دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
سینما زیر ذره بیننگاهی اجمالی

«The Village» پس از ۲۲ سال؛ پیچش جنجالی که مسیر حرفه‌ای ام. نایت شیامالان را تغییر داد

تریلر روان‌شناختی سال ۲۰۰۴ با گروهی از بازیگران تحسین‌شده و سرنخ‌هایی حساب‌شده ساخته شد، اما افشای راز دهکده بسیاری از تماشاگران را ناامید کرد

ام. نایت شیامالان زمانی به‌عنوان استاد پایان‌های غافل‌گیرکننده شناخته می‌شد. موفقیت خیره‌کننده «The Sixth Sense» نشان داد یک پیچش داستانی هوشمندانه چگونه می‌تواند تمام آنچه تماشاگر دیده است از نو معنا کند. او این مسیر را با «Unbreakable» و «Signs» ادامه داد، اما در سال ۲۰۰۴، فیلم «The Village» نقطه‌ای بحث‌برانگیز در کارنامه‌اش رقم زد.

«The Village» از بازیگران قدرتمند، فضاسازی مرموز و نشانه‌گذاری دقیقی بهره می‌برد؛ بااین‌حال، همه‌چیز به افشای نهایی وابسته بود. پایانی که از نظر منطق داستانی قابل دفاع به نظر می‌رسید، اما برای بخشی از مخاطبان چنان ناامیدکننده بود که نه‌تنها برداشت آن‌ها از فیلم، بلکه نگاهشان به شیامالان را نیز تغییر داد.

وقتی فرمول موفق شیامالان به نقطه ضعف تبدیل شد

شیامالان مسیر حرفه‌ای خود را بر پایه روایت‌هایی بنا کرد که در لحظات پایانی معنای تازه‌ای پیدا می‌کردند. فیلم «The Sixth Sense»، سومین اثر بلند او و نقطه جهش کارنامه‌اش، یکی از مشهورترین پیچش‌های تاریخ سینمای تریلر را ارائه کرد. پایان فیلم صرفاً یک شوک نبود؛ جزئیات داستان را به شکلی منسجم کنار هم می‌گذاشت و تماشای دوباره اثر را به تجربه‌ای متفاوت تبدیل می‌کرد.

پس از آن، «Unbreakable» نیز پایانی افشاگرانه داشت، اما هویت فیلم کاملاً به آن وابسته نبود. «Signs» هم اطلاعات کلیدی درباره راه مقابله با موجودات فضایی را به عناصر کاشته‌شده در طول داستان پیوند می‌داد.

با تکرار این الگو، انتظار برای یک غافل‌گیری نهایی به بخشی جدایی‌ناپذیر از تجربه تماشای فیلم‌های شیامالان تبدیل شد. همین انتظار در «The Village» علیه او عمل کرد. مخاطبان دیگر تنها داستان را دنبال نمی‌کردند؛ آن‌ها منتظر بودند ببینند کارگردان این بار چه حقه‌ای در آستین دارد.

«The Village»؛ وحشتی تاریخی که آن‌طور که به نظر می‌رسید نبود

«The Village» در ۳۰ ژوئیه ۲۰۰۴ اکران شد. این فیلم ششمین اثر بلند شیامالان و نخستین ساخته او پس از «Signs» بود. داستان در ظاهر در روستایی دورافتاده در پنسیلوانیای قرن نوزدهم جریان داشت؛ جامعه‌ای بسته که ساکنانش با قوانین سخت‌گیرانه زندگی می‌کردند و از موجودات ناشناخته جنگل‌های اطراف می‌ترسیدند.

بزرگان روستا به جوانان هشدار داده بودند از مرزهای مشخص‌شده عبور نکنند. موجوداتی که در جنگل حضور داشتند، ظاهراً تهدیدی واقعی بودند و آرامش جامعه به رعایت همین مرزها وابسته به نظر می‌رسید.

در مرکز داستان، آیوی الیزابت واکر با بازی برایس دالاس هاوارد قرار داشت؛ زن جوان نابینایی که قرار بود با لوسیوس هانت ازدواج کند. وقتی لوسیوس هدف حمله قرار گرفت و با چاقو زخمی شد، آیوی ناچار شد برای یافتن دارو از محدوده امن روستا خارج شود.

این سفر نه‌فقط آزمونی برای شخصیت آیوی، بلکه مسیری برای آشکارشدن حقیقتی بود که بزرگان جامعه سال‌ها پنهان کرده بودند.

گروه بازیگرانی که به فضای فیلم اعتبار بخشیدند

یکی از نقاط قوت انکارناپذیر «The Village» گروه بازیگران آن است. برایس دالاس هاوارد در نقش آیوی، شخصیتی آسیب‌پذیر اما مصمم خلق کرد که بار عاطفی بخش مهمی از فیلم را بر دوش می‌کشید.

در کنار او، سه بازیگر برنده جایزه اسکار حضور داشتند. واکین فینیکس، بازیگر «Joker»، نقش لوسیوس را ایفا کرد؛ مرد جوانی که کنجکاوی‌اش درباره دنیای بیرون، نظم ظاهری روستا را به چالش می‌کشید. آدرین برودی، بازیگر «The Pianist» و «The Brutalist»، در نقش نوآ پرسی ظاهر شد؛ شخصیتی که با حمله به لوسیوس، بحران اصلی داستان را رقم می‌زند. ویلیام هرت، بازیگر «Kiss of the Spider Woman»، نیز نقش ادوارد واکر، پدر آیوی و یکی از بنیان‌گذاران روستا را بر عهده داشت.

بازی‌های کنترل‌شده، طراحی بصری و موسیقی اندوه‌بار فیلم به ایجاد فضایی رازآلود کمک کردند. مشکل اصلی نه در اجرای داستان، بلکه در میزان وابستگی آن به رازی بود که در پایان افشا می‌شد.

پیچش نهایی «The Village» چه بود؟

هشدار: ادامه مطلب بخش مهمی از داستان و پایان فیلم را فاش می‌کند.

در پایان مشخص می‌شود داستان اصلاً در قرن نوزدهم اتفاق نمی‌افتد. روستا در دوران معاصر و در میان یک منطقه حفاظت‌شده طبیعی ساخته شده است. بزرگان روستا از حقیقت اطلاع دارند و مدارکی از زندگی گذشته خود را در جعبه‌هایی قفل‌شده نگهداری می‌کنند.

این افراد پس از تجربه فقدان، خشونت و تلخی‌های زندگی مدرن تصمیم گرفته‌اند جامعه‌ای دورافتاده بنا کنند. آن‌ها برای محافظت از فرزندان و نسل‌های بعدی، زمان واقعی را پنهان کرده و تصویری ساختگی از جهان بیرون ارائه داده‌اند.

موجودات جنگل نیز بخشی از همین فریب‌اند. بزرگان با ساختن افسانه‌ای ترسناک، جوانان را از عبور از مرزها بازمی‌دارند و انزوای جامعه را حفظ می‌کنند. بنابراین تهدید اصلی نه هیولایی فراطبیعی، بلکه ترس سازمان‌یافته‌ای است که برای کنترل یک نسل به کار گرفته شده است.

چرا پایان فیلم مخاطبان را دو دسته کرد؟

پیچش «The Village» بدون مقدمه نیست. شیامالان در طول فیلم سرنخ‌هایی قرار داده که پس از افشای نهایی معنا پیدا می‌کنند. از این منظر، پایان فیلم ناگهانی یا کاملاً بی‌منطق محسوب نمی‌شود. مشکل آنجاست که این افشا، جنس اثر را تغییر می‌دهد.

تماشاگر تصور می‌کند با یک وحشت تاریخی و احتمالاً فراطبیعی روبه‌رو است، اما در پایان می‌فهمد بخش بزرگی از این فضا نتیجه یک نمایش طراحی‌شده بوده است. برای برخی مخاطبان، این تغییر جذاب و تأمل‌برانگیز بود؛ زیرا داستان را به نقدی درباره ترس، کنترل اجتماعی و تلاش ناممکن برای فرار از خشونت تبدیل می‌کرد. برای گروهی دیگر، افشاگری پایانی تهدیدهای فیلم را بی‌اثر کرد و احساس فریب‌خوردگی به وجود آورد.

به بیان دیگر، پیچش فیلم از نظر روایی قابل توضیح بود، اما لزوماً از نظر احساسی رضایت‌بخش نبود. اگر تماشاگر با ترس از موجودات جنگل همراه شده باشد، فهمیدن ساختگی‌بودن آن‌ها می‌تواند بخش زیادی از تعلیق پیشین را کم‌ارزش جلوه دهد.

منتقدان نیز واکنش گرمی نشان ندادند. «The Village» امتیاز ۴۳ درصد منتقدان و ۵۷ درصد مخاطبان را در راتن تومیتوز به دست آورد. برداشت غالب این بود که فیلم فضای ترسناک مؤثری دارد، اما پایانش به اندازه زمینه‌چینی داستان رضایت‌بخش نیست.

فیلم از نظر تجاری موفق بود، ولی این موفقیت نتوانست از آسیب واردشده به اعتبار شیامالان جلوگیری کند. فیلم‌سازی که زمانی در محافل سینمایی از او با عنوان «استیون اسپیلبرگ بعدی» یاد می‌شد، وارد دوره‌ای دشوار شد.

سال‌های سخت پس از «The Village»

فیلم بعدی شیامالان «Lady in the Water» بود که برایس دالاس هاوارد نیز در آن حضور داشت. این اثر در گیشه شکست خورد و فیلم‌نامه آن با انتقادهای گسترده مواجه شد. چهار نامزدی جوایز تمشک طلایی نیز فاصله میان شیامالان و موفقیت‌های ابتدایی‌اش را آشکارتر کرد.

چهار سال پس از «The Village»، فیلم «The Happening» روی پرده رفت. شیامالان در این اثر قصد داشت یک فیلم فاجعه‌ای درجه‌دو بسازد که در آن طبیعت علیه انسان‌هایی واکنش نشان می‌دهد که سال‌ها محیط‌زیست را آلوده کرده‌اند. فیلم در گیشه عملکرد بهتری از «Lady in the Water» داشت، اما نقدهای بسیار ضعیفی دریافت کرد؛ امتیاز منتقدان آن در راتن تومیتوز به ۱۷ درصد و امتیاز مخاطبان به ۲۴ درصد رسید.

باوجود این شکست‌ها، استودیوها همچنان فرصت ساخت پروژه‌های بزرگ‌تری را در اختیار شیامالان گذاشتند. نتیجه، دو فیلم پرهزینه بود که موقعیت حرفه‌ای او را بیش از گذشته به خطر انداخت.

دو پروژه پرهزینه و نزدیک‌شدن به پایان مسیر

شیامالان در سال ۲۰۱۰ اقتباس سینمایی «The Last Airbender» را کارگردانی کرد. فیلم در سراسر جهان بیش از ۳۱۹ میلیون دلار فروش داشت، اما با بودجه‌ای حدود ۱۵۰ میلیون دلار ساخته شده بود و فروش داخلی آن به حدود ۱۳۱.۷ میلیون دلار محدود شد. هزینه‌های سنگین تولید و بازاریابی باعث شد این آمار به‌جای یک پیروزی، ناامیدکننده تلقی شود.

سه سال بعد، او «After Earth» را با بازی ویل اسمیت و جیدن اسمیت ساخت. عملکرد بین‌المللی فیلم تا حدی بهتر بود، اما فروش ۶۰.۵ میلیون دلاری آن در آمریکای شمالی برای اثری با حضور ویل اسمیت یک شکست جدی به شمار می‌آمد. اسمیت بعدها از آن به‌عنوان «دردناک‌ترین شکست» خود یاد کرد.

در این مقطع مشخص بود که شیامالان برای نجات حرفه‌اش باید از تولیدات عظیم فاصله بگیرد و به همان چیزی بازگردد که در آن مهارت داشت: روایت محدود، تعلیق روان‌شناختی و ایده‌ای ساده که با بودجه‌ای کنترل‌شده اجرا شود.

بازگشت شیامالان با «The Visit» و «Split»

این بازگشت در سال ۲۰۱۵ و با فیلم کم‌هزینه «The Visit» اتفاق افتاد. اثر در قالب وحشت و با شیوه فیلم‌های تصاویر پیداشده ساخته شد و توانست دوباره توجه بخشی از طرفداران قدیمی شیامالان را جلب کند. یازده سال پس از واکنش‌های منفی به «The Village»، او بار دیگر نشانه‌هایی از توانایی سابق خود در ایجاد اضطراب و غافل‌گیری نشان داد.

یک سال بعد، «Split» موفقیت جدی‌تری رقم زد. این فیلم در نهایت مشخص کرد که به جهان «Unbreakable» تعلق دارد و همین ارتباط غیرمنتظره، یکی از موثرترین غافل‌گیری‌های دوران متأخر کارنامه شیامالان شد. موفقیت «Split» نشان داد مشکل اصلی او استفاده از پیچش داستانی نبود؛ مسئله، نسبت میان غافل‌گیری و داستانی بود که باید آن را پشتیبانی می‌کرد.

میراث پیچیده یک پایان جنجالی

«The Village» پس از ۲۲ سال همچنان اثری دوگانه باقی مانده است. می‌توان آن را فیلمی دانست که بیش از اندازه روی یک افشاگری حساب باز کرد، اما در عین حال مضامینش درباره انزوا، دروغ مصلحتی، ترس موروثی و کنترل اجتماعی همچنان قابل تأمل‌اند. بزرگان روستا برای فرار از خشونت، جامعه‌ای ظاهراً امن می‌سازند، اما برای حفظ آن ناچار می‌شوند نسل بعد را با دروغ و وحشت اداره کنند؛ تناقضی که هسته واقعی فیلم را شکل می‌دهد.

شاید پیچش نهایی نتوانست همه مخاطبان را راضی کند، اما «The Village» صرفاً یک شکست ساده نبود. این فیلم نقطه‌ای بود که در آن، امضای هنری شیامالان به محدودیتش تبدیل شد و او را واداشت سال‌ها بعد مسیرش را از نو بسازد. راز دهکده ممکن است برای بسیاری ناامیدکننده بوده باشد، اما تأثیرش بر کارنامه خالق «The Sixth Sense» انکارشدنی نیست.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا