برای دریافت سریع‌تر اخبار ما، سایت را در گوگل دنبال کنید

دنبال کردن ...
نقد و بررسی

نقد و بررسی فیلم «Animals» (حیوانات)؛ نجات یک کودک به معامله قدرت تبدیل می‌شود

بن افلک در تریلری درباره جاه‌طلبی، خانواده و ریاکاری سیاسی، پرسش‌های درستی مطرح می‌کند؛ اما میان هیاهوی بحران‌ها و پیچش‌های داستانی، فرصت پاسخ دادن به آن‌ها را از دست می‌دهد.

ارزش جان یک کودک چقدر است، وقتی پدرش نه صاحب خانه، بلکه کارگر آن خانه باشد؟ «حیوانات» می‌توانست از همین پرسش، تریلری اخلاقی و آزاردهنده بسازد؛ فیلمی که فاصله میان شعارهای انسان‌دوستانه و تصمیم‌های واقعی را اندازه بگیرد. بن افلک موقعیت مناسبی انتخاب کرده است: سیاستمداری که زندگی خصوصی و آینده عمومی‌اش در یک شب بحرانی به هم گره می‌خورند. مشکل، کمبود ایده نیست؛ ناتوانی در تبدیل ایده‌های متعدد به تجربه‌ای منسجم است. فیلم پیوسته حادثه تولید می‌کند، اما کمتر اجازه می‌دهد پیامد آن حادثه عمق پیدا کند.

مارک کیمبال، نامزد شهرداری لس‌آنجلس، سرمایه خانواده را بدون مشورت با همسرش صرف کارزار انتخاباتی کرده است. برای او پیروزی سیاسی، هم اثبات شایستگی است و هم راه نجات مالی. تماس آدم‌ربایان این محاسبه را برهم می‌زند: برای بازگرداندن پسرش باید پولی فراهم کند که دیگر در اختیار ندارد. هنگامی که معلوم می‌شود کودک ربوده‌شده پسر رامون است، بحران شکل دیگری می‌گیرد. اکنون مسئله فقط توان پرداخت نیست؛ این است که مارک برای فرزند دیگری حاضر است چه چیزی را قربانی کند.

شباهت موقعیت مرکزی «Animals» (حیوانات) با «بالا و پایین» آکیرا کوروساوا روشن است، اما این شباهت به‌خودی‌خود ایراد محسوب نمی‌شود. مسئله، میزان دگرگونی و غنایی است که زمینه تازه به پرسش قدیمی می‌بخشد. انتقال داستان به فضای انتخابات شهری می‌توانست مفهوم مسئولیت عمومی را به مسئولیت فردی پیوند بزند. نامزدی که از مردم رای می‌خواهد، ناگهان باید نشان دهد «مردم» در زبان او چه کسانی هستند. فیلم این امکان را تشخیص می‌دهد، ولی اغلب به تهدید رسوایی و محاسبه محبوبیت محدودش می‌کند.

کیمبال در برخورد با رای‌دهندگان لاتین‌تبار، تصویری همراه و فراگیر از خود می‌سازد؛ بااین‌حال، نگرانی از هزینه سیاسی، رفتار او با رامون را تعیین می‌کند. این شکاف، هسته بالقوه شخصیت است. سیاست برای مارک صرفا مجموعه‌ای از باورها نیست، بلکه مهارتی در تنظیم ظاهر است. افلک در بعضی لحظات، تلاش او برای حفظ چهره مردی معقول را خوب نشان می‌دهد: مکث پیش از پاسخ، تغییر لحن و کوشش برای تبدیل ترس به تصمیم مدیریتی. اما فیلمنامه کمتر روشن می‌کند کجا خودفریبی پایان می‌یابد و فریب آگاهانه آغاز می‌شود.

فیلم هنگام آشکار شدن تفاوت میان دو کودک، به مهم‌ترین دوراهی خود می‌رسد. آسودگی مارک از سلامت پسرش، پیش از نگرانی برای هکتور ظاهر می‌شود؛ واکنشی انسانی که می‌توانست آغاز کاوشی بی‌رحمانه باشد. با ورود تهدید انتشار صدای او، انتخاب اخلاقی به ضرورت انتخاباتی تبدیل می‌شود. این جابه‌جایی هوشمندانه است، زیرا پرسش تازه‌ای می‌سازد: اگر کمک کردن نتیجه ترس از بدنامی باشد، چه ارزشی دارد؟ مشکل آنجاست که روایت به‌سرعت سراغ بحران بعدی می‌رود و فرصت مواجهه با این تناقض را کوتاه می‌کند.

فیلمنامه افلک، بیلی ری و کانر مک‌اینتایر میان درام زناشویی، تریلر آدم‌ربایی، نقد طبقاتی و داستان فساد سیاسی حرکت می‌کند. ترکیب این مسیرها می‌توانست پربار باشد، اگر هرکدام دیگری را تغییر می‌داد. در عمل، بسیاری از آن‌ها کنار هم چیده شده‌اند. افشای رازهای خانوادگی جریان نجات کودک را متوقف می‌کند، سپس تهدید تازه دوباره توجه را به جرم برمی‌گرداند. تماشاگر مدام با اطلاعات بیشتری روبه‌رو می‌شود، ولی شناختش از آدم‌ها متناسب با این حجم اطلاعات افزایش نمی‌یابد. پیچیدگی داستان جای پیچیدگی شخصیت را می‌گیرد.

رابطه مارک و ابیگیل نمونه روشن این مشکل است. پنهان کردن تصمیم مالی و فاصله عاطفی میان آن‌ها، زمینه مناسبی برای نشان دادن زندگی در سایه جاه‌طلبی فراهم می‌کند. اما مشاجره‌ها گاهی چنان بر بحران زناشویی متمرکز می‌شوند که فوریت وضعیت کودک رنگ می‌بازد. خیانت ابیگیل بیشتر اهرم انفجار عاطفی است تا بخشی از شخصیتی مستقل. کری واشینگتن انرژی فراوانی به نقش می‌دهد، ولی دامنه واکنش‌هایش اغلب میان اضطراب و خشم محدود می‌ماند. آشتی نیز بیش از آنکه حاصل تغییری تدریجی باشد، به رفع یک مانع روایی شباهت دارد.

همچنین بخوانید...
بن افلک از تغییر بازیگران «Animals» گفت؛ چرا جنیفر گارنر کنار رفت؟

افلک در نقش اصلی، زمانی جذاب‌تر است که مارک هنوز مشغول کنترل موقعیت و پنهان کردن آشفتگی است. هرچه بازی به سوی فوران‌های پرصدا و قهرمانی جسمانی می‌رود، شخصیت اختصاصی سیاستمدار جای خود را به مرد بحران‌زده‌ای آشنا می‌دهد. گذشته نظامی مارک می‌تواند بخشی از توانایی عملی او را توضیح دهد، اما برای باورپذیر کردن همه رفتارهایش کافی نیست. تبدیل نامزدی زیر نگاه عمومی به کنشگری خشن و کم‌ردپا، نیازمند دقت بیشتری در منطق موقعیت است؛ دقتی که سرعت روایت جای آن را گرفته است.

جیلین اندرسون در نقش دیل، واسطه تامین پول و مدیریت بحران، از معدود بازیگرانی است که لحن مشخصی برای حضورش پیدا می‌کند. خونسردی، بیان کوتاه و ظاهر حساب‌شده او، بحران خانواده را به فرصتی تجاری تبدیل می‌کند. کنار والدینی که وحشت‌زده‌اند، دیل درباره کارمزد و تضمین بازپرداخت سخن می‌گوید؛ تضادی که هم طنز سیاه دارد و هم ظرفیت تهدید. حضورش زنده است، اما شخصیت بیشتر مجموعه‌ای از قابلیت‌های مفید برای پیش بردن داستان باقی می‌ماند تا انسانی با منطق رفتاری کاملا پرورده.

استیون یون نیز در نقش سام، مدیر کارزار، تاثیرگذارترین لحظاتش را با کمترین تاکید می‌سازد. برای سام حتی فاجعه خانوادگی، مسئله مدیریت اعتبار است. آرامش او نشان می‌دهد چگونه زبان حرفه‌ای می‌تواند حساسیت اخلاقی را خنثی کند. در مقابل، سیسیلیا و رامون کمتر فرصت می‌یابند جهان خود را نمایندگی کنند. آدریانا پاز و لوئیس خراردو مندس به اضطراب و آسیب‌پذیری آن‌ها وزن می‌دهند، اما روایت عمدتا از این خانواده برای سنجیدن یا نجات دادن مارک استفاده می‌کند. نابرابری موضوع فیلم است، ولی در تقسیم توجه داستانی نیز بازتولید می‌شود.

از نظر اجرایی، «حیوانات» (Animals) کاملا بی‌تحرک نیست. تدوین ویلیام گلدنبرگ و کریستوفر راوس، تماس‌ها، ضرب‌الاجل‌ها و جابه‌جایی‌ها را با شتاب کنار هم می‌گذارد. بعضی لحظات تهدید و تحویل پول، ضربان صحنه را بالا می‌برند. بااین‌حال، حرکت با تعلیق یکسان نیست. تعلیق به شناخت خطر، محدودیت انتخاب و انتظار پیامد نیاز دارد. وقتی تهدیدها و شروط پیوسته تغییر می‌کنند، تماشاگر بیشتر منتظر غافلگیری بعدی می‌ماند تا نگران نتیجه تصمیم فعلی باشد. هیجان لحظه‌ای وجود دارد، اما کمتر به اضطرابی پایدار تبدیل می‌شود.

حضور رابرت السویت پشت دوربین نیز به هویتی بصری متمایز منجر نشده است. خانه مجلل کیمبال‌ها می‌توانست جغرافیای امتیاز طبقاتی باشد؛ پناهگاهی امن که ناگهان به محاصره ترس درمی‌آید. اما بسیاری از فضاهای داخلی بیشتر محل گفت‌وگو هستند تا عناصر فعال درام. لس‌آنجلس نیز، با وجود اهمیت سیاسی‌اش، کمتر به شهری با بافت اجتماعی محسوس تبدیل می‌شود. تصاویر صیقلی‌اند، ولی رابطه منظره، ثروت و خطر چندان پرورش نمی‌یابد. صحنه رودخانه مقیاس را گسترش می‌دهد، بدون آنکه این گسترش، شناخت تازه‌ای از شهر بسازد.

پایان فیلم، با تبدیل خشونت و پنهان‌کاری به روایت قهرمانی، تلخ‌ترین ایده آن را آشکار می‌کند. قدرت فقط توان انجام دادن نیست؛ توان تعیین داستانی است که دیگران باور خواهند کرد. بااین‌حال، جمع‌بندی سیاسی بیش از اندازه سریع است و واکنش رای‌دهندگان را ساده می‌کند. «Animals» (حیوانات) سرانجام درباره بقای کسانی است که حقیقت را معامله می‌کنند، اما این نگاه بدبینانه دیر به انسجام می‌رسد. حاصل، اثری پرحادثه و گاه سرگرم‌کننده است که مواد لازم برای تریلری گزنده را دارد، بی‌آنکه به جسارت و تمرکز لازم برای ساختنش دست پیدا کند.

امتیاز - ۴٫۸

۴٫۸

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا