دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
نگاهی اجمالی

«Broken Trail»؛ وسترن حماسی و کمتر دیده‌شده‌ای که والتر هیل برای تلویزیون ساخت

چند دهه پیش از «Yellowstone» و پیش‌درآمد خشن آن، «۱۸۸۳»، ژانر وسترن تقریبا به پایان راه رسیده بود؛ تا اینکه «Lonesome Dove» در سال ۱۹۸۹ از راه رسید و دوباره آن را با اسب‌های تازان و تفنگ‌های آماده شلیک زنده کرد. این مینی‌سریال شبکه سی‌بی‌اس (CBS) که از رمان برنده جایزه پولیتزر لری مک‌مرتری اقتباس شده بود، به موفقیتی بزرگ در جذب مخاطب رسید و جایزه معتبر پیبادی (Peabody Award) را به دست آورد؛ هرچند در اتفاقی عجیب، رقابت جایزه امی ساعات پربیننده (Primetime Emmy) را به مینی‌سریال طولانی و پرزرق‌وبرق «War and Remembrance» از شبکه ای‌بی‌سی (ABC) واگذار کرد.

طی چهار سال بعد، «Dances with Wolves» و «Unforgiven» هر دو اسکار بهترین فیلم را دریافت کردند. ناگهان وسترن‌ها بار دیگر هم از نظر تجاری موفق بودند و هم تحسین منتقدان را برمی‌انگیختند.

این دوره از حیات ژانر وسترن سازگاری ویژه‌ای با تلویزیون داشت؛ رسانه‌ای که به نویسندگان اجازه می‌داد روایت‌هایی طولانی و پرجزئیات خلق کنند. دیوید میلچ با «Deadwood» یکی از بهترین سریال‌های وسترن تاریخ را ساخت و کارگردانی قسمت نخست آن را نیز والتر هیل، فیلم‌ساز شاخص این ژانر، بر عهده داشت.

آثار هیل، فارغ از زمان و مکان وقوع داستان، اغلب حال‌وهوای یک وسترن را دارند. او به‌طور رسمی شش فیلم در این ژانر ساخته است: «The Long Riders»، «Extreme Prejudice»، «Geronimo: An American Legend»، «Wild Bill»، «Last Man Standing» و «Dead for a Dollar». هیل اعتقاد زیادی به تعریف شخصیت‌ها از طریق رفتار و کنش دارد و به همین دلیل تا جای ممکن از پرداختن مستقیم به گذشته آن‌ها دوری می‌کند. از همین رو، انتخاب او برای کارگردانی مینی‌سریال «Broken Trail» در سال ۲۰۰۶ کمی غافلگیرکننده بود؛ به‌ویژه اینکه تا آن زمان هیچ فیلمی با مدت بیش از دو ساعت نساخته بود.

آلن جفریان، نویسنده اثر، پروژه را با همکاری رابرت دووال، ستاره نهایی آن، توسعه داد و قرار بود «Broken Trail» ابتدا یک فیلم سینمایی باشد. بااین‌حال، عوامل پروژه به این نتیجه رسیدند که تبدیل آن به مینی‌سریال می‌تواند مسیر دریافت مجوز تولید را کوتاه‌تر کند؛ همان راهکاری که اسکات فرانک حدود ۱۱ سال بعد برای ساخت مینی‌سریال وسترن تحسین‌شده «Godless» در نتفلیکس (Netflix) در پیش گرفت.

این تصمیم به بازنویسی فیلمنامه انجامید و به داستان دو گاوچران که باید ۵۰۰ اسب را به مونتانا برسانند، جزئیات و عمق بیشتری بخشید. احتمالا «Broken Trail» در قالب فیلم سینمایی نیز جواب می‌داد، اما نتیجه ثابت کرد عبور هیل از مرز همیشگی دو ساعت تصمیم درستی بوده است.

«Broken Trail» با پیش‌درآمدی در چین آغاز می‌شود؛ جایی که گروهی از دختران باکره را مانند گله به سان‌فرانسیسکو می‌فرستند تا به‌عنوان برده فروخته شوند. پنج نفر از آن‌ها با بازی جیدین وانگ، کارولین چان، گوندولین یئو، اولیویا چنگ و والری تیان به زنی به نام کیت «بیگ رامپ» بکر با بازی راستی شویمر فروخته می‌شوند. او صاحب یک روسپی‌خانه است و قصد دارد این دختران را وادار به تن‌فروشی کند.

در مسیر آیداهو، سرنوشت آن‌ها با پرنت ریتر با بازی رابرت دووال و خواهرزاده‌اش تام هارت با بازی توماس هیدن چرچ گره می‌خورد. این دو پس از مرگ مادر تام، دوباره کنار هم قرار گرفته‌اند تا گله اسب‌ها را به مقصد برسانند. مردی با بازی جیمز روسو که مامور انتقال دختران به آیداهو است، نوشیدنی گاوچران‌ها را مسموم می‌کند، اموالشان را می‌دزدد و یکی از زنان جوان را با خود می‌برد. تام او را تعقیب می‌کند و در نهایت به دار می‌آویزد.

پرنت و تام زبان چینی نمی‌دانند، اما هر دو قطب‌نمای اخلاقی روشنی دارند و می‌فهمند که باید دختران را به جایی امن برسانند. چیزی که نمی‌دانند این است که به همان شهری نزدیک می‌شوند که قرار است این زنان در آن مورد بهره‌کشی جنسی قرار بگیرند. وقتی از تحویل دختران به بیگ رامپ سر باز می‌زنند، خودشان به هدف تبدیل می‌شوند و یک قاتل اجیرشده با بازی کریس مالکی به تعقیبشان می‌پردازد.

«Broken Trail» وسترنی انسان‌گرایانه درباره دو مرد شریف غرب است که برای محافظت از پنج مهاجر، فرصت رسیدن به سودی هنگفت را به خطر می‌اندازند؛ مضمونی که هنوز هم کاملا به‌روز و ملموس به نظر می‌رسد. والتر هیل با وجود آگاهی از اینکه برای تلویزیون فیلم می‌سازد، اثر را با عشق و ظرافتی درخور یک وسترن حماسی به تصویر کشیده است؛ داستانی که هم سرسخت و خشن است و هم لطافت عاطفی دارد.

شاید برخی اتفاقات «Broken Trail» کمی قابل پیش‌بینی باشند، اما در دورانی که روایت‌های تجدیدنظرطلبانه بر آثار ژانری سایه انداخته‌اند، گاهی تماشای داستانی لذت‌بخش است که در آن می‌توان امیدوار بود آدم‌ها، هرقدر هم که انجام کار درست برایشان دردسر داشته باشد، سرانجام پاداش انتخاب اخلاقی خود را بگیرند؛ همان چیزی که می‌توان آن را تاثیر «Rio Bravo» نامید.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا