دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
نگاهی اجمالی

۲۳ سال از پایان سه‌گانه «El Mariachi» گذشت؛ مسیری که رابرت رودریگز را به هالیوود رساند

۲۳ سال از زمانی می‌گذرد که رابرت رودریگز سه‌گانه‌ای را به پایان رساند که نامش را بر سر زبان‌ها انداخت. رودریگز نمونه تمام‌عیار یک فیلم‌ساز خودساخته است؛ کسی که پیش از رسیدن به نوجوانی، همراه دوستانش فیلم می‌ساخت و با گذشت زمان، قدم‌به‌قدم مهارت‌هایش را پرورش داد. او ابتدا سراغ فیلم‌های کوتاه رفت و بعد تصمیم گرفت نخستین فیلم بلند خود را بسازد.

رودریگز نه ارتباطی در صنعت سینما داشت و نه سرمایه‌گذاری که هزینه پروژه‌اش را تامین کند، بنابراین ناچار شد راهی برای پرداخت مخارج فیلم پیدا کند. او در کتاب خاطراتش با عنوان «Rebel Without a Crew» توضیح داده که با شرکت در آزمایش‌های بالینی پزشکی، ۷ هزار دلار پس‌انداز کرد و این پول را صرف ساخت «El Mariachi» کرد.

رودریگز پس از فروش آن فیلم، وارد سیستم استودیویی شد و سه سال بعد دنباله‌اش را با عنوان «Desperado» ساخت. او سرانجام با اکران «Once Upon a Time in Mexico» در ۱۲ سپتامبر ۲۰۰۳، داستانی را که مسیر حرفه‌ای‌اش را تغییر داده بود، به یک سه‌گانه تبدیل کرد.

رودریگز هزینه ساخت «El Mariachi» را با درآمد حاصل از آزمایش‌های پزشکی و کمک دوستش آدریان کانو تامین کرد. هدف اولیه او این بود که فیلم را برای مخاطبان اسپانیایی‌زبان به فروشگاه‌های ویدیویی بفروشد، اما حضور اثر در جشنواره فیلم ساندنس (Sundance Film Festival) ورق را برگرداند. «El Mariachi» جایزه منتخب تماشاگران را به دست آورد و شرکت کلمبیا پیکچرز (Columbia Pictures) امتیاز آن را خرید. این شرکت با اختصاص بودجه بیشتر، فیلم را برای اکران آماده و سپس توزیع کرد؛ موفقیتی که راه رودریگز را برای ساخت پروژه‌های بزرگ‌تر باز کرد.

سه سال بعد، «Desperado» با بازی آنتونیو باندراس در نقش ال ماریاچی و سلما هایک در نقش معشوقه او اکران شد. این فیلم سلما هایک را نیز به چهره‌ای شناخته‌شده در سینمای آمریکا تبدیل کرد. رودریگز پس از همکاری با کوئنتین تارانتینو در دو فیلم، پروژه استودیویی «The Faculty» را کارگردانی کرد و سپس به تولید مستقل آثار خودش روی آورد.

او در سال ۲۰۰۳ آماده بود به داستانی بازگردد که باعث شهرتش شده بود. رودریگز نویسندگی و کارگردانی «Once Upon a Time in Mexico» را بر عهده گرفت و گروهی پرستاره را کنار هم جمع کرد. آنتونیو باندراس بار دیگر در نقش ال ماریاچی ظاهر شد؛ مردی که مامور سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سندز با بازی جانی دپ، او را برای کشتن امیلیانو مارکز استخدام می‌کند. مارکز ژنرال فاسد ارتش مکزیک است که ماموریت دارد در جریان تلاشی برای سرنگونی دولت، رییس‌جمهوری مکزیک را به قتل برساند.

میکی رورک در نقش بیلی چمبرز، یک فراری آمریکایی، بازی کرد و دنی ترخو نیز نقش ال کوکوی را بر عهده داشت؛ متحدی که به ال ماریاچی خیانت می‌کند. اوا مندس، انریکه ایگلسیاس، چیچ مارین و ویلم دفو نیز در این فیلم حضور داشتند و سلما هایک بار دیگر به مجموعه بازگشت.

«Once Upon a Time in Mexico» با بودجه ۲۹ میلیون دلاری ساخته شد و ۹۸.۸ میلیون دلار در گیشه فروخت. این فیلم در وب‌سایت راتن تومیتوز (Rotten Tomatoes) امتیاز ۶۶ درصد منتقدان و ۶۴ درصد مخاطبان را کسب کرد.

سه‌گانه مکزیک نقشی کلیدی در تبدیل‌شدن رابرت رودریگز به یکی از موفق‌ترین فیلم‌سازان مستقل هالیوود داشت. او میان ساخت «The Faculty» برای میرامکس (Miramax) و «Once Upon a Time in Mexico»، کمی تغییر مسیر داد و سه فیلم خانوادگی از مجموعه «Spy Kids» را طی سه سال روانه پرده کرد. رودریگز در همین دوره تصمیم گرفت از شیوه مرسوم فیلم‌سازی استودیویی فاصله بگیرد و همه مراحل تولید را در استودیوی شخصی خود، ترابل‌میکر استودیوز (Troublemaker Studios)، انجام دهد.

این مجموعه ابتدا استودیویی کوچک در ملک شخصی رودریگز در آستین تگزاس بود، اما اکنون در محل سابق فرودگاه شهری رابرت مولر فعالیت می‌کند. رودریگز پس از پایان سه‌گانه مکزیک، با خالق کمیک، فرانک میلر، همراه شد تا «Sin City» را به‌صورت مشترک کارگردانی کند.

وقتی انجمن کارگردانان آمریکا (Directors Guild of America) اعلام کرد که او نمی‌تواند نام میلر را به‌عنوان کارگردان مشترک ثبت کند، رودریگز از این انجمن کناره‌گیری کرد؛ تصمیمی که فرصت کارگردانی «John Carter of Mars» را از او گرفت. بااین‌حال، این اتفاق مانع ادامه مسیرش نشد. او فیلم‌های متعددی از جمله «The Adventures of Sharkboy and Lavagirl»، «Planet Terror» و «Machete» را در استودیوی خود ساخت و حتی فرصت یافت پروژه پرهزینه «Alita: Battle Angel» را با جیمز کامرون به سرانجام برساند.

هیچ‌یک از این موفقیت‌ها بدون شروع خیره‌کننده «El Mariachi» امکان‌پذیر نبود؛ فیلمی که به رودریگز فرصت داد داستانش را در قالب یک سه‌گانه کامل کند. او با ۷ هزار دلار از پول خودش، گروهی متشکل از بازیگران عمدتا ناشناخته و امکاناتی محدود، فیلمی ساخت که بسیار بزرگ‌تر از بودجه واقعی‌اش به نظر می‌رسید.

همین موفقیت باعث شد رودریگز بتواند ستاره‌ای مانند آنتونیو باندراس را برای دنباله فیلم جذب کند و هم‌زمان زمینه شهرت سلما هایک را در آمریکا فراهم آورد. این مسیر سرانجام ۲۳ سال پیش به پایان رسید؛ زمانی که رابرت رودریگز داستان مرد مرگباری به نام ال ماریاچی را کامل کرد، جنگجویی که خالقش را به یکی از چهره‌های مهم هالیوود تبدیل کرد.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا