دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
سلبریتی جهان

جاش اوکانر بازیگری میان خیال جمعی و تنهایی پس از پایان فیلمبرداری

بازیگر «Challengers» و «Disclosure Day» در گفت‌وگو با سرشه رونان از دشواری انتخاب نقش‌ها، لذت زندگی موقت در جهان فیلم و حس غریب بازگشت به خانه گفت.

جاش اوکانر معتقد است بازیگری، با همه جذابیت‌ها و تجربه‌های خارق‌العاده‌اش، حرفه‌ای است که می‌تواند آدم را برای مدتی از زندگی واقعی جدا کند؛ جدایی‌ای که هنگام بازگشت، گاهی به احساس تنهایی و عقب‌ماندن از ریتم معمول زندگی می‌انجامد.

این بازیگر ۳۶ ساله که با آثاری چون «Challengers» و «Disclosure Day» شناخته می‌شود، روی جلد شماره تازه مجله «AnOther» رفته و در گفت‌وگویی با سرشه رونان، هم‌بازی‌اش در پروژه «Three Incestuous Sisters»، درباره فراز و فرودهای شغلش صحبت کرده است.

اوکانر سخت‌ترین بخش کار بازیگر را تصمیم‌گیری می‌داند؛ این‌که از میان فیلمنامه‌های متعدد تشخیص دهد کدام پروژه در نهایت به تجربه‌ای درست و اثرگذار تبدیل خواهد شد. او می‌گوید بسیاری از فیلمنامه‌هایی که می‌خواند، از نگاهش شبیه معجزه‌اند: داستانی کامل و شخصیتی که به‌دقت شکل گرفته است. با این حال، به باور او تا زمانی که وارد فرایند ساخت نشوی، نمی‌توانی مطمئن باشی کدام نقش واقعا با تو ارتباط برقرار می‌کند.

اوکانر توضیح داد که مدتی این تردید را به بی‌انگیزگی نسبت می‌داده است؛ از خود می‌پرسیده آیا نسبت به حرفه‌اش بی‌تفاوت شده یا میل و اشتیاقش برای موفقیت را از دست داده است. اما اکنون نگاه دیگری دارد: «فکر نمی‌کنم مسئله این باشد. دارم متوجه می‌شوم که اغلب فیلم‌های سخت، پیچیده و پرتنش، همان‌هایی هستند که در پایان موفق از کار درمی‌آیند.»

برای او، مهم‌ترین بخش بازیگری نه صرفا نتیجه نهایی یا اعتبار یک پروژه، بلکه تجربه زیستن در مسیر ساخت آن است. اوکانر می‌گوید کار بازیگر برای مدتی جهان واقعی را خاموش و جهان خیال را روشن می‌کند؛ نه فقط با بازی در نقش یک شخصیت، بلکه در تمام سبک زندگی گروهی که هنگام فیلمبرداری شکل می‌گیرد.

او نمونه‌ای از سه ماه اخیر زندگی‌اش را یادآور شد؛ دوره‌ای که همراه گروه تولید در یک جزیره آتشفشانی زندگی کرده، با هم غذا خورده‌اند، شنا کرده‌اند و از آتشفشان بالا رفته‌اند. از نگاه او، چنین تجربه‌ای می‌تواند یکی از زیباترین امتیازهای حرفه بازیگری باشد؛ یک زندگی فشرده، مشترک و موقت که در آن رفاقت، کار و ماجراجویی در هم گره می‌خورند.

اما پایان پروژه روی دیگری هم دارد. اوکانر از مواجهه با زندگی عادی پس از بازگشت می‌گوید: دوستانی که در غیابش دوستی‌های تازه ساخته‌اند، آدم‌هایی که از روستا رفته‌اند، باغی که نیاز به رسیدگی دارد و قبض‌هایی که منتظر پرداخت‌اند. زندگی در غیاب بازیگر متوقف نمی‌شود و همین موضوع بازگشت را به تجربه‌ای عجیب بدل می‌کند.

او به جمله‌ای از داکوتا جانسون، هم‌بازی‌اش در «Three Incestuous Sisters»، اشاره کرد که به نظرش با سادگی، واقعیتی مهم را روشن می‌کند: وقتی سه ماه از خانه و زندگی دوری، در پایان هر روز کاری تنها به اقامتگاهت برمی‌گردی. اوکانر این وضعیت را تجربه‌ای «بسیار منزوی‌کننده» توصیف کرد.

جاش اوکانر این هفته اجراهای خود را در تولید تازه تئاتری «Golden Boy» در لندن آغاز می‌کند. حرف‌های او یادآور این نکته است که بازیگری فقط فرش قرمز، تشویق و زندگی در قاب سینما نیست؛ پشت هر نقش، سفرهایی طولانی، رابطه‌هایی موقت و بازگشت‌هایی وجود دارد که گاهی از خود فیلم هم پیچیده‌ترند.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا