند خط دیالوگ بود. زویی دشانل پس از پایان کار روزانه، هر شب لباس‌های مختلف را امتحان می‌کرد تا ظاهری پیدا شود که او تأیید کند. عکس‌ها برای پرینس فرستاده می‌شدند و پاسخ او اغلب کوتاه بود: «این نه، آن هم نه.»

سرانجام لیز مری‌وثر تلفن را به دشانل داد. پرینس پشت خط بود و خواسته‌اش را روشن و مستقیم بیان کرد: «می‌خواهم شبیه استیوی نیکس به نظر برسی.»

با مشخص‌شدن مرجع ظاهری، کار آسان‌تر شد. بسته‌ای از فروشگاه محبوب پرینس در مینیاپولیس رسید که در آن لباسی سایه‌روشن، با روبان‌ها و پرهای تزئینی قرار داشت. جس همین لباس را در لحظه ابراز عشق به نیک پوشید.

پرینس همچنین تعدادی از لباس‌های شخصی خود را برای بخش مونتاژ تغییر ظاهر جس به صحنه آورد. جثه ظریف او باعث شده بود دشانل بتواند به‌راحتی آن لباس‌ها را بپوشد.

وقتی مهمان سریال، شورانر اپیزود خودش شد

مایکل وتستون، طراح تولید، مأمور شد ظاهر خانه خیالی پرینس را طراحی کند. او با تئو لندن، رئیس دفتر و مدیر تور پرینس، در تماس مستقیم قرار گرفت. جزئیات همه‌چیز، از محل فیلم‌برداری تا مبلمان داخل عمارت، با گروه خواننده هماهنگ می‌شد.

پرینس حتی درباره آثاری که باید بر دیوار اتاق‌خوابش نصب شوند نظر داشت. او درخواست کرد تمام آثار متعلق به هنرمندی مورد علاقه‌اش به نام استلا بلو باشند. همچنین بنا به خواسته او، نقاشی‌هایی از تخم‌مرغ‌ها همراه با شعرهایش ساخته شد.

وتستون به‌تدریج متوجه شد که پرینس عملاً نقش شورانر اپیزود خودش را بر عهده گرفته است. او نمی‌خواست صرفاً مهمان «New Girl» باشد؛ می‌خواست مهمانی، خانه و فضای اطرافش دقیقاً با جهان شخصی او هماهنگ باشند.

ماجرای کریس جنر و خطر لغو حضور پرینس

برای مهمانی اپیزود از چهره‌های شناخته‌شده‌ای مانند کلیتون کرشاو، بازیکن بیسبال، و الساندرا آمبروزیو، سوپرمدل برزیلی، دعوت شد. کریس جنر و کلویی کارداشیان نیز در آخرین لحظات به فهرست مهمانان اضافه شدند. مری‌وثر تصور می‌کرد حضورشان می‌تواند موقعیت‌های بامزه‌ای بسازد؛ از جمله صحنه‌ای که اشمیت از کریس جنر می‌پرسد چگونه برند شخصی خود را گسترش دهد.

اما وقتی خبر حضور یکی از اعضای خانواده کارداشیان به تیم پرینس رسید، عوامل با پیامی صریح روبه‌رو شدند: اگر کارداشیان‌ها در صحنه باشند، پرینس نخواهد آمد. طبق خاطره ریسولی، پرینس از کیم کارداشیان خوشش نمی‌آمد.

سر صحنه موجی از وحشت به راه افتاد. از یک طرف، گروه نمی‌خواست مستقیماً به کریس جنر و کلویی کارداشیان بگوید حضورشان لغو شده است؛ از طرف دیگر، باقی‌ماندن آن‌ها می‌توانست کل اپیزود را به خطر بیندازد.

در نهایت تصمیم گرفتند صحنه را فیلم‌برداری کنند، اما هرگز در نسخه نهایی قرار ندهند. ریسولی به کریس جنر گفت صحنه خیلی سریع ضبط خواهد شد و خودرویش نیز بیرون منتظر می‌ماند. جنر که به تولید سریع برنامه‌های واقع‌نما عادت داشت، با این شرایط مشکلی نداشت.

مدیر فیلم‌برداری، راس تی. آلسبروک، صحنه را با کمترین نورپردازی آماده کرد و ریسولی پیش از شروع به مکس گرینفیلد اشاره کرد که «نسخه سریع» را اجرا کند. حدود ۴۵ دقیقه بعد، کار تمام شد.

به محض خروج جنر و کلویی کارداشیان، صفحات مربوط به صحنه آن‌ها از نسخه‌های فیلم‌نامه جدا و در سطل زباله انداخته شد. درست هنگامی که آخرین صفحه دور ریخته می‌شد، پرینس از راه رسید. عوامل با ضربان قلبی احتمالاً بسیار بالاتر از حد معمول، از بحران عبور کرده بودند.

تلفن‌ها در کیسه رفتند و فیلم‌برداری آغاز شد

به درخواست پرینس، تلفن‌های همراه عوامل داخل کیسه‌های مخصوص مهروموم شدند. بیشتر بازیگران و اعضای گروه از صحبت مستقیم با او خجالت می‌کشیدند. حتی لیز مری‌وثر نیز تا حد ممکن از گفت‌وگو با پرینس دوری می‌کرد، چون می‌ترسید حرف نامناسبی بزند و همه‌چیز به هم بریزد.

بااین‌حال، تقریباً هر کسی که در آن شب‌های طولانی حضور داشت، خاطره‌ای عجیب و ماندگار از پرینس با خود برد.

او راکت پینگ‌پنگ شخصی‌اش را آورده بود و تقریباً هر کسی را که می‌پذیرفت با او مسابقه دهد، شکست داد. برای اتاقش ۵۰ شمع با رایحه وانیل سفارش داده شد. هنگامی که نیک در اولین مواجهه با او جیغی زیر و بلند کشید، پرینس نتوانست خنده‌اش را کنترل کند.

او برای واقعی جلوه‌دادن مهمانی، فهرستی از ترانه‌هایی را در اختیار بخش موسیقی سریال قرار داد که واقعاً در مهمانی‌های خودش پخش می‌کرد؛ از جمله «After the Love Has Gone» از گروه ارث، ویند اند فایر و «We’re Gettin’ Too Close» از سول چلدرن.

حتی جیک جانسون که معمولاً از آرایش چشم بیزار بود، پذیرفت برای فلاش‌بکی که نیک نوجوان را هنگام خواندن ترانه «۱۹۹۹» نشان می‌داد، خط چشم بکشد. اگر پای پرینس در میان بود، ارزشش را داشت.

علاقه پرینس به هانا سیمون و مسابقه پینگ‌پنگ

به روایت بسیاری از عوامل، پرینس علاقه زیادی به هانا سیمون، بازیگر نقش سیسی، داشت و همین موضوع یکی از دلایل مهم پذیرفتن حضور در سریال بود. آن دو در پایان فیلم‌برداری یک صحنه مشترک داشتند که به یکی از لحظات عجیب و دوست‌داشتنی اپیزود تبدیل شد.

در این صحنه، سیسی پرینس را در مسابقه پینگ‌پنگ شکست می‌دهد. پرینس با عصبانیت اتاق را ترک می‌کند و یک پروانه نیز به شکلی سوررئال به دنبال او به راه می‌افتد.

فرد گاس، کارگردان اپیزود، به یاد می‌آورد مردان مشهوری که به محل تولید «New Girl» سر می‌زدند، اغلب سعی می‌کردند با هانا سیمون گرم بگیرند؛ کوبی برایانت نیز در یکی از بازدیدهایش چنین رفتاری داشت. بااین‌حال، سیمون بیشتر بر کارش تمرکز می‌کرد. پس از فیلم‌برداری به خانه می‌رفت، در بالکن یک لیوان نوشیدنی می‌خورد و دیالوگ‌های روز بعد را حفظ می‌کرد.

فندک بلند؛ پیشنهاد کوچک پرینس برای یک صحنه

مایکل ریسولی به‌عنوان دستیار اول کارگردان، بیشتر از بسیاری از عوامل با پرینس در ارتباط بود. خواننده با صدایی بسیار آهسته صحبت می‌کرد و هر زمان ایده‌ای داشت، ریسولی را با زمزمه صدا می‌زد: «مایک.»

ریسولی مجبور می‌شد خم شود و گوشش را نزدیک ببرد تا حرف‌های او را بشنود. یک بار پرینس نام کارگردان را پرسید و سپس با اشاره به راب روزل خواست بداند او کیست. وقتی فهمید روزل نویسنده اصلی است، ایده خود را مطرح کرد: یک فندک بلند می‌خواست.

در فیلم‌نامه اولیه، پرینس و جس هنگامی که در کمدی تاریک تنها می‌شدند، از چراغ‌قوه استفاده می‌کردند. پرینس معتقد بود روشن‌کردن فندکی بلند در آن موقعیت بامزه‌تر خواهد بود. پیشنهاد او پذیرفته شد.

درخواست عجیب بعدی: یک بلندگو برای اجرای موسیقی

مدتی بعد، پرینس دوباره ریسولی را صدا زد و گفت می‌خواهد درباره اجرای روز بعد صحبت کند. ریسولی بلافاصله شروع به توضیح تمهیدات تولید کرد: جرثقیل دوربین آماده بود، همه قرارداد محرمانگی امضا کرده بودند و نیروهای امنیتی بیشتری حضور داشتند.

اما نگرانی پرینس هیچ‌یک از این موارد نبود. او فقط یک درخواست داشت: «می‌توانی برایم یک بلندگوی دستی پیدا کنی؟»

در آخرین شب فیلم‌برداری، دلیل این درخواست مشخص شد. پرینس درست پیش از آغاز اجرای بزرگ خود، بدون هماهنگی قبلی بلندگو را برداشت و از جمعیت پرسید: «کسی هست که بخواهد امشب عاشق شود؟»

حدود ۲۰۰ هنرور حاضر در عمارت با هیجان فریاد کشیدند. زویی دشانل کنار پرینس اجرا کرد و جیک جانسون، دیمون وینز جونیور، مکس گرینفیلد و هانا سیمون نیز روی صحنه‌ای غرق در نور آبی، با تمام توان رقصیدند.

گرینفیلد در آن لحظه سریال، شخصیت اشمیت و حتی بازیگری را فراموش کرد. او فقط کنار یکی از اسطوره‌های موسیقی می‌رقصید و لبخندی بزرگ بر صورت داشت.

پرینس برخلاف نگرانی‌ها گفت: «ادامه بدهیم تا به نتیجه برسیم»

فرد گاس پیش از کارگردانی اپیزود داستان‌های زیادی درباره رفتار پیش‌بینی‌ناپذیر پرینس شنیده بود. به او گفته بودند که خواننده یک بار هنگام ساخت آگهی تجاری، ناگهان وسط کار صحنه را ترک کرده است.

گاس برای جلوگیری از هر مشکلی، تمام نماهای لازم از اجرای موسیقی را طوری برنامه‌ریزی کرد که در سه برداشت ضبط شوند. او از قبل برای پرینس توضیح داد که چه اتفاقی خواهد افتاد.

واکنش پرینس برخلاف انتظار بود. او پرسید: «فکر می‌کنی سه برداشت کافی باشد؟»

گاس پاسخ داد اگر مجبور باشند، بله. پرینس اما گفت: «بیایید آن‌قدر ادامه بدهیم تا درست از آب دربیاید.»

بسیاری از عوامل آن شب خود را به آلتادینا رساندند و بیرون کادر ایستادند تا اجرای پرینس را ببینند. مگان ماسنا، تهیه‌کننده همکار، از ساعت هشت صبح مشغول کار بود، اما نمی‌خواست آن لحظه را از دست بدهد. پس از نخستین برداشت، عوامل با ناباوری به یکدیگر نگاه کردند: آن‌ها واقعاً اجرای پرینس را از فاصله‌ای نزدیک دیده بودند.

به گفته ماسنا، گاهی برای چیزی تا آخرین جزئیات برنامه‌ریزی می‌کنید، اما نتیجه همچنان با رؤیایتان فاصله دارد. این بار همه‌چیز بی‌نقص بود.

ریسولی روی صحنه رفت و فریاد زد: «گرفتیمش، گرفتیمش!» سپس با گرینفیلد و جانسون دست زد. وقتی سرش را بالا آورد، پرینس را دید که با لبخندی کوچک، دست خود را تا نیمه بالا آورده است. او هم یک «های‌فایو» می‌خواست.

اپیزودی که ۲۶ میلیون نفر تماشا کردند

قسمت «Prince» در ۲ فوریه ۲۰۱۴، پس از سوپربول، از شبکه فاکس پخش شد و حدود ۲۶ میلیون بیننده داشت؛ رقمی بیش از دو برابر آمار تماشاگران قسمت آزمایشی سریال. این اپیزود به پربیننده‌ترین قسمت تاریخ «New Girl» تبدیل شد و یکی از موفق‌ترین قسمت‌های فصل سوم لقب گرفت.

اریک آدامز، منتقد ای‌وی کلاب، آن را یکی از قسمت‌های فصل سوم دانست که از ابتدا تا انتها به شکلی کم‌نوسان و پیوسته خنده‌دار باقی می‌ماند. مهم‌تر از آمار و نقدها، حضور پرینس روحیه گروهی را بالا برد که احساس می‌کرد محبوبیت سریال در حال کم‌شدن است.

مکس گرینفیلد بعدها گفت وقتی در تلویزیون شبکه‌ای کار می‌کنید، همیشه این احساس را ندارید که در جذاب‌ترین برنامه ممکن حضور دارید یا باحال‌ترین شغل دنیا را انجام می‌دهید. اما حضور پرینس برای همیشه این تردید را از بین برد: «دیگر هیچ‌کس نمی‌تواند بگوید سریال ما باحال نبود یا کاری که انجام دادیم سطحی بود. پاسخ روشن است: پرینس در سریال ما بازی کرد.»

جادویی که از دل اضطراب بیرون آمد

اپیزود «Prince» نمونه‌ای نادر از موقعیتی است که هر لحظه امکان داشت فروبپاشد، اما در نهایت به جادوی تلویزیونی تبدیل شد. فیلم‌نامه برای راضی‌کردن مهمان ویژه بازنویسی شد، لباس‌ها بارها تغییر کردند، طراحی عمارت با وسواس زیر نظر رفت و حضور ناگهانی خانواده کارداشیان چیزی نمانده بود همه‌چیز را متوقف کند. حتی عوامل تا لحظه ورود پرینس مطمئن نبودند که او واقعاً مقابل دوربین ظاهر خواهد شد.

بااین‌حال، همین حساسیت و مشارکت غیرمعمول به اپیزود هویتی بخشید که با گذشت سال‌ها همچنان زنده مانده است. پرینس به «New Girl» نیامد تا فقط خودش را بازی کند؛ او جهان شخصی‌اش را برای یک شب وارد سریال کرد و به نیک و جس کمک کرد یکی از مهم‌ترین لحظات رابطه‌شان را پشت سر بگذارند.

برای سریالی که در میانه فصلی دشوار به یک پیروزی نیاز داشت، این حضور چیزی فراتر از یک مهمان مشهور بود. پرینس با فندکی بلند، راکت پینگ‌پنگ، شمع‌های وانیلی و بلندگویی در دست وارد شد و «New Girl» را صاحب قسمتی کرد که دیگر هیچ‌کس نمی‌توانست آن را معمولی یا بی‌اهمیت بداند.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا