اندرو گارفیلد از «The Uprising»: خشم مردم از بیعدالتی جهانی است و میلیاردرها باید بترسند

اندرو گارفیلد در فیلم تاریخی «The Uprising» به کارگردانی پل گرینگرس، نقش کشاورزی داغدار را بازی میکند که در دل شورش دهقانان انگلستان در سال ۱۳۸۱ میلادی، به نمادی از مقاومت در برابر قدرت و مالیاتهای سنگین تبدیل میشود. گارفیلد میگوید این داستان تاریخی، بازتابی نگرانکننده از جهان امروز و خشم مشترک مردم در برابر نابرابری است.
کارزار تبلیغاتی «The Uprising» در هفتههای اخیر با ابهامی درباره ارتباط فیلم با افسانه رابین هود خبرساز شد. در مقطعی، عبارت «The Rise of Robin Hood» در تبلیغات فیلم دیده شد و برخی تصور کردند عنوان اثر به «The Uprising: The Rise of Robin Hood» تغییر کرده است؛ اما بعدتر مشخص شد این عبارت صرفاً شعار تبلیغاتی است و عنوان اصلی فیلم همان «The Uprising» باقی میماند. نام اولیه فیلمنامه گرینگرس نیز «The Hood» بوده است.
اندرو گارفیلد که به گفته خودش چند هفتهای از شبکههای اجتماعی فاصله گرفته، میگوید اساساً از این جنجال تبلیغاتی بیخبر بوده است. او با اشاره به دوریاش از فضای آنلاین گفت: «این ماجرا تا حد زیادی از کنارم رد شد. سه هفته است که از شبکههای اجتماعی دور بودهام. حس عجیبی دارد، اما خوب است. به فوکوس فیچرز و پل گرینگرس اعتماد دارم و به این فیلم هم اعتماد دارم که راهش را به سمت تماشاگرانی که باید پیدا کند.»
«The Uprising» در سال ۱۳۸۱ میلادی میگذرد و داستان شخصیت گارفیلد را دنبال میکند؛ کشاورزی که فقط با لقب «شخمزن» شناخته میشود. او در کنار چهرههای واقعی تاریخ، وات تایلر با بازی کازمو جارویس و جان بال با بازی جیمی بل، در شورش دهقانان علیه نظام مالیاتی سختگیرانه و شورای قدرتمندان حاکم بر انگلستانِ ریچارد دوم نقش میگیرد.
پیوند فیلم با رابین هود به این معنا نیست که تماشاگران با معرفی مستقیم یک قهرمان کمانبهدست روبهرو خواهند شد. گارفیلد تأکید دارد که فیلم بیشتر به روح و کهنالگوی رابین هود علاقهمند است تا بازآفرینی متعارف آن افسانه. او گفت: «وجه رابین هودی فیلم بیشتر انرژی و کهنالگویی است که در دل داستان ما پدیدار میشود. این چهره در دورههایی از ناخودآگاه و از دل زمین سر برمیآورد که مردم عادی احساس میکنند بیقدرت، مورد سوءاستفاده، تحقیر و جداشده از شأن زندگی خود هستند.»
لقب «شخمزن» نیز اشارهای به منظومه «Piers Plowman» اثر ویلیام لنگلند دارد؛ اثری متعلق به قرن چهاردهم که پیش از شورش دهقانان نوشته شد و از نخستین اشارههای ادبی به رابین هود را در خود دارد. «The Uprising» این ایده را پیش میکشد که مقاومت طبقات فرودست انگلستان، به شکلگیری و تقویت روایتهای بعدی درباره قانونشکنِ عدالتخواهی چون رابین هود کمک کرده است.
گارفیلد درباره این کهنالگو و پیوندش با شخصیت شخمزن توضیح داد: «وقتی آدمها میفهمند سیستم به نفعشان نیست و در واقع علیه آنها و علیه شأن روحشان عمل میکند، انرژی قانونشکنانهشان از خلق کردن، ارتباط گرفتن و پیدا کردن حس تعلق میآید. فرقی نمیکند اجازهاش را از بالا بگیرند یا نه؛ این تعلق، حق ذاتی انسان است؛ تعلق به زمین، چیزی که این کهنالگوها نمادش هستند.»
بازیگر «The Social Network» معتقد است واکنش مردم به فیلمهای مستقل و غیرمجموعهای در سالهای اخیر، بیش از هر زمان دیگری غیرقابل پیشبینی شده است. او به جنجال قدیمیتر فیلم عاشقانه «We Live in Time» اشاره کرد؛ زمانی که تصویری از خودش و فلورنس پیو در کنار یک اسب چرخوفلک با چهرهای عجیب، به شکلی غیرمنتظره در اینترنت وایرال شد.
گارفیلد با شوخطبعی گفت: «ما در زمانه آشوب زندگی میکنیم. هیچ فرمولی برای کشاندن مردم به دیدن یک فیلم وجود ندارد. فرقی نمیکند من بال مرغ با سس تند بخورم، مردم درباره رابین هود حرف بزنند یا یک اسب دیوانه در اینترنت معروف شود؛ من واقعاً به این فیلم باور دارم. هر چیزی که باعث شود مردم آن را در یک تجربه جمعی ببینند، امید، رؤیا و دعای من است. پس اسب دیوانه را هم بیاورید.»
او همچنین درباره مهارتهای غیرمنتظره شخصیتش در میدان نبرد گفت شخمزن گذشته پنهان یا آموزش نظامی ویژهای ندارد. از نگاه گارفیلد، مردمان آن دوره برای زنده ماندن ناچار بودند توانایی مبارزه و محافظت از خود را داشته باشند: «این مسئله از آموزش رسمی نمیآمد؛ نوعی نیاز غریزی شبیه زندگی شکارچیـگردآورنده بود. مردان آن دوره ریتمی فیزیکی، خشن و آماده داشتند؛ غریزه محافظت و توانایی بدنی.»
گارفیلد در توضیح حس جهتیابی و غریزه شخصیتش افزود نزدیکی شخمزن به زمین و طبیعت، منشأ این تواناییهاست: «او نوعی بومیبودن و تعلق به ریتم طبیعت و فصلهایش را در خودش پرورش داده است. در طول داستان، هویتش فرسوده میشود تا به هسته خام و غریزی انسانیتش برسد.»
بخش مهمی از گفتوگوی گارفیلد به خشم عمیق شخصیتش و ارتباط آن با وضعیت امروز جهان اختصاص داشت. او پیشتر در نشست پرسشوپاسخ فیلم گفته بود امیدوار است یک درصد ثروتمند جامعه از «The Uprising» «بهشدت بترسند». گارفیلد حالا توضیح میدهد که خشم موجود در فیلم را تنها به تجربه فردی یا گذشته تخیلی شخصیتش محدود نمیکند.
او گفت: «این احساس به ترکیبی از خاطرههای شخصی، تجربهها، نیاکان، تخیل و همدلی تبدیل میشود. اکنون در جهان خشم فراگیری وجود دارد؛ خشمی که بعضیها از آن آگاهاند، بعضی نادیدهاش میگیرند و بعضی هم خودشان را دربارهاش فریب میدهند. همه ما اشتیاق عمیقی برای اتصال دوباره به سرچشمه زندگی و معنای انسان بودن داریم.»
به باور او، انسان امروز از حس تعلق به زمین، به دیگران و حتی به شأن روح خود فاصله گرفته است: «نوعی زندان وجود دارد که همه ما در آن گرفتاریم و ما را از تعلق به این زمین، به خودمان، به یکدیگر و به کرامت روحمان جدا میکند. ما عمیقاً آرزوی بازگشت به این تعلق را داریم، اما رسیدن به آن ساده نیست، چون باید به پایین برویم، نه به بالا.»
گارفیلد با انتقاد از میل انسان معاصر به فرار از مشکلات، افزود: «امروز وسواس عجیبی برای بالا رفتن از همه مسائل داریم؛ حتی رفتن به سیارهای دیگر برای حلشان. این هیچ مشکلی را حل نمیکند. به نظرم راهحل، مسیر مخالف و شاید خلاف شهود است: پایین رفتن؛ از میان درد، خشم، رنج و اضطرابمان. زخمهای ما همان چیزی هستند که همهمان را به هم وصل میکنند.»
او ادامه داد: «در آن عمق است که ارتباطمان با طبیعت و با یکدیگر را پیدا میکنیم. آنجا میفهمیم که ما نگهبانان این معجزه به نام زندگی و سیاره زمین هستیم، نه سلطهگران آن و نه قربانیانش.»
اندرو گارفیلد در پاسخ به پرسشی درباره دیدگاهش نسبت به بحران ایمان و فروریختن ساختارهای اجتماعی نیز گفت به نتیجهگیری قطعی نرسیده، اما بیش از همیشه به نیاز انسان برای ارتباط جمعی باور دارد. او تأکید کرد: «سیستمهای فعلی ما در خدمت ارتباط عمیق ما با زمین و تعلقمان به زندگی نیستند. جهان امروز مرکز ندارد؛ آشوب، اضطراب و ترس وجود دارد. ساختارهای فعلی در حال فروپاشی پراکندهاند و به نظرم این اتفاق لازم و حتی خوب است. در همین زمان، مهم است که هرکدام از ما مرکز خودمان را پیدا کنیم تا از دل آن، سیستم تازهای بر پایه چیزی اصیلتر شکل بگیرد.»

گارفیلد همچنین گفت هنوز فیلم تازه تام هالند، «Spider-Man: Brand New Day»، را ندیده است. او با خنده از دوری اخیرش از جریان روزمره خبرها و اکرانها گفت: «هنوز ندیدهام. کمی از دنیا دور بودهام، اما خدا را شکر هنوز روی پرده است و میخواهم ببینمش. “The Odyssey” را هم هنوز ندیدهام. فکر میکنم تنها آدم زندهای هستم که این فیلمها را ندیده، اما شنیدهام هر دو فوقالعادهاند. واقعاً مشتاقم بروم و از دوستانم حمایت کنم. سینما برگشته، عزیزم.»
او در بخش دیگری از این گفتوگو، درباره تصمیم جسی آیزنبرگ برای بازنگشتن به نقش مارک زاکربرگ در فیلم «The Social Reckoning»، اثر تازه آرون سورکین و همراه «The Social Network»، نیز با احتیاط صحبت کرد. گارفیلد گفت: «او در آن نقش و آن فیلم بهشکل بینقصی اساسی و تعیینکننده بود. من آنقدر که دوست دارم، از دنیای درونی ذهنش خبر ندارم؛ یکی از درخشانترین ذهنهایی که دیدهام. واقعاً نظر مشخصی ندارم، اما جرمی استرانگ، آرون سورکین و همه بازیگران را دوست دارم و برای دیدن فیلم هیجانزدهام.»
گارفیلد بهزودی در «Artificial» ساخته لوکا گوادانینو، نقش سم آلتمن، مدیرعامل اوپنایآی (OpenAI)، را بازی میکند. او با وجود نگرانیها درباره هوش مصنوعی، معتقد است فناوری نمیتواند جای روح انسانی را بگیرد: «خمیردندان قطعاً از تیوب بیرون آمده، اما این به معنی منسوخ شدن ما نیست. من امید زیادی دارم که انسانیت دوام بیاورد و روح انسان قابل کپیبرداری یا مصنوعیسازی نیست.»
او افزود: «هوش مصنوعی از اسمش پیداست؛ مصنوعی است. هوش روحی نیست و هوش انسانی هم نیست. شاید قبلاً اشتباه کرده باشم، اما عمیقاً به انسانها و به تکرارنشدنی بودن روح و جان انسانی باور دارم. ابزارهای تازه عالیاند، اما برای من هرگز جای تجربه رفتن به سینما، تئاتر یا شنیدن موسیقی زنده را نمیگیرند.»





