نخستین فیلم بینالمللی جوئل کینامن؛ شکست فضایی «The Darkest Hour» با امتیاز ۱۲ درصد

امروز جوئل کینامن را با نقش ریک فلگ جونیور، بازسازی نهچندان محبوب «RoboCop» و سریال تحسینشده «For All Mankind» از اپل تیوی (Apple TV) میشناسیم، اما سابقه بازیگری او به دوران کودکی بازمیگردد. کینامن در ۱۱ سالگی و با سریال آبکی سوئدی «Storstad» جلوی دوربین رفت و از سال ۱۹۹۰، در ۲۲ قسمت نقش فلیکس لوندستروم را بازی کرد. او سپس مدتی از بازیگری فاصله گرفت و در اوایل دهه ۲۰ زندگیاش به صحنه تئاتر و مقابل دوربین بازگشت.
کینامن در سال ۲۰۱۱ نقشی را به دست آورد که او را به مخاطبان خارج از زادگاهش سوئد معرفی کرد: کارآگاه قتل استیون هولدر در سریال «The Killing» از شبکه ایامسی (AMC). این تریلر جنایی که اکنون از طریق هولو (Hulu) در دسترس است، بااینحال نخستین پروژه بزرگ بینالمللی او نبود. این عنوان به اکشن علمیتخیلی «The Darkest Hour» محصول سال ۲۰۱۱ تعلق دارد.
البته منظور فیلم زندگینامهای تحسینشده وینستون چرچیل با بازی گری اولدمن نیست؛ بلکه همان فیلم حمله بیگانگان است که پیتر بردشاو، منتقد گاردین (The Guardian)، آن را «بسیار ارزان و مضحک» توصیف کرد.

کینامن در سال ۲۰۱۰ در فیلم سوئدی «Easy Money» بازی کرده بود؛ اثری که حتی تایید مارتین اسکورسیزی را به دست آورد. او در همان دوران برای ورود به سینمای بینالمللی برنامهریزی میکرد، اما نمیخواست صرفا بهخاطر آمریکایی بودن یک پروژه، هر پیشنهادی را بپذیرد. کینامن در گفتوگویی با روزنامه اوستران لوکالتیدنینگ گفته بود: «اصلا احساس نمیکنم فقط چون پای آمریکا در میان است، باید هر نقشی را قبول کنم. دنبال چیزهایی میگردم که برایم جالب باشند.»
ظاهرا «The Darkest Hour» یکی از همان پروژههای جالب بود. کینامن در این فیلم نقش تاجری سوئدی را بازی میکند که همراه شرکای تجاری سابق خود و دو گردشگر، وسط حملهای ویرانگر از سوی موجودات فضایی گرفتار میشود و ناچار است برای زنده ماندن بجنگد. البته واکنش منتقدان به فیلم نیز بهاندازه حمله بیگانگان ویرانگر بود.
«The Darkest Hour» را کریس گوراک کارگردانی کرد؛ فیلمسازی که پیش از ساخت این اثر، سابقهای قابلتوجه در مقام مدیر هنری و طراح تولید داشت. گوراک که نخستین تجربه کارگردانیاش را در سال ۲۰۰۶ با «Right at Your Door» پشت سر گذاشت، بهعنوان مدیر هنری در آثاری مانند «Fight Club» و «Minority Report» فعالیت کرده بود. او همچنین طراحی تولید «Blade: Trinity» و یکی از بهترین فیلمهای هیث لجر، یعنی «Lords of Dogtown»، را بر عهده داشت.
احتمالا گوراک نخستین بار در جریان ساخت «Lords of Dogtown» با امیل هرش، بازیگر «The Darkest Hour»، آشنا شد. متاسفانه دومین همکاری آنها حتی به گرد پای فیلمی که تصویری باورپذیر از فرهنگ اسکیتسواری دهه ۱۹۷۰ ارائه میداد نیز نرسید.
داستان «The Darkest Hour» با ورود دو کارآفرین آمریکایی به نامهای شان با بازی امیل هرش و بن با بازی مکس مینگلا به مسکو آغاز میشود. آنها قصد دارند تازهترین اپلیکیشن خود را بفروشند، اما پس از رسیدن به مقصد متوجه میشوند شریک تجاریشان، اسکایلر با بازی جوئل کینامن، بدون اطلاع آنها نسخهای از برنامه را فروخته است.
کمی بعد، شان و بن به یک کلوب شبانه میروند و در آنجا با دو گردشگر به نامهای ناتالی با بازی اولیویا ترلبی و آن با بازی ریچل تیلور آشنا میشوند. هنوز فرصتی برای شکلگیری این آشنایی پیدا نشده که موجوداتی فضایی و نامرئی از راه میرسند؛ مهاجمانی که میتوانند انسانها را ظرف چند ثانیه به خاکستر تبدیل کنند.
ورود بیگانگان با قطعی برق در سراسر جهان همراه میشود و شهرهای بزرگ را به ویرانههایی متروک تبدیل میکند. شان، بن، ناتالی و آن پس از حمله دوباره با اسکایلر همراه میشوند و به دل این برهوت میزنند. از اینجا به بعد، کارآفرینان و گردشگران داستان ناگهان به نیروهایی شبیه کماندوها تبدیل میشوند که توانایی مقابله با مهاجمان پیشرفته فضایی را دارند؛ تحولی که باور کردنش چندان آسان نیست.
تهیهکنندگی فیلم را تیمور بکمامبتوف بر عهده داشت؛ همان تهیهکننده بازسازی «War of the Worlds» با بازی آیس کیوب در سال ۲۰۲۵ که آن فیلم نیز با واکنشهای بسیار منفی روبهرو شد. «The Darkest Hour» هم فاصله چندانی با آن شکست هنری نداشت.
بااینحال، فیلم برخلاف انتظار در گیشه شکست نخورد. «The Darkest Hour» با بودجه ۳۰ میلیون دلاری ساخته شد و ۶۴.۶ میلیون دلار فروش کرد؛ رقمی که احتمالا دستکم هزینههای تولید آن را پوشش داده است. منتقدان اما درست مانند بیگانگان نامرئی فیلم، هیچ رحمی نشان ندادند.
این اثر بر اساس ۶۰ نقد، امتیاز ناامیدکننده ۱۲ درصد را در راتن تومیتوز (Rotten Tomatoes) دارد و حتی یک منتقد برجسته نیز نظر مثبتی دربارهاش ثبت نکرده است. پری نمیروف از وبسایت «Shockya» در یکی از ملایمترین واکنشها نوشت: ««The Darkest Hour» فیلم خوبی درباره حمله بیگانگان نیست؛ اما بههرحال فیلمی درباره حمله بیگانگان است.»
آلونسو دورالده از د رپ با صراحت بیشتری سراغ فیلم رفت و نوشت: «اگر این احمقها امید بشریت هستند، بهتر است اربابان فضایی هرچه زودتر از راه برسند.»

شاید بهترین بخش «The Darkest Hour» جلوه تبدیل شدن انسانها به خاکستر باشد؛ افکتی که انگار ترکیبی از بشکن تانوس و خاکستر شدن خونآشامها در «Buffy the Vampire Slayer» است. بهجز این مورد، فیلم حرف چندانی برای گفتن ندارد؛ اتفاقی تاسفبرانگیز، بهخصوص چون نخستین حضور بینالمللی جوئل کینامن محسوب میشد.
خوشبختانه موفقیت «The Killing» خیلی زود خاطره «The Darkest Hour» را کمرنگ کرد و باعث شد مخاطبان سراسر جهان، کینامن را با یک تریلر جنایی باکیفیت بشناسند، نه فیلمی ضعیف درباره حمله موجودات فضایی. جوئل براون از بوستون گلوب (The Boston Globe) حتی معتقد بود شخصیتپردازی فیلم از یک آگهی تبلیغاتی کارت دیسکاور هم کمرمقتر است.
کینامن سالها بعد در «For All Mankind» بار دیگر با میری انوس، همبازی سابقش در «The Killing»، همراه شد. این سریال از «اپل تیوی» در دسترس است و برای علاقهمندان آثار علمیتخیلی، انتخابی بهمراتب ارزشمندتر از «The Darkest Hour» به شمار میرود.





