دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
چهره ها

توصیه الهام‌بخش دیزی ادگار-جونز به هنرمندان جوان: از شکست نترسید

ستاره «Normal People» شکست را بخشی ارزشمند از مسیر خلاقیت می‌داند؛ تجربه‌ای که به هنرمندان کمک می‌کند جسورتر شوند، ریسک کنند و از محدوده امن خود بیرون بیایند

دیزی ادگار-جونز برای بسیاری از مخاطبان هنوز همان ماریان آرام و زخم‌خورده سریال «Normal People» است؛ شخصیتی که در پایان داستان، با وجود جدایی احتمالی از کانل، اطمینان داشت هر دو سرانجام حال خوبی خواهند داشت. آن نقش احساسی، مسیر حرفه‌ای این بازیگر بریتانیایی را تغییر داد و نخستین نامزدی‌های بفتا و گلدن گلوب را برایش به همراه آورد.

بااین‌حال، موفقیت ادگار-جونز یک‌شبه و بدون شکست به دست نیامد. او پیش از شناخته شدن بارها در آزمون‌های بازیگری شرکت کرد، پاسخ منفی شنید و ناچار شد کنار آمدن با رد شدن را بیاموزد. حالا تجربه همان روزها به توصیه‌ای مهم برای جوانانی تبدیل شده است که می‌خواهند وارد هنر شوند: شکست را نه نشانه پایان، بلکه بخشی ضروری از فرایند یادگیری ببینید.

نقل‌قول دیزی ادگار-جونز درباره شکست

ادگار-جونز در گفت‌وگویی با مجله ال در سال ۲۰۲۵، خطاب به جوانان علاقه‌مند به فعالیت هنری گفت:

«توصیه من به جوانانی که می‌خواهند هنر را دنبال کنند این است که پذیرای شکست باشند و از آن درس بگیرند. شکست بخش بسیار ارزشمندی از فرایند است. دشوارترین کارهایی که انجام داده‌ام یا تجربه‌هایی که بیشترین فشار را به من وارد کرده‌اند، بعدها برایم ارزشمندتر از همه بوده‌اند؛ چون بیشترین چیزها را از آن‌ها آموخته‌ام.»

این نگاه، شکست را از یک نتیجه ناامیدکننده به ابزاری برای رشد تبدیل می‌کند. رد شدن در یک آزمون بازیگری، موفق نبودن یک پروژه یا انتخاب مسیری که به نتیجه مطلوب نمی‌رسد، لزوماً به معنای نداشتن استعداد نیست. گاهی همین تجربه‌ها نقاط ضعف را آشکار می‌کنند، انعطاف‌پذیری فرد را افزایش می‌دهند و او را برای فرصت‌های بعدی آماده‌تر می‌سازند.

موفقیت «Normal People» و آغاز مسیری تازه

اقتباس تلویزیونی رمان سالی رونی، دیزی ادگار-جونز را به مخاطبان گسترده‌تری معرفی کرد. رابطه پیچیده ماریان و کانل، با بازی پل مسکال، یکی از مهم‌ترین عوامل محبوبیت «Normal People» بود. بازی کنترل‌شده و درونی ادگار-جونز نیز باعث شد شخصیت ماریان با تمام آسیب‌پذیری، تنهایی و مقاومتش باورپذیر باشد.

این موفقیت می‌توانست او را به سمت نقش‌هایی مشابه ببرد، اما ادگار-جونز ترجیح داد خود را به یک قالب محدود نکند. او به‌جای تکرار نقش دختری حساس در یک درام عاشقانه، سراغ ژانرها و شخصیت‌هایی رفت که هرکدام چالش متفاوتی پیش رویش می‌گذاشتند.

در «Where the Crawdads Sing» نقش دختر جوان و مستقلی را بازی کرد که برای اثبات بی‌گناهی خود در پرونده قتل دوست‌پسر سابقش می‌جنگد. سپس در تریلر متفاوت و پرتنش «Fresh» مقابل سباستین استن قرار گرفت و وارد فضایی شد که میان وحشت، طنز سیاه و نقد روابط مدرن حرکت می‌کرد.

او در سال ۲۰۲۲ نیز با ایفای نقشی مکمل در درام جنایی «Under the Banner of Heaven» دومین نامزدی گلدن گلوب خود را به دست آورد. حضور در فیلم پرهزینه «Twisters» مرحله دیگری از تجربه‌گرایی او بود و نشان داد ادگار-جونز می‌خواهد هم‌زمان در تولیدات مستقل، درام‌های تلویزیونی و آثار جریان اصلی فعالیت کند.

معنای عمیق‌تر حرف دیزی ادگار-جونز چیست؟

پیام اصلی این بازیگر صرفاً تحمل شکست نیست؛ او از پذیرش آگاهانه احتمال شکست حرف می‌زند. کسی که می‌خواهد کار خلاقانه انجام دهد، نمی‌تواند همیشه مطمئن‌ترین مسیر را انتخاب کند. خلق کردن با خطر قضاوت شدن، دیده نشدن یا حتی رسیدن به نتیجه‌ای ضعیف همراه است.

ترس بیش از اندازه از شکست معمولاً فرد را به سمت انتخاب‌های امن سوق می‌دهد. چنین انتخاب‌هایی شاید احتمال انتقاد را کاهش دهند، اما فرصت کشف توانایی‌های تازه را نیز از بین می‌برند. ادگار-جونز در مسیر حرفه‌ای خود کوشیده است میان موفقیت تجاری و کنجکاوی هنری تعادل برقرار کند؛ به همین دلیل از عاشقانه و جنایی تا وحشت و فیلم‌های پرهزینه را تجربه کرده است.

این توصیه فقط به بازیگران یا هنرمندان محدود نمی‌شود. نویسنده‌ای که از واکنش مخاطب می‌ترسد، کارآفرینی که جرئت آزمایش یک ایده تازه را ندارد یا دانشجویی که از انتخاب مسیری دشوار دوری می‌کند، ممکن است پیش از هر شکست واقعی، خودش امکان پیشرفت را از بین ببرد. رشد زمانی آغاز می‌شود که فرد نتیجه را کاملاً در اختیار خود نداند، اما همچنان حاضر باشد تلاش کند.

انتخاب نقش‌های دشوار به‌جای حرکت در مسیر امن

کارنامه دیزی ادگار-جونز پس از «Normal People» بازتاب همان فلسفه‌ای است که درباره شکست بیان می‌کند. او علاقه دارد نقش‌هایی را انتخاب کند که هنوز تجربه نکرده و وارد ژانرهایی شود که ممکن است واکنش‌های متفاوتی برانگیزند.

این رویکرد در پروژه‌های تازه او نیز دیده می‌شود. ادگار-جونز قرار است در اقتباس جدید «Sense and Sensibility» نقش یکی از قهرمانان دنیای جین آستن را ایفا کند. نام او همچنین با اثر عاشقانه مدرن «Tomorrow, and Tomorrow, and Tomorrow»، سریال کمدی «Mosquito» و فیلم سرقتی «Here Comes the Flood» گره خورده است.

تنوع این پروژه‌ها نشان می‌دهد او نمی‌خواهد تنها به تصویری که «Normal People» از او ساخته بود وفادار بماند. هر نقش تازه می‌تواند با موفقیت یا شکست همراه شود، اما برای ادگار-جونز، آزمودن مسیری جسورانه ارزشمندتر از تکرار یک فرمول تضمین‌شده است.

سه نقل‌قول دیگر از دیزی ادگار-جونز درباره آزادی و جسارت

نگاه ادگار-جونز به شکست با دیدگاه گسترده‌تر او درباره آزادی فردی و انتخاب‌های حرفه‌ای ارتباط دارد. او در گفت‌وگویی با مجله هانگر در سال ۲۰۲۲، آزادی را چنین توصیف کرد:

«آزادی می‌تواند معانی زیادی داشته باشد، اما در حال حاضر، آزادی بیان کردن خود، تبدیل شدن به واقعی‌ترین نسخه خود و رها شدن از نگرانی درباره نظر دیگران برایم اهمیت ویژه‌ای دارد.»

او در مصاحبه سال ۲۰۲۵ خود با ال نیز توضیح داد که تمرکز بیش از اندازه بر خوب یا بد تلقی شدن یک اثر می‌تواند جسارت هنری را محدود کند:

«طبیعی است که بخواهم آثاری بسازم که با مخاطب ارتباط برقرار کنند و تحسین منتقدان را به دست آورند، اما می‌خواهم در کارم شجاع باشم و بدون ترس پیش بروم. اگر بیش از اندازه نگران خوب یا بد بودن چیزی باشید، نمی‌توانید چنین کاری انجام دهید. تنها باید ببینید آن اثر برایتان حقیقت دارد یا نه؛ اگر با شما حرف می‌زند، تمام توانتان را برایش بگذارید. می‌خواهم جز آنچه مقابلم قرار دارد، نگران چیز دیگری نباشم.»

ادگار-جونز در گفت‌وگوی سال ۲۰۲۶ خود با ووگ بریتانیا نیز همین نگرش را با جمله‌ای کوتاه‌تر و صریح‌تر بیان کرد:

«هرچه بزرگ‌تر می‌شوم، ترجیح می‌دهم حرکتی بسیار جسورانه در جهت اشتباه انجام دهم تا اینکه بیش از اندازه محتاط بازی کنم.»

شکست می‌تواند آغاز یک مسیر بهتر باشد

تجربه دیزی ادگار-جونز یادآوری می‌کند که موفقیت‌های قابل مشاهده، معمولاً بر مجموعه‌ای از پاسخ‌های منفی، انتخاب‌های دشوار و تجربه‌های نامطمئن بنا شده‌اند. مخاطب نتیجه نهایی را می‌بیند، اما پشت هر نقش ماندگار می‌تواند ده‌ها آزمون ناموفق و فرصت ازدست‌رفته وجود داشته باشد.

ارزش شکست زمانی آشکار می‌شود که از آن برای شناخت بهتر خود و اصلاح مسیر استفاده کنیم. قرار نیست هر ریسک بزرگی به موفقیت منتهی شود؛ گاهی حرکت جسورانه واقعاً در جهت اشتباه است. بااین‌حال، همان تجربه ممکن است چیزی به ما بیاموزد که در امن‌ترین مسیر هرگز کشف نمی‌کردیم. توصیه ادگار-جونز نیز دقیقاً همین است: نگذارید ترس از زمین خوردن، شما را از برداشتن نخستین قدم بازدارد.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا