گرچن مول از نبرد آماندا و دوایت در «Tulsa King» میگوید: ماجرا شخصیتر شده است

تازهترین قسمت «Tulsa King» قدم بعدی آماندا کلارک، با بازی گرچن مول، در جنگ سردش با دوایت مانفردی، با بازی سیلوستر استالونه، را روشن کرد: او قصد دارد با استفاده از اختیار قانونی تملک اجباری، مزرعه دوایت را تصاحب کند تا یکی از مراکز داده جدید بردلی ون هیوزن، با بازی فلولا بورگ، در آن ساخته شود. این مزرعه پیشتر متعلق به مارگارت دورو، با بازی دانا دلینی، بود.
این تصمیم، تازهترین حمله آماندا به کسبوکارهای «ژنرال» است. او پیش از این افرادی را برای از کار انداختن هایر پلین (Higher Plane) فرستاده و با استفاده از اختیارات گستردهاش بهعنوان فرماندار، باعث تعطیلی فیفتی (Fifty) شده بود. هدف ظاهریاش این است که دوایت را وادار کند به نیویورک برگردد؛ اما آیا پشت این اقدامات، انگیزه دیگری هم وجود دارد؟
گرچن مول در گفتوگو با تیوی اینسایدر، از طرز فکر آماندا، نقشههای او و واکنشش به رویارویی علنی با دوایت در مراسم مهمش میگوید.
آماندا را نمیتوان کاملا شخصیت منفی دانست. روی کاغذ، او مقابل فساد و جرم ایستاده و با دوایت، که یک خلافکار است، مبارزه میکند؛ اما انگیزههایش پیچیده و مسئلهدارند. چطور این تعادل را در بازیتان برقرار کردید تا کسی که از بیرون به ماجرا نگاه میکند، بتواند او را نیرویی مثبت ببیند؟
گرچن مول: «بله، راستش رویکردم دقیقا همین بود. برای بازی کردن یک شخصیت، بههرحال باید تا حدی طرف او باشید. فکر میکنم لازم است تا جایی که میتوانید با او همدلی کنید و درکش کنید. حتی اگر در نهایت به یک شخصیت منفی تبدیل شود یا از نظر اخلاقی مبهم باشد؛ البته نمیگویم آماندا لزوما چنین وضعی دارد.
برای من خیلی مهم بود که با درک روشنی از هدفش سراغ او بروم: میخواهد جرم و جنایت را از تالسا بیرون کند. این هدف برای خودش کاملا روشن است و بهنوعی چراغ راه بازی من در تمام فصل شد. در این مسیر اتفاقهایی میافتد، باید تصمیمهایی بگیرد و گاهی هم شاید از مسیر اصلی فاصله بگیرد، اما نقطه شروع من همین بود و تمام مدت نگاهم را روی آن نگه داشتم.»
موضوع مراکز داده هم این روزها حسابی بحثبرانگیز است!
«بله، چطور از قبل میدانست قرار است اینقدر داغ شود؟!»
این خط داستانی کمی پیشگویانه به نظر میرسد. در عین حال، بدهبستان آماندا با ون هیوزن بخشی از فساد خود او را هم نشان میدهد؛ جایی که امتیاز دادن در برابر منفعت مطرح است. نگاه شما به اخلاقیات او در این ماجرا چیست؟ به نظر میرسد هم با آن همراه میشود و هم میخواهد بالاخره این روند متوقف شود.
«فکر میکنم تمام تمرکزش روی زمین زدن دوایت مانفردی است. همینجاست که تصمیمهایش شخصیتر میشوند و میخواهد ضربهای به او بزند. دیگر فقط بحث کار نیست. در تصمیمها و شیوه برخوردش، کمکم رگهای از کینه شخصی میبینیم. نمیشود گفت رفتارش کاملا خالی از احساس است.

به نظرم وقتی خودت را بالاتر از ماجرا نگه میداری و واقعا برای هدفت تلاش میکنی، پیش رفتن سادهتر است. آماندا ابتدا همینطور به نظر میرسید: “قرار است فساد را از بین ببریم.” اما حالا انگار میگوید: “اگر این کار را بکنم، میتوانم مهرههای شطرنج را طوری جابهجا کنم که فشار بیشتری به او وارد شود”؛ یا از نظر عاطفی به او ضربه بزند. مزرعه فناریو برای دوایت معنای خاصی دارد. اینکه آماندا کمی از گرفتن آن لذت میبرد، وجه دیگری از شخصیتش را نشان میدهد.»
اخیرا دیدیم دوایت در مراسم ون هیوزن مقابل او ایستاد. فکر میکنید آماندا انتظار چنین برخوردی را داشت؟ وقتی دوایت هنگام رفتن گفت که حالا تمام توجهش معطوف به اوست، ترسید؟
«فکر میکنم آماندا شاید دوایت مانفردی را دستکم گرفته باشد. مطمئن نیستم تصویر کاملی از او داشته باشد. بالاخره فصلهای اول تا سوم را ندیده است، نه؟ [میخندد] شاید فکر میکند این کار آسانتر است و زودتر تمام میشود.
اینکه دوایت توانست با آن رویارویی، فضای سالن را تا حدی به نفع خودش تغییر بدهد، اصلا چیزی نبود که آماندا انتظارش را داشته باشد. واقعا غافلگیرش کرد و به نظرم حسابی تکانش داد.
همین اتفاق ماجرا را شخصیتر هم کرد. او قبلا معاون فرماندار بود و بعد، بدون اینکه انتظارش را داشته باشد، به مقام فرمانداری رسید. تصور میکنم بارها در جمعهایی حضور داشته که دستکم گرفته شده یا کسی به حرفش گوش نکرده است. حالا اختیار کامل دارد و این فرصت متعلق به اوست. بنابراین وقتی کسی در ملأعام بلند میشود و اعتبارش را زیر سوال میبرد، طبیعی است که موضوع برایش کمی شخصی شود.»
گفتید انتظار این اتفاقها را نداشت. اما در قسمت اول، وقتی کال، با بازی نیل مکدانا، پیشنهادش درباره مراکز داده را رد کرد، به نظر میرسید از قبل نقشهای دارد تا بههرحال آن را عملی کند. شما هم چنین برداشتی دارید؟
«فکر نمیکنم میدانست فرصت انجامش را پیدا میکند. به نظرم داشت راه را برای این طرح باز میکرد، اما بعید میدانم انتظار داشت اتفاقها به این شکل پشت سر هم پیش بروند. رابطهاش با ون هیوزن از قبل تا حدی در حال شکل گرفتن بود، ولی فکر نمیکنم آگاهانه آنقدر بر شرایط کنترل داشت که بداند همهچیز چطور تمام میشود.»
اگر فرماندار نمیشد، به نظر شما وفادارانه از کال پیروی میکرد یا سعی میکرد پشت صحنه کارها را خودش پیش ببرد؟
«فکر میکنم نسبت به شیوه اداره امور خیلی انتقاد داشت. واقعا آن را زیر سوال میبرد و این وضعیت کلافهاش میکرد. با این حال، بله، به نظرم برای مدتی وظیفهشناسانه همراهی میکرد. اما همزمان چشمش باز بود و میتوانست دنبال فرصتهایی بگردد که از طریق آنها تغییری ایجاد کند.»
حالا او سراغ مزرعهای رفته که قبلا متعلق به مارگارت بود. درباره این خط داستانی و اتفاقهای نیمه دوم فصل چه میتوانید بگویید؟
«فقط میتوانم بگویم اوضاع دیوانهوارتر میشود؛ حسابی از کنترل خارج خواهد شد… بیشتر از این نمیتوانم چیزی بگویم. اما این ماجرا فرصتهای بیشتری برای درگیری و رویارویی ایجاد میکند.»
قسمتهای تازه «Tulsa King» جمعهها از پارامونت پلاس (Paramount+) منتشر میشوند.





