مرگ تکاندهنده در پایان فصل ششم «Slow Horses»؛ نویسنده سریال از وداعی دردناک میگوید
هشدار: این مطلب داستان قسمت ششم و پایانی فصل ششم «Slow Horses» با عنوان «Judgement Day» را فاش میکند.

یکی از بهترین ویژگیهای «Slow Horses»، محصول اپل تیوی (Apple TV)، این است که شخصیتهای مکملش ممکن است هر لحظه کشته شوند. شاید جکسون لمب با بازی گری اولدمن، ریور کارترایت با بازی جک لاودن و کاترین استندیش با بازی ساسکیا ریوز اغلب از نوعی مصونیت داستانی برخوردار به نظر برسند، اما سریال در حذف آدمهای دوروبرشان هیچ رحمی ندارد.
خیلیها تصور میکردند سید بیکر کشته شده است، تا اینکه بازگشت غافلگیرکنندهاش در این فصل خلاف آن را نشان داد. بااینحال، مرگ مین هارپر و مارکوس لانگریج جای خالی دردناکی در گروه باقی گذاشت. در قسمتهای قبلی فصل ششم نیز استروان لوی، مامور سابقی که در فصل اول مدتی با او همراه بودیم، جان باخت. مهمتر از او، جی. کی. کو بود؛ شخصیتی که پس از سه فصل حضور در جمع قهرمانان دستوپاچلفتی سریال، در نبردی با چاقو در سرویس بهداشتی کشته شد.
حالا قسمت پایانی فصل ششم، یک شخصیت دیگر را هم از میدان خارج میکند: اما فلایت با بازی روث بردلی، رئیس سابق بخش امنیت امآی۵. فلایت پس از درگیری با دایانا تاورنر، بیشتر این فصل را در کنار اعضای اسلاو هاوس گذرانده است، اما در «Judgement Day» (روز داوری)، هنگام تیراندازی سرنوشتساز ساحل، به دست فرانک هارکنس کشته میشود.
در گفتوگو با گبی کیاپی، سرنویسنده «Slow Horses»، از او درباره این مرگ سئوال شد؛ اتفاقی که نخستین مواجههاش با آن در رمانهای میک هرون، حسابی تحتتاثیرش گذاشته بود:
«اما فلایت در «Joe Country» (جو کانتری / سرزمین جو) کشته میشود و همانطور که میدانید، این فصل ترکیبی از دو کتاب «Joe Country» و «Slough House» (اسلاو هاوس) است. وقتی در «Joe Country» مرد، گریه کردم. اولین بار که آن بخش را خواندم، اصلا نمیخواستم چنین اتفاقی بیفتد. یادم هست برگشتم و دوباره خواندمش، با این فکر که شاید اشتباه فهمیده باشم و او نمرده باشد؛ اما خب، قطعا مرده بود. به نظرم مرگها در این داستان واقعا وزن دارند.»
بهمحض دیدن آن نمای تعقیبی طولانی از دویدن فلایت در ساحل، دلم مخاطب ریخت. «Slow Horses» از آن سریالهایی نیست که کسی را اینقدر قهرمانانه و تاثیرگذار نشان بدهد، بیآنکه بهایی در انتظارش باشد. فلایت یکی از مزدورها را از پا درمیآورد و برای لحظهای به نظر میرسد اوضاع را نجات داده است. اما هنوز ده ثانیه نگذشته که فرانک هارکنس از پشت به او شلیک میکند و سپس، بیرحمانه روی شنهای ساحل به زندگیاش پایان میدهد.
کیاپی هنگام صحبت درباره این صحنه هم انگار هنوز درد آن را با خود داشت:
«وقتی کسی مثل کو یا فلایت را از دست میدهید، فقط آرزو میکنید کاش این اتفاق نیفتاده بود. بهخصوص درباره فلایت در این فصل؛ چون تاورنر اخراجش کرده و عملا به او میگوید: “میتوانی بروی اسلاو هاوس.” و واکنش او این است که: “اصلا چنین چیزی قرار نیست اتفاق بیفتد.” اما در نهایت کنار همانهاست. به یک معنا، کمکم دارد یکی از اعضای گروه میشود؛ با اینکه هنوز فوقالعاده کاربلد است و در شغلش هم عالی بود. فقط به این دلیل اخراج شد که تاورنر را عصبانی کرده بود. برای همین، این مرگ واقعا ناراحتم کرد، ولی شیوه اجرای آن را خیلی دوست دارم. تاثیری را هم که روی رادی هو میگذارد، خیلی دوست دارم.»
رادی هو با بازی کریستوفر چانگ، که در فصل پنجمِ طنزآمیزتر سریال بیشتر در مرکز توجه بود، بارها با همان رفتار آزاردهنده همیشگیاش آشکارا سعی کرده بود دل فلایت را ببرد. اما وقتی پیکر بیجان او را روی ساحل میبیند، دیگر هیچچیز خندهداری در چهرهاش نیست.
حالا جای سوال است که آیا مرگ فلایت تاثیری ماندگار بر شخصیت هو خواهد گذاشت؛ شبیه ضربهای که مرگ مارکوس به شرلی زد؟ یا وقتی فصل هفتم سال آینده از راه برسد، هو کموبیش همان آدم سابق خواهد بود؟ فعلا پاسخ روشن نیست، اما همین واکنش کوتاه، به مرگ فلایت بُعدی انسانی و دردناکتر میدهد.





