جیل واگنر از نقش بابی در فصل سوم «Lioness» و همکاری نزدیک با تیلور شریدان میگوید

جیل واگنر، بازیگر نقش بابی در فصل سوم سریال «Lioness»، از مسیر متفاوتش در این پروژه گفته است؛ مسیری که او را از حضور پررنگ جلوی دوربین به یادگیری تهیهکنندگی در یکی از بزرگترین تولیدات تلویزیونی پارامونت پلاس (Paramount+) رساند. واگنر که در شکلگیری اولیه ایده سریال نیز نقش داشته، توضیح میدهد چگونه بخشی از زندگی واقعیاش، از خطاب کردن تیلور شریدان با عنوان «رئیس» تا خلالدندانی که بابی همیشه در دهان دارد، وارد شخصیت او شده است.
در فصل سوم «Lioness»، بخش عمده اتفاقها بهجای مناطق جنگی خارج از آمریکا، در خاک این کشور رخ میدهد؛ تغییری که فرصت بیشتری برای پرداختن به شخصیتهای قدیمیتر فراهم کرده است. بابی، فرمانده گروه واکنش سریع یا کیوآراف (QRF) و دست راست جو مکنامارا با بازی زویی سالدانیا، در قسمتهای تازه بیش از گذشته به صدای وجدان گروه تبدیل شده است.
با این حال، واگنر پیش از آغاز فصل سوم تصمیم گرفته بود زمان بیشتری را پشت صحنه بگذراند و بابی را از جایگاه شخصیت محوری به حضوری مکملتر ببرد. او که تهیهکننده اجرایی سریال نیز هست، گفت تیلور شریدان (Taylor Sheridan) انتخاب را به خودش سپرده بود: «یادم هست تیلور از من پرسید: “خب، تو تهیهکننده این کاری؛ پس چه میخواهی؟ میخواهی تهیه کنندگی کنی یا بازی؟”»

واگنر توضیح داد که با وجود سالها بازیگری، میل جدیای برای شناختن سازوکار تولید داشته است: «بخش پایانی زندگیام را صرف بازیگری کرده بودم، اما واقعاً دلم میخواست پشت دوربین بروم و بفهمم چه خبر است؛ نه برای اینکه کنترل همهچیز را دست بگیرم، فقط میخواستم او و گروهش را تماشا کنم و از آنها یاد بگیرم. میدانم چه وقتهایی موقعیت یادگیری مهمی پیش میآید که باید واردش شوم. به او گفتم: “ترجیح میدهم بیشتر تهیه کنندگی کنم؛ میخواهم این دنیا را یاد بگیرم.”»
او پیشتر تجربه تولید پروژههای کوچکتر را داشت، اما «Lioness» را تجربهای در مقیاس کاملاً متفاوت توصیف کرد: «این بزرگترین چیز در تلویزیون است؛ در واقع مثل یک فیلم پرهزینه است.»
با وجود این، واگنر نمیخواست بازیگری را کاملاً کنار بگذارد. او با لحنی شوخطبعانه به شریدان گفته بود: «ببین رئیس، فقط بگذار با پسرها بازی کنم؛ بگذار بروم چند آدم بد را بکشم و خوش بگذرانم.» به گفته واگنر، شریدان پاسخ داده بود: «برای تو شخصیتی مینویسم که خیلی سرگرمکننده باشد.»
اما وقتی نقش بابی نخستینبار به او پیشنهاد شد، واگنر احساس ترس و تردید داشت: «وقتی بابی را به من داد، از ترس خشکم زده بود. با خودم میگفتم: “نمیدانم چطور باید این شخصیت را بازی کنم.” تا وقتی موهایم را کوتاه نکردم، نمیدانستم چطور باید نقشش را پیدا کنم.» به نظر میرسد مدل موی کوتاه و خاص بابی، با حالوهوای مولت، همان جزئیاتی بود که کلید ورود واگنر به شخصیت را در اختیارش گذاشت.
کلمه «رئیس» که بابی بارها به کار میبرد نیز اتفاقی نیست. واگنر گفت این عبارت مستقیماً از رابطه خودش با شریدان آمده است: «من از وقتی تیلور رئیس من شد، او را “رئیس” صدا میزنم. نکته بامزه درباره تیلور این است که گاهی فکر میکنی به حرفهایت توجه ندارد. با او گفتوگو میکنی یا مشغول نوشیدن ویسکی هستید و با خودت میگویی هیچکس قرار نیست اینها را به یاد بیاورد، اما واقعیت ندارد.»
او افزود که بخشهایی از داستان بابی ریشه در تجربههای شخصی خودش دارد: «شاید یک دعوا در بار را برای تیلور تعریف کرده بودم و بعد فیلمنامه را خواندم و گفتم: “اوه خدای من، نه!” او میگوید: “هیچچیزی به من نگو.” اما در عین حال، او خیلی خوب میفهمد که چطور بخشهایی از وجود بازیگر را به شکلی طبیعی وارد شخصیت کند؛ کاری که به نظرم خیلی جالب است و نویسندههای زیادی انجامش نمیدهند.»
خلالدندان هم یکی دیگر از نشانههای ظاهری بابی است که معنایی شخصی برای واگنر دارد. او گفت: «خلالدندان از پدرم میآید. پدرم بیشتر عمر من همیشه خلالدندان در دهانش داشت؛ تا جایی که گاهی میگفتم: “خدایا، بابا، با آن میخوابی؟” پس خلالدندان ادای احترامی کوچک به پدرم است. فقط راهی برای خفن به نظر رسیدن بابی نیست؛ معنا دارد.»
پیوند واگنر و شریدان به سالها قبل از ساخته شدن «Lioness» برمیگردد. واگنر یادآوری کرد که شریدان در دهه بیست زندگیاش مربی بازیگری او بوده؛ زمانی که نویسنده و کارگردان آینده، مشغول نوشتن فیلمی کوچک با عنوان «Sicario» بود. او گفت: «آن زمان که با هم درس میخواندیم، میدانستم تیلور یک چیز متفاوت دارد. گاهی فقط میفهمی که طرف قرار است به جایی برسد.»
واگنر در دورهای که احساس میکرد مسیر حرفهایاش روی پرده کند شده، به این فکر افتاده بود که شاید هالیوود آنطور که میخواهد برایش پیش نرود. او گفت: «داشتم برای خودم دلسوزی میکردم و میگفتم: “خب، انگار هالیوود برای من جواب نمیدهد. هیچوقت نتوانستم آن کاری را که میخواستم انجام بدهم.”»
او به همسرش که سابقه فعالیت نظامی دارد، گفته بود دوست دارد نقش یکی از اعضای ارتش را بازی کند. پیشنهاد همسرش ساده بود: برای خودت یک نقش بساز. واگنر ابتدا این ایده را دور از دسترس میدانست: «با خودم گفتم هیچ راهی ندارد بتوانم چیزی خلق کنم. اطلاعات واقعی نداشتم؛ آدمهایی را در ارتش میشناختم، اما اطلاعات درونی نداشتم.» اما همسرش که بیشتر دوران کاریاش در اطلاعات نظامی بوده، به او یادآوری کرد که میتواند از تجربه او کمک بگیرد.
واگنر پس از آشنایی با برنامه «Lioness»، که به واحدهای عملیاتی زنان در ساختار نظامی آمریکا اشاره دارد، به ایده اصلی سریال رسید. او گفت: «این موضوع در من اشتیاقی ایجاد کرد که نسخه واقعی چیزی را ببینم که تصور میکردم زنان در ارتش هستند.» او ایده را با شریدان در میان گذاشت و نویسنده «Yellowstone» آن را گسترش داد؛ همکاریای که در نهایت به شکلگیری «Lioness» و شخصیت بابی انجامید.





