دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
نقد و بررسی

بررسی فیلم «شهر آس‌وپاس‌ها» (Skintown)؛ رقص جوانی روی زخم‌های ایرلند شمالی

نوستالژی در سینما گاهی مثل یک قرص سرخوشی عمل می‌کند: گذشته را زیباتر، جوانی را باشکوه‌تر و اشتباه‌ها را دوست‌داشتنی‌تر از آنچه واقعا بوده‌اند نشان می‌دهد. «شهر آس‌وپاس‌ها» (Skintown) ساخته‌ی کیرون جی. والش، با آگاهی کامل از همین خاصیت وارد تابستان ۱۹۹۴ می‌شود؛ دورانی که جوانان ایرلند شمالی میان درگیری‌های فرقه‌ای، گشت‌های نظامی، بی‌کاری و میل شدید به فرار بزرگ شده بودند. فیلم تلخی آن سال‌ها را انکار نمی‌کند، اما ترجیح می‌دهد به‌جای سخنرانی سیاسی، صدای موسیقی را بلند کند و ببیند آیا می‌توان برای یک شب هم که شده، نفرت‌های موروثی را روی زمین رقص جا گذاشت یا نه.

داستان در انیس‌کیلن می‌گذرد؛ شهری که ساکنان جوانش با طعنه آن را «اسکین‌تاون» یا شهر آس‌وپاس‌ها صدا می‌زنند. این مکان برای وینی، جوان ۲۳ ساله‌ای با بازی جک روآن، بیش از آنکه خانه باشد، زندانی بدون دیوار است. او از شهری آمده که به دریاچه، قلعه‌ای قدیمی و بمب‌گذاری ارتش جمهوری‌خواه ایرلند در سال ۱۹۸۷ شناخته می‌شود؛ انفجاری که ۱۱ غیرنظامی را کشت. وینی پول‌هایش را در قوطی بیسکویت زیر تخت پنهان می‌کند تا روزی بتواند از این محیط بیرون برود. بااین‌حال، هرچه بیشتر برای فرار تلاش می‌کند، بیشتر معلوم می‌شود رشته‌هایی عاطفی او را به همین خاک زخم‌خورده بسته‌اند.

مهم‌ترینِ این رشته‌ها جانتی، بهترین دوست پرشور او با بازی کریس والی است؛ جوانی عاشق موسیقی رِیو، لباس‌های ورزشی براق و خوش‌گذرانی که ظاهرا زندگی را چندان جدی نمی‌گیرد. میان این دو نوعی صمیمیت گرم و باورپذیر جریان دارد و فیلم بخش زیادی از انرژی خود را از همراهی آن‌ها می‌گیرد. وینی همچنین مادری زحمت‌کش و حمایتگر با بازی رویشین گلگر دارد که به‌عنوان امدادگر کار می‌کند و ایلین، دختری سرزنده با بازی جیمی لی اودانل، که دل‌بستگی وینی به او ظاهرا قرار نیست به این آسانی پاسخ بگیرد. Skintown با کنار هم گذاشتن این رابطه‌ها یادآوری می‌کند نفرت از زادگاه اغلب روی دیگر عشقی است که آدم نمی‌خواهد به آن اعتراف کند.

زندگی وینی و جانتی با کار در پیتزافروشی تونی پپرونی می‌گذرد؛ رستورانی متعلق به مردی عجیب با بازی مایکل اسمایلی که کنار پیتزا دنده‌ سرو می‌کند، چون اعتقاد دارد ایرلندی‌ها هنوز برای خوردن پیتزای خالی آماده نیستند! چنین جزییاتی بهترین بخش فیلم‌نامه‌ی کیران مک‌منامین‌اند. او متن را از رمان سال ۲۰۱۸ خودش اقتباس کرده و چون اهل انیس‌کیلن است، شوخی‌ها، اصطلاحات و رفتارهای محلی را با دقتی تجربه‌شده وارد قصه می‌کند. اینجا طنز چیزی افزوده‌شده به زندگی نیست؛ سپری است که مردم با آن در برابر خشونتی همیشگی دوام آورده‌اند.

ماجرای اصلی وقتی آغاز می‌شود که وینی و جانتی ناخواسته وارد معامله‌ی ۴۰۰ قرص اکستازی دزدیده‌شده از نیروی داوطلب اولستر می‌شوند. فروش قرص‌ها می‌تواند سرمایه‌ی فرار وینی را فراهم کند، اما صاحبان اصلی محموله اعضای یک گروه شبه‌نظامی وفادار به بریتانیا هستند و اشتباه در چنین معامله‌ای با یک اخطار دوستانه تمام نمی‌شود. این خط داستانی «شهر آس‌وپاس‌ها» را به محدوده‌ی فیلم‌هایی مانند «رگ‌یابی» و «قاپ‌زنی» نزدیک می‌کند، ولی اثر والش نه به سیاهی اولی است و نه به پیچیدگی روایی دومی؛ فیلم بیشتر می‌خواهد یک ماجراجویی رفاقتی پرتحرک باشد که در پس‌زمینه‌اش تاریخ مدام اسلحه را مسلح نگه داشته است.

اوج فیلم، شب اجرای کارل کاکس در کلوب کلیز و مهمانی ساحلی پس از آن است؛ جایی که کاتولیک‌ها و پروتستان‌ها، دست‌کم برای چند ساعت، کنار یکدیگر می‌رقصند. این شب با اعلام آتش‌بس ارتش جمهوری‌خواه ایرلند در اوت ۱۹۹۴ هم‌زمان می‌شود و جوانانِ سرخوش خیال می‌کنند موسیقی و اکستازی توانسته‌اند چیزی را حل کنند که سیاستمداران و نیروهای مسلح سال‌ها از حل آن عاجز بوده‌اند. یکی از شخصیت‌ها با خوش‌بینی می‌گوید اگر همه را دوست داشته باشی، خلع سلاحشان می‌کنی و دیگر دلیلی برای جنگیدن نمی‌ماند. حرفی ساده‌دلانه است، اما Skintown آن را حقیقتی سیاسی معرفی نمی‌کند؛ این فقط آرزوی نسلی است که نمی‌خواهد دشمنی پدرانش را به ارث ببرد.

موسیقی در ایجاد این سرخوشی نقشی اساسی دارد. قطعه‌هایی از پرادیجی، جاش وینک، جیدی، هپی ماندیز و جف میلز، همراه با حضور کوتاه کارل کاکس، فضای رِیو دهه‌ی ۹۰ را از یک تزیین نوستالژیک به نیروی محرک داستان تبدیل می‌کنند. جانتی هنگام پخش قرص‌ها عبارت باورمندانه‌ای را به زبان می‌آورد و اکستازی را مانند نان عشای ربانی در دست‌های مشتاق می‌گذارد. نماها، وعده‌ی آن شب را خلاصه می‌کند: رستگاری نه در کلیسا یا سیاست، بلکه در ضرب‌آهنگی پیدا می‌شود که برای چند ساعت همه را برابر می‌سازد.

فیلم بااین‌حال می‌داند هر سرخوشی‌ای فرودی دارد. آتش‌بس ۱۹۹۴ قطعی نبود و درگیری‌هایی که وینی و جانتی می‌کوشند نادیده بگیرند، سرانجام یادآوری می‌کنند نمی‌توان تاریخ را فقط با بالا بردن صدای موسیقی خاموش کرد. همین سایه‌ی تراژدی به فیلم وزن می‌دهد، هرچند والش برای رسیدن به آن بیش از حد محتاطانه حرکت می‌کند. اثر در مقایسه با جسارت سیاسی و شوخ‌طبعی تند «نی‌کپ» محافظه‌کارتر است و نمی‌خواهد هیچ‌یک از طرف‌های مناقشه را مستقیما مقصر اصلی معرفی کند. بیشترین بدبینی فیلم نصیب سیاستمداران می‌شود؛ همان‌هایی که به قول یکی از مشتریان میخانه، اگر راهی برای خراب‌کردن اوضاع وجود داشته باشد، حتما پیدایش می‌کنند.

این بی‌طرفی به Skintown امکان می‌دهد بر مردم عادی تمرکز کند، ولی هم‌زمان بخشی از تیزی آن را می‌گیرد. روایت وینی نیز گاهی اطلاعاتی را توضیح می‌دهد که بهتر بود در تصویر و رفتار شخصیت‌ها کشف شوند. مشکل «گفتن به‌جای نشان‌دادن» به‌ویژه در آغاز و پایان محسوس است و صدای راوی کمتر از نمونه‌های درخشان این شیوه، مانند «رفقای خوب»، با تصویر وارد گفت‌وگویی کنایه‌آمیز می‌شود. احساسات‌گرایی پرده‌ی پایانی هم بعد از انرژی بدبینانه و بازیگوش دو پرده‌ی نخست، کمی حساب‌شده به نظر می‌رسد.

محدودیت بودجه را نیز می‌توان در خیابان‌های خلوت و برخی صحنه‌های بیش از اندازه مرتب دید، اما فیلم‌برداری روشن روآری اوبراین، تدوین روان جان اوکانر و بازیگران مشتاق، بیشتر این کمبودها را پوشش می‌دهند. جک روآن سرخوردگی وینی را بدون تبدیل‌کردنش به جوانی صرفا عبوس منتقل می‌کند و کریس والی با شور مهارنشدنی جانتی، قلب تپنده‌ی فیلم است. دوستی آن‌ها باعث می‌شود حتی مسیر آشنای معامله‌ی مواد، دردسر و بلوغ دوباره زنده به نظر برسد.

«شهر آس‌وپاس‌ها» تفسیر سیاسی تندوتیزی از دوران درگیری‌ها نیست و داستان تازه‌ای هم تعریف نمی‌کند، اما تصویر صمیمانه‌ای از جوانانی می‌سازد که میان نفرت‌های قدیمی به دنبال صفحه‌ای سفید می‌گردند. فیلم مانند خاطره‌ی یک شب رِیو است: پرشور، کمی اغراق‌شده، شیرین و در نهایت تلخ. شاید نتوان از گذشته فرار کرد، اما می‌توان برای لحظاتی کوتاه ریتم دیگری به آن داد؛ و گاهی همین چند ساعت رقصیدن، نخستین تمرین یک نسل برای تصور آینده‌ای متفاوت است.

امتیاز - ۷

۷

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا