جشنواره شبهای سیاه تالین ۳۰ساله شد؛ سینمای بالتیک در کانون توجه
نخستین دوره با مدیریت هنری ترین ترامبرگ، میزبان فیلمهایی از ۸۷ کشور است؛ با حضوری پررنگ از آمریکای لاتین و نگاهی ویژه به موج تازه فیلمسازی در استونی، لتونی و لیتوانی.

در روزهای سرد و تاریک نوامبر استونی، جشنواره شبهای سیاه تالین قرار است پنجرهای به زندگیهای دور و نزدیک باز کند؛ از روایتهای آمریکای لاتین تا داستانهایی که در همسایگی محل برگزاری جشنواره شکل گرفتهاند. سیامین دوره این رویداد، معروف به پوف، روز جمعه ۶ نوامبر آغاز میشود و تا ۲۲ نوامبر ۲۰۲۶ ادامه دارد؛ دورهای که هم جشن سه دهه فعالیت است و هم نخستین آزمون ترین ترامبرگ در مقام مدیر هنری.
جشنواره امسال ۲۳۰ فیلم بلند و ۲۵۹ فیلم کوتاه از ۸۷ کشور را نمایش میدهد. پوف در کنار جشنواره کودک و نوجوان جاست فیلم و بخش فیلم کوتاه پوف شورتس، در مجموع میزبان ۱۰۷ نخستین نمایش جهانی و ۴۷ نخستین نمایش بینالمللی خواهد بود. برنامه این دوره، کشف استعدادهای تازه و آثار جسورانه را در کنار فیلمهای شاخص گردش جشنوارهای سال قرار داده است.
ترامبرگ برای مخاطبان و همکاران قدیمی پوف چهرهای تازه نیست. او بیش از ۱۵ سال پیش بهعنوان دستیار برنامهریزی به جشنواره پیوست، سپس هماهنگکننده برنامه شد و در شکلگیری جایگاه بینالمللی تالین نقش داشت. اکنون در شانزدهمین سال همکاریاش با این رویداد، هدایت هنری آن را بر عهده گرفته است. تینا لوک، بنیانگذار و مدیر باسابقه جشنواره، همچنان مدیرعامل است، اما تمرکز خود را بر راهبرد کلان و توسعه رویداد گذاشته است.
مدیر هنری تازه قصد ندارد نخستین سال حضورش را با تغییرات شتابزده تعریف کند. او در گفتوگو با هالیوود ریپورتر توضیح داده که این دوره را فرصتی برای مشاهده و ارزیابی میداند: «تصمیم گرفتم امسال واقعاً سال مشاهده باشد. شانزدهمین سال من در جشنواره است و آن را از زاویههای مختلف دیدهام، اما این نخستین سالی است که هم تصویر کلی را میبینم و هم جزئیات را. باید ببینم چه چیزهایی جواب میدهد و چه چیزهایی نه.»
به گفته ترامبرگ، برخی ایدهها نیز در طول سال در حال آزمایش بودهاند تا روشن شود کدامیک برای دورههای بعد مناسباند. با این حال، او تأکید دارد که مأموریتش نجات یک مجموعه بحرانزده نیست: «من نیامدهام یک کشتی در حال غرقشدن را نجات بدهم. وارد کشتیای شدهام که سالم است و خوب حرکت میکند. فقط میخواهم با نگاهی تازه ببینم چطور میتوانیم جلو برویم و آن را بهتر کنیم.»
در میان محورهای برنامه امسال، سینمای بالتیک جایگاهی ویژه دارد؛ سینمای سه کشور استونی، لتونی و لیتوانی که به گفته ترامبرگ، همواره بخشی اساسی از هویت پوف بوده است. جشنواره از سال ۲۰۰۸ بخش رقابتی فیلمهای بالتیک را برگزار میکند و سال گذشته نیز رقابت مستندهای این منطقه را به برنامه افزود.
حالا سیسالگی جشنواره فرصتی است تا این توجه محلی، ابعادی بینالمللیتر پیدا کند. ترامبرگ میگوید: «میخواهیم نهفقط فیلمهایمان، بلکه استعدادهای چشمگیری را که پشت آنها هستند بیشتر معرفی کنیم. برای مخاطبان بینالمللی فرصتی فراهم کنیم تا تنوع فیلمسازی منطقه ما را کشف کنند و برای تماشاگران محلی هم امکانی باشد تا مکانها و تجربههای آشنا را از زاویهای تازه ببینند.»
این تأکید تنها ادای احترام به زادگاه جشنواره نیست. ترامبرگ رابطه پوف و سینمای بالتیک را دوسویه میداند: جشنواره به رشد و شکلگیری این سینما کمک کرده و فیلمسازان منطقه نیز در هویت و اعتبار پوف سهم داشتهاند. به باور او، افزایش تولیدات مشترک اکنون شتاب تازهای به این رابطه داده است.
موفقیت اسکاری انیمیشن لتونیایی «Flow» نیز پشتوانهای برای خوشبینی اوست. ترامبرگ میگوید: «حالا دیگر منطقه ما یک اسکار دارد و مطمئنم این آخری نخواهد بود؛ تازه اولینِ بسیاری است.» این البته پیشبینی امیدوارانه مدیر هنری جشنواره است؛ امیدی که او آن را به پروژههای در دست ساخت، تولیدات مشترک و فیلمهای حاضر در بازار پیوند میزند.
او برای توصیف ظرفیت رو به رشد بالتیک حتی از تعبیر «اسکاندیناوی تازه» استفاده میکند: «تولیداتمان رونق گرفته، اما همچنان داستانهای مستقل خودمان را داریم.» از نگاه او، سیامین سالگرد پوف بهترین موقعیت است تا توجه صنعت سینما به این ظرفیتها جلب شود.
در کنار بالتیک، آمریکای لاتین نیز حضور چشمگیری در برنامه امسال دارد؛ با آثاری از برزیل، آرژانتین، مکزیک، پرو، اکوادور و جمهوری دومینیکن. با این حال، ترامبرگ تأکید میکند که انتخاب این فیلمها حاصل برنامهای صرفاً جغرافیایی نبوده است: «این داستانها بودند که خودشان را نشان دادند. برای من همیشه مهم است فیلمهایی پیدا کنیم که بتوان با آنها ارتباط گرفت و جذاب باشند. در نهایت، خود فیلم تعیینکننده است.»
در دل این تنوع جغرافیایی، برخی مضمونها بارها تکرار شدهاند. یکی از مهمترین آنها مادرانگی است. حضور شخصیتهای مادر قدرتمند در آثار منتخب، تنش میان عشق، مسئولیت، وفاداری و استقلال را آشکار میکند؛ روابطی که میتوانند در فرهنگهای متفاوت شکل بگیرند، اما برای تماشاگران بسیاری آشنا باشند.
ترامبرگ با شوخطبعی از کشف یک «ژانر تازه» هم حرف میزند: «قبلاً داستانهای بلوغ نوجوانها را داشتیم، بعد نوبت بیستسالهها شد. حالا محبوب من، قصههای بلوغ زنان بالای ۳۵ سال است که دارند خودشان را پیدا میکنند.» منظور او بیش از آنکه تعریف رسمی یک گونه سینمایی باشد، اشاره به روایتهایی است که خودشناسی و تغییر را به نوجوانی محدود نمیکنند.
با وجود این تفاوتها، او هسته مشترک بسیاری از فیلمها را ساده میبیند: آدمهایی درگیر زندگی روزمره، روابط خانوادگی و پیوندهایی که در شرایط دشوار آزموده میشوند. برنامه این دوره از تجربههای بسیار متفاوت سخن میگوید، اما قرار است راهی برای ارتباط مخاطب با آنها پیدا کند.
پوف در سیسالگی میخواهد هم محل کشف سینمای جهان باشد و هم سکویی برای دیدهشدن منطقه خودش. رویکرد محتاطانه ترامبرگ نیز نشان میدهد که قرار نیست این فصل تازه با گسست از گذشته آغاز شود. چالش اصلی، حفظ همین تعادل است: گستردهتر کردن افق بینالمللی جشنواره، بیآنکه داستانها و استعدادهایی که به تالین هویت دادهاند در سایه بمانند.





