جمله روز از سارا اسنوک؛ آیا میتوانیم سرنوشت خود را تغییر دهیم؟
ستاره سریال «Succession» معتقد است بخشی از اتفاقات زندگی اجتنابناپذیرند، اما انسان همچنان سهم کوچکی در انتخاب مسیر خود دارد

سارا اسنوک برای بسیاری از مخاطبان با نقش شیو روی در سریال تحسینشده «Succession» شناخته میشود؛ زنی جاهطلب که روابط پیچیدهاش با خانواده روی، او را به یکی از جذابترین شخصیتهای تلویزیونی سالهای اخیر تبدیل کرد. بااینحال، مسیر حرفهای این بازیگر استرالیایی مدتها پیش از موفقیت جهانی مجموعه اچبیاو آغاز شده بود.
اسنوک از اواخر دهه ۲۰۰۰ فعالیت میکند و پیش از رسیدن به شهرت بینالمللی، در چند مجموعه تلویزیونی استرالیایی از جمله درام پزشکی «All Saints» و سریال «Packed to the Rafters» حضور داشت. او همچنین در کمدی فراطبیعی «Spirited» نقش روحی به نام آنتونیا را بازی کرد.
پخش «Succession» در سال ۲۰۱۸ نقطه عطف بزرگی در کارنامه او بود. بازی چندلایه اسنوک در نقش شیو روی، تواناییاش در نمایش همزمان قدرت، آسیبپذیری، جاهطلبی و ناامنی را آشکار کرد. پس از پایان این سریال نیز روند صعودی فعالیت او ادامه یافت؛ اسنوک نقش اصلی درام معمایی «All Her Fault» از پیکاک را بر عهده گرفت و برای بازی در بازسازی «The Birds» نیز انتخاب شد.
با وجود این کارنامه روبهرشد، یکی از تأملبرانگیزترین گفتههای او به سالها پیش از شهرت جهانیاش بازمیگردد؛ زمانی که درباره سرنوشت، اختیار و میزان کنترل انسان بر زندگی صحبت کرد.
جمله سارا اسنوک درباره سرنوشت
سارا اسنوک در مصاحبهای در سال ۲۰۱۴ گفت:
«فکر میکنم بعضی چیزها واقعاً قرار است اتفاق بیفتند و نمیتوان سرنوشت را تغییر داد. شاید فقط اندکی کنترل در اختیار ما باشد.»
این گفتوگو پیش از اکران فیلم علمیتخیلی «Predestination» انجام شد؛ اثری که اسنوک در آن نقش فردی مرموز و گرفتار در ماجرایی پیچیده از سفر در زمان را بازی میکند. داستان فیلم، مفاهیمی مانند تقدیر، هویت، چرخه علت و معلول و اختیار انسان را به چالش میکشد. به همین دلیل، از اسنوک درباره باورش به مفاهیمی چون سرنوشت سؤال شد.
پاسخ او کوتاه بود، اما همان تناقضی را در خود داشت که «Predestination» بر پایه آن شکل گرفته است: اگر بعضی وقایع از پیش تعیین شدهاند، انتخابهای ما چه معنایی دارند؟
معنای عمیقتر این جمله چیست؟

سخن اسنوک در نگاه نخست ممکن است کمی تیره یا حتی ناامیدکننده به نظر برسد. اگر نمیتوان سرنوشت را تغییر داد، پس تلاش، تصمیمگیری و پذیرش مسئولیت چه فایدهای دارند؟ بااینحال، بخش دوم گفته او معنای متفاوتی به جمله میدهد: انسان شاید کنترل کامل نداشته باشد، اما کاملاً بیاختیار هم نیست.
از این زاویه، سرنوشت و اراده آزاد الزاماً در نقطه مقابل یکدیگر قرار نمیگیرند. ممکن است رویدادی در نتیجه زنجیرهای از تصمیمها رخ دهد و وقتی به گذشته نگاه میکنیم، اجتنابناپذیر به نظر برسد. آن اتفاق بدون انتخابهای کوچک قبلی شکل نمیگرفت، اما پس از وقوع، گویی تمام مسیر به همان نقطه منتهی میشده است.
برای مثال، ممکن است برخورد با یک شخص، پذیرفتن یک پیشنهاد شغلی یا حتی خواندن یک مطلب ساده، بعدها نقطهای تعیینکننده به نظر برسد. شاید احساس کنیم چنین اتفاقی «قسمت» بوده، اما رسیدن به آن همچنان به تصمیمهایی وابسته بوده است: کنجکاو شدن، فرصت دادن، قدم برداشتن و انتخاب یک مسیر از میان چند امکان.
از این منظر، جمله اسنوک دعوت به انفعال نیست. او نمیگوید باید کنار نشست و منتظر ماند تا سرنوشت همهچیز را تعیین کند؛ بلکه یادآوری میکند میزان کنترل ما محدود است. انسان میتواند تصمیم بگیرد، اما نمیتواند تمام پیامدها، واکنش دیگران یا شرایط بیرونی را مدیریت کند.
پذیرش مسیر زندگی بدون انکار قدرت انتخاب
یکی دیگر از برداشتهای ممکن از گفته سارا اسنوک، پذیرش موقعیت کنونی است. هر فرد در زندگی مسیری پیموده که از مجموعهای از انتخابها، فرصتها، اشتباهها و شرایط خارج از کنترل او ساخته شده است. نمیتوان گذشته را تغییر داد، اما میتوان درباره گام بعدی تصمیم گرفت.
این نگاه میتواند آرامشبخش باشد؛ بهویژه در دورههایی که فرد مدام تصمیمهای پیشین خود را زیر سؤال میبرد. پذیرش اینکه همهچیز تحت کنترل ما نیست، فشار رسیدن به نتیجهای بینقص را کاهش میدهد. در عین حال، همان «مقدار اندک کنترل» میتواند برای ایجاد تغییری واقعی کافی باشد.
شاید نتوان تمام مسیر را انتخاب کرد، اما معمولاً میتوان واکنش خود به شرایط را تغییر داد. همین فاصله کوچک میان اتفاق و واکنش، جایی است که اختیار فردی معنا پیدا میکند.
سارا اسنوک درباره استانداردهای غیرواقعی زیبایی
اسنوک تنها درباره سرنوشت دیدگاهی صریح ندارد. او در گفتوگوهای مختلف، از فشارهای واردشده بر زنان، تصویر بدنی و استانداردهای غیرواقعی زیبایی نیز سخن گفته است. این بازیگر در مصاحبهای با نسخه استرالیایی مجله «Vogue» در سال ۲۰۲۱ توضیح داد که دریافت هر نقش تازه گاهی با این فکر همراه میشود که باید بیشتر ورزش کند، تناسب اندام متفاوتی به دست آورد و شبیه تصویری شود که از یک ستاره سینما انتظار میرود.
بااینحال، او این انتظار را زیر سوال برد:
«هر بار از خودم میپرسم آیا واقعاً باید از استانداردی غیرواقعی برای زیبایی پیروی کنم؛ استانداردی که بعداً تداوم پیدا میکند و زنان بیشتری را ناراضی میسازد، چون احساس میکنند نمیتوانند به چیزی برسند که اساساً واقعبینانه نیست؟»
اهمیت این گفته در آن است که اسنوک مسئله را تنها به تجربه شخصی خودش محدود نمیکند. از نگاه او، همراهی چهرههای شناختهشده با معیارهای دستنیافتنی میتواند چرخهای بسازد که احساس ناکافی بودن را در دیگران تقویت کند.
او در واقع میان خواسته شخصی برای تغییر ظاهر و مسئولیت اجتماعی ناشی از بازتولید یک الگوی غیرواقعی تمایز قائل میشود. این همان پرسشی است که بسیاری از بازیگران زن با آن مواجهاند: چه بخشی از تغییرات ظاهری یک انتخاب فردی است و چه بخشی تحت فشار صنعتی شکل میگیرد که بدن زنان را دائماً ارزیابی میکند؟
پذیرش احساسات و سپس تصمیم گرفتن
سارا اسنوک در مصاحبهای دیگر با «Glamour UK» در سال ۲۰۲۱ از روشی گفت که برای مقابله با کمبود اعتمادبهنفس به کار میبرد. او توضیح داد وقتی لباسی آنطور که انتظار داشت روی بدنش نمینشست یا اعتمادبهنفس لازم را احساس نمیکرد، از خودش میپرسید قرار است با این وضعیت چه کند.
اسنوک این گفتوگوی درونی را چنین توصیف کرد:
«آیا قرار است تمام روز یا شب شکایت کنی، یا خودت را جمعوجور میکنی، بیرون میروی و کاری انجام میدهی؟ میتوانی این کار را بکنی و اجازهاش را داری. احساساتت را میپذیرم و حق داری ناراحت باشی، اما تصمیم بگیر.»
او در ادامه پیشنهاد کرد فرد میتواند برای خود شخصیتی جایگزین بسازد که در لحظات دشوار، کمی بیشتر از خود واقعیاش به او باور داشته باشد:
«شخصیتی دیگر برای خودت بساز که کمی بیشتر از میزان باوری که در آن لحظه به خودت داری، به تو ایمان داشته باشد.»
این توصیه به معنای نادیده گرفتن احساسات ناخوشایند نیست. اسنوک ابتدا حق ناراحت بودن را به رسمیت میشناسد و سپس بر انتخاب واکنش تأکید میکند. این نگرش با جمله او درباره سرنوشت نیز هماهنگ است: شاید همیشه نتوان شرایط را کنترل کرد، اما میتوان در محدوده توان خود تصمیمی گرفت.
چرا با دیگران مهربانتریم تا با خودمان؟

اسنوک در همان سال درباره اهمیت افتخار کردن به خود و برخورد مهربانانهتر با خویشتن نیز صحبت کرد. او گفت:
«همیشه احساس نسبتاً قدرتمندی درباره افتخار کردن به خود داشتهام. اغلب متوجه میشوم که زنان با خودشان بسیار بیرحمانهتر از چیزی رفتار میکنند که هرگز درباره دیگران یا با دیگران انجام میدهند. چرا نباید همان گذشت و مهربانی را به خودتان هم هدیه بدهید؟ البته این کار همیشه آسان نیست.»
این گفته بر یک تناقض رایج دست میگذارد: بسیاری از افراد هنگام مواجهه دوستشان با شکست، تغییرات ظاهری یا احساس ناکافی بودن، با همدلی واکنش نشان میدهند؛ اما در موقعیتی مشابه، خودشان را با سختگیرانهترین معیارها قضاوت میکنند.
از دیدگاه اسنوک، مهربانی با خود به معنای انکار ضعفها یا کنار گذاشتن مسئولیت نیست. فرد میتواند احساساتش را بپذیرد، به خودش فرصت بدهد و سپس برای ادامه مسیر تصمیم بگیرد. این همان ترکیب پذیرش و عمل است که در بیشتر گفتههای او دیده میشود.
سهم کوچک اما مهم ما در ساختن آینده
میان گفتههای سارا اسنوک درباره سرنوشت، زیبایی، اعتمادبهنفس و مهربانی با خود، خط فکری مشترکی وجود دارد. او محدودیتها را انکار نمیکند؛ چه این محدودیتها ناشی از شرایط زندگی باشند، چه فشارهای صنعت سرگرمی یا انتظارات اجتماعی. بااینحال، انسان را نیز کاملاً بیقدرت نمیبیند.
شاید نتوانیم همه اتفاقات را تغییر دهیم، اما میتوانیم تصمیم بگیریم چگونه با آنها روبهرو شویم. شاید امکان حذف تمام معیارهای غیرواقعی وجود نداشته باشد، اما میتوانیم از بازتولیدشان خودداری کنیم. شاید اعتمادبهنفس همیشه در دسترس نباشد، اما میتوانیم صدایی درونی بسازیم که در لحظات دشوار کمی بیشتر به ما ایمان داشته باشد.
جمله سارا اسنوک درباره سرنوشت در نهایت نه ستایش تسلیم، بلکه تأکید بر واقعبینی است: کنترل ما بر زندگی کامل نیست، اما همان سهم کوچک نیز بیاهمیت نیست. گاهی یک انتخاب محدود، مسیر مجموعهای از اتفاقات بزرگ را شکل میدهد؛ اتفاقاتی که بعدها ممکن است نامشان را سرنوشت بگذاریم.





