برای دریافت سریع‌تر اخبار ما، سایت را در گوگل دنبال کنید

دنبال کردن ...
اخبار سریال خارجیبررسی

قسمت پنجم فصل نهم «Hudson & Rex»؛ راز ثروت ادنا و اتهامی علیه رکس

خانه‌ای لبریز از وسایل قدیمی، پول‌هایی پنهان میان کتاب‌ها و قتلی که پشت ظاهر آرام یک محله رخ داده است؛ قسمت پنجم فصل نهم «Hudson & Rex» با عنوان «Cleaning House» از همین عناصر آشنا، معمایی با پایان عاطفی می‌سازد. جذابیت قسمت فقط در پیدا کردن قاتل نیست. هم‌زمان با بررسی مرگ ادنا فنینگ، گروه باید از رکس در برابر اتهامی نادرست دفاع کند؛ دو مسیری که هرکدام نشان می‌دهند برداشت اولیه از آدم‌ها و رفتارشان چقدر می‌تواند گمراه‌کننده باشد. ادامه مطلب، داستان و پایان این قسمت را فاش می‌کند.

بازگشت چارلی هادسون به خدمت، فصل نهم را دوباره به رابطه محوری سریال نزدیک کرده است. جان ریردن درباره این بازگشت گفته بود: «هیجان‌زده‌ام که با ورود «Hudson & Rex» به فصل تازه‌اش، دوباره نقش چارلی را بازی کنم.» قسمت پنجم نیز به‌جای تکیه صرف بر خاطره این همکاری، توانایی‌های مکمل چارلی و رکس را وارد روند کشف حقیقت می‌کند؛ یکی رفتار و حرف‌های آدم‌ها را می‌سنجد و دیگری نشانه‌هایی را پیدا می‌کند که از چشم همکاران انسانی‌اش دور مانده‌اند.

البته گروه در شرایط کاملا آشنای گذشته کار نمی‌کند. جو داناوان پس از حمله‌ای که پیش‌تر به او شده، دوران بهبودی را با وظایف پشت‌میزی می‌گذراند و سارا ترونگ موقتا مسئولیت سرپرستی عملیات را بر عهده گرفته است. در این وضعیت، شکایت علیه رکس فقط دردسری شخصی برای چارلی نیست؛ مسئله‌ای است که می‌تواند مدیریت تازه گروه را هم زیر فشار بگذارد.

داستان با مراجعه مامور تازه‌کار، اونیل، به خانه ادنا در بریگس آغاز می‌شود. قرار است از سلامت این زن سالمند و گوشه‌گیر اطمینان حاصل شود، اما کشف جسد، بازدید معمولی را به صحنه جرم تبدیل می‌کند. اونیل در فضای شلوغ خانه دچار وحشت می‌شود و تلاش رکس برای آرام کردنش را اشتباه تفسیر می‌کند. او مدعی می‌شود سگ با حالتی تهاجمی دندان نشان داده است؛ ادعایی که پای سالیوان، رئیس تازه پلیس، را به ماجرا باز می‌کند.

این خط داستانی از یکی از ویژگی‌های مهم رکس استفاده می‌کند: او فقط برای تعقیب مظنون یا پیدا کردن مدرک آموزش ندیده، بلکه می‌تواند به افراد مضطرب آرامش بدهد. بنابراین، سوءبرداشت اونیل مستقیما همان قابلیتی را زیر سوال می‌برد که باید در چنین موقعیتی کمک‌کننده باشد. سریال از ابتدا روشن می‌کند که ترس مامور با رفتار واقعی رکس یکسان نیست، اما تبدیل شدن آن ترس به گزارش رسمی، پیامدهایی جدی دارد.

چارلی، جسی میلز و سارا بررسی خانه را آغاز می‌کنند. شواهد پزشکی قانونی نشان می‌دهد ادنا حدود ۷۲ ساعت پیش، با یک ضربه چاقوی معمولی خانگی کشته شده است. انبوه وسایل، جست‌وجو را دشوار می‌کند، ولی به‌تدریج روشن می‌شود این خانه فقط محل نگهداری اشیای قدیمی نیست؛ ادنا بخش بزرگی از ثروتش را هم در آن پنهان کرده بود.

رکس ابتدا ۲۰۰ دلار میان کتاب‌ها پیدا می‌کند و بعد به ۵۲ هزار دلار در کتاب‌های آشپزی می‌رسد. ادامه جست‌وجو، مجموع پول‌های نقد قدیمی را به بیش از ۳۰۰ هزار دلار می‌رساند. این کشف، پرونده را به سمت انگیزه مالی می‌برد، اما سرنخ تعیین‌کننده چیز کم‌جلوه‌تری است: بوی چسب صنعتی کف‌پوش وینیل که با فضای قدیمی خانه تناسب ندارد.

کنار هم قرار گرفتن این دو کشف، روند تحقیق را جذاب می‌کند. پول پنهان توضیح می‌دهد چرا کسی ممکن است به خانه ادنا دستبرد بزند، اما به‌تنهایی هویت قاتل را مشخص نمی‌کند. چسب، نشانه‌ای از حضور فردی است که باید ارتباطش با صحنه جرم روشن شود. نقش رکس در اینجا فراتر از پیدا کردن یک مدرک آماده است؛ او دو مسیر متفاوت، انگیزه و شناسایی عامل جرم، را پیش روی گروه می‌گذارد.

بررسی سابقه خانواده فنینگ نشان می‌دهد ثروت آن‌ها ریشه در تجارت ماهی کاد در قرن نوزدهم دارد. نیتن فنینگ، برادرزاده بدهکار ادنا، به یکی از مظنونان اصلی تبدیل می‌شود و اولیویا براگ، همسایه صمیمی او، نیز مورد توجه قرار می‌گیرد. وقتی چارلی و رکس چاقوی خون‌آلود را در انباری باغ اولیویا پیدا می‌کنند، ظاهرا پرونده به پاسخ نزدیک شده است.

بااین‌حال، گفت‌وگو با اولیویا این قطعیت را به هم می‌زند. او از دفتر باغبانی‌ای می‌گوید که ادنا به او هدیه داده بود؛ دفتری با گل‌های رز خشک‌شده و هزار دلار پول درون آن. ادنا به او گفته بود راز خوب زندگی کردن در همان دفتر است. این جزئیات، رابطه آن‌ها را از حد آشنایی دو همسایه فراتر می‌برد و وجهی از قربانی را آشکار می‌کند که در توصیف اولیه زن گوشه‌گیر دیده نمی‌شد.

چارلی و همکارانش با توجه به محبت واقعی اولیویا به ادنا، احتمال پاپوش را جدی می‌گیرند. وجود سلاح قتل همچنان مدرکی مهم است، اما قسمت اجازه نمی‌دهد محل پیدا شدن آن، جای بررسی بقیه شواهد را بگیرد. این تصمیم روایی با ماجرای رکس نیز ارتباط دارد: در هر دو خط داستانی، چیزی که در نگاه اول قانع‌کننده به نظر می‌رسد، نیازمند بررسی دقیق‌تر است.

سرنخ چسب سرانجام گروه را به بورلی توماس می‌رساند؛ منشی باسابقه دفتر حقوقی‌ای که امور دارایی و ارث ادنا را مدیریت می‌کرد. بورلی سال‌ها با مدارک خانواده سروکار داشته و می‌دانسته ادنا پول‌هایی را برداشت و بدون ثبت دقیق در خانه نگهداری می‌کند. این دسترسی، هم آگاهی لازم برای سرقت را به او داده و هم توضیح می‌دهد چرا ثروت پنهان برایش ناشناخته نبوده است.

پایان قسمت روشن می‌کند که ادنا، بورلی را هنگام ورود غیرمجاز به خانه غافلگیر کرده و بورلی او را با چاقو کشته است. سپس سلاح را در انباری اولیویا گذاشته تا مسیر تحقیقات را منحرف کند. بورلی در بازجویی اعتراف می‌کند که تماشای سال‌ها ولخرجی مشتریان ثروتمند، میل به چشیدن زندگی لوکس را در او پرورش داده بود.

انگیزه قاتل پیچیدگی ویژه‌ای ندارد، اما با فضای پرونده سازگار است. پولی که ادنا میان کتاب‌ها انباشته کرده، برای بورلی وعده زندگی دیگری بوده است؛ وعده‌ای که او برای رسیدن به آن، هم مرتکب قتل می‌شود و هم فردی بی‌گناه را متهم می‌کند. اعترافش این انگیزه را توضیح می‌دهد، بدون آنکه از مسئولیتش کم کند.

در سوی دیگر، چارلی مقابل سالیوان می‌ایستد و تاکید می‌کند که ترس شخصی دختر او، اونیل، رفتار آرام رکس را تحریف کرده است. دفاع چارلی از همکارش، بخشی طبیعی از پیوندی است که سریال بر آن بنا شده؛ او رکس را می‌شناسد و حاضر نیست یک ادعای نادرست بدون پاسخ بماند.

«Cleaning House»، به نویسندگی جکی می و کارگردانی کوین هنچارد، پس از حل پرونده به دو رابطه فرصت دیده شدن می‌دهد. گفت‌وگوی گرم چارلی و سارا در اتاق گروه، همراه با موسیقی آشنای آن‌ها، نزدیکی‌شان را یادآوری می‌کند، اما به‌تنهایی بازگشت قطعی رابطه عاشقانه را اعلام نمی‌کند. بازگرداندن دفتر باغبانی به اولیویا نیز پایان عاطفی روشن‌تری برای داستان ادنا می‌سازد.

در نهایت، ماندگارترین یادگار ادنا نه پول‌های مخفی، بلکه نشانه‌های دوستی‌اش با اولیویاست. قسمت پنجم «Hudson & Rex» معمای قتل را با پاسخی مشخص می‌بندد، اما احساس پایانی‌اش از کشف قاتل نمی‌آید؛ از این می‌آید که زن گوشه‌گیر، با وجود خانه شلوغ و ثروت پنهانش، پیوندی صمیمی هم در زندگی داشته است. همین جزئیات کوچک، پرونده را از یک معمای صرفا مالی فراتر می‌برد.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا